سید محمود میرزایی الحسینی

سید محمود میرزایی الحسینی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۳ مورد از کل ۱۳ مورد.
۱.

بررسی تطبیقی واحدهای زبانی «وصف فعل و صفت» در عربی با «قید» در فارسی و انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۳۴۶
این پژوهش، بر آن است تا ساختارِ واحدهای زبانی توصیف کننده فعل و صفت در زبان عربی، را با آن چه در زبان های فارسی و انگلیسی «قید» نامیده می شود، مقایسه کند. بررسی تطبیقی این ساختارها، برای پاسخ به این پرسش بود که آیا اصولاً می توان نقشی را که عموماً قید نامیده می شود، در زبان عربی نیز بازیابی نمود. همچنین، آیا می توان بر اساس شباهت ساختارهای قیدی، میان عربی از یک سو و فارسی و انگلیسی از سوی دیگر تعادلی ایجاد کرد که به شناسایی بهتر نقش قید در زبان عربی منجر شود. به این منظور، از شیوه دستور سنتی، که عموماً مبتنی بر اِعراب پایانی واژه ها است و واحد دستوری را «واژه» می داند، صرف نظر شد. بر ین اساس، سازه هایی، مبنای تحلیل قرار گرفت که در آن نقش ظاهر می شوند. در این تحلیل، از دستاوردهای دستور زایشی-گشتاری بهره گرفته شد و از استدلال های نحوی مانند همپایگی، جانشینی و جابه جایی استفاده گردید. به این صورت که ابتدا یک نوع ساختاری قید با مثال هایی از انگلیسی و فارسی معرفی شدند. سپس، بررسی شد که این ساختار چگونه در عربی ظهور می یابد. در فارسی و انگلیسی علاوه بر واژه های قیدی، سازه هایی مانند «گروه حرف اضافه ای»، «گروه اسمی»، «گروه صفتی» و «جمله واره قیدی» می توانند در نقش نحوی قید ظاهر شوند. در پایان، یافته های پژوهش نشان داد که همین سازه ها در عربی نیز یافت می شوند، اما عموماً با نام های دیگر معرفی شده اند. همچنین، یک ساختار ویژه قیدی معرفی شد که در زبان های انگلیسی و فارسی نمونه ای ندارد. این ساختار با نام «گروه قیدی» معرفی شد.
۲.

تحلیل استراتژی گفتمان ادبی خطبه شقشقیه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۴۹ تعداد دانلود : ۲۸۳
خطبه شقشقیه به عنوان یکی از مهم ترین خطبه های امام علی علیه السلام همواره مورد توجه پژوهشگران و محققان ادبیات قرار گرفته است و ایشان عموماً با تمرکز بر واحدهای مستقل زبان و بدون در نظر گرفتن بافت موقعیتی ایراد خطبه به بررسی و کشف ابزارهای زیباسازی این اثر ارزشمند همت گماشته اند. تحلیل گفتمان که در واقع ادامه سبک شناسی با رویکرد تحلیل سخن در سطوح فراتر از جمله است، ساختارهای مختلف متون ادبی را با عنایت به بافت موقعیتی آن ها تحلیل کرده و خارج از بافت موقعیت، آن را غیرقابل تفسیر می داند. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و از منظر تحلیل گفتمان ادبی به بررسی ساختارهای مختلف خطبه براساس بافت موقعیتی آن پرداخته است. نتایج نشان می دهد که موقعیت ایراد خطبه از قبیل انکار شایستگی های حضرت، اتهام کوتاهی ایشان در امر خلافت و قیاس های غیر منصفانه ایشان با خلفای سه گانه باعث شده که ساختارهای مختلف خطبه نه به عنوان صرفاً ابزار زیباسازی متن بلکه به عنوان ابزاری در جهت تبیین حقایق، رفع اتهامات و قیاس ها، اثبات حقانیت و برتری حضرت علیه السلام و نهایتاً اقناع مخاطب به خدمت گرفته شده اند.
۳.

تکنیک های تصویرسازی آمریکا در شعر معاصر فلسطین ( با تأکید بر نماد و نقاب)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۳۲
تصویر سازی یکی از اصطلاحات متداول در نقد قدیم و جدید عربی است که در آن شاعر می کوشد تا موضوعی را با تکنیک های مختلفی به تصویر بکشد. شعر معاصر فلسطین، سعی نموده تا آینه تحولات کشوری باشد که بعد از اشغال آن، دشمنان زیادی به مداخله در آن پرداخته اند. یکی از کشورهایی که در قرن گذشته و حاضر به حمایت از اشغال فلسطین برخواسته، آمریکاست که این امر سبب شده است تا شاعران فلسطینی، به طور وسیعی به ترسیم چهره آن کشور بپردازند. این شاعران با تکنیک های مختلفی ازجمله نماد و نقاب به این تصویر سازی پرداخته اند و تمساح، سگ، کلاغ، گرگ، افعی و طناب پوسیده را نمادهایی از آمریکا قرار داده اند تا ماهیت و ویژگی های اصلی آمریکا همچون ریاکاری، نجاست، شومی، وحشی گری و هرزگی، جهان خواری ظالمانه و فروپاشی زودهنگام آن را به تصویر بکشند. هلاکو، نرون، مارس و شیطان از مهم ترین نقاب هایی به شمار می روند که مفاهیمی همچون توحش، جنون قیصری، جنگ افروزی و اغواگری آمریکا را به تصویر می کشند. مقاله حاضر می کوشد تا نماد و نقاب را به عنوان مهم ترین تکنیک های تصویرسازی آمریکا در شعر معاصر فلسطین با روش توصیفی – تحلیلی، مورد نقد و بررسی قرار دهد.
۴.

نقد و بررسی اطناب و توضیح در ترجمة صحیفة سجادیه بر اساس نظریة آنتوان برمن (مطالعة موردی: ترجمة انصاریان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: آنتوان برمن گرایش های ریخت شکنانه صحیفة سجّادیّه اطناب توضیح

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱۷ تعداد دانلود : ۳۸۴
ترجمه به عنوان روشی برای آشنایی با آداب و فرهنگ دیگر ملت ها از دیرباز مورد توجه بوده است و همواره دو رویکرد مبدأگرا و مقصد گرا داشته است و هر یک از این دو رویکرد طرفداران خاص خود را داشته اند. آنتوان برمن یکی از نظریه پردازان مبدأگرای علم ترجمه است که در نظریة خود با عنوان «گرایش های ریخت شکنانه»، سیزده عامل انحراف در ترجمه را برمی شمارد که «اطناب» و «توضیح» از آن جمله است. این مقاله بر آن است که با استفاده از روش تحلیلی توصیفی، این دو مورد را در ترجمة فارسی انصاریان از صحیفة سجادیه نقد و بررسی کند تا میزان انحرافات موجود در ترجمة وی را بر اساس نظریة مذکور مشخص کند. لذا ابتدا به نظریة برمن اشاره، و در ادامه، به نقد و بررسی موارد بالا پرداخته می شود و در مواردی که لازم می نماید، ترجمة پیشنهادی نیز ارائه خواهد شد. دستاوردهای این پژوهش حاکی از آن است که اطناب های موجود در ترجمة انصاریان در پنج مقولة کلّی «اطناب احترامی»، «باهم آیی»، «مترادف عربی و فارسی» و «مترادف غیرعربی و فارسی» و سایر اطناب ها، و توضیح در سه محور «بینامتنی با قرآن»، «ذکر مضاف های محذوف» و سایر توضیحات نمود پیدا می کند که بیشترین این موارد، مخلّ موسیقی متن و ایجاز نهفته در آن شده است.
۵.

حقل الألفاظ الدالّة على أعضاء الإبل فی نهج البلاغة (دراسة دلالیة جمالیة)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: البلاغة علم الدلالة الجمالیة الإبل أعضاء الإبل

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۲ تعداد دانلود : ۳۴۰
لقد کان للإبل أهمیة بالغة وشأن عظیم فی حیاة العرب القدامى، وقد نرى صدى ذلک فی لغتهم حیث وضعوا للدلالة على هذا الحیوان وما یتعلّق به من آلات وأدوات مفردات کثیرة أدّت إلى توسیع نطاق هذا الحقل الدلالی توسیعاً لافتاً، فلا بدع أن نشاهد فی نهج البلاغة أیضاً حضور هذه المفردات واستعمالها بأسالیب أدبیّة بلاغیّة. تنوی هذه الدراسة بمنهج وصفی تحلیلی أن تعالج دلالات وأسالیب استعمال الألفاظ الدالّة على أعضاء الإبل التی وردت فی نهج البلاغة وما أبدعه الإمام فیه بواسطتها من أغراض ومعان وتعبیرات، وقد حصلنا على نتائج لافتة؛ منها أنّ الإمام وظّف هذه التعبیرات توظیفاً مجازیّاً لیفید أغراضاً تدور حول الإسلام والعقیدة وأهل البیت والعبادة والحثّ على الجهاد فی معظم الأحایین بغیة أن یجسّد للمخاطبین تلک المفاهیم عبر تعبیرات وألفاظ مأنوسة یلمسونها فی حیاتهم.
۶.

عناصر انسجام متنی در سوره نوح(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: انسجام واژگانی انسجام متنی انسجام دستوری سوره نوح انسجام پیوندی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن موارد دیگر فرهنگ اصلاحات و واژه ها در قرآن
تعداد بازدید : ۱۱۲۸ تعداد دانلود : ۵۹۵
یکی از مباحث زبان شناسی نقش گرا، نظریه انسجام متنی است. این نظریه عواملی که اجزاء تشکیل دهنده متن را به هم مرتبط می سازد و سبب انسجام و هماهنگی آن می شود، بررسی می کند. الگوی این نظریه را هلیدی و حسن (1976) ارائه دادند. آن ها عوامل انسجام متنی را به سه دسته تقسیم کردند: عامل واژگانی، عامل دستوری، عامل پیوندی. هر یک از این عوامل خود به چند قسمت تقسیم می شوند که وجود آن ها در یک متن، آن متن را منسجم و اجزاء تشکیل دهنده آن را با هم مرتبط می کند.در مقاله حاضر سعی بر این شده است تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی عوامل انسجام متنی در سوره نوح بررسی شود. ابزارهای آفریننده انسجام متنی در سوره نوح به سه دسته تقسیم می شوند: اول، عامل واژگانی که در این سوره شامل تکرار و باهم آیی است، که هر یک از این دو خود چندین زیر مجموعه را در بر می گیرند. دوم، عامل دستوری، این عامل به سه صورت ارجاع، جایگزینی و حذف در انسجام متنی سوره مؤثر شده است. سوم، عامل پیوندی که در دو نوع ارتباط اضافی و ارتباط زمانی در سوره یافت می شود. در بین این عوامل به ترتیب عامل واژگانی سپس عامل دستوری و در پایان عامل پیوندی از بیشترین بسامد در سوره برخوردار هستند و بیشترین تأثیر را در منسجم ساختن سوره نوح بر عهده دارند.
۷.

المصاحبة اللفظیة فی شعر لبید بن ربیعة العامری؛ دراسة دلالیة(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: علم الدلالة المصاحبة اللفظیة المصاحبة الفعلیة المصاحبة الاسمیة لبید بن ربیعة العامری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۹ تعداد دانلود : ۳۳۱
المصاحبة اللفظیة ظاهرة لغویة تشیع فی جمیع اللغات ولا تختصّ بلغة واحدة، والمراد منها هو الترابط المعتاد لکلمة ما فی لغة ما بکلمات أخری معینة فی جمل تلک اللغة. وهی مبحث مهم فی علم الدلالة، لأن لها دورًا هامًا فی توجیه دلالة کثیر من الألفاظ والتراکیب وهی سمة ممیزة لبنیة النّصّ ومفتاح لقراءته وتحلیله وتفکیکه. هذه الظاهرة تؤکد علی أننا بحاجة إلی النظر فی تراکیب الألفاظ وتلازمها وتصاحبها للوصول إلی المعنی المراد إضافة إلی المعنی المعجمی للألفاظ. تحلیل المصاحبات وتصنیفها یمیطان اللثام عن المقومات الأسلوبیة فی لغة الشاعر ونظامه الفکری ویساعدان القرّاء والنقاد علی إصدار حکم نقدیّ واقعی بالنسبة إلی الشاعر. یقوم هذا البحث بتتبّع المنهج التوصیفی- التحلیلی بدراسة أشعار لبید بن ربیعة العامری من منظار علم الدلالة وخاصة ظاهرة ""المصاحبة اللفظیة"" للإجابة عن السؤالین الأصلیین: ما هی وجوه المصاحبة اللفظیة الموظّفة فی شعر لبید؟ وکیف تسهم هذه الظاهرة فی تحدید دلالة التراکیب والألفاظ وفی إدراک المعنی؟ یظهر من خلال هذا المقال أن الشاعر وظّف المصاحبات اللفظیة علی المستویین الأساسیین الفعلی والاسمی بأنماطهما المختلفة فی شعره. ونری أنّ المصاحبة اللفظیة لها أهمیة خاصة فی الوصول إلی غرض الشاعر لأن بعض الأحیان تحصیل المعنی المقصود لا یمکن إلا عن طریق دراسة هذه الظاهرة اللغویة.
۸.

بازتاب داستان قرآنی حضرت موسی (ع) در اشعار محمدمهدی جواهری

تعداد بازدید : ۲۹۸ تعداد دانلود : ۱۵۰
دوفصلنامه ی پژوهش های قرآنی در ادبیات، دانشگاه لرستان سال دوم، شماره ی اول، پیاپی سوم، بهار و تابستان 1394 ه . ش/2015م صفحات 113 - 138 بازتاب داستان قرآنی حضرت موسی (ع) در اشعار محمدمهدی جواهری علی اکبر مرادیان قبادی [1] سیدمحمود میرزایی الحسینی [2] جنّت نصری [3] چکیده تجلی شخصیت های قرآنی و حوادث پیرامون زندگی آن ها در شعر معاصر عرب از پدیده های چشمگیر ادبی به شمار می آید. در این میان، داستان حضرت موسی (ع) و مسائلی چون ماجرای آن حضرت (ع) در کوه طور و رؤیت آتش، گوساله پرستی و گمراهی قوم بنی اسرائیل توسط سامری و معجزات وی، توجه شاعر معاصر عراقی محمد مهدی جواهری را به خود جلب کرده است. نگارندگان این مقاله قصد دارند تا بخش هایی را از داستان حضرت موسی که در شعر وی منعکس شده است، به روش تحلیلی- توصیفی مورد بررسی قرار دهند. به عبارت دیگر اثرپذیری واژگانی، و الهام گیری از پیامها، دلالت ها و مفاهیم حوادث و صحنه های این داستان در شعر جواهری موضوع مورد بحث این پژوهش است. قابل ذکر است که جواهری از حوادث و معجزات مربوط به دوران زندگی حضرت موسی (ع) در شعر خود به عنوان نماد هایی برای مبارزه با ظلم و ستم استفاده کرده و آنها را در قالبی نوین و مناسب با مقتضیات زمان و در راستای رسالت خویش به کار گرفته است. واژگان کلیدی: الهام گیری، حضرت موسی، شعر معاصر عربی ، محمد مهدی جواهری. [1] - استادیار گروه زبان و ادبیات عرب دانشگاه لرستان، (نویسنده مسئول): aliakbarmoradian@Gmail.com [2] - استادیار گروه زبان و ادبیات عرب دانشگاه لرستان، mahmudalhosaini@gmail.com [3] - دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عرب دانشگاه لرستان ، jannat.nasri2@gmail.com
۹.

المصاحبه اللفظیه فی شعر إمرئ القیس (دراسه دلالیه) (باهم آیی واژگانی در شعر امرئ القیس)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: معناشناسی شعر جاهلی باهم آیی باهم آیی اسمی باهم آیی فعلی إمرؤ القیس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۸ تعداد دانلود : ۵۷۳
یکی از مهمترین وبرجسته ترین مشخصه های هر زبانی باهم آیی های واژگانی است که نهایتًا به انسجام واژگانی می انجامد. باهم آیی در معناشناسی به عنوان یکی از روابط معنایی در سطح واژگان قلمداد می گردد که در تمام زبانها نمود دارد وتنها مختص یک زبان نیست. در این میان بررسی باهم آیی ها در شعر جاهلی امری قابل توجه است. هدف از انجام این پژوهش نگاهی نو به زبان شاعرانه امرؤالقیس شاعر مشهور دوره جاهلی است؛ لذا در این مقاله ابتدا به بررسی پیشینه کاربرد اصطلاح مذکور در غرب وسپس معادلهای آن در زبان عربی پرداخته شده وسپس انواع باهم آیی ها در دیوان وی طبقه بندی وتحلیل شده است. بررسی باهم آیی در شعر جاهلی واز جمله در شعر امرئ القیس می تواند نقش مهمی در جهت فهم عمیقتر وبهتر شعر عربی پیش از اسلام، ایفا نماید والگویی برای تحلیل معناشناختی زبان وادبیات عربی ارائه نماید. واژگان کلیدی: معناشناسی، باهم آیی، باهم آیی اسمی، باهم آیی فعلی، إمرؤ القیس، شعر جاهلی.
۱۰.

السحر الحلال (إعادة النظر فی فکرة بایزید البسطامی من خلال قصة شمس الدین والمولوی) (سحر حلال (بازخوانی اندیشه بایزید از خلال داستان شمس و مولوی))(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مولوی معرفت محبت شمس شطح بایزید

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۶ تعداد دانلود : ۵۲۷
این مقاله در صدد بررسی اندیشه بایزید بسطامی در پرتو شطحیات او و پژوهش در آراء صوفیان و عارفان وصاحبنظران مطرح در تاریخ عرفان اسلامی پیرامون موضوع مذکور است. در نخستین برخورد آفتاب تبریز و برنای بلخ در شهر قونیه پرسشی به میان آمد که کیان ذهنی مولوی را به آشوب کشاند. این پرسش دو نیمه داشت که یک نیمه آن شطح گونه ای از بایزید بسطامی بود. در این پرسش شمس تبریزی اینگونه از مولوی پرسیده بود که: پیامبر برتر است یا بایزید؟ و اگر پیامبر برتر است که هست، از چه روی بایزید گفته است: «سبحانی ما أعظم شأنی» و پیامبر فرموده است: «ما عرفناک حقّ معرفتک.» این پرسش دو نیمه ای از دو گزاره برخوردار است که دومین گزاره، مشروع و معروف و مقبول است؛ اما گزاره نخست شطح گونه ای است که هر ذهن با معرفتی را درگیر می کند. انعکاس سخن بایزید بعدها در متون عرفانی نگاه جانبدارانه شیوخی چون امام اسماعیل مستملی بخاری، امام محمد کلاباذی، عطار، و مولوی... را موجب شده است و نیز برخوردار از تحلیلی نیکو توسط مشایخی همچون بونعیم اصفهانی، بونصر سراج، و خواجه قشیری گشته است. آنچه از میان این سخنان در باب شطح بایزید قابل تأمّل است را می توان در چهار بخش طبقه بندی کرد: تنگ ظرفی بایزید، شطحیات و تندگویی های او، بایزید دانایی که تظاهر به دیوانگی کرده، و سرانجام وجود مهر خدایی در دل بایزید.
۱۱.

«بیهوده کاری» در آیینه ی ضرب المثل های فارسی و عربی

کلید واژه ها: مثل حوزه ی معنایی بیهوده کاری امثال تطبیقی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای فرهنگ عامه ضرب المثلها
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق ادبیات فارسی و ادبیات عرب
تعداد بازدید : ۶۳۳۳ تعداد دانلود : ۴۵۳
«مَثَل» مقوله ای زبانی- ادبی به شمار می آید که از جایگاهی والا در فرهنگ ایرانی و عربی برخوردار است. مثل نگاران ایرانی و عرب سعی وافر داشته اند که امثال را گردآوری و ثبت و ضبط نمایند. شیوه ی مثل پژوهی و تدوین ضرب المثل ها بیشتر مبتنی بر شیوه ی «دسته بندی الفبایی» بوده است و هیچ گونه رابطه و پیوند منطقی و معنایی میان امثال به چشم نمی خورد. نگارنده بر این باور است که دسته بندی امثال براساس «حوزه های معنایی» می تواند از یک سو مثل پژوهان و پژوهندگان را در مطالعات مردم شناسانه و کشف عناصر فرهنگی و تمدنی ملت ها کمک نماید و از سوی دیگر، دستیابی به مثل های مربوط به حوزه های مختلف را امکان پذیر می نماید. در این پژوهش، تلاش شده است ضرب المثل های دلالت کننده بر «بیهوده کاری» در فارسی و عربی بررسی گردد. ابتدا تعاریف گوناگونی از «مثل» از منظر مثل پژوهان ایرانی و عرب ارائه شده است؛ آنگاه مجموعه امثال حوزه ی مذکور به شکل تطبیقی بررسی شده اند. این مقاله می تواند در حوزه های مثل شناسی و مثل نگاری و تطبیق امثال فارسی و عربی با تأکید بر اهمیت «طبقه بندی معنایی» امثال نه «دسته بندی الفبایی» آنها کاربرد داشته باشد. نگارنده رفتارهای بیهوده، نسنجیده، غیر منطقی، متهورانه و عاری از هرگونه دوراندیشی، سنجیدگی و ظرافت را به عنوان یک آسیب اجتماعی و فرهنگی تلقی کرده و سعی نموده است تا ابعاد گوناگون بیهوده کاری را در امثال فارسی و عربی تجزیه و تحلیل نماید.
۱۲.

تمدنهای جهانی، تدافع یا برخورد؟

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۳
محمد عماره یکى از نویسندگان نواندیش دنیاى عرب است که در پنجاه سال گذشته دهها کتاب و مقاله از او انتشار یافته است. به نظر ایشان، نظریه فوکویاما و هانتینگتون نه تنها حکایت از پیشینه و نوع نگاه غرب به سایر تمدنها دارد، بلکه برنامه عملى غرب در مقابله با تمدنهاى غیر غربى است; از این رو، برخلاف برخى شعارهاى غربیان که همبستگى تمدنها و تمدن واحد جهانى را تبلیغ مى کند، نظام سلطه غرب به استراتژى برخورد با اسلام و دیگر تمدنها مى اندیشد. وى معتقد است که اسلام ضمن نفى برخورد تمدنها، تعدد و رقابت میان تمدنها را به منظور دستیابى به روابط سالم و متعادل پیشنهاد مى کند (نظریه تدافع).

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان