سید محمدرضا خطیبی

سید محمدرضا خطیبی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه شهرسازی، دانمشکده معماری و شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۳۵ مورد از کل ۳۵ مورد.
۲۱.

تدوین مدل نظری تولید فضای شهری اراضی عباس آباد تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۸ تعداد دانلود : ۳۴۶
نحوه تولید فضا و کنکاش و کشف آنچه در این فرایند در طول زمان رخ داده است نوع تولیدفضا را شفاف نموده و امکان برنامه ریزی و مدیریت بهینه تر و پرکردن گپ ها را از طریق پتانسیل های موجود فراهم می نماید. هدف این پژوهش ارائه مدل تولید فضای شهری اراضی عباس آباد کلان شهر تهران با ذره بین کنشگران و روابط قدرت جاری بین آن ها بوده است. رویکرد روش شناسی این پژوهش، کیفی بوده، داده ها از مصاحبه ها، مشاهده و اسناد گردآوری شده است. شیوه نمونه گیری، مبتنی بر روش زنجیره ای است. به منظور افزایش اعتمادپذیری نسبت به داده های کیفی، محدوده زمانی دوازده ماهه و افراد در سه حوزه مختلف اجرایی، علمی و علمی- اجرایی مرتبط با تولیدفضای عباس آباد جمع آوری گردید. برای افزایش اطمینان پذیری داده های کیفی نیز از فن اعتبار پاسخگو استفاده شده است. تجزیه وتحلیل داده های کیفی نیز از طریق نظریه زمینه ای(گراندد تئوری) و با بهره گیری از نرم افزار تحلیل کیفی Atlasti8 انجام شده است. فضای شهری منحصربه فرد و باارزش اراضی عباس آباد به وسعت حدود 550 هکتار در مرکز کلان شهر تهران به عنوان محدوده پژوهش انتخاب شده است. یافته ها نشان داد که محدوده بکر عباس آباد در دوره قاجار، تحت تأثیر 7عامل اصلی (شرایط زمینه ای) و سپس 6عامل مداخله گر، به اراضی ارزشمند دهه 50 دوره پهلوی تبدیل شده است که در یک فرایند دگرگونی شهری تحت تاثیر 8عامل علّی به وضعیت فعلی تغییر یافته است. یافته های حاصل از مصاحبه ها و مشاهده های میدانی نشان می دهد که مدل حضور، جایگاه و روابط کنشگران تولید فضای شهری در اراضی عباس آباد، به حالت خطی- سلسله مراتبی تحت تسلط نهاد حکومتی (شامل نهادهای دولتی و حکومتی و مدیریت شهری) و بخش خصوصی (خصولتی- تحت لوای بخش دولتی) است. مواردی برای اقدام توسط کنشگران عباس آباد، در جهت حرکت به سمت بازتولید فضای شهری معطوف به شهروندان پیشنهاد گردید. نوآوری این پژوهش، تدوین مدل نظری تولید یک فضای شهری منحصربه فرد با روش گرانددتئوری و تحلیل کیفی با نرم افزار Atlasti می باشد.در تولید این فضا، هیچ مکانیسمی برای مشارکت شهروندان وجود نداشته و تحت تأثیراساسی نظام حاکمیت بودنِ مدیریت شهری، تعدد نهادهای متولی و تصمیم گیر و تاخت زنی منافع توسط گروه های مختلف در دولت و حاکمیت منجر به جلوگیری از تحقق حق برشهر شهروندان شده است که تنها با ایجاد مدیریت یکپارچه و مالکیت واحد قابل حل است.
۲۲.

تدوین شاخص های ارتقای کیفی محور گردشگری دریاچه مهارلو بر اساس الگوی بیوفیلیک؛ متناسب با ساختار شهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۳۲۱
رویکرد بیوفیلیک را می توان به نوعی زیرمجموعه پایداری به شمار آورد که در برخورد با طبیعت، نگرشی حداکثری محسوب می شود، همچنین الگوی تأثیرگذار بر الگوی بیوفیلیک در محور گردشگری دریاچه مهارلو، به ترتیب مؤلفه های دسترسی به پهنه های آبی، میزان گذراندن اوقات فراغت در فضاهای سبز و سرانه فضای سبز می توانند بیشترین تأثیرگذاری را در جهت توسعه الگوی بیوفیلیک داشته باشند. پژوهش حاضر باهدف تبیین شاخص های پیش روی شهرسازی بیوفیلیک در جهت ارتقای کیفیت زندگی انجام شده است. این تحقیق به لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش از نوع تحقیقات توصیفی-تحلیلی مبتنی بر اکتشاف است. برای گردآوری داده های پژوهش از روش اسنادی و پیمایشی در قالب پرسش نامه محقق ساخته، مصاحبه و مشاهده عمیق استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش بازدیدکنندگان و شهروندان، محور گردشگری دریاچه مهارلو با نمونه ای از مردم عادی و نمونه ای جدا از جامعه متخصصین بوده است. بر اساس نتایج در میان مؤلفه های تأثیرگذار بر الگوی بیوفیلیک در محور گردشگری دریاچه مهارلو، به ترتیب مؤلفه های دسترسی به پهنه های آبی، میزان گذراندن اوقات فراغت در فضاهای سبز و سرانه فضای سبز به ترتیب بیشترین هستند و در میان ابعاد مؤثر توسعه، بعد کالبدی، مدیریتی و بعد اجتماعی- فرهنگی با بیشترین ابعاد تأثیرگذار بر توسعه الگوی بیوفیلیک در محور گردشگری دریاچه مهارلو هستند.
۲۳.

بررسی اقدامات مدیریتی شهری در برنامه ریزی های بازآفرینی زیرساخت سبز (مطالعه موردی: لاهیجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۴ تعداد دانلود : ۳۷۳
مقدمه: مدیریت پایدار شهرها در زمینه حفظ و نگهداری زیرساخت های سبز موجود در آن ها، می تواند علاوه بر ایجاد اکوسیستم فعال شهری، مزایای اجتماعی و اقتصادی را نیز برای شهر به ارمغان بیاورد. هدف از این مطالعه بهره گیری از مولفه های پایدار زیرساخت سبز ، به منظور مسیریابی تقویت بعد اجتماعی در برنامه های مدیریتی بازآفرینی که به دنبال خود تقویت  مولفه اقتصادی و زیستمحیطی را نیز در پی دارد می باشد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با ماهیت کاربردی است. این تحقیق با استفاده از روش دلفی و مصاحبه از گروه متخصص در مدیریت شهری و استخراج مقوله های محوری از آن، 3 معیار اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی را در نظر گرفته و زیرمعیارهایی متناسب هر شاخص، معرفی شدند. سپس با استفاده از روش مثلث سلسله مراتبی فولر، بر اساس تکرار معیارها و زیرمعیار مقایسه دو به دویی آن ها  انجام و وزن نهایی زیرمعیارها تعیین گردید. تحلیل پلیگن تیسن در نرم افزار Arc GIS  به منظور بررسی نگاه های مدیریتی در سطح شهر در محدوده های 7 گانه تحت مدیریت بازآفرینی به کار گرفته شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش شهر لاهیجان می باشد. یافته ها نشان می دهد معیار احیاء اجتماعی با نرمال 33/0 دارای بیشترین اهمیت و در رتبه های بعدی معیارهای اقتصادی با نرمال 17/. و زیست محیطی با 5/0 قرار می گیرند. نق را می توان نتیجه گیری: موثر توان مدیریتی صحیح برنامه ریزی زیرساخت های سبز در ارتقاء حیات اجتماعی و به دنبال آن اقتصادی و زیستمحیطی از مولفه های اصلی بازافرینی پایدار می باشند. در پایان پیشنهادهای راهبردی برای افزایش استقبال اجتماعی و اقتصادی در محدوده های تحت مدیریت و احیا زیرساخت سبز  شهر لاهیجان ارائه گردید.
۲۴.

ارائه ی الگویی جهت ارتقاء زیست پذیری در فضاهای عمومی زیر سطحی شهرها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۷ تعداد دانلود : ۲۹۹
افزایش جمعیت جوامع انسانی، منجر به افزایش شهرهای پرجمعیت، فشرده و پرتراکم شده است که توسعه در ارتفاع و زیرِ زمین را رایج ساخته است. با وجود مزیت های ناشی از زندگی فشرده انسان ها در کنار یکدیگر، ازدحام ناشی از تراکم، تهدیدی برای کیفیت های زیست انسان ها به وجود آورده است. مفهوم زیست پذیری، در پاسخ به این دغدغه، به کیفیت های عینی و ذهنی مورد انتظار انسان ها از محیط زیست می پردازد. توسعه های جدید زیرسطحی که عمدتاً متأثر از افزایش تراکم و ازدحام در شهرها هست، در اغلب موارد، کمتر به کیفیت های زیستی انسان ها در زیرِ سطح زمین پرداخته است و بیشتر به جنبه های عملکردی توجه شده است. کاهش نظارت اجتماعی، تأمین امنیت، تأمین تهویه، نور و کنترل رطوبت، خوانایی و جهت یابی از جمله مهم ترین چالش های این نوع از توسعه است. لزوم ایجاد و رواج استفاده از فضاهای عمومی پویا و اجتماع محور در طبقات زیرین، محرک پرداختن به این پژوهش بوده است. به منظور ارائه ی الگویی جهت ارتقاء زیست پذیری در فضاهای عمومی زیر سطحی شهرها، داده های کیفی جمع آوری شده، به روش اسنادی (تحلیل پایه) و داده بنیاد (تحلیل مکمل) به صورت همزمان مورد تحلیل قرار گرفت. روش جمع آوری اطلاعات، مطالعه اسنادی و مصاحبه نیمه ساختارمند می باشد. جهت تحلیل داده های کیفی و کدگذاری از نرم افزار Nvivo استفاده شد. از ترکیب تحلیل پایه و مکمل، مؤلفه های کلیدی سازنده فضای زیر سطحی زیست پذیر یعنی مؤلفه های عملکرد دسترسی؛ ادراکی؛ هویت؛ زیست محیط و تاب آوری شناسایی و بررسی شد. همچنین جهت ارائه الگو از روش داده بنیاد استفاده شد. بر اساس سوالات مطرح شده در فرآیند مصاحبه، 389 ارجاع ارائه گردید. با بازبینی متعدد و ادغام کدها بر اساس تشابه در طی چندین مرحله تلخیص داده ها، 20 کد اولیه و 7 کد محوری استخراج گردید و پس از کشف روابط علی معلولی، الگوی فضای زیرسطحی زیست پذیر مبتنی بر الگوی دانه برفی ارائه گردید.
۲۵.

بررسی وضعیت شاخص های شهرسازی بیوفیلیک در محور گردشگری دریاچه مهارلو استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۹ تعداد دانلود : ۲۷۴
مقدمه:  در دهه های اخیر لزوم پرداختن به بعد جدیدی از توسعه تحت عنوان بعد زیست محیطی باهدف مدیریت و نگهداری منابع طبیعی و جهت دهی به تحولات و ساختارهای رشد و فناوری و تأمین نیازها و رضایتمندی همه نسل ها، بیش ازپیش احساس می شود؛ شهرسازی بیوفیلیک یک مفهوم جدید بوده و به عنوان پاسخی در برابر این تحولات و نیازهای توسعه شهری مطرح شده است. هدف:  هدف پژوهش حاضر، بررسی وضعیت شاخص های شهرسازی بیوفیلیک در محور گردشگری دریاچه مهارلو می باشد. روش شناسی:  روش پژوهش حاضر به لحاظ ماهیت از نوع توصیفی-تحلیلی و به لحاظ هدف از نوع کاربردی است روش جمع آوری داده ها و اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی است. به طوری که در روش میدانی از نظرات 30 متخصص در قالب مصاحبه و از نظرات 391 نفر از شهروندان در غالب پرسشنامه بهره گرفته شد. نحوه انتخاب نمونه ها به ترتیب به صورت گلوله برفی و تصادفی بوده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، از آزمون T، تکنیک SWOT و QSPM استفاده شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش:  قلمرو جغرافیایی پژوهش محور گردشگری دریاچه مهارلو در استان فارس می باشد. یافته ها و بحث:  در میان مؤلفه های تأثیرگذار بر الگوی بیوفیلیک در محور گردشگری دریاچه مهارلو، به ترتیب مؤلفه های دسترسی به پهنه های آبی، میزان گذراندن اوقات فراغت در فضاهای سبز و سرانه فضای سبز به ترتیب با میانگین وزنی 26/8، 74/6 و 96/5 می توانند بیشترین تأثیرگذاری را درجهت توسعه الگوی بیوفیلیک داشته باشند؛ در میان شاخص های مؤثر، زیرساخت ها و شرایط لازم، فعالیت های بیوفیلیک، سازمان ها و نهادهای بیوفیلیک و نگرش ها و آگاهی ها به ترتیب بیشترین تأثیرگذاری را به خود اختصاص داده اند؛ این شاخص های به ترتیب دارای میانگین وزنی 44/5، 60/4، 46/4 و 98/3 می باشند. نتیجه گیری: با استفاده از تکنیک SWOT و QSPM و با توجه به شرایط محدوده موردمطالعه به تدوین و اولویت بندی استراتژی ها پرداخته شد که بر اساس نتایج به دست آمده 6 استراتژی تهاجمی تدوین و بر اساس استراتژی های تدوین شده، پیشنهادات و برنامه هایی برای تحقق الگوی بیوفیلیک ارائه شد.
۲۶.

تأثیر متقابل الگوهاى رفتارى در احیاى هویت محیط شهر (مطالعه موردى محدوده ورودی سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۲۹۳
کیفیت شهرها تابع ملاحظات منطقى طراحانه در فرایند کیفیت دهى به فضاها است. شهرهاى امروزى ایران که دستخوش,تحولات تاریخى، فرهنگى، اجتماعى و رویدادهاى بسیارطى تاریخ بوده است و واجد بستر لازم براى برقرارى تعاملات اجتماعى نمى باشد و در راستاى آن شکل گیرى قرارگاه هاى رفتارى آن نیز مهیا نمى باشد . این بحث در صدد شناسایى و تشخیص هویت گذشته شهرها و بررسى مولفه هاى هویتى است تا با مداخلات طراحانه بتوان به احیاى هویت پیشین آن ها دست یافت و با ارائه سنتزى از مولفه ها این مهم نائل آید. لذا فعالیت ها و رفتارهاى انسانى و ارتباط متقابل محیط و رفتار شناسایى گردید تا نوعى هویت مطلوب در شهرها از طریق بسترسازى الگوهاى رفتارى مشخص تبیین گردد. در این راستا با بررسی یک نمونه موردی، تاثیرات متقابل الگوهای رفتاری در احیای هویت محیط شهری مشخص گردید.
۲۷.

Evaluation of the Spatial Structure Transformation in Traditional Iranian Houses, in Combination with Urban Space of Tehran's First Modern Streets(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۰ تعداد دانلود : ۲۹۲
Iranian traditional architecture has been changed by modernity during the era of Naser al-Din Shah Qajar. This led to a combination of residential context and the first modern streets of the capital. In addition, this development creates new residential spaces above commercial functions, challenges traditional values, and responds to residents' activities and interactions. The main goals of the research are, firstly, achieving residential patterns in combination with urban space and, secondly, changing the concept of traditional values in Iran in this era. Residential spaces in the streets of Lalezar, Ala-al-Dawa, and Sani-al-Dowleh and the passageways between them are studied. Four mansions with traditional residential patterns and six modern-style apartments were selected as deliberate case studies. The residential plans are based on field surveys and reports from the cultural heritage ministry. The connectivity, integration, and depth measurement components were conducted using quantitative analysis tools such as E-Graph and DepthMap software, which are space syntax analysis instruments. The comparative assessment led to some changes, such as omitting traditional elements like the courtyard and entrances and altering the nature of some spaces like the living room. The result of research via deductive reasoning explains changes in the qualities of some values in Iranian traditional architecture. These qualities are privacy and hierarchy. The main reasons for these changes are having the balconies in the first floor like the older model but facing the street and locating most spaces in similar depths.
۲۸.

برنامه ریزی کاربری اراضی در مدیریت کالبدی فضایی مناطق پیراشهری(مطالعه موردی: اسلامشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۲۴۵
پیراشهری که گاهی به آن حاشیه شهری هم اطلاق می شود می تواند بر فرم شهری و چالش های برنامه ریزی فضایی قرن بیست ویک غالب شود. در کشورهای صنعتی یا پساصنعتی، پیراشهر قلمرو تغییرات اقتصادی، اجتماعی و دگرگونی ساختار فضایی است، درحالی که در کشورهای به تازگی صنعتی شده و بیشتر کشورهای درحال توسعه، غالباً منطقه شهری پر هرج ومرجی است که سبب ساز پراکندگی و توسعه ناهماهنگ شهری می شود. شناخت و تحلیل برنامه ریزی کاربری اراضی برای این مناطق می تواند به مدیریت بهتر این مناطق بیانجامد. ازاین رو، پژوهش حاضر باهدف شناخت و تحلیل این عوامل برای مناطق پیراشهری در شعاع 8 کیلومتری مابین کلانشهر تهران و شهر اسلامشهر براساس داده ها و نقشه های سال 1399 و بر مبنای 3 دسته بندی کلی کاربری اراضی یعنی شهری، کشاورزی و حفاظتی با لحاظ کردن ناسازگاری بین آن ها به انجام رسیده است. روش پژوهش مبتنی بر رویکرد کاربردی و توصیفی– تحلیلی است که با درنظر گرفتن الگوی تحلیل استراتژی تشخیص ناسازگاری کاربری اراضی (LUCIS) و پیاده سازی آن در محیط (GIS) توانست میزان مطلوبیت عوامل تأثیرگذار هر یک از کاربری های اراضی مذکور در جهت برنامه ریزی برای مناطق پیراشهری را برای محدوده موردمطالعه ارائه نماید.یافته ها به عنوان اولین نتایج این تحلیل نشان داد که از مجموع مساحت 46.335 هکتار شعاع 8 کیلومتری پیراشهری شهر اسلامشهر، 122 لکه با مجموع 12.754 هکتار دارای بالاترین مطلوبیت، 227 لکه با مجموع 21.155 هکتار دارای مطلوبیت متوسط و 139 لکه با مجموع 12.426 هکتار دارای کمترین مطلوبیت کاربری اراضی برای برنامه ریزی کالبدی – فضایی این منطقه می باشد. دومین نتیجه، موقعیت این لکه ها در جهت چگونگی آینده نگری و برنامه ریزی صحیح برای مدیریت شهری برای این مناطق است و به عنوان سومین نتیجه، تعمیم این مدل برنامه ریزی برای دیگر مناطق پیراشهری کشور را می توان در نظر گرفت.
۲۹.

تبیین مدل تجزیه و تحلیل کاربری اراضی برای برنامه ریزی مناطق پیراشهری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۳۱۸
پیراشهری که گاهی به آن حاشیه شهری هم اطلاق می شود می تواند بر فرم شهری و چالش های برنامه ریزی فضایی قرن بیست ویک غالب شود. در کشورهای صنعتی یا پساصنعتی، پیراشهر قلمرو تغییرات اقتصادی، اجتماعی و دگرگونی ساختار فضایی است، درحالی که در کشورهای به تازگی صنعتی شده و بیش تر کشورهای درحال توسعه، غالباً منطقه شهری پر هرج ومرجی است که سبب ساز پراکندگی و توسعه ناهماهنگ شهری می شود. شناخت و تحلیل برنامه ریزی کاربری اراضی برای این مناطق می تواند به مدیریت بهتر این مناطق بیانجامد. ازاین رو، پژوهش حاضر باهدف شناخت و تحلیل این عوامل برای مناطق پیراشهری در شعاع 8 کیلومتری مابین کلان شهر تهران و شهر اسلامشهر بر اساس داده ها و نقشه های سال 1399 و بر مبنای 3 دسته بندی کلی کاربری اراضی یعنی شهری، کشاورزی و حفاظتی با لحاظ کردن ناسازگاری بین آن ها به انجام رسیده است. روش پژوهش مبتنی بر رویکرد کاربردی و توصیفی – تحلیلی است که با در نظر گرفتن الگوی تحلیل استراتژی تشخیص ناسازگاری کاربری اراضی (LUCIS) و پیاده سازی آن در محیط (GIS) توانست میزان مطلوبیت عوامل تأثیرگذار هر یک از کاربری های اراضی مذکور در جهت برنامه ریزی برای مناطق پیراشهری را برای محدوده موردمطالعه ارائه نماید. یافته های این تحقیق بیانگر این موضوع است که پراکندگی ناموزون شهری به هر دلیلی که به وجود آمده باشد می تواند تأثیری مستقیم و غیرمستقیم در شکل گیری و پایداری مناطق پیراشهری داشته باشد. بر این اساس ظرفیت سازی برنامه ریزی مطلوب، بهترین ایده برای پاسخگویی به مداخلات ایجادشده در روند توسعه بی برنامه این مناطق است. از طرفی به این دستاورد می توان اشاره کرد که فضاهای پیراشهری که عموماً به شکلی خودجوش و بی برنامه در اطراف شهرها و کلان شهرها به وجود آمده و می آیند نیاز به برنامه ریزی و آینده نگری دارند تا ضمن از بین نرفتن اراضی کشاورزی در اطراف شهرها؛ اراضی با کاربری حفاظتی موجود نیز موردتوجه و حفاظت قرار گیرند تا درمجموع توسعه شهری برنامه ریزی شده ای را در این مناطق شاهد باشیم.
۳۰.

راهبردهای سامان دهی فضایی-مکانی سکونتگاه های غیررسمی (مطالعه موردی: تپه مراد آب کرج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۶۶
اسکان غیر رسمی و آلونک نشینی مسئله ای است که تنها مختص به کشور ایران نمی باشد بلکه بسیاری ازکشورهای جهان با آن مواجه هستند. همچنین کشور ایران با توجه به اینکه جزء کشورهای در حال توسعه محسوب میشود همانند این کشورها از پدیده اسکان غیر رسمی رنج میبرد. متأسفانه این پدیده به سرعتدر حال رشد و گسترش است و مشکلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و زیست محیطی فراوانی رادر اغلب شهرها بویژه شهرهای بزرگ ایران از جمله شهر کرج به وجود آورده است. بنابراین با توجه بهاهمیت موضوع، این پژوهش به الگوی سامان دهی فضایی-مکانی سکونت گاههایی غیر رسمی مطالعه موردیتپه مراد آب کرج می پردازد.شکل گیری سکونتگاه غیر رسمی و کانون زیستی تپه مراد آب کرج که از اواخر دهه 50آغاز گردید باموقعیت حاشیه ای در شهر کرج از ویژگیهای خاصی برخوردار است. تپه مرادآب در قسمت شرقی شهر کرجو در اراضی اسلام آباد واقع شده است و تحت نظارت منطقه 1از مناطق 12گانه شهرداری کرج واقع شدهاست. نابسامانیها و فقر مسلط برمحدوده سبب شده که مناسبات اجتماعی، فرهنگی به صورت مناسب ومتناسب با سایربخشهای شهر در این مکان شکل نگیرد که این امر مانع ارتباط و اتصال این فضا (تپه مرادآب) در خود چند پارگی و منزوی و درونگرا در ارتباط با دیگران شده است
۳۱.

کاربست مفهوم فضاهای تنفس گاهی در محلات شهری با تأکید بر مؤلفه زیست محیطی (مطالعه موردی: مقایسه تطبیقی محله بلاغی و جانبازان قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۳۲۶
عدم وجود فضای تنفس در محلات به دلیل فشردگی ناشی از افزایش شهرنشینی در شهرها، استفاده از روش های نوین را جهت رفع این کمبود ضروری نموده است؛ بنابراین پژوهش باهدف کاربست مفهوم فضاهای تنف سگاهی ب هعنوان فضاهای سبز و باز کوچک مقیاس در بافت فشرده شهرها با تأکید بر مؤلفه زیست محیطی مطرح می شود. در این پژوهش برای چگونگی ایجاد فضاهای تنف سگاهی در بافت-های مختلف و تأثیر آن بر کیفیت زندگی محلات، معیارهای مرتبط با فضاهای تنف سگاهی با استفاده ازنظر متخصصان و روش دلفی مشخص شده و سپس با استفاده از روش AHP رتبه بندی می شوند؛ درنهایت معیارها را در دو محله با ویژگی های متفاوت موردبررسی قرار داده و این نتیجه حاصل شد، معیارهای ب هدست آمده از پژوهش، تأثیر مستقیم بر معیارهای کیفیت زندگی در محلات دارند و به دلیل ماهیت این فضاها، اجرای آنها در بافت های فشرده و نیاز به بهسازی-نوسازی با اتخاذ سیاست های متناسب کاربرد دارند.
۳۲.

Explanation of the feasibility of the ecological city model (biocity) with an emphasis on the role of a renewable gray urban infrastructure.(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۱۶
Ecological cities seek to create a sustainable balance between human activities and the environment. Based on the objective, this is applied-developmental research. In the qualitative section, grounded theory and MAXQDA software were used for qualitative data analysis. Interpretive-structural modeling and a structural self-interaction matrix were used to provide the initial model. In the quantitative analysis section, the partial least squares technique, structural equation modeling with PLS software, was used. The location and case study are the city of Qazvin. The characteristics and dimensions related to the ecological city in the community, geographical dimension, physical boundary, and sphere of influence with eco-urban dimensions have been studied and analyzed. The results seek to raise awareness and assist in generalizing to similar societies and expanding its application. The statistical population in the qualitative section includes experts, university professors, and urban management specialists. The sampling method combines two methods: purposive non-probability sampling and theoretical sampling. The questionnaire includes 15 main factors and 60 items. Using the power analysis rule at a 95% confidence level, with an effect size of 0.15 and a statistical power of 80%, the minimum sample size was estimated to be 145 people. For greater certainty, 150 questionnaires were collected. The relationships of the constructs affecting the model were investigated and identified. After identifying the sequence of constructs, they were classified in the MICMAC diagram based on the power of influence and the degree of dependence.
۳۳.

راهبردهای سامان دهی فضایی-مکانی سکونتگاه های غیر رسمی (مطالعه موردی: تپه مراد آب کرج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۲۴۲
پژوهش حاضر با هدف تدوین راهبردهای سامان دهی فضایی–مکانی سکونتگاه های غیر رسمی صورت پذیرفت. در این راستا با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی به صورت تلفیقی از روش های کمی و کیفی اقدام به تجزیه وتحلیل اطلاعات گردید. نمونه تحقیق شامل 50 نفر از کارشناسان و متخصصان شهری می باشد که به صورت هدفمند نمونه گیری شده اند. در راستای دستیابی به اهداف پژوهش، در ابتدا از تحلیل سوات و پس ازآن از ماتریس QSPM استفاده گردید. در ادامه نیز از آزمون T–test جهت ارزیابی وضعیت موجود سکونتگاه غیر رسمی تپه مراد آب کرج استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل سوات منجر به شکل گیری 14 قوت، 26 ضعف، 17 فرصت و 17 تهدید گردید. در ادامه با استفاده از برنامه ریزی استراتژیک کمی (QSPM) اقدام به تدوین راهبرد سامان دهی فضایی–مکانی این سکونتگاه پرداخته شد. نتایج حاصل از تحلیل سوات منجر به شکل گیری 14 قوت، 26 ضعف، 17 فرصت و 17 تهدید گردید. همچنین بر اساس نتایج حاصل از برنامه ریزی استراتژیک کمی، 5 راهبرد جهت سامان دهی سکونتگاه غیر رسمی در تپه مراد آب کرج شناسایی گردید که شامل: تهیه طرح مطالعاتی جامع سامان دهی مرتبط با بازآفرینی شهری پایدار در قالب برنامه جامع اقدام مشترک با توجه به سطوح زمانی کوتاه مدت، میان مدت، بلندمدت و مشخص کردن نقش هرکدام از سازمان ها و نهادهای دولتی، خصوصی و مشارکت مردمی؛ تسهیل ورود بخش خصوصی به پروژه های بازآفرینی شهری؛ سامان دهی محلات سکونتگاه های غیر رسمی؛ استفاده از ظرفیت های ساکنین سکونتگاه های غیر رسمی جهت بازآفرینی محلات هدف و ایجاد اشتغال؛ افزایش امنیت و جلوگیری از بروز آسیب های اجتماعی از طریق حضور پذیر نمودن فضاهای شهری موجود در محلات می باشد. به علاوه نتایج حاصل از آزمون t–test نشان داد که هیچ یک از شاخص های مطرح شده در این سکونتگاه در وضعیت مطلوبی قرار نداشته و میانگین نمرات به دست آمده از پاسخگویان در سطح معناداری 01/0 کمتر از میانگین نظری می باشد.
۳۴.

تبیین معیارهای توسعه فضایی شهر در راستای هم پیوندی شهر و نواحی منفصل شهری با تأکید بر رهیافت رشد هوشمند (مطالعه موردی: شهر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۲۰
نواحی منفصل شهری که جمعیت قابل توجهی را دارند، چالش های قابل توجهی را به وجود آورده اند؛ بنابراین اقدام به موقع ضروری بوده و فرصت بی سابقه ای را در اختیار ما قرار می دهد. ساکنان این مناطق با مشکلات جدی ترافیکی و حمل ونقل توزیع عادلانه خدمات مواجه هستند. نواحی منفصل در مجاورت شهر همدان، از این قاعده مستثنی نیستند؛ بنابراین این پژوهش دو عملکرد دسترسی و توزیع خدمات را در سه ناحیه منفصل مورد بررسی قرارداد، تحقیق جز تحقیقات کیفی کمی است، ۲۸ شاخص در دو بعد عملکردی و دسترسی در قالب ۲۰ عدد پرسشنامه بصورت طیف ۵ گانه لیکرت بین متخصصین شهری توزیع شد و جهت تجزیه و تحلیل از نرم افزار SPSS جهت داده های عملکردی و نرم افزار Depth map جهت داده های دسترسی استفاده شد، سپس ۹ معیار و ۳ آلترناتیو مطرح و با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی توسط نرم افزار Expert choice بهترین و کارآمدترین روش انتخاب گردید.
۳۵.

Explanation of the feasibility of the ecological city model (biocity) with an emphasis on the role of a renewable gray urban infrastructure(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۲
Ecological cities seek to create a sustainable balance between human activities and the environment. Based on the objective, this is applied-developmental research. In the qualitative section, grounded theory and MAXQDA software were used for qualitative data analysis. Interpretive-structural modeling and a structural self-interaction matrix were used to provide the initial model. In the quantitative analysis section, the partial least squares technique, structural equation modeling with PLS software, was used. The location and case study are the city of Qazvin. The characteristics and dimensions related to the ecological city in the community, geographical dimension, physical boundary, and sphere of influence with eco-urban dimensions have been studied and analyzed. The results seek to raise awareness and assist in generalizing to similar societies and expanding its application. The statistical population in the qualitative section includes experts, university professors, and urban management specialists. The sampling method combines two methods: purposive non-probability sampling and theoretical sampling. The questionnaire includes 15 main factors and 60 items. Using the power analysis rule at a 95% confidence level, with an effect size of 0.15 and a statistical power of 80%, the minimum sample size was estimated to be 145 people. For greater certainty, 150 questionnaires were collected. The relationships of the constructs affecting the model were investigated and identified. After identifying the sequence of constructs, they were classified in the MICMAC diagram based on the power of influence and the degree of dependence.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان