مطالب مرتبط با کلیدواژه
۶۸۱.
۶۸۲.
۶۸۳.
۶۸۴.
۶۸۵.
۶۸۶.
۶۸۷.
۶۸۸.
۶۸۹.
۶۹۰.
۶۹۱.
۶۹۲.
۶۹۳.
۶۹۴.
۶۹۵.
۶۹۶.
۶۹۷.
۶۹۸.
۶۹۹.
۷۰۰.
یادگیری
حوزههای تخصصی:
همه گیری کرونا بر جنبه های مختلف زندگی انسان اثرگذار بوده و آموزش و تدریس زبان نیز از این قاعده مستثنی نیست. هدف این پژوهش بررسی پیامدهای کوید-19 در شیوه های تدریس و فراگیری زبان، چالش ها و فرصت ها به روش مرور نظام مند است. جهت انجام این کار انتشارات های معتبر انگلیسی زبان به همراه ژورنال های انگلیسی زبان فعال در حوزه آموزش زبان دانشگاه های دولتی ایران با استفاده از کلید واژه های فراگیری، تدریس، زبان و کووید-19 مورد بررسی قرار گرفتند که سرانجام بر اساس معیارهای ارزیابی از میان 44 مقاله، 16 مقاله و نتایج آن ها سازماندهی، خلاصه و گزارش گردید. نتایج حاصل از این بررسی ها نشان داد که آموزش زبان در دوران همه گیری کووید-19 منجر به افزایش آشنایی مدرسان با تکنولوژی آموزش آنلاین گردیده و کمک شایانی به تسهیل فرآیندهای توسعه حرفه ای آن ها کرده است، اگرچه در طی فرآیند آموزش با چالش هایی همچون ابزار آموزشی مناسب، عدم آشنایی با تکنولوژی در ابتدای کووید-19 و مسائل و مشکلات مربوط به فراگیران مواجه بوده اند. نتایج حاصل از این تحقیق می تواند در جهت بهبود فرآیند آموزش موثر و همچنین بهبود شیوه های تدریس زبان موثر واقع گردد.
تبیین شبکه یادگیری جامعه اسلامی بر اساس گفتمان انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهنمون اﻧﻘﻠﺎب اسلامی سال ۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
153 - 184
حوزههای تخصصی:
اساس خلقت مبتنی بر معرفت و نیل به حقیقت مطلق است و تبیین فلسفه آفرینش بدون تعریف مفهوم یادگیری و معرفت ابتر و ناقص خواهد بود. در این میان، اهمیت و جایگاه ارتباط، تعامل و شبکه سازی در فرایند معرفت اندوزی جهان خلقت نیز معنای متفاوتی می یابد. چرا که یادگیری در تنهایی و به خودی خود صورت نمی پذیرد، بلکه نیازمند تعامل و آموختن از منبعی ارزشمند و متعالی است. لذا در پژوهش حاضر با استفاده از مطالعه اسنادی- تحلیلی در منابع و مکتوبات موجود، سعی بر آن است تا مفهوم و جایگاه شبکه های یادگیری در ارتقای معرفت و اندیشه ناب و حقیقی جامعه اسلامی توصیف و تبیین گردد. چرا که جامعه اسلامی نیازمند شبکه های ارتباطی سازنده، یکپارچه و منعطفی است که تمام جامعه را تبدیل به یک مدرسه عظیم و پویا نماید. یافته های پژوهش نشان داد که انسان در راستای سعادت و رشد و تکامل پیوسته خویش باید عالمان کلیدی و ارزشمند را شناسایی نماید و به واسطه تعاملات هدف دار، مستمر و پایدار معرفت خویش را ارتقا بخشد. از سویی، جامعه اسلامی نیز موظف است که به واسطه طراحی فضای فعال، پویا و تسهیل کننده زمینه تعامل و بهره گیری از منابع گسترده یادگیری را برای شهروندان فراهم نماید. در این راستا، شبکه های اجتماعی مجازی و غیرمجازی به عنوان فرصت و بستری بهینه در تقویت یادگیری افراد عمل می کنند و کارکردهای منفی آن ها به نحو بهینه مدیریت می گردد.
اثربخشی یادگیری معکوس بر سواد سلامت در درس علوم تجربی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یادگیری معکوس رویکردی نوین در نظام آموزشی است و علی رغم اینکه امکان اجرای آن در کلاس های دوره های ابتدایی و درس علوم تجربی از لحاظ موضوعی، امکانات آموزشی و زمانی فراهم است، استفاده از آن محدود می باشد لذا مقاله حاضر با هدف تعیین اثربخشی یادگیری معکوس بر سواد سلامت در درس علوم تجربی دوره دوم ابتدایی انجام شد. روش ها: روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود و جامعه آماری دانش آموزان مدارس ابتدایی دخترانه شهر بناب بودند که در سال تحصیلی 1401-1400 به تحصیل اشتغال داشتند. حجم نمونه شامل ۴۴ نفر از دانش آموزان بود که در دو گروه آزمایش و گواه تقسیم بندی شده بودند. ابزار پژوهش پرسش نامه سنجش سواد سلامت مقتبس از پرسش نامه منتظری و همکاران (۱۳۹۳) با پایایی 886/0 و آزمون مدادکاغذی با پایایی 722/0 بود و روایی آن ها پس از مطالعه توسط متخصصان دانشگاهی و معلمان باسابقه تایید شد. ابتدا، پرسش نامه و آزمون مداد کاغذی به عنوان پیش آزمون بر روی هر دو گروه اجرا شد. سپس گروه آزمایش به مدت 1۰ جلسه تحت راهبرد یادگیری معکوس در درس علوم تجربی در موضوعات سواد سلامت قرار گرفت. بعد از اتمام جلسات آموزشی، بر روی هر دو گروه پس آزمون اجرا شد. جهت تحلیل داده ها از آمار توصیفی میانگین و انحراف معیار و آمار استنباطی تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین نمرات دانش آموزانی که روش یادگیری معکوس را دریافت کرده بودند بیشتر از میانگین نمرات دانش آموزانی بود که از روش سنتی در تدریس استفاده کرده اند. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که روش یادگیری معکوس بر سواد سلامت دانش آموزان موثر بود.
طراحی و اعتبارسنجی الگوی معلم رهبری در نظام تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتبارسنجی الگوی معلم رهبری در نظام تعلیم و تربیت بود. روش: این پژوهش به روش آمیخته اکتشافی انجام شده است. در بخش کیفی پژوهش از روش فراترکیب، برای شناسایی مؤلفه های معلم رهبری استفاده شد. جامعه آماری این بخش، شامل مقالات منتشر شده در حوزه معلم رهبری طی سال های 2012 تا 2024 است که 49 پژوهش به روش نمونه گیری هدف مند، با توجه به میزان ارتباط با موضوع و پرسش های پژوهش، روش مطالعه، زمان و زبان مطالعه و کیفیت انجام پژوهش انتخاب شدند. داده های کیفی با جست وجو در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی گردآوری شدند. مقالات منتخب با استفاده از روش کدگذاری تجزیه و تحلیل شدند. پایایی کدگذاری ها با استفاده از ضریب توافق کاپا در نرم افزار اس پی اس اس 22 به مقدار 763/0 تأیید شد و روایی آن نیز به تأیید پنج نفر از اساتید آموزش عالی استان اردبیل رسید. بخش کمّی پژوهش، برای اعتبارسنجی الگوی معلم رهبری به روش هم بستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری بخش کمّی، شامل معلمان مدارس دوره ابتدایی شهر تالش به تعداد 658 نفر است که مطابق جدول مورگان، 243 نفر به روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده های کمّی، پرسش نامه پژوهش گر ساخته است که روایی آن از طرف اساتید صاحب نظر تأیید و پایایی آن نیز به روش آلفای کرونباخ 89/0 محاسبه شد. داده های کمّی با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و مدل معادلات ساختاری با نرم افزارهای اس پی اس اس 22 و اسمارت پی ال اس 24 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان دادند که معلم رهبری در نظام تعلیم و تربیت دارای 5 مؤلفه اصلی و 15 مؤلفه فرعی است که عبارتند از: مشارکت جویی (همکاری جمعی، تسهیم تجارب و تصمیم گیری مشارکتی)، رشد و بهبود مستمر (بهبود یادگیری دانش آموزان، رشد حرفه ای معلمان، بهبود مدیریت کلاس درس و تدریس)، ظرفیت سازی (تسهیل تغییرات، حمایت همه جانبه و ارتباط فراکلاسی)، رفتار رهبری (توسعه چشم انداز، الهام بخشی و تأثیر و نفوذ) و اخلاق حرفه ای (ملاحظات اخلاقی، تعهد و قدردانی). نتیجه گیری: دست اندرکاران تعلیم و تربیت می توانند از این مدل، جهت کاربست معلم رهبری در مدارس و بهره گیری از مزایای آن استفاده کند.
جایگاه سیستم نوآوری منطقه ای در فرآیند یادگیری بنگاه های صنعتی (نمونه مطالعاتی: صنایع مبلمان محور شرق منطقه کلان شهری تهران؛ شهرستان پردیس و دماوند)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طی تحولات عصر حاضر و افزایش اهمیت دانش بنیان شدن صنایع به منظور رشد و توسعه منطقه ای، موضوع هم پیوندی میان دانشگاه و صنعت در راستای افزایش یادگیری و نوآوری در فرآیند تولید صنایع، بیش از پیش موردتوجه قرار گرفته است. رویکرد سیستم های نوآوری منطقه ای، یکی از رویکردهای نوینی است که به سبب ایجاد پیوند میان تمامی عناصر و بازیگران یک منطقه، موجب شکل گیری یادگیری تعاملی میان تمامی عناصر می گردد. مساله مورد توجه در این پژوهش شناسایی عوامل تأثیرگذار بر سیستم نوآوری منطقه ای در فرآیند یادگیری صنایع مبلمان شرق منطقه کلان شهری تهران (شهرستان پردیس و دماوند) و درک جایگاه این سیستم است. در این پژوهش از روش نظریه داده بنیاد ساخت گرا (چارمز) برای مطالعه استفاده شده است. بر این مبنا یک مصاحبه ساختار نیافته با 39 نفر از زنان فعال در این صنعت و 12 نفر از کارفرمایان و مسئولین نهاد نظارتی مربوطه در طی سه مرحله صورت گرفته که در طی فرآیند جمع آوری داده ها، در مصاحبه 51 ام به اشباع نظری دست یافته شد. داده های به دست آمده از مصاحبه ها به کمک نرم افزار مکس کیودا و با در نظرگیری نوع ساخت گرا نظریه داده بنیاد، در چهار مرحله کدگذاری شده است. بر مبنای نتایج این پژوهش، مقوله اهمیت یادگیری و دانش در صنعت به عنوان پدیده ی اصلی این پژوهش شناسایی شده است. یافته ها حاکی از آن است که برای دستیابی به رشد و توسعه منطقه ای و توسعه کسب وکارهای یک منطقه باید میان صنعت و دانشگاه هم پیوندی قوی وجود داشته باشد که این هم پیوندی می تواند با بهره گیری از ارتباط رویکرد نوین سیستم نوآوری منطقه ای میسر گردد.
بررسی تأثیری هوش شناختی ذاتی و آگاهی افزایی هوش فراشناختی بر یادگیری مهارت شنیداری فراگیران زبان دوم (مطالعه موردی کتاب مجموعه آموزشی زبان عربی: شاِهد و تعلّم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ بهمن و اسفند ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۸۴)
173 - 196
حوزههای تخصصی:
نتایج تحقیقات فراوانی نشان می دهد از دیرباز تلقی گوش دادن به عنوان یک مهارت غیرفعال در یادگیری زبان باعث شده است که روش های سنتی آموزش شنیداری، فراگیران را به سمت دریافت کنندگان ورودی، منفعل سوق دهد، در حالی که فراگیران باید طوری آموزش داده شوند توانایی چگونگی کنترل و تقویت عملکرد شنیداری خویش را داشته باشند. استراتژی های هوش فراشناختی امکان برنامه ریزی، نظارت، حل مسئله و ارزشیابی فراگیران را فراهم و آنان را به شنوندگان فعال تر تبدیل می کند. بدین منظور یک کلاس آموزشی (26 نفر) از فراگیران سطح متوسطه شنیداری (المتوسطه) مجموعه آموزشی شاِهد و تعلّم در یک مرکز آموزشی به صورت نمونه برداری در دسترس انتخاب و پس از حذف برون هشته ها، با استخدام یک روش شبه آزمایشی پیش آزمون مداخله پس آزمون ، عملکرد فراگیران در آزمون های موازی شنیداری، قبل و بعد از مداخله آموزشی، توسط نرم افزار اس. پی. اس. اس. و آزمون تی تست جفتی، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاکی از آن است که فراگیران با آگاهی افزایی هوش فراشناختی، در مرحله پس آزمون در مهارت شنیداری رشد آموزشی داشته اند و خودتنظیمی باعث افزایش انگیزش و همچنین موفقیت یادگیری آنان شده است. در پرتو این یافته ها، مفاهیم و پیشنهاداتی برای مطالعات بیشتر ارائه شد.
تبیین استعاره های «ذهن» و استنتاج دلالت های آن در تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ابتدا به توصیف استعاره های فیلسوفان برای «ذهن» و سپس به دسته بندی و بررسی انتقادی آنها، و در نهایت به استنتاج دلالت های آن در تعلیم و تربیت اقدام نمودم. نتایج حاکی از آن است که نُه استعاره در باب ذهن به کار رفته که بر اساس آنها ذهن را به منفعل و فعال تقسیم کردم. از میان استعاره های مذکور، استعاره زمین مستعد و استعاره عینک، استعاره های فعال نگر هستند که بر اساس آنها - برخلاف استعاره های دیگر - هر دانش آموز نوعی منحصربه فرد و موجودی است متفکر، دارای آزادی انتخاب، فردیت و تشخّص. این دیدگاه نگاهی سیال به انسان دارد و اختیارگراست و به او نگاه ماشینی ندارد. دلالت های نگرش مذکور در عناصر برنامه درسی در جدولی ارایه شده است. چون هر معلمی دارای یک فلسفه شخصی است، نوع نگرش وی به ذهن دانش آموزان می تواند به روش یاددهی و شیوه برخورد وی با آنان جهت بدهد.
چالش های یادگیری مهارت پرسشگری فلسفی بین دانشجویان و ارائه راهکارهایی برای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل چالش های یادگیری مهارت پرسشگری فلسفی و راهکارهایی برای آن بود. میدان پژوهش شامل دانشجومعلمان پردیس های دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال تحصیلی 1401-1400 بود. برای دستیابی به این هدف، از روش تحلیل مضمون به شیوه براون و کلارک و ابزار مصاحبه کیفی نیمه ساختاریافته و نمونه گیری در دسترس که 54 نفر از دانشجو معلمان استان کردستان بودند بهره برده شد. یافته های پژوهش در دو گام حاصل شد: گام نخست، ریشه یابی و علل عدم مهارت پرسشگری فلسفی از دید دانشجومعلمان بود که در قالب مضمون، مقوله و مفهوم دسته بندی شدند. نتایج نشان داد که عامل اصلی عدم پرسشگری فلسفی نخست خود دانشجومعلمان و پس از آن اساتید هستند و حوزه فضای مجازی با کمترین مضمون دارای تأثیر کمتری در عدم پرسشگری فلسفی دانشجومعلمان است. گام دوم، شامل ارائه راهکارهایی برای طرح پرسشگری فلسفی از نگره دانشجومعلمان بود که مفاهیم آن نیز مقوله بندی شد. یافته ها بیانگر این امر است که عوامل متعددی از قبیل دانشجومعلمان و اساتید، محیط آموزشی، اجتماعی و خانواده می توانند با هماهنگی هم در تقویت مهارت پرسشگری فلسفی دانشجومعلمان مؤثر واقع شوند. در این راستا پیشنهاد می شود برای تقویت روحیه پرسشگری فلسفی دانشجویان، نهادهای تربیتی و آموزشی تعامل سازنده و پویا با دانش آموزان داشته و روحیه پرسشگری و کنجکاوانه آن ها را سرکوب نکنند.
اثربخشی دوره های موک مبتنی بر اصول مبنایی آموزش بر یادگیری و خودکارآمدی تدریس دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه چندانی در مطالعات انجام شده در مورد موک بر طراحی آموزشی نشده است و نتایج پژوهش ها در خصوص ضعف طراحی آموزشی ایجاب می کند تا به مساله اصول طراحی آموزشی در موک توجه ویژه ای بشود. لذا هدف این پژوهش تعیین اثربخشی دوره های آنلاین آزاد انبوه مبتنی بر اصول مبنایی آموزش مریل بر یادگیری و خودکارآمدی بود. در این پژوهش از شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. تمامی ثبت نام کنندگان در دوره موک به عنوان جامعه آماری این پژوهش بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 200 نفر از شرکت کنندگان در دوره (هر دوره 100 نفر)، نمونه این پژوهش بودند؛ فرایند اجرا بدین ترتیب بود که ابتدا پیش آزمون یادگیری (محقق ساخته) و خودکارآمدی تدریس (اسچانن و همکاران، 2001) انجام شد؛ سپس موکی با عنوان «مهارت های تدریس» مبتنی بر اصول مبنایی آموزش مریل برای گروه آزمایش و به روش متداول برای گروه کنترل، اجرا شد و در نهایت پس آزمون یادگیری و خودکارآمدی تدریس از دوره اجرا گردید؛ نتایج کواریانس نشان داد که استفاده از اصول مبنایی آموزش مریل در موک بر میزان یادگیری (001/0p<) و خودکارآمدی تدریس(001/0p<) تاثیر مثبت و معنی داری دارد. بنابراین پیشنهاد می شود که در طراحی آموزشی موکها، به اصول مبنایی آموزش مریل که باعث ارتقای یادگیری و خودکارآمدی تدریس در موک می شود، توجه بشود.
جهت گیری های دبیران ریاضی متوسطه اول به مولفه های یادگیری، یادگیرنده و روش های یاددهی در نظریه های تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۵
13 - 21
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی جهت گیری های دبیران ریاضی دوره متوسطه اول به مولفه های یادگیری، یادگیرنده و روش های یاددهی در نظریه های تربیتی انجام شده است. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی است و جامعه آماری پژوهش آن شامل 320 نفر از دبیران ریاضی متوسطه اول نواحی پنجگانه شهر تبریز در سال تحصیلی 1399-1400 بوده است. نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای با استفاده از جدول کرجسی و مورگان انجام شده و حجم نمونه 175 نفر تعیین شده است. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ایدئولوژی های برنامه درسی اسکایرو (2008) بوده که روایی محتوایی و پایایی آن توسط متخصصان و ضریب الفای کرونباخ به ترتیب تایید و محاسبه شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون فریدمن انجام شده است. یافته ها نشان می دهند که دبیران ریاضی در مولفه یادگیری به نظریه تربیتی و برنامه درسی بازسازی اجتماعی، در مولفه یادگیرنده به نظریه یادگیرنده محور و در مولفه روش های یاددهی-یادگیری به نظریه دانش پژوهان آکادمیک گرایش دارند.
تأثیر کج فهمی های مفاهیم شیمی در آموزش مباحث زیست شناسی دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۱
147 - 172
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر پژوهشی کیفی است که با هدف بررسی تأثیر کج فهمی های مفاهیم شیمی در آموزش مباحث زیست شناسی متوسطه دوم انجام شده است. نمونه گیری در این پژوهش به صورت تصادفی ساده است. جامعه آماری پژوهش را همه دانش آموزان دختر پایه دوازدهم تجربی منطقه جوادآباد استان تهران در سال تحصیلی 140۱-140۰ تشکیل می دهند. نمونه ای شامل ۳۷ دانش آموز از دو مدرسه متوسطه دوم برای پاسخ گویی به سؤال های پرسش نامه انتخاب شدند. پرسش نامه شامل ۱۰ سؤال زیست شناسی مرتبط با مفاهیم شیمی بود که براساس اطلاعات به دست آمده از مصاحبه با دبیران زیست شناسی و شیمی طراحی شده بود. در این مصاحبه دبیران شیمی به مفاهیمی که دانش آموزان بیشتر در آن ها دچار کج فهمی می شوند اشاره کردند و دبیران زیست شناسی مباحثی را که ارتباط تنگاتنگی با مفاهیم شیمی دارند و کج فهمی در آن ها آموزش را دچار اختلال می کند مشخص کردند. بعد از بررسی پاسخ های دانش آموزان در مصاحبه ای از آن ها خواسته شد در خصوص پاسخ های خود توضیح دهند تا درک و برداشت آنان و چرایی شکل گیری برداشت غلط در ذهن دانش آموزان مشخص شود. سپس به بررسی کج فهمی های رایج دانش آموزان و دلایل ایجاد این کج فهمی ها پرداخته شد. نتایج به دست آمده نشان داد علت اصلی کج فهمی دانش آموزان در بعضی از مباحث زیست شناسی وجود کج فهمی در مفاهیم شیمی پیش نیاز آن ها ست. در نهایت راهکارهایی برای رفع این کج فهمی ها پیشنهاد شده است.
الگوی رهبری یادگیری محور در مدارس ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
1 - 16
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در سال های اخیر، رهبری یادگیری محور مورد استقبال اندیشمندان و پژوهشگران تعلیم و تربیت قرار گرفته است. هدف از پژوهش حاضر، تبیین ابعاد، مؤلفه ها و نشانگرهای رهبری یادگیری محور در مدارس ابتدایی ایران بوده است.روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر مبتنی بر پارادایم تفسیری است و از نظر ماهیت، هدف، رویکرد، و روش به ترتیب اکتشافی، کاربردی، استقرایی و کیفی است. همچنین راهبرد مورد استفاده، تحلیل تماتیک بوده است. مشارکت کنندگان در این پژوهش، 10 نفر از معلمان مدارس ابتدایی در سطح کشور بودند که با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند و روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که قابلیت اعتماد آن ها بر مبنای معیارهای چهارگانه باورپذیری، اطمینان پذیری، تأییدپذیری و انتقال پذیری تأیید شد. اکتشاف مفاهیم اولیه، مضامین فرعی و مضامین اصلی، از طریق تحلیل تماتیک و با استفاده از کدگذاری باز، مقایسه مستمر داده ها، و یادداشت برداری تحقق پیدا کرد.یافته ها: نتایج این پژوهش دستیابی به الگوی رهبری یادگیری محور مشتمل بر 60 نشانگر، 20 تم فرعی و 9 تم اصلی بود. تم های اصلی بیانگر رهبری یادگیری محور عبارت از توسعه چشم انداز یادگیری، نظارت و راهنمایی تحولی، حمایت از توسعه حرفه ای معلم، توسعه اجتماعات حرفه ای یادگیری، حمایت از توسعه فعالیت های پداگوژیکی، الگوی یاددهی یادگیری، ایجاد جو تعامل خانه و مدرسه مبتنی بر یادگیری، تأمین منابع مورد نیاز یادگیری، و عطف توجه به دانش آموزان دارای مشکلات یادگیری بودند.بحث و نتیجه گیری: نتایج نتایج این پژوهش می تواند مسیر حرکت از معنای سنتی رهبری آموزشی به برداشت نوین از آن را تسهیل گرداند.
تاثیر عناصر بازیوارسازی رقابت و مشارکت بر یادگیری و انگیزه درس ریاضی پایه چهارم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
185 - 213
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر عناصر بازیوارسازی رقابت و مشارکت بر یادگیری و انگیزه در درس ریاضی پایه چهارم انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی شهرستان دیواندره بود که در سال تحصیلی 1400-1399 مشغول به تحصیل بودند. نمونه مورد مطالعه با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس از بین کلاس های سطح شهر انتخاب شد. نمونه آماری مشتمل بر چهار گروه 16 نفره بود که در سه گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم شدند. روش تحقیق، نیمه آزمایشی (طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل) بود. ابزار پژوهش شامل آزمون های یادگیری محقق ساخته و پرسش نامه انگیزه امینی فر و صالح صادق پور بود که ضریب پایایی آن با معیار آلفای کرونباخ برای آزمون یادگیری93/0، انگیزه رغبتی 81/0 و انگیزه اجتنابی 87/0 محاسبه شد. محیط یادگیری گروه های آزمایش به صورت همزمان و جداگانه به مدت ده جلسه با استفاده از عناصر بازیوارسازی رقابت، مشارکت و رقابت تیمی و گروه کنترل به روش معمول ارائه شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از کوواریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی توکی نشان داد، با سطح معناداری کوچکتر از 05/0 استفاده از عناصر بازیوارسازی رقابت، مشارکت و رقابت تیمی نسبت به گروه کنترل بر یادگیری و انگیزه موثر بوده و برتری معناداری در محیط های بازیواراسازی شده نسبت به هم بر یادگیری (05/0<p) مشاهده نشد. همچنین تجزیه و تحلیل داد ها نشان داد (05/0>p) عناصر بازیوارسازی مشارکت و رقابت تیمی بیشتر از رقابت صرف بر افزایش انگیزه رغبتی موثر بوده است.
روش های تربیتی و محتوای آموزشی در حوزه یادگیری، مبتنی بر مبانی معرفت شناختی علوم اعصاب تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش روش های تربیتی و رئوس محتوایی در حوزه یادگیری، مبتنی بر مبانی معرفت شناختی علوم اعصاب تربیتی است. در این پژوهش با استفاده از روش اسنادی و تحلیل مفهومی، مبانی نوع یک، نوع دوم و نوع سوم معرفت شناختی علوم اعصاب تربیتی تبیین شده اند و سپس از روش استنتاجی پیش رونده (اصلاح شده فرانکنا) روش های تربیتی و رئوس محتوای آموزشی، بر اساس مبانی معرفت شناختی علوم اعصاب تربیتی، با استفاده از سلسله قیاس های عملی استخراج شده اند. برخی از روش های به دست آمده از این روش عبارت اند از: «روش تدریس طبیعت گرایانه، روش تدریس سازنده گرایی، روش تدریس عملی و فعالانه یادگیرنده، روش های تدریس تلفیقی و پویا، روش تدریس مبتنی بر تجربه، روش تدریس مسئله محور» و برخی از رئوس محتوای آموزشی استنباط شده باتوجه به این اصول و اهداف و مبانی (واقع نگر، فلسفی و عرفانی) شامل: دروس علوم طبیعی، درس های موسیقی و هنر، دروس جدید و متنوع، دروسی مبتنی بر تکالیف تلفیقی و ترکیبی، درس ورزش و تربیت بدنی. از یافته های پژوهش حاضر می توان برای ارائه روش های تدریس و محتواهای آموزشی، برای بهسازی و کیفیت بخشی فرایند یادگیری استفاده کرده سبب پیشرفت و بالندگی در زمینه یادگیری شد. البته برای افزایش اعتباربخشی این پژوهش، بهتر است تا نتایج این یافته ها با یافته های علوم تربیتی، ترکیب شوند.
واکاوی موانع تحقق تفکر انتقادی در گستره تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز برنامه درسی و آموزش سال ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
30 - 50
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدف پژوهش حاضر بررسی موانع تحقق تفکر انتقادی در گستره تعلیم و تربیت بود. روش ها: این پژوهش از لحاظ هدفی که دنبال کرده است، از نوع تحقیقات بنیادی است. این پژوهش از نوع روشهای کیفی بوده که با روش گراندد تئوری انجام شده است. جامعه مورد مطالعه، کلیه معلمان، کارشناسان و خبرگان مقطع ابتدایی شهر مریوان واقع در استان کردستان بودند. تعداد 27 نفر از بین جامعه مدنظر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری، بر اساس اشباع نظری بود و با این ملاک که درباره مسئله تحقیق، دانش و اطلاعات غنی داشته باشند، انتخاب شدند. برای گردآوری داده های تحقیق، از افراد نمونه، مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. مصاحبه ها ابتدا ضبط و سپس پیاده سازی شدند. داده های بدست آمده با روش سه مرحله ای استراوس و کوربین که کدگذاری باز، محوری و گزینشی است، تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: پس از انجام کدگذاری باز تعداد 512 کد اولیه استخراج شد که پس از فرآیند پالایش و ادغام، کدهای تکراری حذف شدند. از میان انبوه مفاهیم به دست آمده 19 کد محوری یا مقوله فرعی مشخص شدند.نتیجه گیری: نتایج بیانگر این بود که وجود رویکرد تمرکزگرا در تعلیم و تربیت و عدم احساس امنیت شغلی در سیستم آموزشی در صورت داشتن تفکر انتقادی از موانع جدی بر سر راه تحقق تفکر انتقادی در تعلیم و تربیت میباشد.
طراحی کتاب الکترونیکی و پویایِ فیزیک و بررسی میزان تأثیر آن در یادگیری و یادداری مفاهیم فیزیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
129 - 142
حوزههای تخصصی:
کاربرد فراوان گوشی های هوشمند، تبلت و رایانه در زندگی امروزه، فرصتی برای یادگیری اثربخش به کمک فناوری های نوین ایجاد کرده است. هدف پژوهش حاضر طراحی و تولید کتاب الکترونیکی تعاملی و پویای فیزیک و بررسی میزان تأثیر آن بر یادگیری و یادداری مفاهیم فیزیک بود. این تحقیق ازنظر هدف از نوع کاربردی است. روش تحقیق از نوع آزمایشی با استفاده از طرح پس آزمون با گروه مداخله و کنترل است. جامعه موردپژوهش تمام دانش آموزان دختر پایه هشتم دوره متوسطه اول شهرستان خوشاب در سال تحصیلی 1400-1399 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 44 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب گردیدند. این افراد در دو گروه کنترل و مداخله گمارش تصادفی شدند. بعد از تدوین کتاب الکترونیکی تعاملی و پویای فیزیک، گروه آزمایش سه جلسه با استفاده از کتاب الکترونیکی تعاملی و پویای فیزیک آموزش دیدند و اعضای گروه کنترل نیز سه جلسه به صورت متداول (کتاب غیرتعاملی) مورد آموزش قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از پس آزمون-های محقق ساخته ی یادگیری و یادداری و کاربرگ نظرسنجی استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های آماری تی تک نمونه ای و تی با دو گروه مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که دو گروه مداخله و کنترل در یادگیری مفاهیم فیزیک با یکدیگر تفاوت معناداری نداشتند ولی در یادداری، تفاوت بین نمرات دو گروه معنادار بود. با توجه به این نتایج می توان از قابلیت های کتاب های الکترونیکی پویا و تعاملی در جهت افزایش یادداری و نیز تقویت انگیزش یادگیرندگان در فرآیند آموزش و یادگیری مفاهیم فیزیک استفاده کرد.
تأثیر یادگیری و آزمون عملکردی اوریگامی محور بر خلاقیت و خودارجمندی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پپیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر یادگیری و آزمون عملکردی اریگامی محور، بر خلاقیت و خودارجمندی دانش آموزان دوره ابتدایی دارای اختلال یادگیری شهرستان اردل است. روش ها : این پژوهش یک مطالعه نیمه آزمایشی شامل دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون و در دو گروه آزمایش و گواه است. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر پایه ششم دوره ابتدایی دارای اختلال یادگیری شهرستان اردل است که نمونه ای به اندازه 30 نفر از داوطلبان واجد شرایط به روش نمونه گیری هدفمند، بدون جای گذاری و در دو گروه آزمایش و گواه با درنظر گرفتن شرایط همگنی براساس ویژگی های جمعیت شناختی آن ها انتخاب گردیده است. از پرسشنامه تورنس فرم ب و پرسشنامه عزت نفس اسمیت به عنوان ابزارهای پژوهش استفاده شد. روایی محتوایی هر دو پرسشنامه به تأیید 10 نفر از متخصصان روان سنجی و اساتید روانشناسی رسیده است. برای سنجش پایایی از روش آلفای کرونباخ (با استفاده از نرم افزارSPSS) استفاده گردید که پایایی پرسشنامه تورنس فرم ب برابربا 69/0 و پایایی پرسشنامه عزت نفس کوپر91/0 به دست آمد. فرض مدل تحلیل کوواریانس با حداکثر سطح معنی داری 05/0 و با نرم افزار SPSS انجام شده است. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون تحلیل کوواریانس نشان می دهد تأثیرات یادگیری اوریگامی محور میزان خلاقیت (011/0P=) و خودارجمندی (0001/ 0P=) به طور معنادار افزایش یافته است. نتیجه گیری: آموزش اوریگامی و یادگیری آن در بین دانش آموزان پسر دوره ابتدایی دارای اختلال یادگیری می تواند بر روی خلاقیت و خودارجمندی تأثیر گذاشته و موجب افزایش توجه و تمرکز دانش آموزان در پاسخگویی به سؤالات آزمون های توجه، تمرکز و افزایش عملکرد آنان شود.
بررسی کج فهمی های رایج دانش آموزانِ دوره متوسطه دوم در مسائل شیمیایی و مفاهیم مربوط به فصل اول کتاب شیمی دهم
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به بررسی کج فهمی های رایج دانش آموزانِ دوره متوسطه دوم در مسائل شیمیایی و مفاهیم مربوط به فصل اول کتاب شیمی دهم می پردازیم. در این پژوهش تعداد 53 نفر از دانش آموزان پایه های دهم (27 نفر) و یازدهم (26 نفر) دبیرستان هیئت امنایی آزادگان واقع در منطقه 17 شهر تهران مشارکت داشتند. برای انجام این پژوهش از روش توصیفی - تحلیلی و تحقیق میدانی استفاده شده است. به منظور جمع آوری اطلاعات، از یک پرسش نامه شامل پنج تست چهار گزینه ای استفاده شده است؛ در هر یک از تست ها، چهار استدلال پیشنهادی نیز ارائه شده است که دانش آموز می تواند به دلخواه یکی از این استدلال ها را انتخاب نماید. بررسی نتایج حاصل از پرسش نامه ها به روش طبقه بندیِ چالیک و ایاز انجام شده است. بنابر پژوهش انجام شده، دانش آموزان در مفاهیم تشخیص زیرلایه مناسب برای قرار دادن الکترون در آن طبق اصل آفبا، نوشتن آرایش الکترونی برخی از عناصر واسطه، تشخیص دسته عناصر، مفهوم جرم اتمی و عدد جرمی، وابستگی خواص شیمیایی و فیزیکی به ذرات زیر اتمی، تفاوت و ماهیت پیوند های کوالانسی و یونی دچار کج فهمی های بسیاری هستند.
مطالعه فراترکیب در یادگیری مبتنی بر تجربی در حوزه علوم: اهمیت، چالش ها، راهکارهای مقابله با آن
حوزههای تخصصی:
یادگیری تجربی در حوزه علوم، به فراگیران کمک می کند تا مفاهیم علمی را به بهترین شکل ممکن درک کنند و مهارت های علمی و تجربی خود را تقویت کنند. اهدف از این مطالعه ترسیم سیمایی جامع از این یادگیری است که پژوهشگر در قالب یک مطالعه فرا ترکیب بر آن بوده که با بررسی مقالات معتبر موجود در این زمینه این امر محقق شود.یافته ها نشان داد یادگیری تجربی در علوم می تواند بهبود قابل توجهی در فرایند یادگیری فراگیران ایجاد کند، اما برای به دست آوردن نتایج بهتر و موفقیت در این روش، باید به چالش های موجود در آن توجه کنیم و با استفاده از راهکارهای مناسب، با آن ها مقابله کنیم.یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که یادگیری تجربی در درس علوم به فراگیران کمک می کند تا مفاهیم علمی را به صورت عملی و قابل لمس فهمیده و مهارت های علمی نظیر طراحی آزمایش، جمع آوری داده ها و تحلیل داده ها را از طریق تجربه عملی بیشتر به دست آورند. چالش های یادگیری تجربی شامل محدودیت زمانی و تجهیزاتی و عدم آشنایی با روش های یادگیری تجربی هستند، که با استفاده از راهکارهایی مانند طراحی درس های مناسب، مدیریت کلاس، تجهیزات مناسب و ارائه بازخورد مناسب به فراگیران، می توان آن ها را بهبود داد.
تأثیر فناوری واقعیت افزوده بر فرایند یاددهی – یادگیری و پذیرش دانش آموزان در آموزش مجازی درس زیست شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: واقعیت افزوده یکی از فناوری های کاربردی نوین در حوزه آموزش است که توانسته با شبیه سازی دنیای واقعی به صورت پویانمایی، اجسام مجازی، تصاویر سه بعدی، صدا و... امکان تعامل کاربر را با مفاد درسی ممکن سازد و با کمک گرفتن از فضای مجازی نقش مؤثری در آموزش ایفا نماید. هدف پژوهش حاضر، تأثیر آموزش مبتنی بر واقعیت افزوده تعاملی بر آموزش زیست شناسی است. روش ها: ﭘﮋوﻫﺶ به روش نیمه آزمایشی ﺑﺎ طرح ﭘﯿش - پس آزمون و آزمون سنجش یاد داری انجام شد. جامعه آماری پژوهش، شامل دو کلاس 27 نفره دانش آموزان دختر پایه دوازدهم تجربی دبیرستان شاهد شهرستان پاکدشت در سال تحصیلی 1401 - 1400 است که به طور تصادفی به گروه های گواه و آزمایش تقسیم شدند. گروه گواه به صورت سنتی و گروه آزمایش با فناوری مذکور آموزش دیدند. پرسش نامه های پژوهش شامل پرسش نامه سبک های یادگیری کلب و محقق ساخته ارزیابی یادگیری و یاد داری است. در تحلیل داده ها از روش های آماره ای فراوانی، میانگین، انحراف معیار، آزمون های t گروه های مستقل و جفتی استفاده شده است. جهت بررسی پایایی پرسش نامه ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ و بررسی پایایی آزمون ها، از روش کودر - ریچاردسون استفاده شده است. به منظور بررسی شاخص روایی محتوایی پرسش نامه ها از روش CVR[1] وجهت بررسی شاخص روایی محتوایی آزمون ها از روش CVI[2] استفاده شد. سطح معناداری برای همه آزمون ها p<0.05 در نظر گرفته شد. یافته ها و نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد اختلاف پیش و پس آزمون گروه های گواه و آزمایش معنادار بوده و بیشتر بودن میانگین نمرات گروه آزمایش نشان دهنده یادگیری بهتر است. اما معنادار نبودن اختلاف پس آزمون - یاد داری نشان دهنده یاد داری مطالب در هر دو گروه بوده و افت کمتر نمره در گروه آزمایش، تثبیت بیشتر آموخته ها را تأیید می کند. تحلیل پرسش نامه های سبک های یادگیری و محقق ساخته نیز نشان دهنده اثربخشی روش آموزشی و استقبال دانش آموزان است.