واکاوی مولفه های شخصیتی الگوهای دینی در ادبیات کودک گروه سنّی «الف و ب»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«تربیت الگویی» به عنوان یکی از کارآمدترین روش های تربیتی به سبب نقش آفرینی عینی و ملموس الگوها در فرایند یادگیری، به ویژه در دوران کودکی که عمدتاً یادگیری از مسیر مشاهده و همانندسازی رخ می دهد، همواره مورد توجه پژوهشگران تربیتی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی مولفه های شخصیتی الگوهای دینی در ادبیات کودک گروه سنّی «الف و ب» انجام شد. روش انجام پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده گردید. جامعه پژوهش شامل کتاب های داستانی حوزه کودک در سه دسته پیامبران الهی، معصومین(ع) و فرزندان ایشان در گروه های سنّی «الف و ب» از سال 1390 تا 1402 بود. طبقه بندی یافته ها در سه مرحله پایه، سازمان دهنده و فراگیر انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که مولفه های شخصیتی الگوهای دینی در جامعه پژوهش شامل 10 مضمون اصلی «راهنمایی و هدایتگری»، «خداپرستی و نفی طاغوت»، «مشروعیت دینی»، «قدرت های ماوراءبشری»، «حُسن خلق»، «مقبولیت اجتماعی»، «صبر در برابر سختی ها»، «خیرخواهی»، «عدالت جویی» و «خردورزی» بوده است. در مجموع، بازنمایی اسوه های دینی از انسجام شخصیتی کافی برخوردار نبوده و تمرکز بیش از حد بر برخی ابعاد، چهره ای یک سویه و کاریکاتوری از الگوها پدید آورده است. همچنین برخی روایت ها بدون در نظر گرفتن سطح درک عاطفی و شناختی کودک ارائه شده و از پیوند معناداری با دنیای واقعی او برخوردار نیستند. نتایج پژوهش بیانگر این است که بازنمایی فعال و الهام بخش از الگوها، ایجاد ارتباط معنادار میان روایت ها و زندگی کودک و بهره گیری از نمونه های معاصر می تواند به تعادل محتوایی و اثرگذاری بیشتر تربیت الگویی در ادبیات کودک منجر شود.