ایوب محمدیان

ایوب محمدیان

مدرک تحصیلی: استادیار، گروه مدیریت فناوری اطلاعات دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، ،

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۸ مورد از کل ۲۸ مورد.
۲۱.

مدل بازاریابی دیجیتال برای توسعه بازارهای صادراتی محصولات صنعت ساختمان در کشورهای حوزه خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۲۱۳
با توجه به سرعت بالای رشد و توسعه کشورهای حاشیه خلیج فارس و نیاز آن ها به توسعه عمرانی و از آنجاییکه ایران دارای منابع و پتانسیل سرشار جهت تولید محصولات ساختمانی باکیفیت است و به دلیل همسایگی و مقرون به صرفه بودن از جهت حمل و نقل، این کشورها را به مقاصد بسیار سودآوری جهت صادرات تبدیل می کند. از اینرو، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل بازاریابی دیجیتال برای توسعه بازارهای صادراتی محصولات صنعت ساختمان در کشورهای حاشیه خلیج فارس انجام شده است. این پژوهش با بهره گرفتن از رویکرد استراوس و کوربین تئوری داده بنیاد مورد تجزیه و تحلیل و کدگذاری قرار گرفته است. داده های برگرفته از مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شده با 24 نفر از خبرگان شرکت های ساختمانی جزیره کیش و فعالان صادرات که از بازاریابی دیجیتال استفاده می کنند، تا رسیدن به اشباع نظری این فرایند ادامه داشت. براساس مدل بدست آمده از پژوهش، در بین مفاهیم استخراج شده، فشار عرضه و تقاضا از طرف کشورهای همسایه، مسائل لجستیکی به جهت موقعیت جغرافیایی، زیرساخت فناوری سازمانی از نظر استفاده از فناوری بلاکچین، تخصیص بودجه، طراحی وبسایت عرب زبان، بازاریابی محتوای متناسب با نیاز و فرهنگ کشورهای عرب زبان همسایه و مشاوره های تخصصی از جمله مؤلفه هایی بودند که در بخش صادرات در صنعت ساختمان اهمیت ویژه ای داشتند. یافته های این پژوهش می تواند به فعالان در صنعت ساختمان و صادرات محصولات ساختمانی کمک کند تا نسبت به پیاده سازی بازاریابی دیجیتال کارآمد اقدام نموده تا به مزایای عمده آن از جمله سودآوری و ارزآوری دست پیدا کنند.
۲۲.

شناسایی و مفهوم پردازی پیشران های تصمیم گیری استراتژیک تحول دیجیتال در سازمان های خرده فروشی پوشاک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۴۹
تحول دیجیتال در حال تغییر سریع و گسترده سازمان های خرده فروشی پوشاک است. سرعت بالای ورود دانش جدید به سازمان وعدم قطعیت ویژه دنیای مد و پوشاک، مجال برنامه ریزی های استراتژیک را به سازمان نمی دهد و مدیران ارشد ناگزیر از تصمیم گیری استراتژیک در این حوزه هستند. شناسایی و مفهوم پردازی پیشران های تصمیم گیری استراتژیک در تحول دیجیتال سازمان های خرده فروشی هدف اصلی این پژوهش است. این پژوهش با استفاده از استراتژی پژوهش داده بنیاد چندگانه طی دو مرحله زمینه یابی نظری و تجربی به شناسایی پیشران ها پرداخته است. در مرحله زمینه یابی نظری با استفاده از روش فراترکیب، بیست و سه مقاله بین المللی از پایگاه های معتبر انتخاب و کدها و مفاهیم مرتبط با سئوال پژوهش استخراج گردید. در مرحله زمینه یابی تجربی، با هفده نفر از خبرگان مصاحبه بر مبنای پروتکل انجام شد و کدها و مفاهیم استخراج شده از مرحله فراترکیب مجددا بررسی، بازتعریف و تکمیل گردیدند. در نهایت با یک روند رفت و برگشتی و غنی سازی نظریه، مدل پیشران های تصمیم گیری استراتژیک تحول دیجیتال در خرده فروشی پوشاک ایران طراحی گردید. نتایج حاکی از آن است که پیشران های تصمیم گیری استراتژیک تحول دیجیتال در هفده مفهوم و چهار مقوله تحت عناوین «محرک های درون سازمانی»، «فشار عوامل صنعت و بازار»، «الزامات زیرساختی دولتی» و «کلان روندهای محیطی» قرار می گیرند. فشار اقتصادی و اشاعه فناوری اطلاعات و تغییرات زیست اجتماعی از مقوله کلان روندهای محیطی، انتظار عملکرد مالی و زیرساخت دیجیتال سازمان و تقاضای کارکنان از مقوله محرک های درون سازمانی و فشار مشتری و فشار فضای رقابتی از مقوله فشارهای صنعت و بازار، نسبت به سایر مفاهیم از بیشترین اهمیت و اولویت برخوردارند.
۲۳.

ارائه چارچوب شایستگی کارآفرینی برای آموزش نوجوانان در مدارس با رویکرد توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۴۶
هدف: کارآفرینی به عنوان یکی از موضوعات کلیدی در توسعه پایدار و آموزش نوجوانان مطرح است. هدف این پژوهش، ارائه چارچوب شایستگی کارآفرینی برای آموزش نوجوانان در مدارس با رویکرد توسعه پایدار است. با توجه به اهمیت پرورش مهارت های کارآفرینی از سنین پایین، این مطالعه به شناسایی و تعریف شایستگی های کلیدی موردنیاز برای تقویت روحیه و توانایی های کارآفرینانه در نوجوانان می پردازد. توسعه این شایستگی ها می تواند نوجوانان را برای مواجهه با چالش های اقتصادی و اجتماعی آینده آماده سازد و نقش آن ها را در توسعه پایدار تقویت کند. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و بر اساس پارادایم تفسیری انجام شده است. به منظور گردآوری داده ها، از روش فراترکیب استفاده شده است که تحلیل جامع و نظام مند مطالعات پژوهشی مرتبط با این موضوع را شامل می شود. در این راستا، مقاله های منتشرشده بین سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ بررسی و از روش نمونه گیری حذفی سیستماتیک برای انتخاب مقاله های نهایی استفاده شد. درنهایت، ۱۲ مقاله که به بررسی شایستگی های کارآفرینی و تأثیرهای آن بر نوجوانان در محیط های آموزشی پرداخته بودند، به عنوان هسته اصلی این پژوهش انتخاب شد. یافته ها: تحلیل مطالعات منتخب، به شناسایی سه دسته شایستگی کلیدی منجر شد که عبارت اند از: ۱. شایستگی های عمومی شامل مهارت هایی مانند تفکر خلاق، حل مسئله و تصمیم گیری که زیربنای کارآفرینی را تشکیل می دهند؛ ۲. شایستگی های مدیریتی شامل مهارت های مرتبط با مدیریت منابع، سازمان دهی و رهبری که برای موفقیت در فرایندهای کارآفرینی ضروری هستند؛ ۳. شایستگی های اختصاصی شامل مهارت های فنی و دانش تخصصی موردنیاز برای فعالیت های کارآفرینانه در حوزه های مختلف. این شایستگی ها در تقویت روحیه و توانایی های کارآفرینانه نوجوانان نقش مهمی ایفا می کنند و موجب ارتقای توسعه پایدار در برنامه های آموزشی می شوند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند به طراحی و توسعه برنامه های آموزشی مؤثر در راستای ارتقای شایستگی های کارآفرینی نوجوانان با رویکرد توسعه پایدار کمک کند. این پژوهش نشان می دهد که کارآفرینی به عنوان ابزاری توانمندساز در زندگی نوجوانان مطرح است و ضرورت ادغام آموزش های مرتبط با کارآفرینی در برنامه های درسی مدارس را برجسته می سازد.
۲۴.

مدلسازی پیشایندهای شکل گیری اکوسیستم همکاری بین سازمانی جهت ارائه خدمات دولت الکترونیکی یکپارچه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف : ایجاد خدمات عمومی باکیفیت و کارآمد همچنان یکی از چالش های اساسی دولت های مدرن است. بسیاری از ناکارآمدی های مدیریتی در بخش دولتی ناشی از عدم تطابق ساختارهای حاکمیتی با نیازها و سبک زندگی شهروندان است. چالش های کلیدی شامل پیچیدگی های بوروکراتیک، فرآیندهای اداری غیرضروری، طولانی شدن زمان ارائه خدمات، پراکندگی خدمات در میان سازمان های مختلف دولتی و کمبود منابع مالی برای پروژه های عمومی در مقیاس بزرگ است. در این میان، همکاری بین سازمانی به عنوان یک عامل کلیدی برای تحقق دولت الکترونیک یکپارچه مطرح شده است. این همکاری می تواند به رفع ناکارآمدی ها کمک کرده و بخش عمومی را به نهادی یکپارچه تر و پاسخگوتر تبدیل کند. فناوری اطلاعات (IT) نیز نقشی اساسی در این فرآیند ایفا می کند؛ چرا که باعث بهبود هماهنگی بین سازمان ها و تسهیل یکپارچگی در ارائه خدمات می شود. هدف این مطالعه، ایجاد درکی جامع از عوامل مؤثر بر شکل گیری اکوسیستم همکاری بین سازمانی و مدل سازی روابط متقابل آن ها در ارائه خدمات دولت الکترونیک مبتنی بر فناوری اطلاعات است. با شناسایی و ساختاربندی این عوامل، این تحقیق به پیشرفت نظری و عملی اکوسیستم های دولت الکترونیکی مشارکتی کمک می کند و راهکارهایی برای بهینه سازی این همکاری ها ارائه می دهد. طراحی/ روش شناسی/ رویکرد: پژوهش حاضر از نوع بنیادی-کاربردی است و در گام اول به منظور تبیین پیشایندها، به بررسی نظام مند ادبیات در سالهای 1990-2023 با روش فراترکیب پرداخته شد و سپس با روش مدلسازی ساختاری- تفسیری روابط بین این پیشایندها تحلیل شد. یافته های پژوهش: 22 عامل به عنوان پیشایند شکل گیری اکوسیستم همکاری بین سازمانی مبتنی بر فناوری اطلاعات شناسایی و در چهار مقوله قابلیت های درون سازمانی، قابلیت های بین سازمانی، انگیزه بیرونی و انگیزه درونی دسته بندی شد. در گام مدلسازی ساختاری- تفسیری این پیشایندها به صورت سلسله مراتب اثرگذاری در سطوح یک تا چهار طبقه بندی شدند. عوامل سطح یک شامل عامل کسب مشروعیت و عامل تجربه و دانش قبلی است. کسب مشروعیت به عنوان بنیان اولیه مطرح است که سازمان ها باید در ابتدا مشروعیت لازم را برای ورود به اکوسیستم های همکاری کسب کنند. مشروعیت می تواند از طریق تأییدهای قانونی، حمایت های دولتی و اعتماد عمومی به دست آید. تجربه و دانش قبلی در زمینه همکاری ها و استفاده از فناوری های جدید بسیار مهم است. این تجربه و دانش می تواند از طریق پروژه های قبلی، پژوهش و آموزش های مختلف به دست آید. در تحلیل خوشه بندی معیارها نیز این دو عامل در دسته محرک قرار گرفتند که بیانگر میزان اثرگذاری بالای آنها بر سایر پیشایندها است. سایر عوامل در دسته خوشه پیوندی قرار دارند که نشان می دهد از قدرت اثرپذیری و اثرگذاری متوسطی برخوردارند. محدودیت ها و پیامدها : پیشایند های شکل گیری همکاری بین سازمانی در این پژوهش با تأکید بر مجلات برتر حوزه دولت الکترونیکی و سیستم های اطلاعاتی احصا شده است و نتایج به دست آمده را نمی توان به سایر حوزه های علمی تعمیم داد. همچنین این پژوهش با تمرکز بر ارائه خدمات دولتی در کشور ایران انجام شده است. تطبیق یافته ها و توسعه پژوهش ها در قلمروهای مکانی دیگر می تواند توسعه پژوهش و تعمیم یافته ها را میسر سازد. پیامدهای عملی : در کشور ایران، هر یک از سازمان ها به طور جداگانه تلاش های زیادی جهت توسعه فناوری های اطلاعاتی در درون سازمان خود دارند. اما کمتر سازمانی قابلیت لازم برای حضور در اکوسیستم همکاری و ایجاد شبکه های بین سازمانی را با استفاده از سیستم های اطلاعاتی بین سازمانی دارد. یکی از دلایل اصلی عدم توسعه همکاری های سازمانی و ایجاد شبکه های همکاری بین سازمانی در بخش دولتی را می توان ناشی از عدم وجود قابلیت همکاری و شبکه پذیری بین سازمانی دانست. مؤلفه کسب مشروعیت و مؤلفه وجود دانش و تجربه قبلی به عنوان تأثیرگذارترین مولفه های پیشایندی شناسایی شدند. در نتیجه شکل گیری اکوسیستم همکاری برای ارائه خدمات دولتی می توان با ارتقای تعامل پذیری سیستم های اطلاعاتی بین سازمانی، بهبود تعهد بین سازمانی، بهبود روابط بین فردی، افزایش اعتماد بین سازمانی، ایجاد توان رقابتی، بهبود همسویی بین سازمانی و مزیت استراتژیک به ارائه خدمات الکترونیکی یکپارچه نائل شد. ابتکار یا ارزش مقاله : ادبیات اکوسیستم همکاری اغلب در پژوهش های حوزه کسب وکار و کارآفرینی مطرح شده بود، اما در این پژوهش در بخش دولتی مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین در این پژوهش به روابط متقابل و پویایی بین پیشایندها با تحلیل سلسله مراتبی پرداخته شد که نوآوری دیگر پژوهش است. نوع مقاله: مقاله پژوهشی
۲۵.

Mapping the Digital Servitization Journey: A Meta-Synthetic Framework of Antecedents, Processes, and Outcomes in Industry 4.0(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۴۷
Objective : This study aims to conceptualize the structure of digital servitization—the shift from product-centric to digital service-oriented business models. It seeks to integrate fragmented academic literature into a coherent framework and provide practical guidance for managers navigating this transformation.  Methodology: Through a systematic review methodology, a meta-synthesis was conducted to integrate and interpret prior research. Following the retrieval of 140 articles from major academic databases, multiple rounds of screening—based on criteria of quality, relevance, and novelty—culminated in the selection of 20 pivotal studies. These were categorized and analyzed through a conceptual model structured around the antecedents, processes, and outcomes of digital servitization. Results : Digital servitization can be structured into three core dimensions. Antecedents include technological readiness, human competencies, and organizational culture. Key processes involve designing digital platforms, implementing data-driven services, and reconfiguring business models. Outcomes result in enhanced innovation, organizational agility, and sustainable business performance. Conclusion : Successful digital servitization requires a systematic approach across antecedents, processes, and outcomes. The proposed framework offers an integrated view of the technological, human, and structural factors involved, helping managers avoid common pitfalls—such as strategy misalignment and employee resistance—and move beyond simple digitalization toward genuine service-based transformation.
۲۶.

توسعه فناوری نظارتی (سوپ تک) در صنعت مالی ایران با رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۰
استفاده از فناوری های پیشرفته در نظارت مالی، می تواند امکان شناسایی سریع تر و دقیق تر تخلفات و مخاطرات را فراهم آورد. در این راستا، فناوری نظارتی (سوپ تک) به عنوان یکی از مهم ترین نوآوری های فناورانه در صنعت مالی مطرح شده و انتظار می رود نقش کلیدی در بهبود کارایی و اثربخشی فرآیندهای نظارتی ایفا نماید. هدف این پژوهش شناسایی و مدلسازی عوامل کلیدی مؤثر بر توسعه سوپ تک در صنعت مالی می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد ۹ عامل توسعه سوپ تک در پنج سطح قرار می گیرند؛ همچنین این عوامل با انجام تحلیل میک مک در چهار دسته اصلی تقسیم بندی شدند. بر این اساس به منظور تقویت توسعه سوپ تک در صنعت مالی ایران پیشنهاد می شود برنامه های حمایتی و انگیزشی برای نهادهای مالی و سرمایه گذاران خطرپذیر طراحی و اجرا گردد و صندوق های پشتیبان برای شرکت های نوپای این حوزه راه اندازی شود. توسعه زیرساخت های پردازش داده، تدوین برنامه های تربیت نیروی انسانی متخصص، و بازنگری مقررات برای انطباق با فناوری های نوین از دیگر الزامات کلیدی به حساب می آید. همچنین، ایجاد سازوکارهای هماهنگی میان نهادهای تنظیم گر، تقویت تعامل با بازیگران فناور و نوپا، و استفاده از ظرفیت دانشگاه ها و رسانه ها برای ارتقای آگاهی عمومی نسبت به ابزارهای نوین، باید در اولویت سیاست گذاران قرار گیرد.
۲۷.

