آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۲

چکیده

اعتقاد بر این است که مأموریت اصلی سیستم های آموزشی ایجاد، حفظ، یکپارچه سازی، انتشار و استفاده از دانش است. در میان این مراحل برخی معتقدند که تسهیم دانش مهم ترین بخش از مدیریت دانش است. هدف پژوهش پیش رو، بررسی رابطه بین فرهنگ یادگیری سازمانی و قصد تسهیم دانش با تأکید بر نقش میانجی فرهنگ یادگیری سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی در میان مدرسان EFL و غیر EFL در دانشگاه های ایران می باشد. همچنین این پژوهش به دنبال بررسی این مسئله بوده است که آیا مدل پیشنهادی قصد تسهیم دانش، داده ها را در چارچوب محیط EFL ایران برازش می کند یا خیر. علاوه بر این، مطالعه پیش رو با هدف بررسی تفاوت معنادار در ادراکات اساتید EFL و غیر EFL ایران در خصوص تسهیم دانش در دانشگاه ها انجام شده است. در این پژوهش از آمار توصیفی، تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و مدل معادلات ساختاری (SEM) استفاده شده است. در پایان، نرم افزار AMOS ۱۶ به منظور تجزیه و تحلیل داده ها به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که بین فرهنگ یادگیری سازمانی و تعهد سازمانی، فرهنگ یادگیری سازمانی و قصد تسهیم دانش و بین رفتار شهروندی سازمانی و قصد تسهیم دانش رابطة مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داده است که تفاوت معناداری در امتیازات مربوط به میزان قصد تسهیم دانش مدرسان EFL و مدرسان غیر EFL، اختلاف معناداری در امتیازات مربوط به تعهد سازمانی در مدرسان EFL و مدرسان غیر EFL و اختلاف معناداری در امتیازات مربوط به رفتار شهروندی سازمانی مدرسان EFL و مدرسان غیر EFL وجود دارد. از سوی دیگر هیچ تفاوت معناداری در امتیازات مربوط به فرهنگ یادگیری سازمانی مدرسان EFL و مدرسان غیر EFL وجود نداشت. بر اساس نتایج این پژوهش، فرهنگ یادگیری سازمانی پیش بینی کنندة مثبت و معنادار تعهد سازمانی و قصد تسهیم دانش است، اما پیش بینی کنندة معنادار رفتار شهروندی سازمانی نیست. تعهد سازمانی پیش بینی کنندة مثبت قصد تسهیم دانش و رفتار شهروندی سازمانی می باشد.