محمدباقر قهرمانی

محمدباقر قهرمانی

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه هنرهای نمایشی و موسیقی دانشگاه تهران ، پردیس هنرهای زیبا،

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۰ مورد از کل ۱۰ مورد.
۱.

بازنمایی زنان در فیلم های آپارتاید: مطالعه ی موردی دو فیلم وینی ماندلا و سارافینا

تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۵۱
هدف از این پژوهش، بررسی بازنمایی نقش زنان در فیلم های مربوط به آپارتاید آفریقای جنوبی می باشد. این مقاله، از میان فیلم های ساخته شده درباره ی آپارتاید به عنوان جامعه هدف، بازنمایی زنان در دو فیلم وینی ماندلا و سارافینا را که بر اساس روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شده اند، مورد مطالعه قرار می دهد. مقاله حاضر به شیوه ی تحلیلی – توصیفی، به چگونگی بازنمایی زنان در دو فیلم مذکور پرداخته و جایگاه زنان در این فیلم ها را بررسی می نماید. در این پژوهش، از روش مطالعه و تحلیل فیلم برای بررسی و تفسیر داده ها استفاده شده است. در نتایج پژوهش نیز مشخص شد که بازنمایی زنان در این فیلم ها، شخصیت هایی پویا، مهربان، باهوش، سخت کوش و دارای روحیات بزرگ است. آن ها اگرچه ممکن است مرز زنانگی را شکسته و وارد حیطه های مردان شوند و بخواهند نقوش مردانه بازی کرده و به هر نوعی وارد دنیای ناشناخته مردانه شوند، بااین حال بعد زنانه ی شان درنهایت آنها را عقب می کشد و آنها همچنان با آرامش و آینده نگری زنانه اوضاع را کنترل می کنند.
۲.

سیالیت فضایی و پرسپکتیوهای متحرک در رویکردی ریزوماتیک به آموزش هنر

تعداد بازدید : ۴۳۱ تعداد دانلود : ۲۷۶
متاثر از نفوذ مفهوم «چرخش فضایی» و توجه به اهمیت مقوله فضا در رابطه با تولید دانش و مفهوم حقیقت، پرسش از ماهیت فضا و مکان، به موضوعی اساسی در مطالعات و تئوری های تعلیم و تربیت نیز تبدیل گردیده است. ژیل دلوز، فیلسوف پساساختارگرای فرانسوی، به همراه فلیکس گاتاری در کتاب هزاران فلات، از ریزوم به مثابه یک استراتژی فضایی بهره می گیرند تا الگوی جدیدی را در رابطه میان دانش و فضا معرفی کنند. بهره گیری از سیستم فضایی ریزوماتیک در کلاس های هنر می تواند به مثابه محیطی برای خلق و آفرینش، امکانات و ظرفیت های فراوانی در رابطه با آموزش هنر فراهم آورد. اهمیت تعدد و تکثر در نگره ریزومی، فضای کلاس را به فضای پرسپکتیوهای سیال و متغیری تبدیل می کند که کاملاً در تضاد با فضای آموزشی تک پرسپکتیوی همگن سنتی قرار می گیرد. بهره گیری از فضای ریزومی، مجالی برای گسست ها و انفجارهای غیرمنتظره ای در حیطه آموزش هنر فراهم می آورد که آزادی تفسیرها و چندگانگی خوانش ها در مواجهه با آثار هنری، بر منطق تک معنایی غلبه می نماید. این پژوهش از نوع نظری و با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسنادی صورت گرفته است.  
۳.

اندیشیدن سینمایی و قطعه قطعه سازی جغرافیای خیالی فرهنگی

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۳
در نهاده های فلسفه تاریخ، والتر بنیامین اشاره می کند که هیچ سند تمدنی وجود ندارد که درعین حال سند بربریت نباشد. آشکارترین نمونه های این اسناد تمدن در بحث بنیامین را می توان در یادمان​ها در آثار معماری شکوهمند یافت. هیتلر بیان داشته بود که معماری در قالب عبارات و کلماتی از جنس سنگ، بیانیه های پرشکوه، تأثیر گذار و ماندگاری را از هر عصری ارائه می دهد و هر دوره پر شکوهی، خود را از طریق ساختمان هایش بیان کرده است. تاریخ نشان داده است که حاکمان شدیداً به بیانیه های پرشکوه سنگی علاقه مند بوده اند و این آثار می توانند به ابزار مهمی در دستان قدرت حاکم برای تثبیت جایگاه بالادستی و کنترل توده، تبدیل شوند. بحث بنیامین، تفسیر غالب و فاتحانه ای که تاریخ را فرایندی رو به جلو و درحال پیشرفت معرفی می کند، به چالش می کشاند؛ نگره غالبی که در پی ارائه تصویری آرمانی از این آثار در راستای تأیید و تثبیت گذشته پرشکوه فرهنگی است، تا بتواند با بهره گیری از آن، به قلمروی جغرافیای فرهنگی یکپارچه و دلخواه خود شکل دهد. این پژوهش که از نوع نظری و با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته است، می کوشد به کمک بحث بنیامین، و با بهره گیری از شیوه اندیشیدن سینمایی، نقش آثار معماری شکوهمند را در تثبیت و شکل دهی به جغرافیای فرهنگی ملی مورد بازخوانی قرار دهد. با بهره گیری از مونتاژ در مواجهه با این اسناد شکوهمند فرهنگی- تاریخی، می توان به سوی افق های گشوده تری برای خوانش این آثار حرکتی را آغاز نمود. با یادآوری محدودیت های الگوهای تاریخ نگاری سنتی، اندیشیدن مونتاژی می تواند روایت های غالب تاریخی را درباره آثار هنری به چالش بکشاند. کشف، بازخوانی و تلاش برای قراردادن آثار خاموش و نادیده انگاشته شده درکنار سند های شکوهمند، و یا بازخوانی آن سند های شکوهمند، رها و فارغ از نگره های ایدئولوژیک، می تواند منجر به فروپاشی سیستم جامع خیالین گردد. درنتیجه، با زوال این پوشش کلیت بخش و زدودن هاله های ایدئولوژیک افشانده شده ازسوی قدرت هژمونیک، جغرافیای خیالی فرهنگی نیز، به قطعه های پراکنده و گسسته مبدل می گردد.
۱۰.

سینمای اقتباسی (1377-1357)

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۵ تعداد دانلود : ۸۳۰
اقتباس هنر مهم و تثبیت شده ای در فیلمسازی است . بزودی پس از تحول تکنیک ضبط و پخش تصاویر متحرک، داستانگویی جزو این پدیده جدید گردید و مجموعه تجارب ادبی – انسانی ، منبع اصلی الهام و اقباس برای نویسندگان فیلم شد. نگارش فیلمنامه های منطبق بر مطالبی که قبلاً چاپ شده است به عنوان یک بخش رسمی توسط آکادمی هنرها و علوم شناخته شده و جایزه دریافت میکند و اکثر فیلمهاس سال که جایزه اسکار دریافت کرده اند اقتباسی هستند. تاریخ سینما شاهد حتی اقتباسهای متعدد از یک منبع بوده است. بعضی از داستانها و نمایشنامه ها از سوی دیگر آثار بعضی از نویسندگان مناسبت بیشتری برای تبدیل شدن به فیلم یافته اند. فیلمسازی و ادبیات چنان تأثیرات متقابل گذاشته اند که اصالت هر کدام تحت الشعاع قرار گرفته است. این مقاله علاوه بر توضیحاتی که در مورد تأثیرات فیلم و ادبیات ارائه می دهد، مروری بر محدوده اقباسی در فیلم قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران دارد و بالاخص به مقوله قتباس در فیلمهای پس از انقلاب می پردازد. اطلاعات مربوط به اقتباس و فیلمها کلاسه بندی شده و تحلیل شده اند. کلیدواژگان: سینما ، ادبیات، اقتباس، فیلمنامه، فیلمسازی، فیلم

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان