مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
تصور بدن
حوزههای تخصصی:
"هدف این مطالعه بررسی رابطه جهانی شدن و تصور بدن بوده است. مطالعه شامل 2200 زن در شهرهای تهران، شیراز و استهبان است. در ابتدا مطالعات انجام شده را بررسی کرده و سپس با استفاده از نظریه ای ترکیبی که عمدتا مبتنی بر آرا گیدنز و سپس رابرتسون و همچنین پژوهش های پیشین بوده است، 9 فرضیه به آزمون گذاشته شدند.
برای جمع آوری اطلاعات روش پیمایشی بکار گرفته شد. با استفاده از پرسشنامه و مقیاس تصور بدن داده های مورد نیاز جمع آوری شدند. شیوه نمونه گیری مطالعه تصادفی نظام مند بوده است. یافته های تحقیق نشان دهنده آن است که مدل نهایی تحقیق به ترتیب با استفاده از شش متغیر نوگرایی، آگاهی نسبت به جهانی شدن، شیوه زندگی، گفتگو در خانواده، سرمایه فرهنگی و وضعیت تأهل نزدیک به 40 درصد از تغییرات تصور بدن در زنان شهرهای تهران، شیراز و استهبان را تبیین می کند"
رابطة سبک زندگی و تصور بدن؛ مطالعة موردی: زنان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعة حاضر، رابطة سبک زندگی به عنوان شاخصی از فرایند جهانی شدن را با تصور بدن مورد بررسی قرار داده است. بدین منظور 508 زن ساکن شیراز با استفاده از روش نمونه گیری سیستماتیک انتخاب شدند. با توجه به نظریات موجود و مطالعات انجام شدة قبلی، چهارچوب نظری تحقیق بر اساس نظریه گیدنز، تنظیم و بر اساس آن شش فرضیه مطرح شده است. اطلاعات مورد نیاز با روش پیمایشی و پرسشنامه ایِ خودگزارشی جمع آوری شد. به منظور تحلیل و تبیین داده ها، روش های آماری تحلیل پراکنش یک طرفه و رگرسیون چندمتغیره به کار گرفته شد. نتایج به دست آمده نشان داده اند از میان عوامل تأثیر گذار بر تصور بدن، تنها سبک های فراغتی، مذهبی و موسیقیایی مدرن به ترتیب توانسته اند بر روی هم بیش از 22 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند. از این میان به غیر از سبک های مذهبی که دارای رابطه ای منفی با تصور بدن بوده اند، سایر سبک ها رابطة مثبتی با متغیر وابسته داشته اند
رابطه فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی و هویت بدن؛ با تأکید بر اینترنت (نمونه مورد مطالعه دانشجویان دانشگاه شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر رابطه رسانه های جمعی در دو شکل پیشین و جدید آن (فنآوریهای اطلاعاتی و ارتباطی نوین ) با هویت بدن را مطالعه می کند. برای آزمون این رابطه، نمونه ای از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شیراز بر مبنای نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. پس از مروری بر مطالعات پیشین و نظریه های موجود، چارچوبی مبتنی بر نظریه های یادگیری اجتماعی و تحلیل پرورش تنظیم شده است. روش تحقیق مورد استفاده پیمایش و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه خودگزارشی است. پایایی گویه های تصور بدن برابر با 77/0 است. نتایج به دست رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که 1) رسانه های داخلی در کل، جهتی معکوس با افزایش تصور بدن به شکل مدرن آن دارند در حالی که فنآوریهای نوین جهتی مثبت با آن داراند. 2) محتوای برنامه های مذهبی، رابطه منفی با تصور بدن مدرن دارند. در نهایت مدل تحقیق توانسته است، 37 درصد از تغییرات تصور بدن را توضیح دهد.
گرایش به حجاب و سبک های متفاوت زندگی مطالعه موردی: زنان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داشتن پوشش مناسب، بخصوص در مجامع عمومی، یکی از دغدغه های جوامع دینی بخصوص جامعه اسلامی ایران است. عدم گرایش به حجاب مناسب و منطبق با هنجارهای اسلامی، از مسائل امروزین جامعه محسوب می شود. این تحقیق بر آن بوده است که با رویکردی جامعه شناختی گرایش به حجاب و عوامل تأثیرگذار بر آن را بررسی کند. با استفاده از روش پیمایشی و پرسشنامه ای محقق ساخته، 508 نفر از زنان و دختران بین سنین 15 تا 64 در نواحی هشت گانه شهر شیراز با استفاده از نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. نتایج تحقیق بیانگر این واقعیت بود که رابطه معنادار مثبتی میان هویت مذهبی (403/0 r= )، ، و سبک زندگی مذهبی (174/0 r= ) با متغیر وابسته وجود دارد. همچنین متغیرهای تصور از بدن (231/0- r= )، مدیریت بدن(203/0- r= ) ، فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی (212/0-) ، فعالیت های ورزشی-موسیقیایی مدرن ( 266/0-)، سبک مشارکتی جدید (174/0- ) و سبک های فراغتی جدید (200/0- r= ) رابطه منفی با گرایش به حجاب داشته اند. یافته های مستخرخ از روش رگرسیون چند متغیره نشان داد که هویت مذهبی (8/22)، سبک فعالیت های ورزشی-موسیقیایی مدرن (5/3) و سبک موسیقیایی سنتی (3/1) از تغییرات گرایش به حجاب را تبیین کرده اند.
رابطه استفاده از شبکه اجتماعی فیس بوک با تصور بدن در میان دانشجویان دختر و پسر دانشگاه اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان (مطالعات زنان سابق) دوره دوازدهم پاییز ۱۳۹۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۰)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال مطالعه تأثیر استفاده از فیس بوک بر تصور بدن جوانان بود. و به صورت پیمایشی و با ابزار پرسشنامه آنلاین محقق ساخته در میان دانشجویان دختر و پسر دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 92- 91 اجرا شد. با روش نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه حجم نمونه برابر با 344 نفر بود. نتایج نشان داد که بین مدت زمان عضویت در فیس بوک، میزان استفاده از فیس بوک، میزان مشارکت و فعال بودن کاربران در فیس بوک و واقعی تلقی کردن محتوای فیس بوک با تصور بدن در میان دانشجویان دختر و پسر رابطه معنادار مثبتی وجود دارد. همچنین فیس بوک توانسته است تصور کاربران نسبت به بدن را تغییر دهد. این شبکه مجازی با تأثیرات شگرف خود باعث شده که نگاه جوانان نسبت به بدن خود، میزان رضایت از وضعیت بدنی خویش، اهمیتی که به آن می دهند و نیز وقت و سرمایه ای که صرف آن می کنند، به طور معناداری متفاوت شود.
درک پیامدهای روانی - رفتاری پست های تناسب اندام اینستاگرام در میان دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش مدیریت ورزش سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
66 - 81
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، درک پیامدهای روانی - رفتاری مواجهه با پست های تناسب اندام اینستاگرام در میان دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه بود. روش پژوهش از نوع کیفی، با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه آنلاین حاوی سؤالات بسته و باز از ۳۲۳ دانش آموز دختر در شهرستان دزفول گردآوری گردید و با روش تحلیل مضمون کلایزی تحلیل شد. یافته ها در قالب شش مضمون اصلی دسته بندی شد: تأثیرات انگیزشی، انگیزه های زیبایی و بدن ایده آل، واکنش های منفی روانی، موانع واقعی در تقلید بدنی، ناپایداری انگیزه و ناتوانی در اقدام عملی، و استفاده ی سرگرمی محور همراه با کاهش تحرک روزانه. مدل مفهومی پژوهش نشان داد که انگیزش اولیه برای ورزش و زیبایی بدنی به دلیل مقایسه با بدن های ایده آل، فشار انتظارات بدنی، و کمبود امکانات، به سرخوردگی، کاهش عزت نفس و خودسرزنشی می انجامد. محتوای تناسب اندام در اینستاگرام تجربه ای دوگانه، متناقض و پیچیده را برای نوجوانان دختر رقم می زند. از یک سو، این پست ها می توانند نقش انگیزشی ایفا کرده و تمایلاتی مثبت برای آغاز فعالیت ورزشی، پیروی از الگوی تغذیه سالم و تلاش برای شبیه شدن به الگوهای موفق و فعال را در ذهن نوجوانان برانگیزند. اما این انگیزه غالبا زودگذر، سطحی و بدون پشتوانه محیطی و اجتماعی است و در بیشتر موارد به تغییر رفتار منجر نمی شود. در نهایت، رفتار فعال جای خود را به استفاده ی منفعلانه از محتوای اینستاگرام می دهد. نتایج این مطالعه بر ضرورت آموزش سواد رسانه ای بدنی و طراحی مداخلات پیشگیرانه با هدف ارتقای سلامت روانی و رفتاری دختران نوجوان تأکید دارد.