امیرهوشنگ میرکوشش

امیرهوشنگ میرکوشش

مدرک تحصیلی: استادیار علوم سیاسی، واحد شاهرود، دانشگاه آ زاد اسلامی، شاهرود، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۷ مورد از کل ۷ مورد.
۱.

رقابت هژمونیک آمریکا و چین و تاثیر آن بر جریان انرژی و نفت در جهان

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
ایالات متحده بعنوان کشوری که که دارنده معیارهای یک هژمون است، تلاش می کند تا آن را حفظ نماید و چین بعنوان یک قدرت نوظهور در صحنه بین الملل تلاش دارد که خود را به عنوان یک رقیب هژمونیک آمریکا به جامعه جهانی بشناساند. نقطه مشترک در تقابل هژمونیک میان آمریکا و چین در زمینه انرژی گرایش هر دو کشور به منطقه خاورمیانه است. هرچند برای ایالات متحده این مسئله جدیدی نیست، اما گرایش روز افزون چین برای مقابله با تهدید امنیت انرژی خود اهمیت زیادی دارد، زیرا چین از این طریق در پی آن است که نفوذ خود در سایر حوزه را نیز اعمال نماید. پژوهش حاضر با تاکید بر دیدگاه های مختلف در حوزه هژمونیک بویژه تئوری گرامشی تلاش کرده به سوال اصلی خود در مورد تاثیر رقابت هژمونیک آمریکا و چین بر جریان انرژی و نفت در جهان پاسخ دهد. لذا هدف پژوهش حاضر، بررسی رقابت هژمونیک آمریکا و چین و تاثیر آن بر جریان انرژی و نفت در جهان است. روش تحقیق استفاده شده در این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی می باشد. پژوهش به این نتیجه رسیده که میان آمریکا و چین رقابت هژمونیک برقرار است تا تقابل هژمونیک. زیرا چین در مراحل اولیه رقابت هژمونیک با آمریکا قرار دارد و معلوم نیست این رقابت به موفقیت چین بیانجامد و بتواند خود را بعنوان یک هژمون معرفی نماید. چین معیارهای لازم جهت معرفی خود بعنوان هژمونیک در تمام زمینه ها را ندارد و همانگونه که گرامشی بیان می کند مقبولیت لازم را نیز ندارد.
۲.

دیپلماسی علمی و فنّاوری و قدرت ملّی: مطالعه ی موردی آسیای مرکزی و قفقاز

تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۵۷
دیپلماسی علمی و فنّاوری از عناصر دیپلماسی عمومی است . دیپلماسی عمومی، ارتباط با جوامع خارجی به منظور دستیابی به اهداف سیاست خارجی است. قدرت ملّی، مجموع توانایی هایی است که به یک کشور امکان می دهد، اهداف ملّی خود را در مناسبات بین المللی پیش ببرد. تولید ناخالص ملّی یک کشور از قدرت اقتصادی سرچشمه می گیرد که آن نیز در جای خود از پیشرفت علمی و فنّاوری آن کشور ناشی می شود. قدرت درمعنای جدید آن دیگر صرفاً نظامی نیست و افزایش وزن قدرت جامعه نسبت به قدرت مجموعه ی دولت و حاکمیت است. پرسش اصلی این مقاله این است که دیپلماسی علمی و فنّاوری چه تأثیری بر افزایش قدرت ملّی ایران- به طور کلّی- و افزایش نقش ایران در آسیای مرکزی و قفقاز -به طور خاص- دارد؟ علم و فنّاوری، سهم عمده ای در سیاست خارجی کشورهای مختلف برای حضور در عرصه های فراملّی دارد. به طور کلّی، علم و فنّاوری و به طور خاص، دیپلماسی علمی و فنّاوری از مؤلّفه هایی است که توانایی و قابلیت تأمین منافع ملّی ، قدرت ملّی و امنیت ملّی را در هر شرایطی داراست و به عنوان مؤلّفه ی مهمّی در قدرت نرم کشور ها محسوب می شود. دیپلماسی علمی و فنّاوری می تواند به عنوان ابزاری در رسیدن به اهداف و منافع ملّی و نیز افزایش قدرت ملّی به کار رود. با توجّه به ظرفیت های علمی و فنّاوری، ایران می تواند در جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجی و تأمین منافع ملّی در کشور های آسیای مرکزی و قفقاز برنامه ریزی و هدف گذاری نماید و از این طریق نقش و نفوذ منطقه ای خود در این منطقه را ارتقا دهد. روش پژوهش مقاله با رویکردی کثرت گرا، روش پژوهش کیفی است. روش تجزیه و تحلیل اطّلاعات به صورت تبیینی – تحلیلی است.
۳.

نقش آمریکا در بحران سوریه با تأکید بر مدل مدیریت بحران مایکل برچر

تعداد بازدید : ۵۶۲ تعداد دانلود : ۳۲۱
منطقه خاورمیانه به دلیل موقعیت مناسب استراتژیکی محل منازعه قدرت های بزرگ و محل بحران ها می باشد. موقعیت هایی مانند ارتباط با آب های آزاد، موقعیت خشکی مناسب ترانزیتی و وجود منابع معدنی و نفتی. قرار داشتن قدرت هایی مانند روسیه، ایران، عربستان و اسرائیل، همه این ها باعث شد کشور آمریکا به دلایلی که در این مقاله تبین می شود به بحران سوریه ورود پیدا کند. این مقاله با استفاده از روش پژوهش توصیفی-تحلیلی با هدف بررسی اهداف آمریکا در بحران سوریه بر اساس مدل مدیریت بحران مایکل برچر بر اساس علل ایجاد بحران طبق نظریه آشوب گردآوری شده است. در این مقاله پس از بررسی بحران سوریه از منظر مدیریت مایکل برچر متغیرهای مستقل بررسی می شود و در ادامه متغیر وابسته به بازیگر که در این مقاله آمریکا می باشد تبین می شود. به نظر می رسد آمریکا در بحران سوریه به دنبال بالابردن ضریب امنیت رژیم اسرائیل، بازنگری سوریه در برقراری روابط راهبردی با ایران، قطع حمایت سوریه از جبهه مقاومت، منافع اقتصادی و رقابت با روسیه می باشد که این اهداف را مورد بررسی قرار می دهیم.
۴.

هستی شناسی صلح بین الملل در بستر فرهنگ مدارا و صلح ایرانی

کلید واژه ها: صلح هستی شناسی روابط بین الملل جهان وطنی مدارا فرهنگ ایرانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴۸ تعداد دانلود : ۶۷۵
صلح به معنای رایج آن یعنی فقدان جنگ، رؤیای زیبایی است که بشریت و جامعه بین المللی همواره در مسیر رسیدن به آن تلاش کرده است. صلح و مدارا جایگاه ویژه ای در فرهنگ و ادب ایران زمین دارد. مدارا همان احترام و ارج گذاشتن بر تنوع و اختلاف میان فرهنگ های جهان است. صلح یک آرمان جهانی تلقی می شود و انسان امروز را به زندگی در شرایطی آرام و به دور از تشویش و کشمکش سوق می دهد. از گذشته تا امروز، صلح یک مفهوم مطلق نیست و همانند جنگ، ریشه در نوع جهان بینی ما نسبت به جهان هستی دارد. صلح آفرینی و صلح پژوهی با هدف اقدام برای ایجاد تفاهم و توافق میان گروه های درگیر و شناخت زمینه های برقراری صلح، از دغدغه های ذهنی شاعران و نویسندگان ایران زمین بوده است. در عرصه بین المللی و در ادبیات روابط بین الملل، روش مدارا، با احترام به حقوق بشر همخوانی دارد و انسان ها این حق را دارند که در صلح زندگی کنند و همچنان که هستند، باشند . در این پژوهش ضمن بررسی مفاهیم صلح و صلح بین الملل، مدارا و صلح در فرهنگ ایرانی و در بستری هستی شناختی مورد تحلیل و تبیین قرار می گیرد. فرضیه این پژوهش با واکاوی و بررسی آثار منظوم و منثور ادیبان، شاعران و دانشمندان ایرانی در سده های گذشته، به دنبال نشان دادن گستره درک و جهان بینی آنها از فرهنگ صلح و مدارا فراتر از نژاد ، ملیت و مذهب و پاسخ به این پرسش است که صلح و مدارا در فرهنگ و ادب ایران چه جایگاهی در صلح و مدارای جهانی دارد؟ هدف اصلی این پژوهش واکاوی و پالایش فرهنگ صلح و مدارا در ایران و پیوند زدن آن با صلح و مدارای بین المللی است.
۵.

نوجهانی شدن مجادله ای تئوریک؛ از انسان محوری به جهان محوری

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اصول روابط بین الملل
  2. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی جهانی شدن
تعداد بازدید : ۷۱۹ تعداد دانلود : ۳۶۷
نظریه پردازان روابط بین الملل به مفهوم جهانی شدن به صورت روابط بین المللی اندیشیده اند بدون آنکه توجه داشته باشند که دنیای جهانی شده صرفاً رابطه بین «انسان با انسان» نیست و رابطه بین «انسان با محیط» و«محیط با محیط» در فهم ما از جهانی شدن نیز حائز اهمیت است. این معضل آنجایی بیشتر رخ می نماید که بدانیم به طورکلی در نگاه پژوهشگران به جهانی شدن، روندها و فرایندها دارای اشکال و محتوای ناقصی است که به «فراگیرنمایی» مفاهیمی تبدیل شده است که آن را به عنوان جهانی شدن معنا می کنیم. این پژوهش ضمن بررسی و نقد نظریه های مرتبط با جهانی شدن و به ویژه نگاه متفکران علم روابط بین الملل به آن، نواقص، کاستی ها و تقلیل گرایی های خودساخته را بررسی کرده و از برآیند چنین دیدگاهی به مفهومی نوین، تحت عنوان «نوجهانی شدن» دست می یابد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان