حسین نورانی کوتنایی

حسین نورانی کوتنایی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

تحلیل نظریه استثمار زیست جهان هابرماس در شکل گیری مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۲۳۲
مقدمه: مقوله قدرت (حکومت، ثروت و دین) می تواند هم بسترساز پژوهش حقیقی و هم ویرانگر و منحرف کننده دانش باشد. با تأمل در نظریه استثمار زیست جهانِ یورگن هابرماس می توان نقش و تأثیر قدرت های تمامیت خواه را بر روند جریان آزاد اطلاعات و امکان تغییر زیست جهان دانش و شکل گیری رابطه سلطه پذیر و سلطه گر را دریافت. هدف این پژوهش، تحلیل زیست جهان دانش و تأثیر استثمار زیست جهان دانش بر مدیریت کلان دانش بود. روش شناسی: رویکرد این پژوهش کیفی و روش آن نظریه زمینه ای بوده است. شرکت کنندگان در پژوهش 20 نفر از اعضای هیأت علمی و متخصصان علوم اجتماعی و علم اطلاعات و دانش شناسی بودند که مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند و تجزیه وتحلیل اطلاعات بر اساس سه روش کدگذاری مورد استفاده در نظریه زمینه ای، شامل کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی با استفاده از نرم افزار تحلیل های داده های کیفی MAXQDA10  انجام گردید. یافته ها: قدرت های تمامیت خواه با حذف، دستکاری و مانع تراشی در جریان آزاد اطلاعات و با تحریف، تخریب و دستکاری اطلاعات و همچنین با وابسته کردنِ نهادهای اطلاع رسانی در پی اثرگذاری بر تولید دانش و روند پژوهش هستند تا با اسطوره سازی و اقناع گری شهروندان، موجب آن شوند که پدیده استثمار زیست جهان دانش به واقعیت تبدیل شود. نتیجه :با اطلاع رسانی هدایت شده توسط قدرت های تمامیت خواه، مراکز اطلاع رسانی از ماهیت وجودی شان دور می گردند؛ به تبع مخدوش شدن اطلاعات، نشر اطلاعات آلوده و اطلاع رسانی هدایت شده، شاهد استثمار زیست جهان دانش و در نهایت شکل گیری مدیریت دانش سوگیرانه و پدیده توهمِ دانایی در جامعه خواهیم بود.  در این پژوهش انواع مدیریت دانش کلان مانند مدیریت دانش ارزشی؛ مدیریت دانش تخریبی؛ مدیریت دانش انحصاری؛ مدیریت تحمیل دانش آلوده و مدیریت دانش پنهانی مطرح شده است.
۲.

مطالعه تطبیقی داستان سیاوش با روایت قصه دینی ابراهیم (ع) و یوسف (ع)

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۱
از مهم ترین نیازهای انسانی که به نوعی در اسطوره ها نمود یافته، «تسلط برخویشتن و ستم گریزی» است. محور اصلی این پژوهش واکاوی مفاهیم، مضامین و انگاره های اسطوره های ایرانی و سامی است. علی رغم وجود تفاوت های ظاهری در روایتِ اسطورکه سیاوش با پیامبران سامی مانند ابراهیم (ع) و یوسف (ع)، این روایت ها دارای ریخت شناسی داستانی، خویشکاری ها و بن مایه های مشترکی هستند. «پاکدامنی» سیاوش؛ «حقانیت» ابراهیم (ع) در«آزمون گذر ازآتش» و «پاکدامنی» یوسف (ع) در آزمون تحمل سال های زندان اثبات گردید. در این تحقیق کلیت روایت این سه شخصیت به صورت تحلیلی مقایسه و بررسی شد و ضمن مشخص شدن شباهت ها و تفاوت ها، آشکارگردید که خویشکاری های : «رنجش درکودکی»، «خویشتن داری»، «اصلاح گری»، «الگو بودن»، «وسوسه گریزی»، «اصالت داشتن خواب» و «پذیرش نظر منجمان» در هر سه روایت تکرار می شوند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان