آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۰۵

چکیده

متن

اصحاب صفّه، گروهی از صحابه فقیر بودند که در سکوی(1) سر پوشیده ای به نام «صفّه» در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله سکونت داشتند. صفّه در لغت(2) به معنای سایه است، همچنین به معنای(3) اتاق تابستانی، که با شاخه های نخل پوشیده شده باشد، نیز گفته اند.
در اصطلاح، به مکانِ(4) سایه داری گفته می شود که در قسمت(5) شمالی مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله برای سکونت اصحاب صفّه(6) (ظله) در نظر گرفته شده بود.
در برخی(7) تفاسیر آمده است که اهل صفه ابتدا در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله زندگی می کردند، ولی از آن رو که سکونت در آنجا با شأن مسجد سازگار نبود، دستور داده شد که به صفه ـ که در بیرون مسجد قرار داشت ـ منتقل شوند.
در تفسیر کشف الأسرار(8) در وجه تسمیه اصحاب صفّه آمده است: قوم درویشی بودند که در صفّه پیامبر صلی الله علیه و آله که آن را قبا می خوانند، زندگی می کردند و از مدینه تا آنجا دو فرسنگ فاصله است. بعضی، صوفیه را به اهل صفه نسبت داده اند که سخن درستی نیست؛ زیرا نسبت صفه در عربی «صفی» است نه «صوفی». عنوان اهل صفه را ظاهراً خود پیامبر صلی الله علیه و آله برای این جماعت به کار برده اند و آنگاه که ایشان را زیارت می کردند، می فرمودند: «السلام علیکم یا اهل الصفّة».
صفه نشینان، بیشتر از مهاجرین(9) قریش بودند، که به جهت ترک(10) خانه و دیارشان و دور شدن از اهل و عیال خویش و نداشتن منزل(11) و مأوا، در مدینه، در پناه پیامبرخدا صلی الله علیه و آله زندگی می کردند.
در برخی از تفاسیر(12) نقل شده است که فقرای مهاجر، شامل همه فقیران مهاجر (از قریش و دیگر فقرای مهاجر) بودند.
در قرآن کریم(13) از آنان به عنوان فقرای مهاجری که در راه خدا فرو مانده اند، یاد شده است.
راویان(14) شمار اصحاب صفه را گونه گون گفته اند؛ گروهی آنان را ده نفر، دسته ای سی نفر و حتی نود و دو نفر، نود و سه نفر تا چهار صد نفر نیز ذکر کرده اند. شاید به جهت کم و زیاد شدنشان، عدد ثابتی نداشته اند.(15) برخی نیز آمار ایشان را چهل تن ذکر کرده اند. ظاهرا نوسان در تعداد آنها، به جهت اختلاف ایام و احوال بوده است و به نظر می رسد از اول تا آخر، مجموع افرادی که در صفه زیسته اند، بیش از چهار صد نفر بوده است.(16)
از افراد معروف اصحاب صفه، سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، بلال و حذیفه، خباب بن ارت، حنظلة بن ابی عامر، ابو عبیده عامر بن عبداللّه بن الجراح، سعدبن ابی وقاص، ابو لبابه انصاری و... را می توان نام برد.(17)
پیامبر صلی الله علیه و آله و اصحاب صفه:
پیامبر صلی الله علیه و آله مددکار اصحاب بود و در مشکلات و غم، همراهی شان می کرد. پیوسته به آنها سر می زد و مورد تفقّدشان قرار می داد و گاهی خود برای آنان طعام می بردند و بعضاً با آنها هم نشین می شدند و غذا می خوردند.(18) به هنگام شب آنها را دعوت می کردند و بین سایر اصحاب خویش برای نگهداری تقسیم می کردند.(19) بنا به نقلی، صحابی معروف سعدبن عباده در هر شب از هشتاد نفر میزبانی می کرد.(20) برخی از آنها نیز، شب میهمان پیامبر صلی الله علیه و آله می شدند.(21) پیامبر صلی الله علیه و آله آنها را اضیاف اسلام (میهمانان اسلام) لقب دادند.(22)
ابوذر می گوید: من از اصحاب صفه بودم، وقتی شب می شد، در کنار خانه پیامبر صلی الله علیه و آله حاضر می شدیم و پیامبر به میزبانی هریک از اصحاب صفه امر می کردند تا اینکه بیش از 10 نفر باقی نمی ماند، که آنها را شخصا پذیرایی می کردند و در موقع استراحت، می فرمودند که در مسجد بخوابید.(23)
فقر و تنگدستی اصحاب صفه:
شدّت تنگدستی در میان اصحاب صفه به حدّی بود که در برخی(24) آیات، از آنان با عنوان «فقرا» یاد شده است. هیچگاه دو نوع لباس و طعام برای اهل صفه فراهم نبود.(25) جیره ای بیش از یک چارک خرما در روز نداشتند(26) و با آن رفع گرسنگی می کردند. بیشتر آنها برهنه بودند و خودشان را در ریگ پنهان می کردند و چون وقت نماز می شد، آن گروه که لباس داشتند، نماز می خواندند و بعد به گروه دیگری برای اقامه نماز می دادند.(27)
ابو هریره می گوید: من هفتاد نفر از اهل صفه را دیدم که در لباس واحد نماز می خواندند. در روایتی دیگر نیز از او اینگونه نقل شده است: من 30 نفر از اصحاب صفه را دیدم که بدون ردا (هیچگونه پوششی) پشت سر پیامبر صلی الله علیه و آله نماز می خواندند.(28)
ترغیب در دادن صدقات به آن دسته از نیازمندان، که در راه خدا در تنگنا قرار گرفته اند و برای تأمین هزینه زندگیشان از مسافرت در روی زمین ناتوانند، در آیه 273، بقره لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللّه ِ لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی اْلأَرْضِ... و آیه 8، سوره حشر مطرح است و انفاق کردن به آنها به عنوان عمل خیری که خداوند از آن آگاه است، در این آیه آمده است.
این آیه دلالت دارد که اهل صفه سزاوارترین مردم برای گرفتن صدقه هستند.(29) وقتی به پیامبر صلی الله علیه و آله تحفه ای آورده می شد، می پرسیدند: صدقه است یا هدیه؟ اگر در پاسخ می گفتند صدقه است. آن را به اهل صفه می دادند و اگر می گفتند هدیه است می پذیرفتند و آن را میان اصحاب صفه تقسیم می کردند.(30)
در حدیثی نقل شده است که وقتی امام حسین علیه السلام به دنیا آمدند. حضرت فاطمه علیهاالسلام به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کردند از طرف او قربانی کنیم، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: به جای ذبح قربانی، سر او را بتراش و به مقدار وزن موی سرش، نقره ای را به اوفاض (اهل صفه) و مساکین صدقه بده.
در بعضی روایات آمده است: پیامبر صلی الله علیه و آله در ازای در خواست حضرت فاطمه علیهاالسلام که خادمی برای کمک کردن در کارهای منزل برای او تعیین کند، تسبیحات معروف فاطمه زهرا علیهاالسلام را به ایشان آموختند.(31) در برخی نقل ها(32) نیز آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله در مقابل این در خواست، فرمودند: «به خدا سوگند چنین کاری را نمی کنم در حالی که اهل صفه از شدّت گرسنگی، شکمهایشان در هم فرو رفته و خالی باشد.»
در کشف الأسرار نقل شده است که روزی پیامبر صلی الله علیه و آله طعام حاضری را در پیش داشت و این سوگند را در مورد بعضی اهل بیت خویش فرمودند.(33)
شمه ای از اوصاف و فضایل اصحاب صفه:
در قرآن برای اهل صفه اوصافی ذکر کرده و به بعضی از آنها تصریح کرده است؛ مانند:
1 . محصور بودن (بازماندن(34) از تأمین معاش) در راه خدا؛ لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللّه ِ لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی اْلأَرْضِ... .
2 . تعفّف و پنهان داشتن(35) فقر خویش از دیگران؛ ...یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ... .
3 . ظهور علامت فقر از وضع و احوالشان؛ ...تَعْرِفُهُمْ بِسِیماهُمْ... .
4 . در خواست نکردن چیزی از مردم با اصرار؛ ...لا یَسْئَلُونَ النّاسَ إِلْحافاً...(36) .
5 . ترس(37) از خدا و روزجزاء؛ وَ أَنْذِرْ بِهِ الَّذِینَ یَخافُونَ أَنْ یُحْشَرُوا إِلی رَبِّهِمْ... .
6 . نداشتن یار و شفیعی جز خدا؛ ...لَیْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِیٌّ وَ لا شَفِیعٌ... .
7 . دعا و عبادت خداوند در بامدادان و شامگاهان؛ وَ لا تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِیِّ... .
8 . جلب رضای پروردگار؛ ...یُرِیدُونَ وَجْهَهُ... آیات 51 تا 52 انعام، برخی از این اوصاف در آیه 28 کهف نیز آمده است.
9 . مهاجر بودن و رانده شدن از خانه ها و اموال خویش؛ لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ... .
10 . طلب کنندگان فضل و خشنودی پروردگار؛ ...یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْواناً... .
11 . یاری کنندگان خدا ورسول؛ ...وَ یَنْصُرُونَ اللّه َ وَ رَسُولَهُ... .
12 . راستگویی؛ ...أُولئِکَ هُمُ الصّادِقُونَ .(38)
از اوصاف اصحاب صفه در احادیث و تفاسیر(39) نیز آمده است؛ مانند:
جهاد در راه خدا، زودتر از دیگران سلاح بر گرفتن، شرکت در تمامی غزوات به همراه پیامبر صلی الله علیه و آله ، آموزش قرآن و طلب علم، زهد و بی اعتنایی به دنیا، ایثار، صبر، قناعت، عبادت در مسجد تا دیر هنگام، ملازم بودن با پیامبر صلی الله علیه و آله ، سرشار بودن وجودشان از عشق به پیامبر صلی الله علیه و آله ، خویشتن را محتاج حق دانستن در همه حال، توانگر شدن با الطاف حق و بی نیاز شدن از مردم...
در روایتی(40) از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است که روزی آن حضرت تنگدستی و زندگی سخت و تلاش اصحاب صفه را دید و به آنها دلخوشی داده، فرمودند: «بشارت باد بر شما (وعده های الهی)، هرکس از امّتم، مرا ملاقات کند بر آن اوصافی که شما برخوردار از آن هستید و راضی به آنچه باشد که به او داده شده است، او از رفقای من خواهد بود.
در روایت دیگری نیز از آن حضرت آمده است: اولین کسانی که داخل بهشت خواهند شد، فقرای مهاجرین از مدینه می باشند.(41)
در برخی کتب(42) نیز، ویژگیهای دیگری برای اصحاب صفّه ذکر شده است.
اصحاب صفه در قرآن (شأن نزول)
در کتب تفاسیر، آیاتی در شأن نزول اصحاب صفه آمده است:
لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللّه ِ لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی اْلأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیماهُمْ لا یَسْئَلُونَ النّاسَ إِلْحافاً وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّه َ بِهِ عَلِیمٌ .(43)
«(انفاق شما) برای نیاز مندانی است که در راه خدا فرو مانده اند و (به جهت تأمین هزینه زندگی) نمی توانند سفر کنند. از شدّت خویشتن داری، فرد بی اطّلاع آنان را توانگر می پندارد، آنها را از سیمایشان می شناسی و هرگز با اصرار چیزی را از مردم نمی خواهند. هرچیز خوبی را (به آنها) انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است.»
در بیشتر منابع آمده است که مراد از فقرا در این آیه، اصحاب صفه هستند و به جهت فقرشان، آیه در ترغیب دادن صدقات به آنها نازل شده است. همچنانکه آیه 8 سوره حشر نیز در این باره (اختصاص غنایم و مانند آن نخست به فقرای مهاجرین) نازل شده است:
لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّه ِ وَ رِضْواناً وَ یَنْصُرُونَ اللّه َ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ هُمُ الصّادِقُونَ * وَ الَّذِینَ تَبَوَّوءُا الدّارَ وَ اْلإِیمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمّا أُوتُوا وَ یُوءْثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ .(44)
«این اموال برای فقیران مهاجری است که از دیار و اموال خویش رانده شدند، در حالی که خواستار فضل الهی و خشنودی او می باشند و خدا و رسولش را یاری می کنند و آنها راستگویانند و برای کسانی است که در این سرا (سرزمین مدینه) و در سرای ایمان، پیش از مهاجران سکنی گزیدند و کسانی را که به سویشان هجرت کنند دوست می دارند و در دل خود نیازی به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمی کنند و آنها را بر خود مقدم می دارند، هرچند خودشان نیازمند باشند و کسانی که از بخل و حرص نفس باز داشته شده اند رستگارانند.»
در شأن نزول آیه: وَ یُوءْثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ... آمده است که روزی پیامبر صلی الله علیه و آله فردی از اصحاب صفه را به شخصی از انصار، برای میزبانی سپردند، آن شخص نیز او را به خانه خویش، پیش اهل و عیالش برد و از همسرش پرسید: چیزی در خانه داریم؟ او گفت: به غیر از غذای فرزندانمان، چیزی نداریم. شوهر گفت: وقتی آنها را خواباندی، چراغ را روشن کن و طعام آنها را برای میهمانمان بیاور. شخص انصاری این چنین میزبانی کرد، وقتی فردای آن روز پیش پیامبر صلی الله علیه و آله رفت. حضرت صلی الله علیه و آله فرمودند: این کار شما دو نفر، اهل آسمان را به شگفتی و تعجب انداخت و آنگاه آیه: وَ یُوءْثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ... نازل گردید.
وَ أَنْذِرْ بِهِ الَّذِینَ یَخافُونَ أَنْ یُحْشَرُوا إِلی رَبِّهِمْ لَیْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِیٌّ وَ لا شَفِیعٌ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ * وَ لا تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ ما عَلَیْکَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِکَ عَلَیْهِمْ مِنْ شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظّالِمِینَ .(45)
«و به و سیله این (قرآن)، کسانی را که بیم دارند به سوی پروردگارشان محشور شوند، بیم ده، (چرا) که غیر خدا برای آنان یار و شفیعی نیست، شاید که پرهیزگار شوند و کسانی را که بامدادان و شامگاهان پروردگار خود را می خوانند و خشنودی او را طلب می کنند، مران. نه چیزی از حساب آنها بر توست و نه چیزی از حساب تو بر آنها. پس اگر آنها را طرد کنی از ستمکاران خواهی بود.»
در برخی تفاسیر(46) در شأن نزول این آیات آمده است: پیامبر صلی الله علیه و آله به جهت انس و الفتی که با اصحاب صفه داشتند، اغنیا و مترفین، به شرطی حاضر بودند پیش پیامبر صلی الله علیه و آله بیایند و مصاحبش باشند که آن حضرت این اصحاب را از نزد خویش دور کنند. روزی یکی از آنها، که از انصار بود، در فاصله دوری از پیامبر صلی الله علیه و آله نشست، حضرت فرمودند: جلوتر بیاید، ولی او اعتنایی نکرد. در این حال پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: شاید می ترسی فقر این صحابی به تو برسد. او گفت: این فقرا را از پیش خود دور کن تا کنارت بنشینیم! در این هنگام آیات 51 و 52 سوره انعام نازل گردید و خداوند پیامبر صلی الله علیه و آله را به خاطر آنها سرزنش کرد.
در مورد آیه 28 سوره کهف، نیز شأن نزول مشابهی در مورد بعضی اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله (سلمان، بلال، ابوذر و دیگر مسلمانان فقیر) نازل شده است، ولی تصریح به اصحاب صفّه بودن آنها در تفاسیر و دیگر منابع و شأن نزول نشده است.
وَ لَوْ بَسَطَ اللّه ُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی اْلأَرْضِ وَ لکِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما یَشاءُ إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ... .(47)
«و اگر خداوند روزی را برای بندگانش وسعت بخشد، مسلّماً در زمین عصیان می کنند. از این رو، به مقداری که می خواهد (و مصلحت می داند) فرو می فرستد، به راستی که او نسبت به بندگانش آگاه و بیناست.»
در بیشتر منابع،(48) شأن نزولی برای آیه 27 شوری در مورد اصحاب صفه آمده است که به جهت تنگدستی و ضیق مادی و فشار امور معیشتی بر آنها و سختی تحمّل آن، آرزوی وسعت و گشایش رزق و روزی را داشتند که این آیه نازل گردید و خداوند مفاسد و تبعات سوء آن را به بندگانش گوشزد کرد. در برخی منابع(49) برای آیه 3 سوره نور، به نقل از برخی، شأن نزولی برای اصحاب صفه ذکر شده است. در مدینه، زنان زانیه و نابکاری زندگی می کردند که برخوردار از مسکن و دیگر امکانات معیشتی بودند، اصحاب صفه به جهت بهره مند شدن از امکانات مادی آنها، پیشنهاد ازدواج به این زنان فاجره را دادند و قصد ازدواج با آنها را داشتند که آیه زیر نازل گردید:
الزّانِی لا یَنْکِحُ إِلاَّ زانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَ الزّانِیَةُ لا یَنْکِحُها إِلاَّ زانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَحُرِّمَ ذلِکَ عَلَی الْمُوءْمِنِینَ .
«مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک از دواج نمی کند و زن زناکار را نیز جز مرد زناکار یا مشرک کسی (از شما) حق از دواج با او را ندارد (چراکه) ازدواج با زنان نابکار و فاجره برای مؤمنان حرام شده است.»
* * *
پی نوشت ها:
________________________________________
1 . نمونه، ج20، ص447
2 . لسان العرب، ج7، ص364
3 . نمونه، ج20، ص447
4 . لسان العرب ج7، ص364
5 . فرهنگ فرق اسلامی، ص62
6 . طبقات الکبری، ج1، ص232
7 . نمونه، ج2، ص355
8 . کشف الأسرار و عدّة الأبرار، میبدی، ج7، ص474
9 . تفسیر مبهمات القرآن، ص268
10 . تفسیر التحریر و التنویر، ج3، ص74 ؛ تفسیر کاشف، ج1، ص427
11 . کشاف، ج1، ص318 ؛ مجمع البیان، ج2، ص202
12 . جامع البیان، ج2، ص132
13 . بقره : 273
14 . فرهنگ فرق اسلامی، ص62
15 . تاریخ تصوّف در اسلام، ص38
16 . تاریخ تصوف در اسلام، ص38
17 . برای آگاهی بیشتر به حلیة الاولیاء و دیگر کتب در این مورد مراجعه شود.
18 . تفسیر قمی، ج1، ص230 ؛ دائرة المعارف الشیعیة العامه، ص541
19 . طبقات الکبری، ج1، ص196
20 . حلیة الاولیاء، ج1، ص341
21 . همان.
22 . حلیة الاولیاء، ج1، ص339
23 . تفسیر قرطبی، ج3، ص220
24 . بقره : 273 ؛ حشر : 8
25 . حلیه الاولیاء، ج1، ص340
26 . با من به خانه خدا بیایید، خلیلی عراقی، محمد رضا، صص202 و 203
27 . کشف الأسرار و عدُة الأبرار، ج7، ص474
28 . طبقات الکبری، ج1، ص296
29 . تفسیر کاشف، ج1، ص427
30 . طبقات الکبری، ج 1، ص 296
31 . طبقات الکبری، ج8 ، ص21
32 . تاریخ الاسلام، ابراهیم حسن، حسن، ج1، صص153 و 154
33 . کشف الأسرار و عدة الأبرار، ج7، ص474
34 . تفسیر نمونه، ج2، ص356
35 . کشف الأسرار و عدة الأبرار، ج1، ص744
36 . بقره : 273
37 . کشف الأسرار و عدّة الأبرار، ج3، ص369
38 . حشر : 8
39 . به کشف الأسرار و عدّة الأبرار، ج1، صص744 و 745 ؛ کشاف، ج1، ص318 ؛ تفسیر مجمع البیان، ج2، ص202 ؛ تفسیر کبیر، (فخر رازی)، ج7، صص 85 ـ 84) ؛ تفسیر قرطبی، ج3، صص220 و 221، زبدة البیان، محقق اردبیلی، ص263 ؛ تفسیر جدید، ج1، سبزواری، محمد، صص352 و 353
40 . حلیة الاولیاء، ج1، صص347 ـ 337 و به دیگر منابع مراجعه شود.
41 . حلیة الاولیاء، ج1، ص347
42 . حلیة الاولیاء، اصفهانی، ابونعیم، مج 1 ص -337 347، تاریخ اهل الصفه، السلمی، عبدالرحمن، کشف الاسرار و عدة الابرار، ج 1 ص 744 ـ 746 ؛ کشف المحجوب، جوهری، ص 97ـ99
43 . بقره : 273
44 . حشر : 8 ـ 6
45 . انعام : 51 و 52
46 . تفسیر قمی، ج1، صص230 و 231 ؛ مجمع البیان، ج4، صص62 و 63
47 . شوری : 27
48 . اسباب النزول، واحدی، ص315 ؛ تفسیر مبهمات القرآن ؛ بلنسی، ج 2، ص 466 ؛ جامع البیان، مجلد 13 و 25، ص 40 ؛ کشف الأسرار و عدّة الأبرار، ج9، ص27
49 . معانی القرآن، فرّاء، ج2، ص245 ؛ تفسیر قرطبی، ج12، ص11

تبلیغات