صفیه مرادخانی

صفیه مرادخانی

مدرک تحصیلی: استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه لرستان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۳ مورد از کل ۲۳ مورد.
۲۱.

بازتاب اندیشه های ملامتی در فتوت نامه های صوفیانه تا قرن پنجم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جوانمردی تصوف ملامتیه فتوت فتوت نامه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
زمینه: پژوهشگران درباره میزان و چگونگی ارتباط بین دو مکتب ملامتیه و فتوت نظر یکسانی ندارند؛ برخی آن دو را یکی دانسته و برخی دیگر منکر این ارتباط شده اند. مسئله اصلی در اینجا این است که؛ با توجه به متن رسائل ملامتیه و فتوت نامه ها تا قرن پنجم هجری، چه شباهت ها و تفاوت هایی بین اصول فتوت و ملامتیه وجود داشته است. هدف این پژوهش تبیین شباهت ها و تمایزهای دو مکتب ملامتیه و فتوت است تا از این طریق دلایل اختلاف نظرهای موجود بین پژوهشگران در خصوص رابطه فتوت و ملامتیه و تصوف روشن شود.روش: روش تحقیق در این مقاله، تحلیلی- توصیفی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای است.یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش، بیانگر برداشت های گونه گون و متفاوت در این خصوص است. ابوعبدالرحمن سلمی نویسنده اولین فتوت نامه که خود از پیروان ملامتیه بوده در «رساله ملامتیه» تعریفی از جوانمردی ارائه می کند، که در آن جوانمرد همان ملامتی کامل است، اما همو در «کتاب الفتوه»، مانند سایر فتوت نامه های این دوره نوعی فتوت صوفیانه را معرفی کرده است که تفاوت های عمده ای با اصول ملامت دارد. در جوانمردی عیاران نیز که «قابوسنامه» معرف آن است، از اصول اساسی ملامتیه نشانی نیست. به نظر می رسد تفاوت دیدگاه پژوهندگان از اینجا سرچشمه گرفته است. در واقع کسانی که رساله ملامتیه سلمی را مبنای کار خود قرار داده اند، جوانمردان و ملامتیه را یکی دانسته اند؛ و گروه دیگر که جوانمردی را در مفهوم عیاری مدنظر داشته اند این دو را در تباین با هم یافته اند و گروه سومی که تصوف، ملامت و جوانمردی را شاخه هایی از یک اصل دانسته اند، فتوت صوفیانه را ملاک قرار داده اند.
۲۲.

بررسی و تحلیل انضمامی روایت «رستم و شَغاد» با استفاده از رویکرد نقد نو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شاهنامه رستم و شغاد روایت باورپذیری الگوهای کلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۶
قصه «رستم و شغاد» یکی از فنّی ترین و منسجم ترین روایت های موجود در شاهنامه است. در این قصه، برجسته ترین پهلوان شاهنامه، رستم، از جریان روایت حذف می شود. علاقه فردوسی به رستم سبب شده است تا فردوسی برای حذف او حساسیت و وسواس زیادی نشان دهد. فردوسی برای حذف این شخصیت ملی مجبور بوده است تا دقت زبانی و روان شناختی زیادی صرف کند تا مرگ رستم، با آن عظمت و شکست ناپذیری، معقول و پذیرفتنی جلوه کند. نقد نو، به منزله رویکردی انضمامی و سیستمی، تلاش می کند تا با اصالت بخشیدن به متن، الگوهای کلامی، هماهنگی، و وحدت درونی اجزا را در اثر نشان دهد. پیش فرض مقاله این است که فردوسی با استفاده از مقولا تی به نام «بازی اعتماد» و «فریب عاطفی» تلاش کرده است تا مرگ پهلوانی چون رستم را برای خواننده باورپذیر کند. مقدماتی چون «مفتون سازی»، «متقاعدسازی»، «خلق بحران و اضطرار»، «ایجاد حیرت»، «تبدیل قصه من به ما»، «تبانی»، «جلب اعتماد»، «تسریع اعتماد»، و «توطئه» قتل رستم را تا حد زیادی منطقی می کند. در این مقاله، با روش توصیف و تحلیل کیفی و دقیقِ متن، تلاش می شود تا مقدمات زبانی و ذهنیت روان شناختی فردوسی برای توجیه پذیری مرگ ابرپهلوان اثر ارزیابی شود.
۲۳.

عالمان دینی در شعر ناصرخسرو با تأکید بر تحلیل گفتمان انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برجسته سازی تحلیل گفتمان غیریت سازی فرکلاف لاکلائو و موفه ناصرخسرو

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۲
عالمان دینی در شعر ناصرخسرو با تأکید بر تحلیل گفتمان انتقادی چکیده تحلیل گفتمان انتقادی یکی از روش های تحلیل کیفی است که به ما می آموزد در ورای متن، مفاهیم پنهانی نهفته است. غیریت سازی، به حاشیه رانی و برجسته سازی ازجمله شیوه هایی هستند که سازندگان متن از آن ها بهره می برند تا گفتمان رقیب را به حاشیه برانند و گفتمان خودی را به جای آن برجسته کنند. ناصرخسرو یکی از کسانی است که از این روش به فراونی بهره برده است. وی عالمان دینی گفتمان رقیب را آماج غیریت سازی و به حاشیه رانی قرار داده و گفتمان خودی را که همان تشیع فاطمی است، برجسته کرده. روش طبقه بندی اطلاعات مقاله توصیفی- تحلیلی و روش تجزیه وتحلیل آن، روش تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف و روش تحلیل گفتمان اجتماعی- سیاسی لاکلائو و موفه است. پس از بررسی اشعار ناصرخسرو در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین به این نتایج دست یافتیم: در سطح توصیف ناصرخسرو از روش های حذف گفتمان رقیب، طنز، تشخص زدایی، تقابل ضمیر، حسن تعبیر، حصر موصوف و اسطوره سازی بهره برده است. در سطح تفسیر می توان به درگیری های مذهبی و نیز نگرش منفی نسبت به اسماعیلیان اشاره کرد. در سطح تبیین با توجه به رسالت ناصرخسرو برای ترویج مذهب اسماعیلیه وی کوشیده است ریاکاری، جبرگرایی و دیگر ناهنجاری های جامه ی خویش را به حاشیه براند و دال های گفتمانی خودی مانند خردورزی، دانش گرایی و... را جایگزین آن ها کند.              

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان