مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۱.
۴۲.
۴۳.
۴۴.
۴۵.
۴۶.
بنی امیه
منبع:
مطالعات دینی نبوت و امامت سال اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
124 - 145
حوزههای تخصصی:
در زمان امام سجاد علیه السلام در ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی چالش هایی بس عمیق و گسترده علیه اساس دین و باورهای دینی و تشیع و نیز هویت امت اسلامی شکل گرفته بود. بی گمان، برای ناکام گذاشتن این چالشگری ها در دستیازی به اهداف اصلی، نیاز به یک جریان توانمند و برخوردار از تدبیر اجتماعی و عقلانی بود که با هوشمندی بتواند چالشگران را از دستیازی به اهدافشان ناکام کند و با بهره وری از فرصت های فراهم شده، سنت دین رسول الله (ص) را در جامعه پایدار نماید و امت اسلامی را از بحران عبور دهد. این مهم با اندیشه بالنده سیدالساجدین علیه السلام و تدبیر باکفایت و پایداری سترگ حضرت و تشکل همراه ایشان با اقداماتی همچون بیدار کردن افکار عمومی و افشای ماهیت چالشگران، تحلیل و ترسیم صراط مستقیم، تبیین معارف والای عقیدتی و نیروسازی و تربیت شاگردان زبده، به بهترین وجه ممکن سامان یافت. در این مقاله تلاش شده با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع معتبر تاریخی، مهم ترین اقدامات حضرت در مقابله با چالش های دینی آن عصر تبیین و تحلیل شود که نتایج حاصل از آن می تواند به عنوان راهبردهای مؤثر برای پیشگیری و مقابله با چالش های دینی عصر حاضر به کار آید.
ابعاد مختلف تحریف شریعت اسلامی در عصر بنی امیه و بازتاب آن در جامعه
حوزههای تخصصی:
خلفای اموی به دلیل عدم پایبندی به شریعت اسلام در مدت حکومت حدود نود ساله خود بسیاری از احکام و مناسک دینی را تغییر دادند؛ به نحوی که فقط ظواهری از اسلام در میان مردم باقی ماند که همان نیز تحریف شد و شرایط به گونه ای پیش رفت که در میان غالب مردم به غیر از پیروان مکتب اهل بیت(ع)، سنت واقعی رسول خدا(ص) متروک و مجهول ماند. امویان برای رسیدن به مقصود خود از روش های گوناگونی بهره جستند؛ جلوگیری از ذکر احادیث پیامبر(ص)، جعل احادیث ساختگی، استفاده از چهره های خوش نام برای جعل حدیث، معرفی مراجعِ دینی همسو با حکومت جهت مهجور نمودن اهل بیت(ع) و... سبب تغییر بسیاری از احکام و معارف اسلام، افزایش روایات جعلی در میان مردم و جهالت مردم نسبت به احکام ابتدایی شد. تحقیق حاضر به روش توصیفی تحلیلی عدم پایبندی عقیدتی و رفتاری حکام بنی امیه و رویکردهای ضد دینی آنها را تشریح و ابعاد مختلف بازتاب سیاست گذاری های حکومت بنی امیه بر تحریف شریعت در جامعه را بیان نموده است.
بازخوانی تحلیلی کنشگری بنی امیه در تغییر و تبدیل مفهوم خلافت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
معرفت سیاسی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
97 - 112
حوزههای تخصصی:
یکی از انحرافاتی که در عهد امویان رواج پیدا کرد، انحرافی بود که در جریان خلافت به وجود آمد. نقش بنی امیه در تحول بنیادین در مفهوم و کارکرد خلافت، نقشی پررنگ و عمیق به نظر می رسد. این تحقیق که به شیوه توصیفی و تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای نگاشته شده، به دنبال یافتن پاسخ به این پرسش است که کنشگری بنی امیه در تغییر و تبدیل مفهوم خلافت و به انحراف کشیدن این مقوله چه بوده است و چگونه تحلیل می شود؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که کنشگری بنی امیه در تغییر و تبدیل مفهوم خلافت، به تغییر بنیادین، هم در مفهوم و هم در ساختار آن منجر شد و نتایج آن نیز در رویکرد کلان فکری و سیاسی جامعه هویدا شد. مؤلفه ها و بازخوردهای این تغییر و تحول را می توان در برتری بخشی به خلافت نسبت به نبوت، استبدادی شدن حکومت، کسرایی و قیصری شدن حکومت، سکولاری شدن حکومت، موروثی شدن حکومت، و ترویج نظریه اطاعت از حاکم جور و عدم جواز قیام برضد او جست وجو کرد.
اعتبارسنجی روایت «مسخ بنی امیه به وزغ»
حوزههای تخصصی:
در میراث حدیثی شیعه روایاتی مبنی بر مسخ برخی انسان های گناهکار به شکل بعضی حیوانات یافت می شود. یکی از آن موارد، روایتی است که کلینی در روضه الکافی نقل کرده و بر مسخ بنی امیه به وزغ (مارمولک) دلالت دارد. در این حدیث به غسل پس از کشتن وزغ، امر شده است و برخی از فقهای امامیه بر پایه آن، استحباب چنین غسلی را استنباط نموده اند. این پژوهش با بهره گیری از روش نقد حدیث و مبتنی بر معیارهای کلامی و بهره مندی از اصول و دانش رجال امامیه به اعتبارسنجی سندی و تحلیل دلالی این حدیث می پردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که وجود راویان ضعیف و مجهول در سلسله سند، امتناع تعمیم مضمون حدیث به دوره زمانی پس از مقطع مسخ، تعارض با احادیث نفی مسخ در امت اسلام، چالش های مضمونی از جمله ناسازگاری با کیفیت و غرض مسخ، ابهام در حکمت غُسل و عدم تطابق با واقعیات تاریخی، اعتبار و اصالت صدور این حدیث از معصوم را مخدوش می سازد و این نظریه را تقویت می نماید که استناد و احتجاج به این روایت در مباحث فقهی و ترویج آموزه کلامی مسخ بنی امیه بر اساس مفاد آن با چالش های عمیق مواجه است؛ لذا بازنگری فقهی–کلامی درباره اصالت و اعتبار این حدیث بایسته ای اجتناب ناپذیر است.
نقش گفتمان سیاسی زعامت امویان در شکل گیری روایات تفسیری عبارت «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از عبارات قرآنی که با روایات تفسیری متعددی مواجه بوده است، عبارت «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ» می باشد. مطابق با تفسیرِ نخستین مفسر وحی، تدافع مذکور در عبارت شریفه، تدافعی معنوی می باشد؛ به این معنا که خداوند متعال به برکت وجود برخی از عاملین به ارکان دینی، بلا را از سایرین دفع می نماید. پس از پیامبر اکرم (ص)، مشابه این تفسیر، در سخنان امیرالمومنین (ع) نیز مشاهده می شود. اما با روی کار آمدن امویان بر منصب خلافت، روایت پیامبر اکرم (ص) از عبارت شریفه با تحولات متعددی روبرو می گردد.نتایج حاصله حاکی از آنست، که حکومت اموی در هر یک از دوره های آغازین، تثبیت و افول در شکل گیری این روایات نقش داشته اند. به گونه ای که در دوره ی آغازین، شاهد اخبار جعلی و تطبیق مدفوع بر صحابه و ابدال ، در دوران تثبیت حکومت اموی، با تفسیر امام باقر (ع) به تدافع اشتغالی و در دوران افول حاکمیت مذکور، با از بین رفتن فشار و اختناق امویان با تفسیر امام صادق (ع) که مطابق آن، مصادیق مدفوع به، شیعیان و ائمه معصومین علیهم السلام معرفی می شوند، مواجه می باشیم.
جایگاه انسان در الهیات زیست محیطی اسلام «خلیفه یا عبد»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات عملی سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
57 - 84
حوزههای تخصصی:
برداشت الهیاتی «خلیفه الله» بودن انسان در زمین، باور نیرومند و رایجی در میان مسلمانان است. در قرآن کریم واژه «خلیفه» دو بار ذکر شده ولی اصطلاح «خلیفه الله» به کار نرفته است. بررسی منابع تاریخی حاکی از آن است که این اصطلاح در زمان پیامبر اسلام و اصحاب ایشان نیز مقبولیّت و رواج نداشته است. ولی گویا این اصطلاح در دوره خلفای اموی و عباسی، به تدریج، به ویژه در قلمرو، بستر و اندیشه سیاسی-حکومتی، مقبولیّت و محبوبیّت یافت؛ سپس از حوزه سیاسی به حوزه های تفسیری، حدیثی، عرفانی، کلامی و فلسفی وارد شد. به نظر می رسد که نقطه عطف انتقال این اصطلاح از قلمرو سیاست به قلمرو الهیات، در قرن سوم هجری به دست طبری، مفسر، فقیه و مورخ بزرگ روی داد، که برای اولین بار در تفسیر قرآن خود، واژه «خلیفه» در آیه 30 سوره بقره را به معنای جدید «خلیفه الله» تاویل نمود. بعداز طبری، دیدگاه وی را اغلب الهیدانان مسلمان پذیرفته و تکرار کردند. بیشترین کاربرد این اصطلاح در حوزه عرفان و تصوف است. عبارت «خلیفه اللّه» که محصول «الهیات سیاسی» است، معانی متناقضی نیز دارد؛ زیرا معنای اصلی واژه «خلیفه»، جانشینی فرد حاضر به جای شخص غائب است؛ امّا خدای پاینده، حاضر، حاکم و کامل توصیف شده در قرآن کریم، غائب نیست که به جانشینی انسان ضعیف و میرا نیاز داشته باشد. از سوی دیگر، در آیات قرآن و روایات نبوی، انسان «عبدالله» توصیف می شود. آموزه «عبدالله» که متضمّن فروتنی و تواضع است، رابطه بهتری بین انسان و اجزای محیط زیست، تعریف، تبیین و پیشنهاد می نماید، که همان اخلاق فروتنی در مقابل طبیعت است. امّا آموزه بسیار انسان محور «خلیفه الله» رابطه برتری جویی، سیطره و غلبه انسان را بر طبیعت، اثبات می کند، که به تخریب طبیعت می انجامد.