توکل موسی زاده

توکل موسی زاده

مدرک تحصیلی: استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۷ مورد از کل ۱۷ مورد.
۱.

اثربخشی معنادرمانی بر خردمندی و تاب آوری دختران فرار و بدسرپرست تحت مراقبت سازمان بهزیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۱
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی معنادرمانی بر تاب آوری و خردمندی دختران فرار و بدسرپرست تحت مراقبت سازمان بهزیستی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه ی دختران فراری و یا بدسرپرست سازمان بهزیستی در مراکز نگهداری شهر تهران در نیمه اول سال 1399 بودند که به روش نمونه گیری دردسترس از بین افراد واجد شرایط تعداد 40 نفر وارد مطالعه شده و در دو گروه 20 نفری (گروه آزمایش و گروه در انتظار درمان) به صورت تصادفی ساده جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای تحت درمان معنادرمانی قرار گرفتند. ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون 2003 (CD-RIS) و مقیاس خردمندی (WS) (اشمیت و همکاران، 2012) بود. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS و با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام گرفت. براساس یافته های پژوهش مداخله معنادرمانی بر افزایش تاب آوری (01/0p<) و خردمندی (01/0p<) در دختران فرار و بدسرپرست تحت مراقبت سازمان بهزیستی تأثیر معناداری داشت. نتایج حاصله براهمیت به کارگیری این روش درمانی در مراکز نگهداری و سایر مراکز مرتبط با این دختران از سوی روانشناسان آن مراکز تأکید دارد.
۲.

اثربخشی درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش بر افکار خودکشی، خودنهان سازی و تنظیم شناختی هیجان در زنان دارای افکار خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش بر میزان افکار خودکشی، خودنهان­سازی و تنظیم شناختی هیجان در زنان دارای افکار خودکشی بود. این پژوهش آزمایشی با طرح پیش‌آزمون – پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمام زنان دارای افکار خودکشی مراجعه‌کننده به مراکز جامع سلامت شهر اردبیل در سال 1398 بودند. 40 نفر از زنان جامعه مذکور به روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه گواه و آزمایش جایگزین شدند (هر گروه 20 نفر ). به منظور گردآوری داده­ها از مقیا ‎‎‎ س ا ‎‎‎ فکا ‎‎‎ ر ‎‎‎ خو ‎‎ د ‎‎‎‎ کشی ( بک و ستیر، 1991 )، مقیاس خودنهان‌سازی ( لا ‎‎‎ ر ‎‎‎ سو ‎‎ ن و جا ‎‎‎ ستین ، 1990 ) و فر ‎‎‎ م کو ‎‎ تا ‎‎‎ ه پر ‎‎‎ سشنا ‎‎‎ مه تنظیم شنا ‎‎‎ ختی هیجا ‎‎‎ ن ( گا ‎‎‎ ر ‎‎‎ نفسکی و ‎‎ کرایج، 2006 ) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده­ها با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره ( MANCOVA ) صورت گرفت. یافته­ها نشان داد که درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش تأثیر معناداری بر کاهش خودنهان­سازی و افکار خودکشی و افزایش تنظیم شناختی هیجان در زنان دارای افکار خودکشی دارد (001/0 P< ). این نتایج نشان می­دهند که درمان پذیرش و تعهد احتمالا می­تواند با بهبود تنظیم و ابراز هیجان در کاهش میزان افکار خودکشی موثر باشد
۳.

مقایسه اثربخشی قصه درمانی و موسیقی درمانی بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان دختر پرخاشگر مقطع ابتدایی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۰
زمینه و هدف: امروزه، پرخاشگری کودکان یکی از شایع ترین و یکی از دلایل مهم ارجاع آن ها به روان درمانگران است. هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی قصه درمانی و موسیقی درمانی بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان دختر پرخاشگر بود. مواد و روش ها: در این مطالعه نیمه آزمایشی، ۴۵ دانش آموز پرخاشگر از بین دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی شهر کرج در سال تحصیلی ۱۴۰۰- ۱۳۹۹ به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های پرخاشگری کودکان دبستانی، آزمون ویسکانسین، آزمون عملکرد مداوم و آزمون استروپ بود. گروه های آزمایش تحت درمان قصه درمانی در ۱۱ جلسه و موسیقی درمانی در ۸ جلسه قرار گرفتند. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: بین اثربخشی قصه درمانی و موسیقی درمانی بر کارکردهای اجرایی (۰۰۱/۰p<) دانش آموزان دختر پرخاشگر، تفاوت معنی داری مشاهده شد. میانگین نمرات کارکردهای اجرایی در پس آزمون موسیقی درمانی، به طور معنی داری بیشتر از میانگین نمرات گروه قصه درمانی و گروه کنترل بود (۰۰۱/۰p<). نتیجه گیری: قصه درمانی و موسیقی درمانی بر بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان دختر پرخاشگر نقش مؤثری دارد. همچنین موسیقی درمانی نسبت به قصه درمانی بر افزایش شاخص های کارکردهای اجرایی (انعطاف پذیری شناختی، توجه پایدار و بازداری) دانش آموزان دختر پرخاشگر، تأثیر بیشتری دارد؛ بنابراین پیشنهاد می شود این درمان ها برای کمک به دانش آموزان پرخاشگر در محیط های آموزشی و درمانی توسط متخصصان این حوزه ها اجرا گردد. نتایج این پژوهش می تواند تلویحات آموزشی زیادی داشته باشد.
۴.

مقایسه اثربخشی زوج درمانی شناختی- رفتاری و آموزش مهارت های زندگی در افزایش رضایت زناشویی زوجین متقاضی طلاق سازش نیافته(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۹
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی زوج درمانی شناختی-رفتاری و آموزش مهارت های زندگی در افزایش رضایت زناشویی زوجین متقاضی طلاق سازش نیافته به روش نیمه آزمایشی  با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل زوجین مراجعه کننده به دادگاه خانواده کرج در سال 1397 بود که تعداد 45 زوج سازش نیافته به روش هدفمند برای ورود به پژوهش انتخاب و در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند. یک گروه آزمایش برنامه زوج درمانی شناختی- رفتاری و گروه دیگر آموزش مهارت های زندگی را دریافت نمودند و گروه گواه آموزشی دریافت نکرد. اطلاعات پژوهش قبل و بعد از ارائه مداخله با استفاده از پرسش نامه دموگرافیک و پرسش نامه رضایت زناشویی از هر سه گروه جمع آوری و داده ها با روش تحلیل کوواریانس تحلیل شد. برای دستیابی به روش مؤثر در مداخلات پیش از طلاق و ارائه تبیینی اسلامی از رویکردهای درمانی به کار رفته، نتایج حاصله با توجه به تعالیم اسلامی نیز تحلیل شد. نتایج نشان دهنده تأثیر معنا دار زوج درمانی شناختی- رفتاری (7/83 %) و آموزش  مهارت های زندگی (6/78%) بر افزایش رضایت زناشویی زوجین  بود (05/0>P).
۵.

Designing an educational package of individual and social skills of Islamic lifestyle and studying its effects on mental well-being ,and quality of life of students(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۲
The purpose of this study was to design an educational package of individual and social skills of Islamic lifestyle and to study the effectiveness of the educational package on quality of life, mental well-being of students. To answer the main question and achieve the research objectives, the experimental research method was used. For this purpose, after identifying and selecting individuals, the sample was randomly selected into two groups. Participants have trained 8 sessions in the Experimental group. The statistical population of this research is all students of Ardabil universities. Among the students of Ardabil, universities have used a sample of 30 people was selected. for gathering data were used Reef Psychological Welfare Questionnaire (18-item short form), 26-item Quality of Life Questionnaire. To analyze of data, multivariate analysis of covariance and univariate analysis of covariance was used. The results showed that there is a significant difference in the combination of dependent variables between the experimental and control groups. And also there is a statistically remarkable difference between the average of the two groups of students in the psychological well-being variable, quality of life. . Findings showed that the design and training of individual lifestyle and social skills training package of Islamic lifestyle is effective in increasing psychological well-being, quality of life.Educated Islamic life to increase students' psychological well-being, quality of life.In universities, university counseling centers, the training package of individual and social skills of Islamic lifestyle can be taught to increase the psychological well-being, quality of life of students.
۶.

مقایسه اثربخشی مدل مبتنی بر انگیزه پیشرفت و تکنیک های تنظیم هیجان بر احساس تعلق به مدرسه در دانش آموزان مبتلا به ناتوانی های یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۳
اختلال در یادگیری یکی از مشکلات بزرگی است که به خاطر آن، تعداد زیادی از دانش آموزان در همان سنین ابتدایی از مدرسه جدا شده و ترک تحصیل می کنند . هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی مدل مبتنی بر انگیزه پیشرفت و تکنیک های تنظیم هیجان بر احساس تعلق به مدرسه در دانش آموزان مبتلا به ناتوانی های یادگیری بود. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان ثبت نام شده در مرکز ناتوانی های یادگیری آموزش وپرورش شهر اردبیل در سال تحصیلی 99-98 بود از این میان تعداد 45 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و پس از جایگزینی تصادفی در سه گروه آزمایشی و گروه کنترل مورد مطالعه قرار گرفتند (در هر گروه 15 نفر) انتخاب شد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه ی احساس تعلق به مدرسه بود. فرآیند اجرا مدل مبتنی بر انگیزه پیشرفت به مدت 5 جلسه و تکنیک های تنظیم هیجان 10 جلسه و هر جلسه 90 دقیقه پرداختند و گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکردند. نتایج با استفاده از آزمون کوواریانس تک متغیره تجزیه وتحلیل شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که بعد از کنترل اثرات پیش آزمون، تفاوت آماری معنی داری بین میانگین نمرات دو گروه آزمایش و کنترل، در نمره کل متغیر احساس تعلق به مدرسه (233/16=F) وجود دارد. از لحاظ کاربردی با توجه به اثربخش بودن مدل مبتنی بر انگیزه پیشرفت و تکنیک های تنظیم هیجان بر احساس تعلق به مدرسه، افزودن آموزش تنظیم هیجان و انگیزه پیشرفت در برنامه های مدارس متناسب با نیازها و سبک های یادگیری دانش آموزان دارای اختلال یادگیری، می تواند تأثیر بسزایی در افزایش احساس تعلق به مدرسه و ارتباط مؤثر دانش آموزان با معلمان داشته باشد.
۷.

مقایسه اثربخشی شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی و روان درمانگری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بلوغ عاطفی در افراد دارای اختلالات مصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۲۷۱
زمینه: با توجه به افزایش اختلالات مصرف مواد و پیامدهای نامطلوب ناشی از آن بر مسائل فردی و اجتماعی، ضرورت دارد مداخلات کارآمدی بکار گرفته شود. پژوهش های زیادی در مورد اثربخشی رویکردهای درمانی متفاوت بر بلوغ عاطفی انجام شده است اما پژوهشی که به بررسی اثربخشی درمان های ذهن آگاهی و پذیرش و تعهد بر بلوغ عاطفی در افراد دارای اختلالات مصرف مواد پرداخته باشد نادیده گرفته شده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان های ذهن آگاهی و پذیرش و تعهد بر بلوغ عاطفی در افراد دارای اختلالات مصرف مواد انجام گرفت. روش: طرح پژوهش، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری تعداد 300 نفر مرد دچار سوءمصرف مواد بودند که به مراکز ترک اعتیاد تحت نظر اداره کل بهزیستی اردبیل در سال 1397 مراجعه کرده بودند، تعداد 45 نفر بصورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس بصورت تصادفی 30 نفر در گروه های آزمایش و 15 نفر گواه گمارده شدند، گروه آزمایش طی هشت جلسه 90 دقیقه ای آموزش فنون شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی سگال، ویلیامز و تسدال (2002) و فنون درمان پذیرش و تعهد ویلسون، گیفورد و بتن (2014) را دریافت کردند و گروه گواه مداخله ای دریافت نکردند. ابزار پژوهش حاضر پرسشنامه بلوغ عاطفی (1974) بود و داده های بدست آمده توسط تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی LSD با نرم افزار SPSS 25 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که درمان های ذهن آگاهی و پذیرش و تعهد تأثیر معنی داری را بر روی بلوغ عاطفی گذاشتند (0/05 p< ). همچنین بین دو درمان بکارگرفته شده تفاوت معنی داری مشاهده نگردید (0/370 p= ). نتیجه گیری: در نتیجه درمان های ذهن آگاهی و پذیرش و تعهد بعنوان مداخلات مؤثر می توانند بر بهبود بلوغ عاطفی در افراد دارای اختلالات مصرف مواد بکارگرفته شوند.
۸.

مقایسه اثربخشی آموزش های تاب آوری و شفقت به خود بر سلامت عمومی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با علائم افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۰
مقدمه و هدف: افسردگی به عنوان اختلال روانی رایج می تواند فرایند تحصیلی و روان شناختی دانش آموزان را با آسیب جدی مواجه کند. هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی آموزش های تاب آوری و شفقت به خود بر سلامت عمومی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با علائم افسردگی بود. روش: این پژوهش از نوع مطالعات شبه تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه شهرستان پارس آباد (استان اردبیل) در سال تحصیلی 97-96 (تعداد: 2028) بود. نمونه پژوهش شامل 60 نفر از دانش آموزان با علائم افسردگی از جامعه مذکور بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده و به طور تصادفی در سه گروه (هر گروه 20 دانش آموز) جایدهی شدند. ابزارهای گردآوری داده های این پژوهش شامل مقیاس خودسنجی افسردگی (برلسون، 1981)، پرسش نامه سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر ( 1979) و فرسودگی تحصیلی برسو، سالانووا و شاوفلی (2007) بود.تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس در محیط نرم افزار SPSS-20 ا نجام شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که هر دو وش آموزش های تاب آوری و شفت به خود تأثیر معناداری در بهبود م ؤلفه های سلامت عمومی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با علائم افسردگی داشتند ( 05/0 P≤ ) . همچنین بر اساس نتایج حاصل از آزمون تعقیبی، آموزش تاب آوری نسبت به آموزش شفقت به خود، اثربخشی بیشتری در کاهش خستگی تحصیلی داشته است ( 05/0 P≤ ) . نتیجه گیری: نتایج نشان داد که هر دو روش به کار گرفته شده در این مطالعه از کارایی لازم برای بهبود سلامت عمومی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان برخوردارند. همچنین آموزش تاب آوری به دلیل افزایش انعطاف پذیری و خوش بینی، درکاهش خستگی تحصیلی، مؤثرتر بوده است.
۹.

نقش سبک های فرزند پروری والدین در پیش بینی رشد اجتماعی کودکان پیش دبستان 5 و 6 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۴۲۴
مقدمه: این مطالعه با هدف بررسی نقش سبک های فرزند پروری والدین در پیش بینی رشد اجتماعی کودکان پیش دبستان 5 و 6 ساله انجام شده است. رشد و تکامل ابتدای کودکی یک پنجره فرصت برای ارتقاء سلامت است، بنابراین کیفیت مراقبت در این دوران نقش بسزایی در سلامت و رشد و تکامل مطلوب کودک دارد همچنین سن پیش دبستانی دوره مهمی برای رشد اجتماعی است. روش: این پژوهش به روش همبستگی انجام شده است و رابطه بین متغیرها مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کودکان مقطع پیش دبستان مهدهای کودک شهر تهران (والدین کودکان مقطع پیش دبستانی) شامل 3 شهرستان تهران، ری و شمیرانات در سال تحصیلی 1398-1397 است که ت عداد 618 مهدکودک فعال را دارا می باشد.نمونه پژوهش شامل 236 نفر از کودکان و والدینشان با روش نمونه گیری تص ادفی خوش ه ای بود. افراد مورد پژوهش پرسشنامه سبک های فرزند پروری بامریند (1973) و پرسشنامه رشد اجتماعی وایلند (1965) را تکمیل نمودند و داده های بدست آمده با نرم افزار spss و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون فرضیه های پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که میزان ضریب همبستگی مشاهده شده بین رشد اجتماعی و سبک های فرزندپروری والدین ارتباط دارد. از نظر آماری نتایج تحلیل داده ها نشان داد که ضریب همبستگی بین سبک های فرزندپروی سهل گیرانه و مقتدرانه با رشد اجتماعی در سطح معن اداری 05/0p> مثبت و معنی دار است اما ضریب همبستگی پیرسون بین سبک فرزندپروری مستبدانه و رشد اجتماعی در سطح اطمینان 95 درصد رابطه معنی داری وجود ندارد. همچنین نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد، سبک فرزندپروری مقتدرانه در سطح معنی داری آزمون (0.0001) بهترین متغیر برای پیش بینی رشد اجتماعی کودکان است. با استناد به یافته های به دست آمده از این پژوهش می توان گفت، سبک های فرزندپروری یکی از پیش بینی کننده های مهم رشدی بویژه در حیطه اجتماعی کودکان است. لیکن تفاوتی که در این پژوهش با سایر پژوهش های انجام شده دارد، این است که نتایج ارتباط بین سبک سهل گیرانه و رشد اجتماعی را نشان می دهد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های بدست آمده می توان نتیجه گیری کرد: زمانی که والدین در روش های تربیتی خود در مورد فرزندشان ثابت قدم هستند، رفتارهای ابراز وجود و اعتماد را به آنها ارائه می دهند، به گفته های کودکان خود گوش می سپارند و گفتگو با آنها را ترویج می دهند؛ همچنین روش انضباطی آنان توأم با گرمی، منطق و انعطاف پذیری است  و تا حدی به کودکان خود آزادی (سبک سهل گیرانه که در پژوهش های دیگر ارائه نگردیده است ) می دهند، کودکان رشد اجتماعی بیشتری را نشان می دهند.
۱۰.

اثر بخشی آموزش متمرکز بر تعدیل جهت گیری یادگیری معلمان بر خودکارآمدی معلمان و خودپنداره تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱۲ تعداد دانلود : ۳۸۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش متمرکز بر تعدیل جهت گیری یادگیری معلمان در خودکارآمدی معلمان و خودپنداره تحصیلی دانش آموزان پایه چهارم اجرا شد جامعه آماری پژوهش،معلمان پایه چهارم ابتدایی شهرستان بیله سوار وکلیه دانش آموزان پایه چهارم در سال تحصیلی 97-96 که تعداد 60 معلم به شیوه غربالگری دردسترس انتخاب و در گروه آزمایش 30نفر و در گروه کنترل نیز 30نفره جایگزین شدند و 3نفر از دانش آموزان هر معلم به صورت تصادفی انتخاب شدند که در گروههای آزمایش و کنترل هرکدام 90نفر دانش آموز قرار گرفتند و به گروه آزمایش 6 جلسه آموزش متمرکز بر جهت گیری یادگیری معلمان بر گرفته از آمایش بین المللی یادگیری حرفه ای معلمان ارائه شد. از پرسشنامه خودکارآمدی معلمان و خودپنداره تحصیلی استفاده شد.تحلیل داده ها نشان داد که آموزش متمرکز بر تعدیل جهت گیری یادگیری معلمان بر خودکارآمدی معلمان و خودپنداره تحصیلی دانش آموزان اثربخش بود . آموزش متمرکز بر تعدیل جهت گیری یادگیری معلمان منجر به تفاوت معنی دار بین گروه ها در خودکارآمدی معلمان به میزان 58 درصد شده است. و تفاوت معنی دار بین گروه ها در خودپنداره تحصیلی دانش آموزان به میزان 26 درصد شده است.مبتنی بر یافته ها می توان نتیجه گرفت که تغییر در جهت گیری یادگیری معلمان می تواند بر خودکارآمدی معلمان و خودپنداره تحصیلی دانش آموزان موثر واقع شود.
۱۲.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر استنتاج، آموزش نوروفیدبک و ترکیب این دو روش درمانی در درمان افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۳۹۳
زمینه و هدف: درگذشته، وسواس اختلالی مزمن و درمان نشدنی بشمار می رفت، اما امروزه این وضعیت به واسطه یافته های حامی اثربخشی درمان شناختی رفتاری تغییر اساسی کرده است. هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر استنتاج، آموزش نوروفیدبک و ترکیب این دو روش درمانی در درمان افراد مبتلا به اختلال وسواس بود. مواد و روش ها: مطالعه ی حاضر، از نوع نیمه آزمایشی گسترش یافته ی طرح پیش آزمون و پس آزمون چند گروهی بود. در این مطالعه 2550 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای از بین معلمان شهرستان مشکین شهر انتخاب شدند و 1916 نفر، پرسشنامه وسواس ییل – براون را تکمیل کردند و در مرحله دوم، 66 نفر از 153 نفری که نمره ی بالاتری از نقطه برش 20 در پرسشنامه وسواس داشتند، پس از مصاحبه ی تشخیصی، به روش تصادفی در یک گروه کنترل و سه گروه آزمایشی قرار گرفتند و درنهایت داده های جمع آوری شده 62 نفر با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره با نرم افزار SPSS-18 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج مقایسه گروه های آزمایشی با گروه کنترل نشان داد كه شدت وسواس و خرده مقیاس های آن (وارسی، شستشو، تکرار و شك) در گروه های آزمایشی نسبت به گروه کنترل به طور معناداری کاهش پیدا کرد. به طورکلی اثربخشی سه روش درمانی بر متغیر وسواس و خرده مقیاس های آن در مرحله پس آزمون تأیید می گردد. میزان این تأثیر بین 3/35 تا 6/79 درصد بوده و تفاوت نمرات پس آزمون از طریق سه گروه درمانی را تبیین می کند. نتایج به دست آمده از مقایسه های زوجی بر اساس آزمون بونفرونی نشان می دهد که روش درمان ترکیبی درمان مبتنی بر استنتاج و آموزش نوروفیدبک در کاهش شدت وسواس مؤثرتر از روش درمان مبتنی بر استنتاج و آن مؤثرتر از آموزش نوروفیدبک می باشد. نتیجه گیری: در این تحقیق، روش درمان ترکیبی درمان مبتنی بر استنتاج و آموزش نوروفیدبک در کاهش شدت وسواس مؤثرتر از روش درمان مبتنی بر استنتاج و آن مؤثرتر از آموزش نوروفیدبک بود.
۱۳.

اثر بخشی مصاحبه ی انگیزشی گروهی و آموزش تنظیم هیجان برکاهش رفتار قلدری و فرسودگی تحصیلی نوجوانان کاربر شبکه های اجتماعی مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۸۰
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی و مقایسه روش های مصاحبه انگیزشی گروهی و آموزش تنظیم هیجان بر کاهش رفتار قلدری (سنتی و سایبری) و فرسودگی تحصیلی نوجوانان کاربر شبکه های اجتماعی مجازی، با در نظر گرفتن نقش تعدیل گر جنسیت بود. این تحقیق آزمایشی و از نوع پیش آزمون و پس آزمون چندگروهی است. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانش آموزان دختر و پسر کاربر شبکه های اجتماعی مجازی مقطع متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 96-95 تشکیل دادند (320000N= ). 90 نفر از دانش آموزانی که طبق پرسش نامه سنجش ارتباط با شبکه های اجتماعی مجازی، کاربر محسوب می شدند با استفاده از نمونه گیری تصادفی خوشه ایچندمرحله ای انتخ اب و به صورت تص ادفی در گروه ه ای آزم ایش و کنترل ج ایگزین شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسش نامه های ارتباط با شبکه های اجتماعی علی نقی و عطایی (1392)، قلدری در مدرسه (BS) پاچین و هیندوجا (2011) و فرسودگی تحصیلی برسو (1997) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA)، تحلیل واریانس یک راهه (ANOVA ) و مقایسه پسین بونفرونی استفاده شد. نتایج نشان داد؛ آموزش مصاحبه انگیزشی گروهی و تنظیم هیجان در مقایسه با گروه کنترل بر کاهش رفتار قلدری (کلی و سایبری) و فرسودگی تحصیلی (فرسودگی، بی علاقگی و ناکارآمدی) تأثیر داشته، ولی بر قلدری سنتی و خستگی عاطفی تأثیری نداشته است ( 05/0>P ). به علاوه نقش جنسیت به عنوان متغیر تعدیل کننده، صرفاً در ارتباط با اثربخشی آموزش تنظیم هیجان در کاهش متغیرهای قلدری (کلی)، قلدری سایبری و بی علاقگی تحصیلی تأیید شد. همچنین نتایج آزمون مقایسه پسین بونفرونی، نشان داد بین دو روش مصاحبه انگیزشی گروهی و آموزش تنظیم هیجان، در کاهش رفتار قلدری و فرسودگی تحصیلی تفاوت معنی داری وجود ندارد ( 05/0>P ). بر اساس نتایج این یافته ها می توان گفت مصاحبه انگیزشی گروهی و آموزش تنظیم هیجان باعث ارتقای سطح آگاهی نوجوانان کاربر شبکه های اجتماعی مجازی به خصوص دختران، نسبت به معایب و مزایای رفتار نامطلوب و ایجاد انگیزه برای تغییر شده و آن ها را در شناخت بیشتر هیجان های مشکل ساز و نحوه کنترل و مدیریت آن کمک کرده است.
۱۵.

نقش تعلل ورزی، خود تنظیم گری و باورهای فرا شناختی در پیش بینی فرسودگی تحصیلی دانش آموزان دختر دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۲۱۶
 هدف پژوهش حاضر نقش تعلل ورزی، خود تنظیم گری و باورهای فرا شناختی در پیش بینی فرسودگی تحصیلی دانش آموزان دختر دوره متوسطه بود. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر مشکین شهر در سال تحصیلی 92-91 تشکیل می دهند. آزمودنی های پژوهش شامل 120 نفر از دانش آموزان دختر شهر مشکین شهر بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از بین مدارس این شهر انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس تعلل ورزی دانش آموزان (PASS)، مقیاس خود تنظیم گری، مقیاس باورهای فراشناختی و مقیاس فرسودگی تحصیلی استفاده شد. یافته ها به روش آماری ضریب همبستگی، رگرسیون چندمتغیری و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج ضریب همبستگی نشان داد که ارتباط مثبت و معنی داری بین باورهای فراشناختی، تعلل ورزی با فرسودگی تحصیلی وجود دارد (001/0>P). همچنین بین خودتنظیمی با فرسودگی ارتباط منفی و معنی داری وجود دارد (001/0>P). نتایج تحلیل مسیر نشان دادند که تعلل ورزی و باورهای فراشناختی به واسطه خود تنظیم گری بر فرسودگی تحصیلی تأثیر می گذارند. دانش آموزانی که با خود تنظیم گری بیشتر از راهبردهای شناختی و فراشناختی بیشتری استفاده می کردند. تعلل ورزی پایین تری داشتند و در نتیجه پیشرفت تحصیلی آنها بیشتر بود.
۱۶.

مقایسه ادراک خود، خود-تنظیمی هیجانی و سبک های دلبستگی افراد وابسته به مواد مخدر و بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: اعتیاد سبک های دلبستگی ادراک خود خود-تنظیمی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۹ تعداد دانلود : ۳۹۹
هدف: هدف پژوهش حاضرمقایسه ادراک خود، خود- تنظیمی وسبک های دلبستگی افراد وابسته به مواد مخدر با افراد بهنجار می باشد. روش: روش تحقیق مطالعه حاضر علًی-مقایسه ای بود. جامعه ی آماری پژوهش را تمامی افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به مرکز ترک اعتیاد بهزیستی شهرستان نیر تشکیل می دادند. نمونه پژوهش را 60 شرکت کننده وابسته به مواد و بهنجار تشکیل می دادند که هر گروه شامل 30 نفر بوده و به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس ادراک خود، پرسشنامه خود-تنظیمی و پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که افراد وابسته به مواد در مقایسه با افراد بهنجار میانگین نمرات ادراک خود پایین تر و خود-تنظیمی کمتری دارند و نیز سبک دلبستگی آن ها در مقایسه با افراد بهنجار بیشتر ناایمن است. نتیجه گیری: این نتایج حاکی از آن است که احتمالاٌ ادراک خود و خود-تنظیمی پایین و سبک های دلبستگی ناایمن از عوامل خطرزا برای گرایش افراد به سوی مواد محسوب می شوند.
۱۷.

مقایسه سبک های تفکر، سبک های اسناد، خوش بینی و بد بینی در بیماران مبتلا به اختلال وسواس و افراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: سبک های تفکر خوش بینی و بدبینی سبک های اسناد اختلال وسواس فکری - عمل

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱۷ تعداد دانلود : ۷۱۹
پژوهش حاضر به منظور مقایسه سبک های تفکر، سبک های اسناد، خوش بینی و بدبینی درافراد مبتلا به اختلال وسواس و بهنجار صورت گرفت. این پژوهش از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه بیماران مبتلا به اختلال وسواس در شهر اردبیل که در سال 1391 به کلینیک های تخصصی روانپزشکی مراجعه کرده بودند تشکیل می دهد. نمونه پژوهشی 40 بیمار وسواس به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با 40 نفر بهنجار مقایسه شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه وسواس فکری-عملی، پرسشنامه سبک های تفکر، پرسشنامه سبک های اسناد و پرسشنامه بازنگری شده جهت مندی زندگی استفاده شد. داده های پژوهش با روش های آماری تحلیل واریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شدند. طبق یافته های پژوهش سبک های تفکر در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی مختل تر از افراد بهنجار است. هم چنین افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی بدبین تر و دارای سبک اسناد کلی، درونی و پایدار هستند. نتایج بیان گر اهمیت نقش س بک های تفکر، سبک های اسناد، خوش بینی و بدبینی در شکل گیری و گسترش اختلال وسواس فکری- عملی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان