آمایش سیاسی فضا

آمایش سیاسی فضا

آمایش سیاسی فضا دوره چهارم زمستان 1400 شماره 1 (پیاپی 13) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تبیین الگوی عوامل تنش و منازعه میان قلمروهای سیاسی – اداری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۵۸
روند رو به گسترش منازعات محلی در داخل فضای ملی کشورها و میان قلمروهای سیاسی– اداری آنها این مسئله را مطرح می سازد که اساسا این گونه منازعات و تنش ها مبتنی بر چه عوامل و بنیادهایی هستند و از چه سازو کاری تبعیت می کنند. اگرچه تفاوت ها و تعارضات بنیادی در زمینه های مختلف فضایی- جغرافیایی، اجتماعی، فرهنگی و قومی،تاریخی، سیاسی و... زیر بنای بسیاری از تنش ها و منازعات داخلی کشورها است، اما یکی از مهمترین عوامل تشدید کننده و یا کاهش دهنده این منازعات، چگونگی فرایند مدیریت و سازماندهی سیاسی فضا در قالب تقسیمات کشوری است. از همین رو در این تحقیق با استفاده از روش تحقیق توصیفی– تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای مهمترین عوامل و منابع تنش و منازعه میان قلمروهای سیاسی- اداری در درون کشورها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که عواملی مانند چگونگی الگوی مدیریت سیاسی فضای ملی، تغییرات مرزها و محدوده های تقسیمات کشوری، عدم همگنی و تجانس طبیعی و فرهنگی واحدهای تقسیماتی، توسعه نامتوازن واحدهای سیاسی- اداری، نقش آفرینی پدیده جغرافیای قدرت و حمایت، رقابت های محلی، حوزه بندی های انتخاباتی، حس مکانی واحدها و تاثیرات هویتی ناشی از آن، اشکال و اندازه نامتوازن واحدهای تقسیماتی، اختلافات مرزی و مسائل زیست محیطی از مهمترین عوامل ایجاد تنش و منازعه میان قلمروهای سیاسی- اداری است. همه این عوامل در یک رابطه سیستماتیک با هم قرار دارند و عملکرد متقابل آنها با یکدیگر سبب تشدید منافع متعارض، واگرایی و در نهایت ایجاد تنش ها و منازعات میان قلمروهای سیاسی– اداری خواهد شد.
۲.

بازتاب مناطق مورد منازعه اقلیم کردستان و دولت مرکزی عراق در قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۳۵
تنش بین کردها و دولت مرکزی عراق در طول تاریخ معاصر این کشور همواره تداوم یافته است. ژئوپلیتیک تحمیلی قدرت های فرا منطقه ای در عراق بیش از نیم قرن است که مقاومت خشونت آمیز قومی را رقم زده است. کشور عراق قبل از هر چیز مخلوق سیاست ژئوپلیتیکی فرامنطقه ای است. رهبران این کشور همواره در ایجاد هویت ملی فراگیر با مشکل رو به رو بوده و تنها ابزارهای خشن را به کار برده اند. یکی از مشکلات عراق برای ثبات سیاسی و ایجاد یک ساخت منسجم توافق با حکومت فدرال کردستان عراق بر سر مسائل مورد مناقشه است، در این میان یکی از مناقشه انگیزترین عوامل بین حکومت مرکزی با کردها مسائل مربوط به مناطق مورد مناقشه است، که چگونگی حل و فصل آن در قانون اساسی عراق و قطعنامه های شورای امنیت بازتاب گسترده داشته است و راهکارهای متنوعی ارائه شده است. این مقاله با روش توصیفی– تحلیلی درصدد است که منازعه سرزمینی کردها و دولت مرکزی عراق را بررسی و تبیین نماید. نتایج تحقیق گویای آن است که حل و فصل مناقشات سرزمینی تحت تاثیر رقابت های ژئوپلیتیکی قرار گرفته و بهترین راه حل این بحران استفاده از الگوی حکمرانی خوب برای توسعه و ثبات آن مناطق است.
۳.

تبیین فضایی بنیان های نمایندگی زنان در انتخابات مجلس شورای اسلامی (دوره اول تا یازدهم مجلس)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۲۵
مشارکت سیاسی زنان در عرصه های کلان تصمیم گیری های سیاسی نظیر عرصه قانونگذاری یا نمایندگی مجلس، یکی از مولفه های توسعه سیاسی است. به همین منظور اغلب کشورها به ویژه جمهوری اسلامی ایران در جهت تحکیم و تقویت توسعه سیاسی، به دنبال بالابردن مشارکت زنان در ساختار قدرت و تصمیم گیری سیاسی می باشند. از طرفی از زمان شکل گیری نظام جمهوری اسلامی تا به امروز پراکنش فضایی(جغرافیایی) نمایندگی زنان در مجلس شورای اسلامی به صورت یکدست و برابر نبوده و در برخی از حوزه های انتخابیه، زنان در بیشتر دوره ها انتخاب شده اند اما هنوز در برخی از حوزه ها زنی به مجلس راه نیافته است. لذا پرسش این است که عوامل تاثیرگذار بر پراکنش جغرافیایی نمایندگی زنان در مجلس شورای اسلامی کدامند؟ برای پاسخگویی به این پرسش از روش دلفی و تکنیک شانون استفاده گردید و پژوهشگران به وسیله مصاحبه و پرسش نامه، دیدگاه های10 نفر از صاحب نظران در حوزه جغرافیایی انتخابات را جمع آوری نمودند و سپس داده های بدست آمده از اجماع صاحب نظران با تکنیک شانون مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد که «حوزه انتخابیه چند عضوی»، «شهرهای بزرگتر»، «مناطقی با جمعیت بالاتر»، «رفاه اقتصادی» و «مناطقی که از نظر آموزشی سطح بالاتری دارند» جز مهمترین عوامل تاثیرگذار بر پراکنش جغرافیایی نمایندگی زنان در مجلس شورای اسلامی می باشند.
۴.

واکاوی چالش های بازاریابی سیاسی با رویکرد کاربست قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۲۸
هدف از این پژوهش واکاوی چالش های بازاریابی سیاسی با رویکرد کاربست قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران است. لذا با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند با 10 نفر از متخصصان در حوزه بازاریابی، علوم سیاسی و جامعه شناسی و با بهره گیری از منابع ثانویه 6 ابزار کلی برای بازاریابی سیاسی شناسایی شد و مقوله های مربوط به هریک از آن ها با استفاده از روش تحلیل محتوا استخراج و این 6 گروه با استفاده از آزمون فریدمن توسط نرم افزار spss26 رتبه بندی شدند. طبق نتایج بالاترین رتبه به تکنیک های مورداستفاده از بازاریابی سیاسی بین الملل با رهیافت دیپلماسی، قدرت رسانه ای، قدرت ایدئولوژیکی، قدرت فرهنگی، قدرت اقتصادی و قدرت نظام مدیریتی مطرح گردید و پس از آن به ضرورت های بهره گیری از بازاریابی سیاسی با رهیافت وجهه ملی، قدرت فرهنگی و اقتصادی و متقاعد سازی و رتبه سوم شاخص ترین بُعد بازاریابی سیاسی بین الملل، یعنی هویت ملی شد. جایگاه فعلی ایران با رهیافت موقعیت هویتی ،وجهه بین المللی و هویت اقتصادی رتبه چهارم، محدودیت های بهره گیری از بازاریابی سیاسی رتبه پنجم با رهیافت ایدئولوژی منحصربه فرد، چالش های مالی و فقر تئوریک و موثرترین گفتمان سیاست خارجی ایران رتبه ششم را با رهیافت تنش زدایی و گفتمان تعادلی به دست آورد. در پایان نیز مدل تحلیلی بازاریابی سیاسی متاثر از محدودیت ها، ضرورت ها و شاخص ترین بعد با استفاده از تکنیک های موثر و بهترین گفتمان در ارتقا جایگاه فعلی ایران در عرصه اقتصادی و تقویت وجهه بین المللی ارائه شده است. پیشنهاد هایی کاربردی نیز براساس سوالات پژوهش برای وزارت امور خارجه، معاونت اقتصادی این دستگاه و سازمان های مردم نهاد اعم از هلال احمر و دیگر دستگاه ها و سازمان های متولی ارائه شده است.
۵.

تبیین رابطه ویژگی های جغرافیایی ساخت قدرت سیاسی با توسعه اقتصادی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۹
توسعه را می توان یکی از دغدغه های اصلی جامعه ایرانی در تاریخ معاصر دانست. توسعه همه جانبه کشورها به ویژه توسعه اقتصادی آن ها تابع عوامل متعدد و درهم تنیده ای است و هدف این پژوهش، تبیین رابطه ویژگی های جغرافیاییِ ساخت قدرت سیاسی با توسعه اقتصادی در ایران است. این تحقیق با رویکرد کمی و روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. داده ها به دو روش کتابخانه ای و پیمایش خبرگی گردآوری شده و در تحلیل از روش همبستگی استفاده شده است. جامعه آماری شامل اساتید دانشگاه های تهران در تخصص های مربوط به موضوع مقاله می شود. روش نمونه گیری هدفمند با روش گلوله برفی انجام شده است. حجم نمونه خبره 30 نفر می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار Minitab استفاده شده است. هرچند ابعاد و مولفه های مختلف ساختِ قدرت سیاسی در ایران پیچیده و درهم تنیده هستند؛ لیکن در این تحقیق، مولفه ها و شاخص های بُعد جغرافیایی ساخت قدرت سیاسی احصا شده و شاخص های آن در رابطه با توسعه اقتصادی مورد تحلیل و سنجش قرار گرفته است. براساس نتایج تحقیق، شاخص های توسعه اقتصادی در ایران، در ارتباط با پنج مولفه جغرافیایی ساخت قدرت سیاسی قرار دارند. از بین پنج مولفه مورد ارزیابی، به ترتیب مولفه های: جغرافیای اقتصادی، ژئوپلیتیک، جغرافیای سیاسی، ویژگی های زیست محیطی و در نهایت جغرافیای انسانی (اجتماع و فرهنگ) بیشترین اولویت را در ارتباط با وجه جغرافیایی ساخت قدرت سیاسی و توسعه اقتصادی در ایران دارا هستند.
۶.

توسعه منطقه ای و برهه های سرنوشت ساز: مطالعه دستاوردها و ناکامی های ایران و ترکیه (1990-2020)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۵۵
مطالعه حاضر در پی پاسخ دادن به این سوال است که چرا ترکیه و ایران نتوانستند از برهه های سرنوشت ساز دهه های اخیر به عنوان نقطه شروعی برای توسعه ملی و شکل دادن به توسعه منطقه ای استفاده کنند؟ برای پاسخ دادن به پرسش پژوهش، دستگاه نظری نهادگرایی جدید درباره توسعه منطقه ای مبنای مطالعه قرار گرفت و از نظریه عجم اوغلولو و رابینسون در خصوص برهه های سرنوشت ساز استفاده شد. به لحاظ روشی، پژوهش حاضر از نوع مطالعه تاریخی- تطبیقی مورد محور است. واحد تحلیل این پژوهش کشور است و رویدادها و شرایط جهانی، بین المللی، منطقه ای و ملی در نسبت با آن انتخاب و تحلیل می شوند. براساس نتایج تحقیق، ایران و ترکیه از دهه 1990 به بعد دو برهه سرنوشت ساز را تجربه کرده اند که یکی بر اثر فرآیندهای داخلی و انتخابات و دیگری بر اثر یک رویداد خارجی مانند اشغال نظامی عراق و یا بهار عربی به وجود آمده اند. به نظر می رسد ایران و ترکیه در برهه سرنوشت ساز اول در مسیر پیشبرد توسعه ملی حرکت کرده اند اما در برهه سرنوشت ساز دوم وارد تنش ها و منازعات داخلی و منطقه ای شده اند و توسعه ملی را با مشکل مواجه کرده اند. علاوه بر این، این دو کشور طی دو دهه اخیر نتوانسته اند به صورت نهادمند و پایدار به سمت همگرایی اقتصادی حرکت کنند و در خلق منطقه ای توسعه یافته در خاورمیانه مشارکت داشته باشند. منازعات هویت مبنای خاورمیانه که توسط مداخلات خارجی و سیاست های تقابلی کشورها تشدید می شود، محیط منطقه را به سمت نظامی گری و امنیتی سازی همه امور پیش برده و فضا را برای رشد و رونق اقتصادی نامساعد کرده است.