پیش بینی کارآفرینی مدیران مدارس بر اساس ویژگی های شخصیتی و سرمایه روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
79 - 91
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : کارآفرینی در آموزش و پرورش فرایندی منظم و مستمر است که از یک سو به شناسایی و بهره برداری مؤثر از کلیه منابع درونی و بیرونی نظام آموزشی منجر می شود و از سوی دیگر موجب ایجاد فرصت های جدید یاددهی یادگیری می گردد. این پژوهش با هدف بررسی رابطه ی بین ویژگی های شخصیتی و سرمایه روان شناختی با گرایش به کارآفرینی مدیران مدارس متوسطه انجام شده است. روش شناسی پژوهش : این مطالعه از لحاظ هدف،کاربردی و از نظر شیوه ی گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران مدارس متوسطه شهرستان قاینات می باشد که روش نمونه گیری شمارش کامل است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد ویژگی های شخصیتی گلدبرگ (1999)، سرمایه روانشناختی لوتانز و همکاران (2007) و گرایش به کارآفرینی استوارت (2009) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و Amos تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها : ویژگی های شخصیتی برون گرایی ، وجدانی بودن و گشودگی به تجربه بر سرمایه روان شناختی اثر مستقیم و معنادار دارند. همچنین بین ویژگی شخصیتی روان رنجوری و سرمایه روان شناختی رابطه کاهشی و معنادار است. بین ویژگی شخصیتی توافق پذیری و سرمایه روان شناختی رابطه معنادار وجود ندارد. همچنین نتایج نشان دهنده اثر افزایشی (مستقیم) و معنادار ویژگی شخصیتی برون گرایی ، وجدانی بودن و گشودگی به تجربه بر گرایش به کار آفرینی است. ویژگی های شخصیتی روان رنجوری با گرایش به کار آفرینی رابطه کاهشی (معکوس) و معنادار دارد. سرمایه روان شناختی با گرایش به کارآفرینی رابطه مستقیم و معنادار دارد. بر اساس مقدار ضریب تعیین (R 2 )، 10 درصد از تغییرات گرایش به کارآفرینی در میان مدیران مدارس متوسطه توسط سرمایه روان شناختی تبیین می گردد. همچنین اثر میانجی گری متغیر سرمایه روان شناختی بر رابطه میان ویژگی های شخصیتی و گرایش به کار آفرینی تأیید گردید. بحث و نتیجه گیری: نتایج حاضر ضمن تأیید ساختار یافته نقش صفات شخصیتی بر ضرورت ادغام مداخلات فردی و سازمانی برای ارتقای گرایش به کارآفرینی در میان مدیران مدارس متوسطه تأکید دارد، پیشنهادی که در پژوهش های نوظهور نیز به عنوان یک راهبرد عملی توصیه شده است. به طور کلی تقویت منابع درونی روان شناختی مدیران می تواند هم زمان توانمندساز صفات شخصیتی سازنده و کاهش دهنده تأثیر صفات بازدارنده باشد.