مطالب مرتبط با کلید واژه " برونر "


۱.

تحلیل منطق الطیر و مصیبت نامه ی عطار نیشابوری بر اساس نظریه ی سازنده گرایی ویگوتسکی و برونر

کلید واژه ها: عطار نیشابوریمنطق الطیرمصیبت نامهسازنده گراییویگوتسکیبرونر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۶ تعداد دانلود : ۲۱۳
سازنده گرایی به عنوان نظریه ای نوین در حوزه ی فلسفه ی تعلیم و یادگیری، قابلیت تحلیل و بررسی متن های تعلیمی و عرفانی را داراست. طبق این نظریه، انسان ها در درک و یادگیری مفاهیم و واقعیت ها به نحو بارزی سهیم هستند. بنابر این دیدگاه، انسان ها درک و فهم و دانش تازه ی خود را از راه تعاملِ بین آنچه از قبل می دانند، با اندیشه ها، رویدادها و فعالیت هایی که با آن ها روبرو می شوند، می سازند. در این مقاله، تلاش شده است، دو منظومه ی منطق الطیر و مصیبت نامه ی عطار نیشابوری، بر اساس شیوه های سازنده ی تعالیم عرفانی، ضمن تمرکز بر تعالیم راهنما بررسی شود. مهم ترین نتایج برآمده از این پژوهش، حاکی از انطباق بارز مؤلفه های این نظریه در این دو منظومه است که در آن دو، عطار در رابطه ی تربیتی مراد و مرید در پی تبیین فرایند سلوک عارفانه با رهبری مراد و رسیدن به یک دگردیسی شخصیتی است. همچنین انگیزش درونی سالکان، فعال بودن و مشارکت بحث گروهی، در مسیر سفر قرار گرفتن و شناخت موقعیتی، فرآیند تسهیل و روش های یادگیری اکتشافی ، از بارزترین مؤلفه هایی است که در این آثار قابل درک و دریافت است.
۲.

مطالعه تطبیقی اندیشه های ویگوتسکی و برونر در باب فرایندهای یاددهی –یادگیری

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
آشنایی با نظریه های یادگیری کمک می کند تا شناخت بهتر و بیشتری از نحوه یادگیری، تفکر و ارتباط کودکان با دیگران و محیط پیرامون به دست آید و معلمان افق های جدیدی را در مقابل خود بگشایند و زمینه های توسعه کیفی حرفه ای خود را فراهم آورند. با بررسی نظریه های یادگیری که رشد اجتماعی را از زاویه های مختلف موردبررسی قرار داده اند، می توان به تصویر روشن تر و بهتری از موضوع دست یافت. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی وجوه تشابه و تفاوت میان ویگوتسکی و برونر ازلحاظ یادگیری است. برای این منظور، مبانی نظری، مفاهیم مرتبط و نوع آموزش موردنظر آن ها به شیوه تحلیل تفسیری موردبررسی قرارگرفته و سپس تفاوت ها و شباهت های آن ها به ویژه در الگوهای آموزشی معرفی شده است. بازشناسی وجوه زیربنایی و تبیین برخی مفاهیم مرتبط، حاکی از آن بود که هردو دیدگاه با تأکید بر ماهیت فعال انسان در ساخت واقعیت اجتماعی خود، کنش او را در بستر دیالکتیک اجتماعی؛ تأثیر زبان و فرهنگ را در رشد شناختی، تعامل بین بزرگ سالان و کودکان در موقعیت های حل مسئله واستفاده از مفهوم تکیه گاه سازی ویگوتسکی، باهم مشابه اند و در حیطه های الگوهای آموزش ی، نقش تفک ر وزبان،مراحل رشد شناختی باهم متفاوت اند. درمجموع می توان چنین نتیجه گرفت که انسان به لحاظ اجتماعی بودن تواند در سایه تعامل بهینه و مؤثر با دیگران و استفاده بهینه از ابزار زبانی و توجه به مقوله فرهنگ سازی بهتر بیاموزد و تر بیاموزاند  استفاده از تکنیک حل مسئله در این مسیر راهگشاست.