ارائه چارچوب بلوغ تحول دیجیتال در صنعت بیمه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۶
هدف: با توجه به نقش و اهمیت صنعت بیمه در اقتصاد کشورها، در این مطالعه به طراحی مدل بلوغ تحول دیجیتال در صنعت بیمه ایران پرداخته شد. طراحی مدل بلوغ دیجیتال در صنعت بیمه با فراهم نمودن راهنمای جامع برای تقویت قابلیت ها، هدف-گذاری و تکرار موفقیت ها، نقشی حیاتی در استقرار موفقیت آمیز موضوعات کسب وکار و کاهش عدم قطعیت ها در این صنعت ایفا می کند. از طرف دیگر، در سال های اخیر تعداد تحقیقات حوزه تحول و بلوغ دیجیتال افزایش یافته است. لیکن، با توجه به نقش صنعت بیمه در توسعه یافتگی کشورها، متأسفانه در داخل کشور بویژه در صنعت بیمه، پژوهش های اندکی در خصوص طراحی مدل های بلوغ تحول دیجیتال در صنعت یاد شده صورت پذیریفته و لذا از این حیث نسبتاً جدید محسوب می شود.روش: تحقیق حاضر با توجه به ماهیت آن از حیث هدف، کاربردی- توسعه ای محسوب می شود. در این پژوهش ابتدا مقالات مرتبط با تحول و بلوغ دیجیتال در صنعت بیمه با استفاده از رویکرد مرور نظام مند پیشینه مورد مطالعه قرار گرفتند. در ادامه مقالات منتخب، با به کارگیری نظریه داده بنیاد (سه مرحله ای) کدگذاری شده و پس از برچسب زدن به داده ها و کدگذاری مفاهیم، تحلیل و طبقه بندی مفاهیم انجام شد. مرور نظام مند پیشینه، روشی برای شناسایی، ارزیابی و درک همه پژوهش های مرتبط با یک سؤال پژوهش یا پدیده مورد علاقه است و به منظور خلاصه سازی شواهد موجود، تشخیص شکاف های پژوهش های فعلی و ارائه چارچوب نهایی استفاده می شود. مرور نظام مند پیشینه پژوهش حاضر از نوع مرور کیفی بود که در آن به جای داده های عددی که در مرور نظام مند عمومی و فراتحلیل موردبررسی قرار می گیرند، بر داده های متنی تمرکز دارد. مطابق با مدل ولفسوینکل و همکاران (2013) ، پنج مرحله تعریف (تعریف سؤالات پژوهش، تعریف معیارهای شمول، تعیین پایگاه داده های مناسب)، جستجو (جستجوی منابع شناسایی شده)، انتخاب (محدودسازی نمونه ها)، تجزیه وتحلیل (کدگذاری باز، محوری، انتخابی) و ارائه گزارش طی شد. همچنین به منظور افزایش اطمینان، جستجوی پیش رونده و عقب گرد انجام شد. در جستجوی عقب گرد، مراجع مقالات به دست آمده مورد بررسی قرار گرفتنه و در صورت تناسب و تکرار در منابع، به مقالات منتخب اضافه شدند. در جستجوی پیش رونده، منابعی که به مقالات کلیدی به دست آمده استناد کرده بودند، مورد جستجو قرار گرفتند. جهت انتخاب مناسب ترین و مهمترین مقالات، معیارهای شمول و عدم شمول براساس پژوهش عبدالمعبود و همکاران (2014) تعیین شد. با توجه به آمار موتورهای جستجوی پیشینه و تجربه های گزارش شده در مرورهای پیشین، از پایگاه داده های مقالات معتبر نظیر: اسکوپوس، اسپرینگر و ساینس دایرکت استفاده شد. با توجه به روند انتشار مقالات، جستجوی مقالات در دوره 2019 تا 2023 انجام شد. در اولین مرحله جستجو 101 مقاله بازیابی و با استفاده از روش های عقب گرد و پیش رونده به ترتیب 3 و 1 مقاله دیگر استخراج شدند. پس از اعمال معیارهای شمول و عدم شمول، در نهایت 29 مقاله انتخاب شدند. پس از جستجو و انتخاب مقالات منتخب، تحلیل آن ها به منظور استخراج ابعاد بلوغ دیجیتال در صنعت بیمه انجام شد. برای این منظور از نظریه داده بنیاد که یکی از روش های توصیه شده برای به کارگیری در مرحله تجزیه وتحلیل است (برتلسون و فردریکسون، ۲۰۱۸) استفاده شد.یافته ها: نتایج حاصل از کدگذاری باز منجر به شناسایی 140 مفهوم، 35 مقوله فرعی، 15 مقوله اصلی و 4 بعد (توانمندسازها، زمینه سازها، بازدارنده ها و دستاوردها) شد. در مرحله کدگذاری انتخابی براساس نتایج دو مرحله قبلی کدگذاری، چارچوب مدل یا ابرانگاره نهایی عرضه شد. براین اساس مدل نهایی بلوغ دیجیتال در صنعت بیمه ایران ارائه شد. پس از شناسایی عناصر مفهومی، نتایج فرآیند کدگذاری ها در قالب بررسی توافق دو کدگذار بر مبنای ضریب کاپا مورد ارزیابی قرار گرفت. با توجه به این که سطح معنی داری برای ضریب کاپا کوچکتر از 05/0 بود، نتیجه گرفته شد که یافته های کدگذاری از پایایی کافی برخوردار بوده و مدل ارائه شده بلوغ تحول دیجیتال در صنعت بیمه ایران قابل اتکا است.نتیجه گیری: به طور کلی مدل بلوغ دیجیتال طراحی شده، تجهیز صنعت بیمه به توانمندسازهای دیجیتال از جمله: حکمرانی و رهبری، استراتژی، فرهنگ و مهارت، فناوری، نوآوری و منابع دیجیتال را شرط دستیابی به دستاورهایی نظیر: کسب و کار اکوسیستم، فرآیند، تجربه دیجیتال مشتری و تجربه دیجیتال سازمان می داند. همچنین، مدیریت سرمایه انسانی، منابع کسب وکار و اکوسیستم دیجیتال می توانند زمینه ساز تبدیل توانمندسازهای دیجیتال به دستاوردهای دیجیتال بوده و عواملی نظیر: مقاومت سازمانی و موانع تحول، به عنوان بازدارنده های تبدیل توانمندسازهای دیجیتال به دستاوردهای دیجیتال عمل کنند.
۲۸.

