علیرضا صادقی

علیرضا صادقی

مدرک تحصیلی: دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۶۶ مورد از کل ۱۶۶ مورد.
۱۶۱.

طراحی برنامه درسی فعالیت های فوق برنامه دانشگاه فرهنگیان؛ یک مطالعه داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۹۸
این پژوهش با هدف طراحی برنامه درسی فعالیت های فوق برنامه برای دانشگاه فرهنگیان انجام شده است. در مسیر انجام پژوهش، از رویکرد کیفی و روش داده بنیاد (گراندد تئوری) استفاده شده است. به این منظور، داده ها با روش کیفی داده بنیاد جمع آوری و تحلیل شدند. حجم مشارکت کنندگان شامل 20 نفر از متخصصان و صاحب نظران در زمینه برنامه درسی و جامعه شناسی و اساتید دانشگاه فرهنگیان بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده که داده های گردآوری شده از طریق روش کدگذاری اشترواس و کوربین تحلیل شد. تعیین روایی در پژوهش حاضر با استفاده از ضریب لاوشه و پایایی آن با استفاده از ضریب هولستی انجام شد که مقدار ضریب هولستی 0.99 به دست آمد که نشان از اعتبار داده های پژوهش حاضر می باشد. یافته ها نشان داد که الگوی برنامه درسی فعالیت های فوق برنامه دانشگاه فرهنگیان شامل 5 بعد و 27 مؤلفه و 239 شاخص می باشد. از جمله مؤلفه های این مدل می توان به محتوای آموزشی، مهارتی، کاربردی، فعالیت های حرفه ای، فعالیت های معلم محور و فعالیت های مشارکتی، انواع فوق برنامه و طراحی فوق برنامه، ارزشیابی مشاهده محور، مهارت محور و کتبی، همچنین راهبردهایی نظیر برنامه های فرهنگی و امکانات و تجهیزات و فعالیت های آموزش محور، فعالیت های تکمیلی، فعالیت های علاقه محور، مدیریت زمان و ساعت فرهنگی، جایگاه فوق برنامه و فضای فوق برنامه اشاره نمود.
۱۶۲.

طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی برای دوره کارشناسی ارشد رشته برنامه درسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۵
هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی برای دوره کارشناسی ارشد رشته برنامه درسی بود. در این پژوهش، روش های تحلیل محتوای کیفی، روش اسنادی و روش توصیفی-استنتاجی مورد استفاده قرارگرفت. نمونه مورد نظر جهت گردآوری داده ها عبارت از 9 متخصص رشته برنامه درسی و 45 منبع در رابطه با برنامه درسی مبتنی بر شایستگی بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. فنون گردآوری داده ها عبارت از مصاحبه نیمه ساختاریافته فردی با متخصصان و تحلیل کیفی متون بود. داده های بدست آمده از مصاحبه ها و منابع متنی با روش کدگذار قیاسی تجزیه و تحلیل شد. یافته های این پژوهش، ویژگی های عناصر برنامه درسی مبتنی بر شایستگی را به ترتیب برای هدف، محتوا و فعالیت های یادگیری، روش و ارزشیابی بدست داد و الگوی اولیه برنامه درسی مبتنی بر شایستگی طراحی شد. همچنین فرایند، مراحل و چگونگی ارائه الگوی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی، منتج از پژوهش های پیشین در رابطه با موضوع بود. الگوی مذکور پس از اعتباریابی توسط متخصصان و صاحب نظران و اعمال تعدیل ها، مورد تأیید قرار گرفت. نتایج این پژوهش می تواند در طراحی برنامه درسی مبتنی بر شایستگی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۶۳.

ارزشیابی کیفیت درونی برنامه درسی دروس عمومی دوره کارشناسی از دیدگاه اساتید و دانشجویان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۹۳
پژوهش حاضر با هدف ارزشیابی کیفیت درونی دروس عمومی دوره کارشناسی از دیدگاه اساتید و دانشجویان دانشگاه های شهر تهران انجام شده است. در این راستا چهار عنصر اصلی برنامه درسی شامل (اهداف، محتوا، روش تدریس، ارزشیابی) مورد ارزشیابی قرار گرفته اند. روش مورد استفاده در این پژوهش روش ترکیبی (کیفی- کمی ) است، جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های تهران و اساتید دروس عمومی در این دانشگاه ها می باشد. حجم نمونه شامل 20 نفر از اساتید و 384 نفر دانشجو که بر اساس مدل مورگان انتخاب شده اند، در تحلیل داده های تحقیق از روش تجزیه و تحلیل کیفی(تجزیه و تحلیل توصیفی)، روش آماری توصیفی شامل(میانگین،توزیع فروانی و انحراف استاندارد) ، آماراستنباطی از (آزمون t برای دو گروه مستقل) جهت مقایسه نظرات اساتید و دانشجویان مورد استفاده قرار گرفته است.یافته های پژوهش بیانگر نظر موافق اکثریت دانشجویان مورد مطالعه، نسبت به عناصر برنامه درسی دروس عمومی است، پاسخ های ابراز شده در پرسشنامه محقق ساخته، نشانگر آن است که وضعیت موجود دروس عمومی از لحاظ عناصری همچون اهداف، محتوا، روش تدریس و ارزشیابی موجود درسی در وضعیت مطلوبی قرار ندارند، در مورد عنصر هدف موجود دروس عمومی دیدگاه دانشجویان بر سطح متوسط و دیدگاه اساتید بر سطح مطلوب دلالت دارد.
۱۶۴.

ارائه راهبردها و سیاست های تحقق محله های کم کربن براساس ویژگی های کالبدی بافت های مختلف شهری؛ مطالعه موردی: محله های منتخب شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۹۰
با توجه به اهمیت روزافزون چالش های زیست محیطی و ضرورت کاهش انتشار گازهای گلخانه ای، شهرها نقش محوری در کنترل تغییرات اقلیمی ایفا می کنند. محله های شهری در ادوار مختلف توسعه شهر و متناسب با دانش و رویکردهای هر دوره شکل گرفته اند و از ویژگی های کالبدی متمایزی برخوردارند. توجه به ماهیت فیزیکی و تیپولوژی بافت های گوناگون شهری در طراحی و برنامه ریزی محله های کم کربن، موضوعی است که در مطالعات پیشین کمتر تأکید شده است. براین اساس، پژوهش حاضر با هدف رتبه بندی انواع بافت های شهری با توجه به ظرفیت کالبدی آن ها و ارائه راهبردها و سیاست های اجرایی تحقق شاخص های محلات کم کربن انجام شده است. برای این منظور، محله های سنگ سیاه، وصال و ولی عصر قصرالدشت در شیراز به عنوان ۳ محله منتخب از بافت قدیمی و تاریخی، بافت میانی و بافت جدید جهت نمونه مطالعه تحلیل شدند. این پژوهش به لحاظ روش شناسی در دسته پژوهش های خبره محور قرار دارد؛ ازاین رو برای گردآوری داده با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی ۷ نفر از کارشناسان و پژوهشگران حوزه طراحی و برنامه ریزی شهری انتخاب شده اند. به منظور وزن دهی شاخص ها از رویکرد فازی شهودی دایره ای روش سوارا (CIF SWARA) و جهت رتبه بندی انواع بافت ها از روش تصمیم گیری چند معیاره کوکوسو (CoCoSo) استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که به طور عام شاخص های سیستم حمل ونقل عمومی، انطباق مکانی کاربری ها با ویژگی های اقلیمی و سرانه فضای سبز با بیشترین سطح تأثیرگذاری به عنوان شاخص های بنیادی در تحقق محله کم کربن هستند؛ درحالی که شاخص هایی مانند تقویت زیرساخت های اینترنت پرسرعت و نساختن پارکینگ عمومی به عنوان عوامل پشتیبان و تکمیلی، تأثیرگذار هستند. لازم به ذکر است که اولویت شاخص های تحقق محله کم کربن با توجه به ویژگی های کالبدی موضع مداخلاتی تقدم وتأخر متفاوتی دارند؛ بنابراین در راستای ارائه راهبردها و سیاست های اجرایی مؤثرتر، توجه به ظرفیت ها و ویژگی های متمایز هر نوع بافت شهری (تاریخی، میانی و جدید) امری حائز اهمیت است.
۱۶۵.

فرهنگ سوم در سازگاری بین فرهنگی دانشجویان بین المللی: مطالعه موردی دانشجویان آسیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰
سازگاری بین فرهنگی فرایندی پویا برای برقراری ارتباط مؤثر در یک محیط چندفرهنگی است که مطالعه آن به دلیل تأثیر بر تمام ابعاد زندگی تحصیلی و اجتماعی دانشجویان بین المللی دارای اهمیت است. ازآنجایی که دانشجویان آسیایی در حال حاضر بیشترین تعداد دانشجویان بین المللی در دانشگاه های جهان را به خود اختصاص داده اند، مقاله حاضر باهدف واکاوی چگونگی تجارب سازگاری بین فرهنگی این گروه از دانشجویان در کشور مقصد انجام شده است. داده های پژوهش به طور سیستماتیک از 33 مقاله درباره تجارب دانشجویان آسیایی در دانشگاه میزبان (منتشرشده در فاصله زمانی 2024-2012) گردآوری شدند و از طریق تحلیل محتوای کیفی مورد بررسی قرار گرفتند. براساس یافته های پژوهش دو مؤلفه اصلی در سازگاری بین فرهنگی به «تفاوت درک شده» توسط دانشجویان مهمان و «اشتراک درک نشده» توسط دانشگاه میزبان تعلق دارد؛ تفاوت درک شده شامل پذیرش تفاوت های قابل انتظار در سه سطح آکادمیک، زبانی و فرهنگی توسط دانشجویان آسیایی در کشور میزبان و تلاش از طریق «مدارا» و «تساهل» برای سازگاری با آنهاست و اشتراک درک نشده شامل تجربه تبعیض، نژادپرستی، تعصب و سوگیری، انگ زنی و کلیشه سازی در دانشگاه مقصداست که آشکارا تفاوت و مرز میان جامعه مهمان و جامعه میزبان را پررنگ و ساخت معنای مشترک در فضای فرهنگی جدید را دشوار می سازد. نتیجه نهایی پژوهش با تأکید بر «دوطرفه بودن فرایند سازگاری» بر نقش مؤثر جامعه مقصد در شکل گیری فضای «فرهنگ سوم» از طریق کاهش تبعیض، کلیشه سازی و نژادپرستی در دانشگاه و افزایش احترام، گشودگی، تساهل و مدارا در هر دو گروه از جامعه مهمان و میزبان تأکید دارد. براین اساس، فرایند پاسخگویی به محیط جدیدِ سوم به منظور ساخت معنای مشترک و ایجاد فضای بین فرهنگی مؤثر توسط هر دو گروه از ذی نفعان قابل انتظار است.
۱۶۶.

تبیین عوامل مؤثر بر مشارکت اجتماعی اصناف در بازارهای ایرانی اسلامی (مطالعه موردی: بازار وکیل شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۹
بازارهای ایرانی اسلامی همواره به عنوان نماد هویت ایرانی اسلامی برای شهرها تلقی شده است. مجاورت این بازارها با مسجد، وجه تمایز جالب توجه این بازارها با بازارهای تاریخی موجود در کشورهای غربی است. این امر بستر مناسبی را برای ایجاد هم افزایی بین صنوف و کسبه حاضر در بازار فراهم آورده است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر مشارکت اجتماعی اصناف در بازارهای ایرانی اسلامی و به طور خاص بازار وکیل شیراز انجام شده است. به این منظور، ۱۳ نفر از کسبه باسابقه و قدیم به صورت هدفمند و با روش گلوله برفی انتخاب و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق گردآوری شدند. تحلیل داده ها با استفاده از روش نظریه زمینه ای صورت گرفت. عوامل کلیدی مؤثر بر مشارکت اجتماعی اصناف در سه دسته کلی اخلاق فردی (شامل مذهب و ارزش های فردی)، اخلاق مدنی (شامل اعتماد و اقتصاد) و جامعه سیاسی (شامل دولت و ساختار نهادی) طبقه بندی شد. ضمن ارائه یک مدل نظری، نقش این عوامل در شکل گیری و پایداری مشارکت اجتماعی اصناف تبیین شده است. کد نظری اخلاق فردی به عنوان عوامل پیش نیاز، زمینه شکل گیری مشارکت اجتماعی را در میان اصناف فراهم می کنند. عوامل میانجی با ایجاد ارتباط بین ارزش های فردی و ساختارهای نهادی، نقش کلیدی در بروز و استمرار اخلاق مدنی دارند. در نهایت، عوامل پشتیبان شامل کد نظری جامعه سیاسی، ثبات و تداوم این فرایند را تضمین می کنند. نتایج این پژوهش می تواند برای سیاست گذاران و فعالان حوزه بازارهای ایرانی اسلامی، در جهت تقویت مشارکت اجتماعی اصناف و بهبود عملکرد این بازارها مفید واقع شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان