ابوسعید داورپناه

ابوسعید داورپناه

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

اثر بخشی بخشش درمانی درشادکامی و کیفیت زندگی تحصیلی دانش آموزان

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۲
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بخشش درمانی در شادکامی و کیفیت زندگی تحصیلی دانش آموزان انجام گرفت. روش انجام پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه ی آماری پژوهش کلیه ی دانش آموزان پسر دوره ی اول متوسطه شهرستان زهک در سال تحصیلی 98-1397 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای در نهایت حجم نمونه ای به تعداد 30 نفر انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند و به پرسشنامه های شادکامی آکسفورد (OHI) (1990) و کیفیت زندگی در مدرسه (QOSL) اندرسون و برو (2000) پاسخ دادند. گروه آزمایش 12جلسه 60 دقیقه ای بخشش درمانی بر اساس الگوی درمانی اصلی انرایت را دریافت نمودند. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند نتایج نشان داد که بخشش درمانی بر شادکامی و کیفیت زندگی تحصیلی دانش آموزان موثر بوده است. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که آموزش بخشش درمانی باعث افزایش شادکامی و بهبود کیفیت زندگی تحصیلی دانش آموزان شده است.
۲.

تربیت انسان از دیدگاه رابیندرانات تاگور

تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۴۳
هدف این مقاله بررسی تربیت انسان از دیدگاه رابیندرانات تاگور می باشد. روش گردآوری اطلاعات اسنادی است و شیوه کار توصیفی، تحلیلی و بخشی استنتاجی می باشد. بر اساس نگاه کلی نگر تاگور، وی تربیت را انسان گرایانه و بشر دوستانه و هدف آن را متوازن ساختن زندگی بشر با کل هستی می داند تاگور، علاوه بر تاکید به سازواری ابعاد انسانی، یگانگی انسان ها و پیوند طبیعت با انسان را خاطر نشان شده و دوران کودکی را در تحقق این مهم کلیدی می داند؛ با این نگاه است که او ملی گرایی تهاجمی را در تضاد با یگانگی دانسته و وحدت، همدردی و همدلی در لباس توجه به قشر فقیر و محروم بویژه دختران و دنیایی عاری از تبعیض را متذکر می شود. پس پیام ضمنی و آشکار تربیتی این اندیشه، برای جامعه کنونی ایران چه می تواند باشد؟ از نظر پژوهشگر چنین استنباط می شود که با توجه به تکثر قومیتی، نژادی و فرهنگی ایران، می توان از اندیشه تاگور به عنوان یکی از الگوهای تربیتی وحدت بخش یاد کرد.
۳.

بررسی رابطه اعتیاد و نگرش به نرم افزارهای پیام رسان موبایلی با نحوه روابط دانش آموزانِ هم سال در فرآیند یاددهی – یادگیریِ برنامه درسی: مطالعه موردی دانش آموزان دوره دوم مقطع متوسطه شهرستان خاش

تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۲۱۶
زمینه: مطالعات متعددی به بررسی عوامل مرتبط با اعتیاد به اینترنت و نگرش به نرم افزارهای پیام رسان پرداخته اند. اما پژوهشی که به بررسی رابطه اعتیاد و نگرش به نرم افزارهای پیام رسان موبایلی با نحوه روابط دانش آموزانِ هم سال در فرآیند یاددهی – یادگیریِ برنامه درسی پرداخته باشذ مغفول مانده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه اعتیاد و نگرش به نرم افزارهای پیام رسان تلفن همراه با نحوه روابط دانش آموزانِ هم سال در فرآیند یاددهی – یادگیریِ برنامه درسی: مطالعه موردی دانش آموزان دوره دوم مقطع متوسطه شهرستان خاش انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهرستان خاش به تعداد 3542 نفر (1232 دختر و 1759 پسر) بودند. از این تعداد بر اساس جدول مورگان تعداد 340 نفر به عنوان نمونه با روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه استاندارد اعتیاد و نگرش به نرم افزارهای پیام رسان تلفن همراه زارع مقدم و صالحی نیا (1394) و شاخص روابط با همسالان ( IPR ) والتر دبیلو هادسون (1992) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی اسپیرمن و تی مستقل استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاکی از آن بود که بین اعتیاد و نگرش به نرم افزارهای پیام رسان تلفن همراه با نحوه روابط دانش آموزان دوره دوم مقطع متوسطه شهرستان خاش در فرآیند یاددهی – یادگیریِ برنامه درسی رابطه وجود دارد. همچنین نتایج آزمون تی مستقل نشان داد که میانگین اعتیاد و نگرش به نرم افزارهای پیام رسان تلفن همراه و روابط دانش آموزان در فرآیند یاددهی – یادگیریِ برنامه درسی در دختران بالاتر از پسران است (0/01 > P ). نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که اعتیاد و نگرش به نرم افزارهای تلفن همراه پیام رسان در فرآیند یاددهی - یادگیری دانش آموزان مؤثر است.
۴.

مطالعه تطبیقی اندیشه های ویگوتسکی و برونر در باب فرایندهای یاددهی –یادگیری

تعداد بازدید : ۵۷۳ تعداد دانلود : ۳۱۱
آشنایی با نظریه های یادگیری کمک می کند تا شناخت بهتر و بیشتری از نحوه یادگیری، تفکر و ارتباط کودکان با دیگران و محیط پیرامون به دست آید و معلمان افق های جدیدی را در مقابل خود بگشایند و زمینه های توسعه کیفی حرفه ای خود را فراهم آورند. با بررسی نظریه های یادگیری که رشد اجتماعی را از زاویه های مختلف موردبررسی قرار داده اند، می توان به تصویر روشن تر و بهتری از موضوع دست یافت. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی وجوه تشابه و تفاوت میان ویگوتسکی و برونر ازلحاظ یادگیری است. برای این منظور، مبانی نظری، مفاهیم مرتبط و نوع آموزش موردنظر آن ها به شیوه تحلیل تفسیری موردبررسی قرارگرفته و سپس تفاوت ها و شباهت های آن ها به ویژه در الگوهای آموزشی معرفی شده است. بازشناسی وجوه زیربنایی و تبیین برخی مفاهیم مرتبط، حاکی از آن بود که هردو دیدگاه با تأکید بر ماهیت فعال انسان در ساخت واقعیت اجتماعی خود، کنش او را در بستر دیالکتیک اجتماعی؛ تأثیر زبان و فرهنگ را در رشد شناختی، تعامل بین بزرگ سالان و کودکان در موقعیت های حل مسئله واستفاده از مفهوم تکیه گاه سازی ویگوتسکی، باهم مشابه اند و در حیطه های الگوهای آموزش ی، نقش تفک ر وزبان،مراحل رشد شناختی باهم متفاوت اند. درمجموع می توان چنین نتیجه گرفت که انسان به لحاظ اجتماعی بودن تواند در سایه تعامل بهینه و مؤثر با دیگران و استفاده بهینه از ابزار زبانی و توجه به مقوله فرهنگ سازی بهتر بیاموزد و تر بیاموزاند  استفاده از تکنیک حل مسئله در این مسیر راهگشاست.
۵.

مطالعة تطبیقی روش شناسی فلسفی ارسطو و فارابی

تعداد بازدید : ۲۹۹ تعداد دانلود : ۱۹۴
هدف از نگارش این مقاله، مطالعة تطبیقی روش فلسفی ارسطو و فارابی به منظورِ بررسی میزان وجوه تفاوت و تشابه در حل مسائل فلسفی است. روش تحقیق نظری است که با روش تحلیل محتوا و با رویکرد کیفی انجام گرفته است. ابزار جمع آوری اطلاعات مطالعة کتابخانه ای بوده است. برای یافتن وجوه تفاوت و تشابه، نخست توصیفی از روش ارسطو و فارابی در حل مسائل فلسفی ارائه شده؛ سپس ویژگی های روش فلسفی هر یک از این دو فیلسوف بیان شده است. در ادامه به بیان دشواری های روش فلسفی هر فیلسوف پرداخته شده است. به نظر می رسد که وجوه تشابه روش فلسفی بیشتر از وجوه تمایز بوده است؛ بنابراین، از جمع بندی این دو روش می توان ادعا کرد که فارابی در روش فلسفی خود از ارسطو الگو برداری کرده است. به نظر می رسد که فارابی با الهام از اندیشه های ارسطو و با آگاهی کامل از اندیشه های فلاسفة یونان و به خصوص ارسطو و با تأثیر پذیری مستقیم از او، ضمن پذیرش روش فلسفی اش، به تشریح اندیشه های این فیلسوف در قالب روش فلسفی خود پرداخته است؛ البتّه اختلاف هایی نیز با ارسطو دارد. روش فارابی اصول گرایانه، فراجناحی، سلسله مراتبی و نظام مند است. وی از روش عدم تعارض تقابلی و تکاملی و صلح جویانه بهره گرفته که موردِ علاقة ارسطو نبوده است.
۶.

نقدی بر روش های نوین تربیت فلسفی معلمان و سیاست گذاری در نظام تربیت معلم ایران

تعداد بازدید : ۳۲۱ تعداد دانلود : ۱۶۳
هدف مقالة حاضر، بررسی الگوهای نوین تربیت فلسفی معلمان و پیشنهاد راهکارهای عملی برای اجرایی کردن این نظریه ها در نظام تربیت معلم ایران است. روش تحقیق، نظری و تحلیلی و به شیوة مروری و کتابخانه ای است. یافته ها نشان می دهند که دلایلی چون، توسعة مهارت های استدلال تفکر عمیق و منطقی، یادگیری تلفیق فلسفة تئوری و عمل، ضرورت توسعة توانایی ها ی بالقوة ذهنی معلمان، حمایت از معلمان برای پذیرش فلسفة ذهن ، ترویج فلسفة ذهن در مدارس، تقویت حس کنجکاوی در تفکر فلسفی، تمرین تفکر خلّاق ازلحاظِ ایدئولوژیک ، لزوم گسترش تفکر انتزاعی ، لزوم شرکت در استدلال فلسفی و تلاش برای پاسخ به پرسش های فلسفی و دانش و مهارت های موردِ نیاز برای تعامل با دانش آموزان در بحث فلسفی، از مهم ترین دلایلی است که آشنایی با فلسفة ذهن در تربیت معلمان را مهم می سازد؛ ازاین رو، تربیت معلمان آشنا با فلسفة ذهن و لزوم تدریس فلسفة ذهن در مراکز تربیت معلم ایران مهم می باشد و استفاده از الگوهایی نظیرِ تفکر استقرایی ، الگوی بدیعه پردازی ، الگوی یادیاری ، الگوی کاوشگری به شیوة علم زیست شناختی، الگوی کاوشگری به شیوة محاکم قضایی ، الگوی ایفای نقش، الگوی دریافت مفاهیم و الگوی کاوشگری گروهی در نظام تربیت معلم ایران پیشنهاد می شود. با توجه به شرایط فرهنگی و جامعة ایرانی استدلال می شود که الگوهای ایفای نقش و الگوی کاوشگری گروهی برای بهبود نظام تربیت معلم ایران کارساز است.
۷.

بررسی تطبیقی ویژگی ها و روابط معلم و شاگرد از دیدگاه امام محمد غزالی و توماس آکویناس

تعداد بازدید : ۱۵۸۲ تعداد دانلود : ۷۸۳
با توجه به اهمیت صاحب نظران فرهنگی و دینی بر آموزش و پرورش یک جامعه، هدف از انجام این تحقیق شناسایی تفاوت و تشابه ویژگی های معلم و شاگرد و روابط بین آن ها از دیدگاه امام محمد غزالی و توماس آکویناس است تا میزان تناسب این راهبرد ترببیتی با چارچوب فرهنگی ایران مشخص شود. برای انجام این تحقیق از روش تطبیقی- تحلیلی استفاده شده است. به این صورت که، مطالب مرتبط با سوالهای پژوهش از منابع موجود استخراج و سپس به بررسی تطبیقی این دو دیدگاه پرداخته شد و وجوه تفاوت و تشابه دیدگاه ها بیان گردید. نتایج پژوهش مبین آن است که این دو متفکر دارای وجوه تفاوت و تشابهی در زمینه ویژگی های معلم و شاگرد و روابط بین آن ها می باشند که البته وجوه تشابه آن ها بیش از جنبه های افتراق بوده است. هر دو متفکر در خصوص ویژگی های معلم، شاگرد و رابطه معلم و شاگرد دارای نقطه نظرات مشترک زیادی می باشند، از جمله این که از نظر هر دو خداوند معلم واقعی انسآن هاست. همچنین هر دو عقیده دارند که کار معلم پاکسازی، راهنمایی و هدایت شاگردان بوده و وظیفه دارد که شاگرد را در جهت رسیدن به کمال، سعادت، خوشبختی و اطاعت از فرمان خداوند یاری نماید. البته این متفکران مذهبی، در خصوص مواردی چون اولویت یادگیری علوم مختلف، یادگیری علوم اختیاری و اجباری، نحوه آموزش و فرایند آموزش با یکدیگر اختلافاتی دارند.
۸.

جسم، روح و نفس از دیدگاه امام محمد غزالی و توماس آکویناس

کلید واژه ها: نفس انسان شناسی غزالی خداشناسی جسم روح آکویناس

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی قرون وسطی قرون وسطی میانه (قرون 12 و 13)
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه فلسفه تطبیقی
  3. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی انسان شناسی فلسفی
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام کلیات متکلمین
تعداد بازدید : ۴۴۹۲ تعداد دانلود : ۱۴۲۲
انسان شناسی یکی از مهمترین مباحث در مکاتب فلسفی ـ تربیتی است. هدف از انجام این پژوهش شناسایی وجوه تفاوت و همانندی جسم و روح و نفس از دیدگاه غزالی و آکویناس است. روش پژوهش، تجزیه و تحلیل نظری ـ مروری و کتابخانه ای بوده است. این دو اندیشور دارای وجوه تفاوت و همانندی در زمینه ی جسم و روح و نفسند که وجوه همانندی بیش از وجوه تفاوت بوده است. از نظر هر دو، وجود انسان صرفاً مادی نبوده و ترکیبی از جسم و روح است. جسم و روح لازم و ملزوم یکدیگرند. روح جاودانه، ملکوتی و عقلانی است. سرانجام روح در روز رستاخیز به بدن باز می گردد. جسم مادی و روح غیرمادی است. نفس اصالت دارد. عقل، غضب و شهوت مهمترین نیروهای باطنی نفس هستند. بین نفس و بدن رابطه ی مستقیم وجود دارد. اما غزالی برخلاف توماس، به آفرینش مرحله ای باور دارد. تقسیم بندی نفس از نگرگاه این دو اندیشور، متفاوت است. روح از نظر غزالی برخلاف توماس، ملکوتی و حیوانی است. غزالی برخلاف توماس شناخت نفس را لازمه ی تعالی می داند. ازین رو، وجوه اشتراک می تواند مقدمه ای برای طراحی یک مدل مشترک فلسفه ی تربیتی اسلام و مسیحیت قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان