بهبود یاری قلی

بهبود یاری قلی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان،

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۵۰ مورد از کل ۵۰ مورد.
۴۱.

اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر کیفیت تعامل بین معلمان و دانش آموزان دختر متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۸۴
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش فلسفه به کودکان بر کیفیت تعامل معلمان و دانش آموزان دختر متوسطه اول بود. روش پژوهش نیمه تجربی از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری را کلیه دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر تبریز در سال تحصیلی 99-1398 تشکیل دادند که از بین آن ها 60 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و در بین گروه ها جای دهی شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه تعامل معلم و دانش آموز (QTI) استفاده شد که روایی آن از طریق نظر متخصصان بررسی گردید و اعتبار آن به وسیله آلفای کرونباخ 87/0 به دست آمد. برنامه آموزش فلسفه به کودکان به مدت 11 جلسه، به صورت اجتماع پژوهی برای گروه آزمایش انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار Spss 18 انجام گرفت. نتایج نشان داد که آموزش فلسفه به کودکان به میزان 68 درصد بر تفاوت های فردی دانش آموزان در تعامل بین معلمان و دانش آموزان مؤثر است. بر اساس نتایج، آموزش فلسفه به کودکان می تواند بر کیفیت تعامل معلمان و دانش آموزان دختر متوسطه اول تأثیر مثبت بگذارد.
۴۲.

شناسایی و اولویت بندی زمینه ها و موانع کارآفرینی آموزشی در شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۹۰
هدف:هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی زمینه ها و موانع کارآفرینی آموزشی از نظر متخصصان کارآفرینی آموزشی در شهر تبریز است. روش پژوهش:این پژوهش به صورت ترکیبی صورت گرفته است. مرحله کیفی این پژوهش، تحلیل محتوای عرفی به روش اکتشافی بوده است و برای تحلیل داده ها از کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شده است.در این مرحله 14 نفر مصاحبه شونده از اساتید دانشگاه تبریز و شهید مدنی آذربایجان به زمینه ها و موانع کارآفرینی آموزشی اشاره کردند. در مرحله ی کمی که روش آن توصیفی-پیمایشی بود از بین 530 نفر از شامل اساتید، دانشجویان  و فارغ التحصیلان تحصیلات تکمیلی رشته ی علوم تربیتی در دانشگاه های تبریز و شهید مدنی آذربایجان 217 نفر با استفاده از جدول مورگان انتخاب گردیده و با استفاده از پرسشنامه ی نتیجه ی مرحله ی کیفی تنظیم گردیده بود مورد آزمون قرار گرفتند.تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری توصیفی-استنباطی(کالموگروف اسمیرنوف، آزمونهای برازش مدل پژوهش، و آزمون فریدمن)انجام گرفت. یافته ها:در این پژوهش در بخش کیفی بعد از کدگذاری باز و محوری در قسمت زمینه های کارآفرینی آموزشی 4 مقوله کلی و در قسمت موانع به 7 مقوله کلی به دست آمد. مقوله های مربوط به زمینه ها شامل 1)روش تدریس 2)تاسیس مراکز آموزشی 3)تجهیزات و محصولات کمک آموزشی 4)نرم افزارهای آموزشی و مقوله های مربوط به موانع شامل 1)کیفیت ضعیف ساختار نظام آموزشی 2)موانع انگیزشی 3)موانع اقتصادی 4)موانع مهارتی 5)موانع ارتباطی 6)موانع شناختی 7)موانع اجتماعی می باشد. در پایان پژوهش براساس داده های به دست آمده پرسشنامه ای ساخته شد. در بخش کمی نتایج آزمون تحلیل عاملی تاییدی، 4 عامل مربوط به زمینه ها و 7 عامل مربوط به موانع را مورد تایید قرار داد. برای اولویت بندی زمینه ها و موانع ازآزمون فریدمن استفاده شد. نتیجه گیری:یک کارآفرین آموزشی موفق نیازمند شناسایی زمینه ها و موانع آموزشی است لذا در این پژوهش مهم ترین زمینه کارآفرینی آموزشی مربوط به ارائه روش تدریس است و اساسی ترین مانع مربوط به موانع شناختی می باشد.
۴۳.

شناسایی عوامل اثرگذار بر بروز و اجرای ارزشیابی های کاذب در فرآیندهای آموزشی مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۵۵
زمینه و اهداف: هدف از پژوهش حاضر شناسایی عوامل اثرگذار بر بروز و اجرای ارزشیابی های کاذب در فرآیندهای آموزشی مدارس می باشد.روش ها: رویکرد پژوهشی از نوع کیفی و از نظر هدف کاربردی و به روش تحلیل محتوای کیفی عرفی می باشد و تحلیل داده ها نیز به صورت تحلیل تماتیک انجام شده است. تجزیه وتحلیل یافته های حاصل با استفاده از کدگذاری باز و محوری انجام شد.یافته ها: که منجر به شناسایی 100 مفهوم اولیه، 5 مقوله فرعی (عاملیت حرفه ای معلمان، برنامه ریزی و ساختار، امکانات و ابزار، تعاملات بین فردی، راهکار) و 3 مقوله کلی (عوامل فردی، عوامل سازمانی و راهبردها) شد.نتیجه گیری: می توان چنین نتیجه گرفت که یکی از اجزای اصلی یک نظام آموزشی، ارزشیابی است و نه تنها اطلاعاتی در مورد سطح دانش یا موفقیت دانش آموز می دهد، بلکه بازخورد برنامه آموزشی اجرا شده را نیز ارائه می دهد و لذا وجود ارزشیابی اصیل و عدم وجود ارزشیابی کاذب حائز اهمیت می باشد. براساس نتایج به دست آمده، ارزشیابی های کاذب تحت تأثیر عوامل مختلفی است و باید بر حسب وجود هر یک از عوامل، راهکارهای لازم را جهت کاهش ارزشیابی کاذب بکار بست.
۴۴.

شناسایی سازمان ها و نهاد های دخیل در توسعه ی فرهنگ و آداب حضور در استادیوم های فوتبال ایران با هدف ارتقای امنیت آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۶۵
هدف: به منظور بهبود جو استادیوم های فوتبال و افزایش لذت تماشای بازی برای تماشاگران، لازم است طیف وسیعی از سازمان ها در جهت ارتقای آداب حضور در استادیوم ها با یکدیگر تعامل و همکاری داشته باشند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی سازمان ها و نهادهای نقش آفرین در توسعه ی فرهنگ و آداب حضور در استادیوم های فوتبال ایران با هدف ارتقای امنیت آن ها انجام شده است.روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع اکتشافی و روش تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوای عرفی بود. سیزده مصاحبه ی نیمه ساختاریافته عمیق با متخصصان حوزه مدیریت و جامعه شناسی ورزشی، تا رسیدن به حد اشباع نظری، انجام شد. داده های به دست آمده با استفاده از کدگذاری باز و محوری تجزیه و تحلیل شدند. اعتبار کدگذاری ها نیز با بازبینی و کنترل صحت کدهای استخراج شده و کدگذاری مجدد مصاحبه ها توسط دو نفر متخصص همکار مورد تأیید قرار گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد وزارت ورزش و جوانان، فدراسیون فوتبال، باشگاه های فرهنگی- ورزشی و مجموعه پلیس و نیروهای انتظامی به عنوان متولیان مستقیم و مجلس شورای اسلامی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، رسانه ها، نهاد مذهب، وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری، خانواده ها، شهرداری ها، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان های مردم نهاد و چهره های سرشناس به عنوان متولیان غیرمستقیم می توانند در الگوسازی فرهنگی و توسعه آداب حضور افراد در استادیوم های فوتبال دخیل باشند.نتیجه گیری: تعامل و اتحاد استراتژیک و ارتباطات شبکه ای سازمان ها و نهادهای شناسایی شده در این پژوهش می تواند به واسطه توسعه فرهنگ و آداب حضور افراد در استادیوم های فوتبال، سطح خشونت و پرخاشگری تماشاگران و سایر افراد حاضر در استادیوم ها را کاهش داده و از وقوع حوادث امنیتی پیشگیری نماید.
۴۵.

واکاوی تجارب زیسته پژوهشگران در استفاده از شبکه های اجتماعی علمی: مطالعه پدیدار شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف: هدف این پژوهش واکاوی تجارب زیسته پژوهشگران دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در استفاده از شبکه های اجتماعی علمی است. روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. جامعه این پژوهش اعضای هیات علمی دانشگاه بودند و 20 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند ملاک مدار انتخاب و تجربیات آن ها اخذ شد. مصاحبه ها به صورت نیمه ساختاریافته انجام شد و تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش از تجارب زیسته پژوهشگران 349 کد استخراج و در 180 واحد معنایی و 29 مقوله قرار گرفت. در نهایت از 29 مقوله، چهار تم استخراج گردید. تم ها عبارتند از نحوه آشنایی پژوهشگران با شبکه های اجتماعی علمی، زمینه ها و دلایل استفاده از شبکه های اجتماعی، قابلیت های شبکه های علمی و موانع و چالش های شبکه های علمی. نتیجه گیری: قابلیت ها و امکانات فراهم شده در شبکه های اجتماعی علمی دلیل استفاده از این شبکه ها است. آشنایی بیشتر پژوهشگران با این قابلیت ها، تقویت و رفع کاستی های این شبکه ها منجر به استفاده بیشتر از این فضای آنلاین جامعه علمی خواهد شد
۴۶.

طراحی و اعتباریابی الگوی بهینه تحول در علوم انسانی با تاکید بر برنامه درسی در نظام آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف پژوهش طراحی و اعتباریابی الگوی بهینه تحول در علوم انسانی با تاکید بر برنامه درسی در نظام آموزش عالی است .روش پژوهش آمیخته از نوع اکتشافی متوالی است. در قسمت کیفی، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی عرفی، براساس نظر متخصصان حوزه برنامه ریزی درسی، مدیریت آموزشی و فلسفه تعلیم و تربیت داده ها گردآوری و مضامین تعیین شدند. مشارکت کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در نهایت با انجام 15 مصاحبه، حد اشباع نظری به دست آمد. ابزار گردآوری داده ها در این مرحله، مصاحبه نیمه ساختارمند است. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تحلیل مضمون براون و کلارک (2013) استفاده شده است. در بخش کمی برای بررسی اعتبار درونی مدل، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. نمونه آماری به تعداد 50 نفر از اعضای هیات علمی در حوزه علوم تربیتی و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرانباخ معادل 85/0 بدست آمد. داده ها در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی(تحلیل عاملی تاییدی) و با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS وPLS تحلیل شدند. نتایج پژوهش در بخش کیفی بیانگر، شناسایی 44 مضمون سازمان دهنده و 16 مضمون فراگیر بود. در بخش کمی، مولفه های انسانی، فنی، آموزشی و اجرایی به ترتیب با مقدار 731/21، با 209/8، 55/33 و 133/17 مورد تایید قرار گرفت؛ برای رتبه بندی هر یک از مولفه ها نیز از آزمون فریدمن استفاده شد.
۴۷.

تحلیلی بر وضعیت موجود رعایت اخلاق آموزش در دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت توجه به مقوله اخلاق آموزش در دوره دوم متوسطه انجام شده است. روش این پژوهش توصیفی از نوع زمینه یابی بوده است. جامعه آماری شامل دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تبریز به تعداد 39671 دانش آموز (21263 دختر و 18408 پسر) می باشد. حجم نمونه بر اساس مراجعه به جدول کرجسی و مورگان 380 نفر برآورد شد. روش نمونه گیری پژوهش حاضر در دو مرحله بود: مرحله اول با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و مرحله دوم با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی، 204 نفر از دختران و 176 نفر از پسران به عنوان نمونه انتخاب شد. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه محقق- ساخته استفاده شد. روایی محتوایی و صوری ابزار به تأیید متخصصان مربوطه رسید و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که ۹۶/۰ برآورد شد. تجزیه وتحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی همچون آزمون t تک نمونه ای، t مستقل در بستر نرم افزاری SPSS نسخه 26 انجام گرفت. نتایج نشان داد که معلمان در بعد تدریس و ارزشیابی به مقوله اخلاق در آموزش توجه کافی دارند و دانش آموزان آن را در سطح مطلوبی گزارش کرده اند؛ اما در بعد تعامل معلمان با دانش آموزان به مبحث اخلاق در آموزش توجه کافی نشده است. همچنین نتایج نشان داد که تفاوت معناداری در میزان توجه به اخلاق آموزش به لحاظ جنسیت وجود داشت و معلمان زن نسبت به معلمان مرد توجه بیشتری به مؤلفه های اخلاق در آموزش داشتند؛ اما به لحاظ نوع مدرسه (دولتی، غیردولتی) تفاوت معناداری در این خصوص مشاهده نشد.
۴۸.

بررسی اثربخشی برنامه درسی هنر آمیخته به طنز بر خلاقیت دانش آموزان پایه ششم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۱
هدف : خلاقیت نقش مهمی در پیشرفت فردی و اجتماعی ایفا می کند و آموزش هنر می تواند بستری مناسب برای پرورش آن باشد. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی برنامه درسی هنر آمیخته به طنز بر ابعاد خلاقیت دانش آموزان پرداخته است. روش پژوهش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی و آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. نمونه گیری به صورت تصادفی از میان دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی شهرستان خوی در سال تحصیلی ۱۴۰۱–۱۴۰۲ انجام شد. در مجموع، ۶۰ دانش آموز پسر در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. گروه آزمایش تحت آموزش برنامه درسی هنر آمیخته به طنز قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل از این آموزش بهره مند نشد. برای سنجش خلاقیت، از پرسشنامه خلاقیت تورنس (۱۹۷۹) استفاده شد و داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره (ANCOVA) در نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. یافته ها : نتایج نشان داد که برنامه درسی هنر آمیخته به طنز تأثیر معناداری بر خلاقیت دانش آموزان دارد (F=1/533 ،p=0/043). ضریب اتا (0/749) حاکی از تأثیر زیاد این مداخله بر خلاقیت بود. میانگین نمرات خلاقیت در گروه آزمایش به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود. نتیجه گیری : یافته های این پژوهش نشان داد که استفاده از طنز در آموزش هنر می تواند نقش مؤثری در تقویت خلاقیت دانش آموزان ایفا کند. پیشنهاد می شود در تدوین و اجرای برنامه های درسی، به ویژه در حوزه هنر، از رویکردهای خلاقانه ای همچون تلفیق طنز استفاده شود تا زمینه پرورش خلاقیت دانش آموزان بیش از پیش فراهم آید. همچنین توصیه می شود پژوهش های آینده با نمونه های گسترده تر و در مقاطع تحصیلی مختلف انجام گیرد تا کارآمدی این رویکرد در شرایط متنوع آموزشی مورد ارزیابی قرار گیرد. بهره گیری از نتایج چنین مطالعاتی می تواند به ارتقای کیفیت فرآیند یاددهی-یادگیری و توسعه مهارت های خلاقانه در میان نسل جوان منجر شود.
۴۹.

شناسایی ابعاد تحول در علوم انسانی با تاکید بر برنامه درسی در نظام آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه: تحول در علوم انسانی با تأکید بر برنامه درسی می تواند نقش مهمی در گرایش به این رشته تحصیلی داشته باشد. هدف این پژوهش، شناسایی ابعاد تحول در علوم انسانی با تاکید بر برنامه درسی در نظام آموزش عالی بود . روش کار:روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی از نوع عرفی بود. اطلاع رسان های پژوهش حاضر متخصصان حوزه علوم تربیتی در رشته های برنامه ریزی درسی، مدیریت آموزشی و فلسفه تعلیم و تربیت که بعنوان عضو هیات علمی، در نظام آموزش عالی بودند، به روش نمونه گیری هدفمند (ملاک محور) تعداد 15 نفر انتخاب شدند و در نتیجه یافته های مصاحبه به حد اشباع رسید. ابزار گردآوری داده ها در این مرحله مصاحبه نیمه ساختارمند بوده است و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون ۶ مرحله ای کلارک و براون مختصات آن به دست آمده است. نتایج: پس از انجام مصاحبه ها و بررسی مضامین آنها، 16 مضامین فراگیر و 44 مضامین سازمان دهنده شناسایی شد.1- اولین مضمون تکنولوژی آموزشی (نرم افزاری، سخت افزاری)،2- نیاز سنجی (شناخت نیازها، قابلیت اجرایی)، 3- انعطاف پذیری (انطباق شرایط و موقعیت، تفکر مداوم یا پیوسته)، 4- تجهیزات و امکانات (تجهیزات فیزیکی و تجهیزات دانشی)، 5- ویژگی های فراگیران (ویژگی های فردی و توسعه شخصیتی)، 6- ویژگی های مدرسان(مدیریت کلامی، شایستگی محوری)؛ 7- ویژگی های محتوا(جامعیت، کیفیت و تنوع)، 8- روش ها و شیوه های آموزشی(اثربخشی، نوآروی و تناسب)، 9- طرح های آموزشی(استانداردها، انعطاف پذیری و کاربردی)، 10- ارزشیابی و کنترل(دریافت بازخورد، ارزشیابی، اجرایی بودن و توزیع اطلاعات)، 11- خلاقیت و نوآوری(تفکر انتقادی، ریسک پذیری و تنوع گرایی)، 12- ماموریت(اهداف بلند مدت، اهداف کوتاه مدت، آینده نگری)، 13-(مشارکت فعال، مهارت نرم و ایجاد انگیزه)، 14- پژوهش و تحقیق(سمینار و همایش، تعامل بین محقق و جامعه)، 15- حمایت و پشتیبانی(حمایت مالی، اجتماعی، ساختاری، زمانی) و در نهایت نیز آخرین مضمون یعنی16- اسنادبالادستی(قوانین موجود، معیارهای مورد نظر برنامه درسی ملی و مضامین اخلاقی) بودند. نتیجه گیری: مولفه های شناسایی شده می تواند به عنوان چهارچوبی برای ایجاد برنامه درسی مشترک در زمینه خلاقیت و همکاری در آموزش عالی، همچنین ارزش آفرینی مشترک در محیط های آموزشی همسو با موج تحولات اساسی در برنامه های درسی علوم انسانی در آموزش عالی مورد استفاده قرار گیرد.
۵۰.

تحلیل انفعال اعضای هیئت علمی در کاهش کیفیت آموزش دانشجویان بین المللی: مطالعه موردی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: با توجه به گسترش سیاست‌های درآمدمحور در جذب دانشجویان بین‌المللی در دانشگاه‌های ایران و گزارش‌های متعدد درباره افت کیفیت آموزشی آنان، مسئله مرکزی این پژوهش، ابهام در دلایل سکوت و انفعال اعضای هیئت‌علمی در برابر این روند است؛ موضوعی که علی‌رغم اهمیت آن، در ادبیات پژوهش به‌صورت مستقل و عمیق مورد بررسی قرار نگرفته است. بیشتر مطالعات پیشین بر کیفیت زندگی دانشگاهی، چالش‌های تحصیل از دیدگاه دانشجویان خارجی یا خدمات دانشگاهی متمرکز بوده و شکاف مهمی در زمینه نقش و واکنش هیئت‌علمی نسبت به افت کیفیت آموزشی دانشجویان بین‌المللی وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف پر کردن این شکاف و تبیین ابعاد پنهان انفعال هیئت‌علمی در دانشگاه شهید مدنی آذربایجان انجام شد. دانشگاه شهید مدنی آذربایجان به‌دلیل رشد قابل‌توجه در جذب دانشجویان بین‌المللی و تغییرات ساختاری مرتبط، به‌عنوان موردی مناسب برای بررسی چالش‌های کیفی بین‌المللی سازی انتخاب شد. روش: بدین منظور از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون به‌عنوان روش، جهت گردآوری داده‌ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و بررسی اسناد و برای نمونه‌گیری از روش نمونه‌گیری هدفمند از نوع زنجیره‌ای بهره گرفته شد. مشارکت‌کنندگان پژوهش، اعضای هیئت‌علمی دانشگاه شهید‌ مدنی ‌آذربایجان بودند که تعداد آن‌ها 282 نفر می‌باشد. نمونه‌گیری و مصاحبه‌ها تا زمانی ادامه یافت که تجزیه‌وتحلیل و اکتشاف داده‌ها پس از 15 مصاحبه به اشباع رسید. از روش تحلیل تماتیک براون و کلارک نیز برای تحلیل داده‌ها استفاده گردید. جهت اطمینان‌پذیری پژوهش از راهبرد‌های بررسی توسط افراد متخصص و مشارکت‌کنندگان استفاده‌شده است. یافته‌ها: یافته‌ها پنج مقوله اصلی را نشان داد: ساختارهای اقتدارگرای مدیریتی (نظام تصمیم‌گیری غیر مشارکتی در جذب دانشجو، فقدان نظام پاسخگو برای پیگیری اعتراضات، عدم ریسک‌پذیری سازمانی و هراس از پیامدهای شغلی)، ملاحظه‌کاری هیئت‌علمی در پرتو انگیزه‌های اقتصادی (وابستگی معیشتی به درآمدهای جانبی، ترس از محرومیت از امتیازات مالی، توجیه اخلاقی-اقتصادی)، عوامل فرهنگی-اجتماعی (فرهنگ سکوت در محیط دانشگاهی، نقش پررنگ سلسله‌مراتب اداری، کم‌اهمیت‌ دانستن کیفیت آموزشی)، ابعاد روان‌شناختی عدم مقاومت در برابر تغییرات نهادی (احساس بی‌تأثیری، خستگی روانی ناشی از فرآیندهای اداری، محافظه‌کاری به‌عنوان استراتژی بقا) و سیاست‌گذاری کلان آموزشی و اولویت‌های دیپلماتیک (اجبار نهادهای حاکمیتی برای جذب دانشجویان بین‌المللی به‌عنوان ابزار قدرت نرم، سیاست‌گذاری جذب دانشجوی بین‌المللی به‌عنوان ابزاری در جهت ارتقا رتبه‌بندی دانشگاه). نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه‌های سکوت سازمانی و سرمایه‌داری دانشگاهی، لزوم بازنگری در سیاست‌های جذب دانشجویان بین‌المللی را پیشنهاد می‌کند. همچنین یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که حل این چالش، مستلزم تحول هم‌زمان در ساختارهای مدیریتی (افزایش مشارکت هیئت‌علمی در تصمیم‌گیری)، انگیزشی (طراحی مشوق‌های کیفی‌محور) و فرهنگی (تقویت گفتمان انتقادی) است تا بتوان از «بین‌المللی سازی صوری» به «ارتقای واقعی کیفیت آموزشی» گذار کرد. لازم به ذکر است از محدودیت‌های پژوهش، تمرکز بر یک دانشگاه، ماهیت کیفی داده‌ها و اتکا به مصاحبه‌های فردی است که دامنه تعمیم‌پذیری و تنوع تجربه‌های قابل‌شناسایی را محدود می‌سازد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان