آمایش سیاسی فضا

آمایش سیاسی فضا

آمایش سیاسی فضا دوره سوم زمستان 1399 شماره 1 (پیاپی 9)

مقالات

۱.

هیدروپلیتیک پروژه گاپ ترکیه و تاثیر آن بر امنیت زیست محیطی عراق و سوریه

تعداد بازدید : ۶۵۴ تعداد دانلود : ۱۰۷۵
سه کشور ترکیه، سوریه و عراق که حوضه های مشترک آب ریز و آب گیر رودخانه های دجله و فرات را در اختیار دارند، به خاطر وابستگی روزافزون به آب این رودخانه ها مجبور به ایجاد سد و کنترل جریانات آبی داخل قلمرو خود شده اند. در این بین کشور ترکیه که از موقعیت بالادستی نسبت به دو همسایه جنوبی خود برخوردار است، در چارچوب پروژه آناتولی جنوب شرقی یا گاپ ( GAP ) به منظور توسعه کشاورزی و صنعتی سرزمین های جنوب شرقی خود به مقدار زیادی از آب رودخانه های دجله و فرات نیاز خواهد داشت و با سد سازی های فراوان بر روی این دو رودخانه در خاک خود مقدار آب خروجی به دو کشور سوریه و عراق را به مقدار زیادی نسبت به قبل کاهش داده است. کاهش آب دجله و فرات از زمان اجرای طرح موجب صدمات بسیاری به امنیت زیست محیطی عراق و سوریه شده است که این آسیب ها در ادامه پیامدهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نامناسبی برای دو کشور مذکور به بار آورده است. این مسئله به علاوه باعث به وجود آمدن تردیدهایی در رابطه با اهداف سیاسی ترکیه در چند دهه اخیر، منجر به بروز کشمکش و مناقشه هایی بین سه کشور شده است. بر این اساس پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و منابع کتابخانه ای در پی پاسخ به این سوال است که هیدروپلیتیک پروژه گاپ چه تاثیری بر امنیت زیست محیطی عراق و سوریه داشته است و اهداف ترکیه از اجرای این طرح چیست؟ اجرای مرحله ای پروژه گاپ در طی چند دهه اخیر پیامدهای زیست محیطی بسیاری از جمله آلودگی آب، از بین رفتن گونه های کمیاب زیستی جانوری و گیاهی، افزایش بیابان زایی، شور شدن خاک، خشکی باتلاق ها و حوضچه ها و تولید ریزگردها در عراق و سوریه شده است و به نظر می رسد ترکیه با تکیه بر این طرح به دنبال ایجاد هیدروهژمونی در منطقه است.
۲.

عربستان سعودی و «شورای کشورهای عربی و آفریقایی هم مرز دریای سرخ و خلیج عدن»

تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۲۴۲
هم گرایی های منطقه ای میان کشورها از پدیده های مرسوم در عرصه بین الملل است که در موضوعات و محورهای گوناگون اقتصادی، امنیتی، سیاسی، نظامی، فرهنگی، علمی، زیست محیطی و... انجام شده و می شوند. «شورای کشورهای عربی و آفریقایی هم مرز دریای سرخ و خلیج عدن» از جمله نظام های منطقه ای است که در ژانویه 2020 با محوریت عربستان سعودی و با عضویت 8 کشور ساحلی دریای سرخ و خلیج عدن یعنی عربستان سعودی، مصر، سودان، اریتره، جیبوتی، سومالی و اردن اعلام موجودیت کرد. پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای اعم از کتاب، مقالات علمی، گزارش های مراکز راهبردی، منابع اینترنتی، اخبار و تحلیل های معتبر در رسانه های بین المللی و... درصدد شناسایی، بررسی و تحلیل علل، انگیزه ها و اهداف عربستان سعودی در پیگیری تأسیس «شورای کشورهای عربی و آفریقایی هم مرز دریای سرخ و خلیج عدن» است. سوال اصلی این است که عربستان سعودی چه اهدافی را از پیگیری تأسیس «شورای کشورهای عربی و آفریقایی هم مرز دریای سرخ و خلیج عدن» دنبال می کند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که عربستان سعودی در تأسیس «شورای کشورهای عربی و آفریقایی هم مرز دریای سرخ و خلیج عدن» 6 هدف را در ابعاد ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک، ژئواستراتژیک، امنیتی، نظامی، توسعه ای، اقتصادی، سیاسی و... پیگیری می کند.
۳.

پیامد ژئوپلیتیک بحران قره باغ بر مناسبات جمهوری اسلامی ایران در قفقاز

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۹۹ تعداد دانلود : ۵۵۸
بحران قره باغ که با حملات ارتش آذربایجان به نیرو های ارمنی در این منطقه در تاریخ 20 آبان دوباره شعله کشیده است ریشه در بحران ها و اختلافات دو جمعیت ارمنی و آذری از زمان شکل گیری اتحاد شوروی دارد. جنگ دوم قره باغ پس از 44 روز با پیروزی ارتش آذربایجان و امضای توافق نامه سه جانبه آتش بس توسط رهبران روسیه، آذربایجان و ارمنستان در روز بیستم آبان ماه به پایان رسید. این جنگ و درگیری ها که پس از یک دوره شدید درگیری در نهایت منجر به آتش بسی موقت میان دو کشور درگیر آن هم با محوریت روسیه شد، در حالی صورت پذیرفت که ابهام و سوالات مهمی در مورد گذشته، حال و آینده منطقه ژئوپلیتیکی قفقاز و پیامد های تحولات کنونی " بحران قره باغ " بر کشور های همسایه به وجود آورده است. در دهه های گذشته جمهوری اسلامی ایران آن چنان که باید و شاید موفق نشد، فرصت های ژئوپلیتیکی موجود در آسیای مرکزی و قفقاز را به سود خود فعال کند. این موضوع اکنون که تحولاتی سریع و جدی در قفقاز و به ویژه مناسبات جمهوری آذربایجان و ارمنستان به وقوع پیوسته، شرایط دوگانه جدیدی را پیش روی سیاست مداران ایرانی گشوده و فرصت ها و متقابلاً تهدید هایی را به وجود آورده است که اگر هوشمندانه با آن برخورد نشود، نه تنها سودی برای ایران نخواهد داشت، بلکه خسارت های سنگینی را متوجه کشورمان خواهد کرد. مواردی که در این مقاله به عنوان پیامد های ژئوپلیتیکی جنگ ۲۰۲۰ قره باغ مورد اشاره قرار گرفت، ملاحظات و نگرانی هایی است که ممکن است در آینده برای ایران مشکلاتی را به وجود آورد. ناگفته پیداست حضور فعال و دیپلماسی قوی جمهوری اسلامی ایران در این منطقه به ویژه در شرایط حساس کنونی، می تواند بسیاری از تهدید های موجود را به فرصت تبدیل کرده و نگرانی های موجود را از بین ببرد. لازم به تاکید است که بحران قره باغ و تحولات آن تاکنون، نشان از یک سیاست گذاری عمیق تر و گسترده تر برای کل قفقاز بزرگ و حتی آسیای جنوب غربی دارد، سیاست گذاری عمیقی که نتایج و پیامدهای ژئوپلیتیکی آن می تواند برای برخی بازیگران منطقه ای مانند ایران بسیار تاثیرگذار باشد .
۴.

تبیین ژئوپلیتیکی بازساخت ریملند در چارچوب صلح ابراهیم

تعداد بازدید : ۳۱۸ تعداد دانلود : ۳۹۸
رقابت چین و آمریکا در سده جدید یکی از مهم ترین پیشرانه های رقابت های ژئوپلیتیکی در سطوح مختلف منطقه ای و فرامنطقه ای است. چین به عنوان یکی از قدرت های بزرگ که توانایی بالقوه برای تبدیل شدن به ابرقدرت و به چالش کشیدن جایگاه فعلی آمریکا دارد، امری که باعث نگرانی استراتژیست ها و مقامات آمریکایی نیز شده است. در نتیجه ایالات متحده در دهه دوم قرن بیست و یکم تمرکز استراتژیک امنیت ملی خود را از خاورمیانه به شرق آسیا انتقال داد. یا کم رنگ شدن حضور آمریکا در منطقه هم پیمانان سنتی آمریکا مانند اسرائیل(رژیم غاصب صهیونیستی) و کشور های عربی از گسترش قلمرو نفوذ رقبای ژئوپلیتیکی خود یعنی ایران و ترکیه بیمناک بوده و با توجه به تجارب تاریخی منطقه و نفوذ ژئوپلیتیکی ایران در شرایط کنونی واکنش کشورهای مزبور را وادار به همکاری دو و چند جانبه کرده است. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی است و با تکیه بر منابع کتابخانه ای و اینترنتی در پی تبیین ژئوپلیتیکی صلح ابراهیم از منظر آثار و پیامدهای آن بر روابط منطقه ای در خلیج فارس و به ویژه اهداف و منافع جمهوری اسلامی است. اسرائیل به طور سنتی استراتژی اتحاد پیرامونی را به عنوان مکمل استراتژی امنیت ملی خود برگزیده است، توافق اعراب و اسرائیل در قالب توافق صلح ابراهیم به نوعی بازساخت ریملند جدید با هدف کنترل و محدود کردن اثرگذاری ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی است. در صورت اجرایی شدن پروژه یاد شده می توان انتظار رخنمون ریملند جدید منطقه ای با هدف کنترل و تضعیف ایران را داشت.
۵.

بررسی آینده روابط ایران و سوریه و تأثیر آن بر ژئوپلیتیک منطقه ای

تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۱۸۵
بررسی و مطالعه روابط سیاسی کشورها در عرصه بین المللی به ویژه کشورهای یک منطقه از اهمیّت خاصی برخوردار است. این قبیل مطالعات از منظرهای گوناگونی به جستجو در مسائل مربوط به تعاملات دولت ها با یکدیگر و عوامل تأثیرگذار بر روابط سیاسی میان آن ها می پردازد. از جمله این مطالعات، پژوهش هایی در عرصه ژئوپلیتیکی می باشد که در زمینه شناسایی عوامل و متغیرهای سیاسی و جغرافیایی مؤثر در روابط سیاسی دولت ها و به طبع آن بررسی تأثیرات منطقه ای و جهانی این روابط می تواند تأمین کننده منافع ملی و امنیت ملی کشورها باشد. با نگاهی به روابط سیاسی ایران و سوریه، به عنوان دو کشور مهم خاورمیانه ای غیر همسایه با اهمیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی خاص و در محور مقاومت اسلامی که نقش اساسی و تعیین کننده در معادلات منطقه ای ایفا می نماید و ژئوپلیتیک منطقه تأثیر بسزایی از این روابط می پذیرد؛ شاهد نوساناتی بسیار ناشی از تأثیرگذاری عوامل ژئوپلیتیکی، سیاسی و اقتصادی در تعاملات بین آن ها هستیم. این پژوهش در تلاش است تا تأثیر عوامل عمده ژئوپلیتیکی میان دو کشور را بررسی کند و در نهایت به این پرسش پاسخ گوید که «چه چشم انداز قابل پیش بینی برای روابط ایران و سوریه در آینده وجود دارد؟» در این راستا با استفاده از روش پژوهشی توصیفی- تحلیلی این فرضیه را به آزمون خواهیم گذارد که «در آینده روابط ایران و سوریه در گروه آینده دولت سوریه و آینده موضع گیری های آن است.» این تحقیق جنبه های دیگری را از تأثیر آینده روابط دو کشور بر منطقه مورد بررسی قرار می دهد و همانند هر پژوهشی محدودیت ها و موانعی وجود داشت.
۶.

تحول مفهوم قدرت در قرن بیست و یک و آینده توازن قوا در منطقه جنوب غرب آسیا

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۴۲ تعداد دانلود : ۲۶۳
مفهوم قدرت و منابع و ابزارهای اعمال آن همواره در درازای تاریخ دگرگون شده و تکامل یافته است. هر پیشرفت علمی یا فناوری خواه در ابزارهای جنگی نخستین یا ابزارهای نابودگر گروهی و یا در منابع اقتصادی یا سیاسی قدرت به شکلی در رفتار بازیگران نیز تغییراتی را ایجاد کرده و در بسیاری مواقع جابجایی در کانون های قدرت و صاحبان آن ایجاد کرده است. منطقه جنوب غرب آسیا به دلیل پراکندگی نامتوازن منابع قدرت و رفتارهای رقابتی بازیگران از پایان جنگ جهانی اول تاکنون همواره در تنش و بی ثباتی بوده است. در این نوشتار با بررسی دگرگونی های نوین در مفهوم و منابع قدرت، نتایج آن بر توزیع قدرت و توازن قوا در جنوب غرب آسیا مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. بررسی نشان می دهد که به ویژه در قرن بیست و یک و با از فروپاشی نظام سنتی توزان قوا در منطقه و از بین رفتن قدرت کشورهای عراق و سوریه و حتی لیبی و ورود بازیگران جدید و کم تجربه ای مانند قطر و امارات متحده به بازی های منطقه ای هرج و مرج این منطقه را تشدید و بی ثباتی دامنه داری را پی ریزی کرده است.