چگونگی ایجاد توازن قدرت در توسعه سیستم های فناوری اطلاعاتی برای روابط بین سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۲
زمینه و هدف: در گذشته، سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی، به‌طور عمده برای پشتیبانی از عملیات داخلی سازمان‌ها استفاده می‌شدند؛ اما با تحول دیجیتال و توسعه زیست‌بوم‌های همکاری در کسب‌وکارها، این فناوری‌ها در تکامل روابط سازمانی نقش استراتژیکی ایفا می‌کنند و باعث ایجاد نوآوری، پایداری و مزیت رقابتی می‌شوند. یکی از دغدغه‌های مهم در این مسیر، نامتوازن بودن قدرت میان ذی‌نفعان است که می‌تواند فرایند پیاده‌سازی سیستم‌های اطلاعاتی بین‌سازمانی را با شکست مواجه سازد. هدف این پژوهش، تبیین سازوکارهای طراحی روابط بین‌سازمانی، بر پایه تحلیل قدرت در این روابط است. روش: این پژوهش با استفاده از روش فراترکیب و مبتنی بر مدل هفت‌مرحله‌ای زیممر، مفاهیم مرتبط با پیشایندها و پسایندهای روابط قدرت در تکامل سیستم‌های ارتباط بین سازمانی را شناسایی کرده است. مفاهیم با استفاده از روش کدگذاری سه مرحله‌ای، در سه سطح مضمون پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر استخراج و در قالب یک مدل فرایندی چندلایه‌ای برای طراحی ارائه شد. یافته‌ها: تحلیل داده‌ها به استخراج ۵ مضمون فراگیر، ۱۳ مضمون سازمان‌دهنده و ۴۲ مضمون پایه، به‌عنوان عوامل اثرپذیر و اثرگذار بر روابط قدرت در توسعه سیستم‌های اطلاعاتی برای تکامل روابط بین‌سازمانی منجر شد. این مضامین در قالب مؤلفه‌هایی مانند شرایط علّی، زمینه‌ای، مداخله‌گر، استراتژی‌های روابط بین‌سازمانی، استراتژی‌های توسعه فناوری اطلاعات و پیامدها سازمان‌دهی شده‌اند. نتیجه‌گیری: روابط قدرت، نه‌تنها مانع توسعه سیستم‌های اطلاعاتی نیستند، بلکه در صورت مدیریت هوشمندانه، می‌توانند نقش تسهیلگر، تنظیمگر و حتی محرک نوآوری را ایفا کنند. توازن قدرت از طریق شناسایی نوع رابطه (سازمانی، رابطه‌ای یا شبکه‌ای)، تحلیل منابع قدرت، انتخاب ساختار همکاری مناسب و طراحی سازوکارهای هم‌راستاسازی تحقق می‌یابد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان