فریبرز  دولت آبادی

فریبرز دولت آبادی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۷ مورد از کل ۷ مورد.
۱.

ارزیابی میزان تحقق چشم انداز و اهداف برنامه 5 ساله راهبردی عملیاتی شهر شیراز (سال های 1397-1392)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۳
مقدمه: توجه روزافزون به امر برنامه ریزی و لزوم توجه به چالش های پیشرو، از ضرورت های اصلی جوامع امروزی است، ارزیابی و پایش برنامه راهبردی به عنوان بخش منطقی و حلقه ای از زنجیره برنامه ریزی برای بازخورد عملکرد بشمار می آید. از آنجا که جوهر و عنصر محور برنامه ریزی «تعهد و مسئولیت» است، ضرورت دست یابی به شناختی دقیق از میزان واقعی عمل بر این تعهدات اجتناب ناپذیر است. بر این اساس این پژوهش در تلاش است میزان تحقق اهداف و چشم اندازهای برنامه راهبری عملیاتی شهر شیراز طی سال های 1397-1392 را مشخص کند. این پژوهش به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش از نوع توصیفی-تحلیلی است. روش: گردآوری داده های پژوهش نیز با استفاده از روش اسنادی و کتابخانه ای و پرسش نامه که توسط 30 متخصص و کارشناس حوزه شهری تکمیل شده، گردآوری شده است. هم چنین، از روش میانگین وزنی و تحلیل عاملی برای تحلیل ارزیابی میزان تحقق چشم اندازها و اهداف برنامه 5 ساله راهبردی_عملیاتی شهر شیراز استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان داد میانگین وزنی همه چشم اندازهای شهر شیراز در افق طرح، بالاتر از حد متوسط قرار دارد؛ میزان تحقق پذیری چشم انداز محور اجتماعی و فرهنگی در بخش گردشگری با میانگین وزنی 8/6 و محور مدیریت شهری در بخش فناوری با میانگین وزنی 8/6 نسبت به سایر محورهای چشم انداز شهر شیراز در وضعیت مطلوب تری قرار دارد. ازجمله مهم ترین عوامل تأثیرگذار در عدم تحقق اهداف برنامه، نداشتن توجه کافی به ویژگی های اجتماعات محلی و نیازهای آن ها، ناپیوستگی میان مراحل گوناگون برنامه ریزی، توجه نکردن به زمان بندی برنامه ها، انعطاف نا پذیری برخی از محورهای برنامه، ناپایداری درآمدی شهرداری و ... است. نتیجه گیری: درنهایت، با استفاده از مدل تحلیل عاملی، 5 عامل مؤثر در تحقق چشم اندازها و اهداف برنامه راهبردی و عملیاتی شهر شیراز مشخص شد. ازجمله مهم ترین پیشنهاد ارائه شده در این پژوهش برای افزایش تحقق پذیری برنامه های آینده، می توان به برقراری ارتباط منسجم بین قسمت های گوناگون برنامه، به گونه ای که چشم اندازها و اهداف گوناگون برنامه، یکدیگر را پوشش دهد اشاره کرد.
۲.

رویکرد مسکن اندک افزا به مثابه سیاست ارتقای مسکن در سکونتگاه های غیررسمی؛ نمونه مورد مطالعه: شهر چابهار(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۴
سکونتگاه های غیررسمی یکی از تبعات شهرنشینی سریع است که عمدتاً مهاجران روستایی و تهیدستان شهری را در خود جای داده و بدون مجوز و خارج از برنامه ریزی رسمی و قانون توسعه شهری در درون یا خارج از محدوده شهرها شکل می گیرند. این نوع سکونتگاه ها نتیجه ناکارآمدی نظام تأمین مسکن شهری است که در امتداد رشد کنترل نشده آن و عدم ثبات اقتصادی بازار مسکن رخ می دهد. این پژوهش بر سیاست مسکن اندک افزا به مثابه فرآیندی برای بهسازی کالبدی مسکن در سکونتگاه های غیررسمی در شهر چابهار تأکید دارد و می تواند برای بهبود کیفیت فضایی_کالبدی زاغه ها و ادغام آن با مناطق رسمی شهری مورد استفاده قرار گیرد. رویکردی است در جهت تطبیق سیاست مسکن این نوع بافت و محلات با محدودیت ها و قیود تأمین منابع مالی و شرایط اقتصادی ساکنان. در الگوی پیشنهادی به حفظ ساختارهای حائز اهمیت مردمان محدوده پژوهش توجه جدی شده است. تأکید بر حفظ ساختار فضایی ساکنان که منطبق بر فرهنگ سکونت جامعه مخاطب طرح است و از الگوهای فعالیتی حیات روزمره ایشان تبعیت می کند، از اهداف پژوهش پیشِ روست. نتایج تحقیق نشان می دهد که با بهره گیری از مسکن اندک افزا و رویکردهای مرتبط با آن افراز، تجمیع و تکمیل فضایی می توان به مدلی مطلوب و بهینه دست پیدا کرد که در آن راهبرد عمودی از بالا به پایین و بی توجه به ساکنان جای خود را به شکل همدلانه تری از توسعه داده است. روش پژوهش با درگیری فعال محقق در میدان تحقیق و مصاحبه های عمیق با ساکنان همراه بوده تا شیوه برآمده از تجربه زیسته آنها شناسایی و در ارائه الگو استفاده گردد. طراح در این فرآیند عمدتاً نقش پیش ران یا کاتالیزور را خواهد داشت و نه فراتر. طراح قرار است صرفاً تسهیل گر باشد و در ادامه خود ساکنان می توانند تصمیم به افراز، تجمیع یا تکمیل درون واحدهای سکونتی خود را بگیرند.   
۳.

Explanation of Factors Affecting Informal Human Settlements in terms of Objective and Subjective Qualities(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۳
Development informal residential spaces in cities and especially metropolitan areas, provides a concept of quality of urban life which needs to be upgraded and reconsidered. In this regard, Present study focuses on informal communities and identify the quality components related to the built environment in terms of objective qualities and subjective qualities in relation to residents' satisfaction with the settlement in the form of physical–spatial characteristics with their irreplaceable roles in determining the residents' lifestyle. In this research, to achieve the goal, both qualitative research method and survey strategy are applied. Data collection is done through literature review, and also field impression of space users along with survey analytical method of Fuzzy Delphi and Entropy Shannon Technique. In the part of documentary study, 33 quality components are achieved and evaluated from the perspective of "improving the quality of informal settlements" via Delphi Method. Through initial screening, 9 components and in the following according to experts' consensus 3 more components are removed from the list. As a result, the study attains 21 qualitative components which are categorized into 2 main dimensions of objective and subjective qualities and 7 thematic categories in following. Finally, findings from analyzing the indicators using Shannon Technique show that the dimension of "Residential Satisfaction" and the category of " safety and security" are having the most impact on enhancing the quality of informal settlements. As well, among single indicators, "crime prevention", "accessibility and permeability" and "facilities and infrastructure" are the highest influencers in the list.
۴.

مقدمه ای بر شناخت معماری کاخ های تهران در دوره قاجار

تعداد بازدید : ۳۳۰ تعداد دانلود : ۶۰۷
معماری دوره قاجار به علت قرارگرفتن در سیر انتقالی از سنت گرایی به مدرنیته، دارای ویژگی های خاصی است و همین موضوع باعث اهمیت و جذابیت مطالعاتی آن می شود؛ همچنین سیر تحول بناهای این دوره به سبب تغییرات فرهنگ معماری و زندگی شهرنشینی مردم از اهمیت فراوانی برخوردار است. تأثیرات چند عامل گوناگون دیگر مانند، اقلیم، ارتباطات فرهنگی، تأثیر معماری غرب و... بر شکل گیری معماری کاخ های تهران اثر شایان توجهی گذاشته است. در این پژوهش علاوه بر مطالعه عوامل فوق در حوزه اختلاف نظرها مخصوصاً در چگونگی تأثیرات معماری هر عهد، سیر تحول آن در هر دوره نیز بررسی می شود. در این راستا، پژوهش حاضر معماری کاخ های هر دوره از حکومت پادشاهان قاجار را به تفکیک بررسی کرده و روند تغییرات آن را مورد مطالعه قرار می دهد و تفاوت ها و شباهت های آن ها را ازلحاظ سبک شناسی معماری مقایسه می کند. این پژوهش در پی شناخت چرایی و چگونگی دستیابی معماران به این الگوی مشخص و میزان تأثیر پذیری از فنون گذشته و تأثیر معماری غرب بر معماری این دوره است. مهم ترین بناهای این دوره با روش مشاهده میدانی و مطالعه کتابخانه ای و همچنین پژوهش های پیشین با شیوه پژوهشی توصیفی-تحلیلی و تطبیقی، بررسی شده اند و از میان آن ها وجوه افتراق و اشتراک هریک موردارزیابی قرار گرفته است. باتوجه به این که تاکنون برروی کاخ های تهران و معماری دوره قاجار از منظر سبک شناسی و ویژگی آن ها تحقیق شاخصی صورت نگرفته، این مقاله می تواند با شناخت عوامل و نحوه شکل گیری معماری کاخ ها، خلأ تحقیقاتی موجود را تا حدودی پوشش دهد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که با وجود برخی تأثیرگذاری معماری غرب در این دوره، کماکان معماری این دوره بر پایه اصول بنیادین معماری ایرانی-اسلامی، مانند اصل درون گرایی، محرمیت و... استوار بوده است.
۵.

گونه شناسی خانه های تاریخی شهر همدان بر اساس معیارهای کالبدی موثر بر عملکرد اقلیمی خانه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱۲ تعداد دانلود : ۲۵۴
همدان به عنوان یکی از کهن ترین شهرهای ایران زمین، از قدمت چند هزار ساله ای برخوردار است. از دوره ی قاجار و پس از آن، آثار معماری قابل توجهی به جا مانده است که در این میان سهم خانه ها نیز قابل توجه است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و ماهیت آن یک تحقیق آمیخته است که از روش های کیفی و کمی بهره می گیرد. در ابتدا به بررسی علمی اقلیم شهر همدان بر اساس مشخصات آب وهوایی بلندمدت و نیازهای اقلیمی منطقه به وسیله نرم افزار کلایمت کانسالتنت پرداخته می شود و سپس تعداد 33 خانه که واجد اطلاعات و مدارک کامل بودند جهت گونه بندی، برگزیده شد. گونه شناسی به عمل آمده با تحلیل ساختاری و یافتن الگوها و ویژگی های کالبدی مشترک خانه ها بر اساس شاخص های تاثیرگذار بر عملکرد اقلیمی آن ها صورت گرفته است. با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، بیشتر خانه های دوره ی قاجار به صورت گونه درونگرا با حیاط مرکزی بوده است. در دوره ی پهلوی معماری بناهای مسکونی به لحاظ شکل و فرم وارد مرحله ی جدید شد. بنابراین می توان خانه های تاریخی موجود در شهر همدان را به سه گونه، بر اساس معیارهای کالبدی موثر بر عملکرد اقلیمی خانه ها در بازه ی زمانی قاجار تا پهلوی دسته بندی کرد: گونه ی :A خانه های دوره ی قاجار که به صورت درونگرا با حیاط مرکزی و فضای اندرونی و بیرونی بوده است. گونه ی B: خانه های مربوط به دوران اواخر قاجار و پهلوی اول که تلفیقی از گونه ی درونگرا و برونگرا هستند. گونه ی C: خانه هایی که با تأثیرپذیری از فرهنگ معماری غرب پلان ها در آن ها برونگرا شده است.
۶.

تبیین معیارهای کالبدی موثر بر عملکرد حرارتی گونه های مختلف خانه های تاریخی شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۹۰
همدان به عنوان یکی از کهن ترین شهرهای ایران زمین، از قدمت چند هزار ساله ای برخوردار است. کهن ترین آثار شاخص خانه در شهر همدان مربوط به دوره ی اشکانی است که طی کاوش های باستان شناسی دهه ی هفتاد هجری شمسی، بقایای آن در تپه ی هگمتانه کشف شده است. از دوره ی قاجار و پس از آن، آثار معماری قابل توجهی به جا مانده است که در این میان سهم خانه ها نیز قابل توجه است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و ماهیت آن یک تحقیق آمیخته است که از روش های کیفی و کمی بهره می گیرد. در ابتدا به بررسی علمی اقلیم شهر همدان بر اساس مشخصات آب وهوایی بلندمدت(1976 تا 2015) می پردازیم و سپس تعداد 33 خانه که واجد اطلاعات و مدارک کامل بودند، با تحلیل ساختاری ویژگی های کالبدی مشترک خانه ها بر اساس شاخص های تاثیرگذار بر عملکردحرارتی آن ها گونه بندی می شوند. در مرحله بعدی جهت بررسی عملکرد حرارتی خانه ها منتخب از روش شبیه سازی رایانه ای استفاده می شود و نتایج براساس نگرش مقایسه ای و آزمون همبستگی تحلیل می گردند. با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، می توان خانه های تاریخی موجود در شهر همدان را به سه گونه، بر اساس معیارهای کالبدی موثر بر عملکردحرارتی خانه ها در بازه ی زمانی قاجار تا پهلوی دسته بندی کرد: گونه ی :A خانه های دوره ی قاجار که به صورت درونگرا با حیاط مرکزی و فضای اندرونی و بیرونی بوده است. گونه ی B: خانه های مربوط به دوران اواخر قاجار و پهلوی اول که تلفیقی از گونه ی درونگرا و برونگرا هستند. گونه ی C: خانه هایی که با تأثیرپذیری از فرهنگ معماری غرب پلان ها در آن ها برونگرا شده است. همچنین نتایج تحلیل همبستگی نشان می دهد که بین شاخص های نسبت سطح کل زیر بنا به حجم (A/V)، نسبت فضای پر به خالی (تراکم)، ضخامت دیوارهای خارجی و جرم حرارتی و میزان مصرف انرژی همبستگی معکوس و با شدت زیاد وجود دارد، درحالی که بین شاخص های نسبت سطح بازشو به سطح جانبی بنا و مساحت حیاط و میزان مصرف انرژی همبستگی مستقیم و با شدت زیاد وجود دارد و بین شاخص های نسبت ارتفاع به عرض حیاط (H/W)، نسبت ارتفاع به طول حیاط (H/L) و نسبت سطح جانبی به حجم (S/V) و میزان مصرف انرژی همبستگی مستقیم و با شدت کم وجود دارد.
۷.

واکاوی بسترهای ایجاد شهر خلاق در نواحی شهری نیشابور(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۲۷
در قرن 21، شهرها در چارچوب اقتصاد جدید جهانی به شدت با یکدیگر در رقابت هستند و هر یک سعی می کنند فرصت های بیشتری را به سوی خود جذب کنند. در نظریه های نوین توسعه ی شهری، نظریه شهر خلاق بیان می کند که طبقه خلاق کلید رشد اقتصادی و ثروت شهرها هستند، بنابراین شهرها بایستی بستری را برای جذب طبقه خلاق ایجاد کنند. با وجود اقدامات انجام شده در کشورهای توسعه یافته جهت استفاده از طبقه خلاق برای توسعه شهرها، اما ایران تاکنون آنطور که شایسته است نتوانسته از آن ها بهره مند شود. شهر نیشابور، به عنوان شهری که دارای تاریخ و فرهنگ غنی است و پتانسیل های خلاق بودن را دارد به عنوان مورد پژوهی انتخاب شد. هدف پژوهش حاضر سنجش بسترهای جذب طبقه خلاق در نواحی شهر نیشابور است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی است، اطلاعات موردنیاز از طریق روش اسنادی تهیه شده اند. در این پژوهش، با مروری بر اندیشه های نظریه پردازان، مشخص شد شهر خلاق شامل دو مؤلفه اصلی طبقه خلاق و بسترهای جذب طبقه خلاق است. بنابراین به تحلیل بسترهای جذب طبقه خلاق در نواحی شهر نیشابور پرداخته شده است تا بتوان دریافت به چه میزان این شهر آمادگی جذب طبقه خلاق و نهایتا ایجاد شهر خلاق را دارد. جهت تحلیل داده ها و رتبه بندی نواحی شهر نیشابور، از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) با استفاده از نرم افزار Expert Choice استفاده شده است و پس از استخراج نقشه رتبه بندی از نرم افزار  GIS نتایج نهایی مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته های تحقیق حاکی از آن است که ناحیه 7 بهترین وضعیت را به لحاظ بسترهای جذب طبقه خلاق دارد و نواحی 6 و 11 در رتبه های بعدی قرار دارند. نتایج پژوهش حاکی از عدم تعادل میان نواحی شهر نیشابور به لحاظ برخورداری از بسترهای جذب طبقه خلاق است به گونه ای که عمده ی بسترها در نواحی مرکزی قرار دارند، که می تواند مانعی برای تبدیل شدن نیشابور به شهری خلاق به صورت یکپارچه باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان