تاریخ نگری و تاریخ نگاری

تاریخ نگری و تاریخ نگاری

تاریخ نگری و تاریخ نگاری دوره جدید بهار و تابستان 1396 شماره 19 (پیاپی 104)

مقالات

۱.

«خودی و دیگری مذهبی» در تاریخ نگاری عالم آرای نادری

تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۲۰
محمدکاظم مروی(متولد1133 ه. ق.) یکی از تاریخ نگاران عصر افشاریه است که در کتاب عالم آرای نادری به بازگویی مهمترین ویژگی های هویت دینی جامعه ایرانی اهتمام ورزیده است. این پژوهش می کوشد باشناخت دیدگاه محمدکاظم مروی درموضوع «خودی-دیگری» مذهبی، تاثیر هویت دینی و بازتاب آن را درمحتوا و روش تاریخ نگاری عالم آرای نادری بازجوید. ازاین رو، برای تحقّق این هدف،پرسش های زیرمطرح است: مهم-ترین مؤلفه های «خودی- دیگری» مذهبی در تاریخ نگاری عالم آرای نادری چیست؟ و مورخ در جهت بازشناسی، تشخیص و تعریف «خودی» مذهبی از «دیگری» مذهبی دوره مورد پژوهش، چگونه مواجهه ای داشته است؟ درپاسخ به این پرسش ها،فرضیهزیرارائه شده است: روند تکوین و تحول عناصر «خودی- دیگری» مذهبی در تاریخ نگاری عالم آرای نادری، از رویدادهای داخلی و خارجی چندی تأثیر پذیر بوده است. به این معنی که با تکوین حکومت افشاری «خودی- دیگری» مذهبی متأثر از رویدادهای داخلی در چارچوب تضاد درون دینی و مذهبی با عثمانی سنی مذهب و همچنین نزاع قدرت ها و قومیت های معارض داخلی و رقابت های سیاسی و ارضی معنا می یابد و با توجه به همسایگی حاکمیت اهل سنت ازبکان و عثمانی، «دیگری مذهبی» در این دوره بر بنیان تقابل مذهب اهل سنت «دیگری» و تشیع «خودی» با عثمانی و ازبکان بوده است. بنابراین، نوشتارپیش رودرصدداست تا بامعرفى، بررسى و مطالعه ى«خودی- دیگری» مذهبی در تاریخ نگاری عالم آرای نادری ازطریق درک مفهومى و روش مندگزارش هاى آن، به شناخت وجوه عمده ى حیات فکرى فرهنگى، سیاسى، اجتماعى و مذهبی این برهه دست یابد.
۲.

نصراله فلسفی و تاریخ نگاری جدید در ایران

تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۸۹
ورود علم جدید به ایران و تأثیرگذاری آن بر فرهنگ و تمدّن و تاریخ نگاری ایرانیان، دارای زوایای مختلفی است.  نصراله فلسفی به عنوان مورّخ، مدرس، مترجم و روزنامه نگار، یکی از  بنیان گذاران تاریخ نگاری علمی و انتقال دهندگان دانش جدید به ایران است. چگونگی دیدگاه های تاریخیِ نصراله فلسفی، و جایگاه وی در انتقال تاریخ علمی و دانش جدید به ایران، پرسشی است که مورد واکاوی مستقل قرار نگرفته است. این پژوهش بر آن است تا با استفاده از روش کتابخانه ای و توصیف و تحلیل روش و بینش تاریخ نگارانه فلسفی، جایگاه و تأثیرگذاری او را در تاریخ علمی و دانش جدید بررسی نماید. فلسفی به خاطر داشتن اطلاعات گسترده تاریخی و ادبی و آشنایی به علم جدید غرب، با تلفیق تاریخ نویسی سنتی و جدید، در تحولات علمی معاصر ایران تأثیرگذار بود. با این حال در تاریخ نویسی تحت تأثیر شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه ایران، بیشتر با بینش ملی گرایی به نخبه گرایی پرداخته است.
۳.

مسأله یگانگی یا تفاوت دو کتاب الحاوی فی الطب و الجامع الکبیر محمد بن زکریای رازی: بررسی شواهد

تعداد بازدید : ۴۳۸ تعداد دانلود : ۵۵۵
محمدبن زکریای رازی از جمله مشهورترین پزشکان تمدن اسلامی است که آراء و آثارش جایگاه مهمی در تاریخ پزشکی دارد. کتاب الحاوی فی الطب مشهورترین اثر وی در علم پزشکی است که گاه به عنوان اثری متفاوت از کتاب مفقود او به نام الجامع الکبیر تلقی می شود. اهمیت زیاد این کتاب در مطالعات تاریخ پزشکی دوره اسلامی، بررسی یکسان یا متمایز بودن آن را با الجامع ضروری می سازد. ابن ابی اصیبعه و قفطی (از بین نویسندگان کلاسیک) و آلبرت اسکندر، مهرناز کاتوزیان و سامی حمارنه (از میان محققان جدید) قائل به تمایز این دو اثر رازی هستند. با وجود این، شواهد موجود در آثار رازی، آثار پزشکی دوران بعد از او و کتاب های فهارس و تراجم اسلامی عمدتا دال بر یگانگی این دو اثر است. بعید به نظر می رسد که رازی با توجه به عمر نه چندان طولانی خود، دست به نگارش دو اثر سترگ در علم پزشکی زده باشد. همچنین با توجه به اینکه قائلین به تفاوت این دو کتاب، نسخه ای از الجامع را ندیده اند و بنا بر حدس و گمان آن را اثری جدا از الحاوی پنداشته اند و نیز با عنایت به اطلاعات آنلاین موجود از نسخه های موجود در کتابخانه بادلیان آکسفورد که عنوان الجامع دارد ولی به لحاظ محتوا بخشی از کتاب الحاوی است، باید گفت که دیدگاه مبنی بر یگانگی این دو اثر قابل قبول تر است.
۴.

میراث شیز در سنت زردشتی روزگار اسلامی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۱۸۵
شیز و آتشکده آن چنان نقش و جایگاهی در تاریخ دیانت زردشتی دارد که بنابر شواهد باستانشناختی از روزگار هخامنشی به این سو، به ویژه به روزگار ساسانیان و حتی سده چهارم هجری یکی از کانون های عبادی و فکری آن دین به شمار می آمده است. علی رغم این، چه به روزگار ساسانی و چه پس از آن، نه در متون دینی درون جامعه زردشتی و نه در منابع پدیدآمده در بیرون آن، اطلاعات روشنی در باره حیات فکری و هیربدستانی آذرگشسب دیده نمی شود. آنچه تاکنون در باره آن نوشته اند، اغلب جمع بندی پژوهش های باستان شناسی و گزارش های تاریخی است. به فرض پذیرش جایگاه تاریخی شیز و تصدیق میراث فکری آن، پرسش مهم درباره سرنوشت و سرانجام میراث یادشده است و این که پس از فروپاشی ساسانیان و خاموشی احتمالی آتشکده آن در پایان سده چهارم هجری، میراث آذرگشسب به کجا رفت و آتش مقدس آن به کدام آتشکده پیوست. این مقاله برآن است تا بر مبنای شواهد تاریخی پاسخ هایی برای پرسشی به این مهمی پیشنهاد کند.
۵.

عاشورانگاری مورخان وهابی: بررسی تحلیلی ویژگی های روایات وهابی از واقعه کربلا

تعداد بازدید : ۳۸۴ تعداد دانلود : ۱۶۱
نقش و جایگاه واقعه عاشورا در استمرار مذهب تشیع در ادوار مختلف تاریخی، موجب شده است تا تاریخ نگاران وهابی در تکاپوهای خود برای ردّ و انکار مبانی عقیدتی و تاریخی تشیع، در قالب آثاری عاشورانگارانه به بررسی تاریخی این قیام شیعی روی آورند. تاریخ نگری منبعث از جریان عقیدتی-سیاسی وهابیت به گونه ای در این آثار خودنمایی می کند که موجب شده است تا به جای به دست دادن تبیین های متفاوت علمی و واقع بینانه، تصویری باژگونه و عمدتاً غیرواقعی از قیام امام حسین (ع) ترسیم و ارائه شود. تلاش های مستمر برای فراگیر کردن این تصویر خاص و شاذّ از قیام عاشورا لازم می نماید تا عاشورا نگاری وهابیت، که می توان از آن با تعبیر روایتی وهابی از واقعه عاشورا یادکرد، موردبررسی تحلیلی و انتقادی قرار گیرد. در شرایطی که عاشورا نگاران وهابی تلاش دارند با انتخاب عناوین مشابه با تاریخ پژوهان شیعه درباره قیام امام حسین (ع)، جایگاهی را برای آثار عاشورا ستیزانه خود فراهم آورند، روایت آن ها از واقعه عاشورا از ویژگی های مشخصی برخوردار است که از آن جمله می توان به مشروع جلوه دادن خلافت یزید بن معاویه به قیمت عصیان و خروج نشان دادن قیام امام حسین (ع) ویاران آن حضرت، برجسته کردن برخی مسائل حاشیه ای برای زیر سؤال بردن مسائل اساسی مرتبط با قیام و نادیده انگاشتن اهداف اصلی این قیام و مسکوت گذاشته فلسفه آن اشاره کرد.
۶.

جایگاه بدایع الوقایع در تاریخ نگاریِ هنری عصر سلطان حسین بایقرا (مطالعه موردی موسیقی دانانِ خراسانی)

تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۲۰۹
تاریخ نگاریِ هنری ایران را می توان از جمله حوزه های تاریخ نگاری دانست که تا کنون مورد مداقه جدی قرار نگرفته است. یکی از موضوعاتی که در دوره تیموریان مورد توجه حکمرانان قرار گرفت، توجه به طبقه هنرمندان بود، چنانکه این جریان در عصر سلطان حسین بایقرا (911-875ق) و سایر درباریان به دلیل طبع هنری و علاقه به اهل هنر و به ویژه موسیقی دانان با سیاست های حمایتی تعقیب و تا حد زیادی در تواریخ این دوره انعکاس یافت. هدف از این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و نگرشی تاریخی-هنری پرسش به این پاسخ می باشد که بدایع الوقایع اثر زین الدین واصفى (961-890ق) در تاریخ نگاریِ هنری ایران و منحصرا در روند بررسی موسیقی دانان عصر بایقرا در خراسان بزرگ، از چه جایگاهی برخوردار و بیانگر چه اطلاعاتی است؟ یافته ها حاکی از آن است که این اثر تا حد زیادی فارغ از دیدگاه های سیاسی-درباریِ سایر تواریخ این دوره، بازتابی از زندگانی طبقات مختلف جامعه و قشر موسیقی دانان می باشد، چنانکه واصفی به ذکر نکاتی انحصاری از موسیقی دانان این دوره پرداخته که تا حد بسیار زیادی در سایر تواریخ ذکر نگردیده است. از این منظر بررسی تحلیلیِ گزارش های بدایع الوقایع و نیز تطبیق با سایر تواریخ این دوره از سویی اطلاعاتِ نوینی از حیات موسیقی دوره سلطان حسین ارائه داده و از سویی پژوهش های پیشین در حوزه موسیقیِ عصر بایقرا مبتنی بر متون تاریخی را نیازمند بازبینی قرار می دهد.
۷.

تحلیل انتقادی دیدگاه الدوری درباره خاستگاه تاریخنگاری اسلامی

تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۶۱
  خاستگاه تاریخنگاری اسلامی مساله ای است که مستشرقان و محققان مسلمان درباره آن نظرات مختلفی داده اند. عبدالعزیز الدوری محقق مسلمان با توصیف دو خط حدیث و قبیله به عنوان محور مکاتب تاریخنگاری مدینه و عراق معتقد است خاستگاه تاریخنگاری اسلامی ریشه در مکتب مدینه دارد که با پرهیز از اسلوب و سنن قبائلی(قصص ایام،انساب ،شعر) و مبتنی بر تحقیقات و شیوه های جدی محدثان توانست چهارچوب مغازی و سیره پیامبر را ترسیم کند. در این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی دلائل الدوری در رابطه با ادعایش نقد و رد می شود و اسلوب و سنن قبائلی که علمای مدینه نیز از آن تاثیر پذیرفته اند به عنوان خاستگاه تاریخنگاری اسلامی شناخته می شود.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۶