مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
۲۷.
۲۸.
احتمال
حوزههای تخصصی:
This study examined the Investigating the Impact of Training Methods on Human Resources productivity in Saman Bank. This was an applied study and the data were collected through descriptive-survey methods. The study population consisted of all managers of Saman bank in Tehran, Iran, among whom 180 individuals were selected using convenience sampling. The data were collected using a valid and reliable questionnaire, and were analyzed in SPSS using the least squares analysis method. The results revealed that considering the raised hypotheses in the present research, now we deal with the gained results: The effect of On the Job training on productivity is more than other methods. Regarding the lack of simulation education and test conclusions (sig = 0.001), it can be said that the effect of On the Job training on productivity is more than the effect of other methods. Note: Because of the lack of simulation education in Saman Bank, The hypotheses number 1, 2, 3, and 5 are removed. Also the effect of On the Job training on productivity in hypotheses number 4 and 6 is more than the effect of presenting information. Because of the lack of simulation test, it is the same as general hypotheses.
فرایند حجیّت خبر متواتر، اجماع، سیره و شهرت در اندیشه شهید صدر
منبع:
مصباح الفقاهه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۵
1 - 28
حوزههای تخصصی:
ابهام در تبیین درست بعضی از گزاره های پر کاربرد اُصول فقه همواره موجب بروز پیچیدگی در فهم و کاربرد آنان می گردد. کنکاش در اندیشه اُصولیان نشان می دهد، گاهی راهکارهایی برای اثبات و تعیین کارکردهای گزاره ای خاصّ پیشنهاد شده که در نیل به مقصود، از استواری و توضیح کافی برخوردار نیست. از این دست می توان به ادلّه ای همچون خبر متواتر، اجماع، سیره و شهرت نامبرد که با توجّه به حیثیّت جمع محوری و اشتراک نسبی در رسیدن به حجیّت، همواره توسط مشهور اصولیان فرایندی مبهم برای آن پیشنهاد شده است. شهید صدر با نامگذاری این تعداد از ادلّه به وسائل اثبات وجدانی دلیل شرعی، جهت دهیِ جدیدی به این ادلّه بخشیده است. ایشان برای به حجیّت رساندن این گزاره ها از کارکردهای استقراء در علم منطق و نظریه احتمال در علم ریاضیات، کمک گرفته و با تقسیم جدیدی از یقین، سرانجامِ این ادلّه را یقین موضوعی می داند. این تبیین ضمن برخورداری از روشی نوآورانه که بدون ارجاع به گزاره های پایه و بدیهی در سیر اثباتی آن، ساماندهی شده، قابلیت طرح و استفاده این تعداد از گزاره های اصولی را در علوم دیگر نیز فراهم آورده است.
گستره ترک استفصال در استنباطات فقهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۳۵
69 - 103
حوزههای تخصصی:
از موارد دخیل در الغای خصوصیت، قاعده ترک استفصال است که مفید تعدی حکم از مورد سؤالِ راوی است. در برخی از احادیث، سؤال راوی مجمل است و این قابلیت وجود دارد که عقل از اجمال سؤال و ترک استفصال معصوم، عمومیت حکم را استنباط کند. در کتب اصولیِ متقدمان، به برخی از زوایای قاعده اشاره شده است. برای تعیین گستره ترک استفصال در استنباطات فقهی لازم است تحلیل درستی از این قاعده صورت پذیرد و ارکان و مجاری و نحوه استنباط عموم و مقدار دلالت آن بررسی شود. از پیگیری این موضوع در منابع فقهی و اصولی به روش توصیفی و تحلیلی این نتایج به دست آمده است: اولاً، ارکان ترک استفصال عبارت اند از: سبقت سؤال راوی، امکان عمومیت جواب و وجود احتمال در سؤال؛ ثانیاً، ترک استفصال بیشتر در احادیث اِفتایی جریان دارد و استقلال و عدم استقلال جواب معصوم، تأثیری در استنباط عموم از ترک استفصال ندارد؛ ثالثاً، غرض سائل و عدم تساوی محتملات سؤال، نقش تعیین کننده ای در قلمروِ عموم ترک استفصال دارد. سرانجام اینکه عموم ترک استفصال، استنباطی و ضعیف است. دلیلی وجود ندارد که استفصال معصوم مفید انحصار و اختصاص حکم باشد.
تمایز امکان و احتمال از منظر ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جاویدان خرد پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۴
275 - 300
حوزههای تخصصی:
ابن سینا در کتاب شفا میان مفهوم احتمال و امکان تمایز گذاشته و با بیان سه رویکرد این دو مفهوم را از یکدیگر متمایز کرده گرچه بررسی های انجام شده نشان می دهد وی به صورت مستقل به مسئله احتمال نپرداخته است. این پژوهش به دنبال بررسی تمایز میان امکان و احتمال با توجه به آثار ابن سینا است. نتایج نشان می دهد که تمایز هایی که ابن سینا میان امکان و احتمال بر شمرده هر کدام ریشه تاریخی خاص خود را دارد. ذهنی بودن احتمال و عینی بودن امکان گرچه نظر اکثر منطق دانان است اما نمی تواند تمایز دقیقی میان امکان و احتمال ترسیم کند. تمایز دوم در واقع تمایز میان امکان استقبالی و احتمال وقوع امری در آینده است که گویای تمایز میان امکان استقبالی ابن سینا و امکان استقبالی فارابی است. تمایز سوم نیز به نظر خلط واژه احتمال و امکان خاص است که ریشه در ترجمه آثار ارسطو دارد.
میزان دقت نتایج حاصل از مدل های «بنیش» و «توسعه یافته بنیش» براساس محیط اقتصادی ایران در پیش بینی احتمال تجدید ارائه صورت های مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
547 - 568
حوزههای تخصصی:
هدف: اتکاپذیری یکی از ویژگی های کیفی بسیار مهمِ اطلاعات حسابداری به شمار می آید. طبق مفاهیم نظری گزارشگری مالی، اطلاعاتی اتکاپذیر است که از اشتباه و تمایلات جانب دارانه خالی باشد. موضوع تجدید ارائه صورت های مالی در نتیجه رسوایی های گزارشگری، در متن ها و مجله های حسابداری، بسیار در کانون توجه قرار گرفته است. هدف اصلی پژوهش، ارائه معیاری مناسب برای پیش بینی تجدید ارائه صورت های مالی با استفاده از مدل های بنیش و توسعه بنیش است.روش: این پژوهش از نوع کاربردی و از نظر روش شناسی، پس رویدادی است و در حوزه تحقیقات اثباتی حسابداری قرار می گیرد و بر اطلاعات واقعی در صورت های مالی شرکت ها مبتنی است. داده های مورد نیاز از سایت کدال بورس و از صورت های مالی و گزارش های منتشر شده از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در دوره ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۹ استخراج شده است. همچنین تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس و پایتون انجام شده است.یافته ها: در این پژوهش ابتدا، مدل اولیه بنیش برای پیش بینی احتمال تجدید ارائه صورت های مالی بررسی شد؛ سپس با استفاده از شاخص های اثرگذار بر تجدید ارائه و به کمک آزمون تی مستقل و رگرسیون گام به گام، به برآورد مدل با استفاده از رگرسیون لاجیت پرداخته شد. دقت کلی مدل اولیه بنیش، برای پیش بینی احتمال تجدید ارائه صورت های مالی ۴۳/۲۹ درصد و دقت کلی مدل در خصوص مدل توسعه یافته بنیش نیز ۶۸/۶۸ درصد برآورد شد. نتایج پژوهش حاکی از این است که براساس ماتریس درهم ریختگی، در بین مدل های پیش بینی کننده تجدید ارائه صورت های مالی، مدل توسعه یافته بنیش با رگرسیون لاجیت ۶۸/۶۸ درصد، توانایی پیش بینی کل را دارد و در مقایسه با مدل اولیه بنیش (دقت مدل = ۴۳/۲۹ درصد) بیشترین قدرت پیش بینی را داشته است؛ از این رو فرضیه پژوهش تأیید می شود و دقت مدل توسعه یافته بنیش با رگرسیون لاجیت، در شناسایی شرکت های تجدید ارائه شده، بیشتر از مدل اولیه بنیش است.نتیجه گیری: جریان درست اطلاعات در بازار سرمایه، به عنوان موتور محرکه اقتصاد، به تصمیم گیری صحیح و منطقی مشارکت کنندگان منجر می شود و سرانجام، توسعه اقتصادی و بهبود رفاه اجتماعی را به ارمغان می آورد. گزارشگری مالی یکی از ابزارهای اصلی ارتباطی بین یک شرکت با گروه های مختلف ذی نفعان خود است؛ بنابراین شفافیت اطلاعاتی و ارائه اطلاعات صحیح و به موقع توسط شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار، یکی از عوامل مهم مؤثر برای دستیابی به بازار سرمایه کار است. این پژوهش به دنبال ارائه یک مدل بهینه با استفاده از مدل دست کاری سود بنیش، برای پیش بینی احتمال تجدید ارائه صورت های مالی است. پژوهش های متعددی تاکنون با همین محوریت صورت گرفته است؛ اما خلأ شواهد تجربی درباره ارائه یک مدل کارا و مفید متناسب با شرایط اقتصادی بازار سرمایه ایران، برای پیش بینی احتمال تجدید ارائه صورت های مالی کاملاً مشهود است. در این پژوهش، ابتدا مدل اولیه بنیش برای پیش بینی احتمال تجدید ارائه صورت های مالی بررسی شد. در مرحله دوم، به منظور ارائه یک مدل توسعه یافته براساس شاخص های بنیش و با استفاده از رگرسیون لاجیت، هشت شاخص مالی مدل بنیش از صورت های مالی شرکت های منتخب استخراج شد. در ادامه با استفاده از آزمون رگرسیون گام به گام، بهترین نسبت ها برای پیش بینی تجدید ارائه صورت های مالی انتخاب شد. در این راستا، دو نسبت شاخص مجموع اقلام تعهدی به مجموع دارایی ها و شاخص نسبت بدهی، به عنوان شاخص مالی نهایی انتخاب شد و مدل توسعه یافته بنیش براساس این دو شاخص نهایی ارائه شد. در مرحله سوم، براساس ماتریس درهم ریختگی با مقایسه بین آن ها، بهترین مدل و روش جهت پیش بینی انتخاب شد.
نقش فناوری هوش مصنوعی در دگرگونی ماهیت جنگ ؛ براساس مطالعه اسناد راهبردی رژیم صهیونیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درسال های اخیر، هوش مصنوعی تغییرات چشمگیری در حوزه های مختلف زندگی بشر ایجاد کرده و احساسات متفاوتی نسبت به آینده آن در دولت ها و جوامع به وجود آورده است. از مهم ترین حوزه های حیاتی که تحت تأثیر این تحولات قرار گرفته، مسئله جنگ و امنیت است. ظهور فناوری هوش مصنوعی نه تنها مزایای قابل توجهی برای دولت ها به همراه داشته، بلکه نگرانی هایی جدی درباره تهدیدات امنیتی نیز ایجاد کرده است. ازاین رو، شناخت دقیق ابعاد و پیامدهای هوش مصنوعی در این زمینه برای مدیریت و پیش بینی شرایط آینده ضروری است. براین اساس، سوال اصلی که دغدغه انجام این پژوهش بوده عبارت است از اینکه از نگاه اسناد رژیم صهیونیستی، هوش مصنوعی چه تأثیری در ماهیت جنگ دارد؟ برای پاسخ به این سوال با یاری اندیشه های کارل فون کلاوزویتس[1] که معتقد بود ماهیت جنگ همچون مثلثی دارای سه ضلع است که اضلاع آن عبارت است از خشونت، شانس و احتمال و سیاسی بودن، محتوای اسناد این رژیم را بررسی و تحلیل کرده و با استفاده از نرم افزار مکس کیودی ای کدگذاری کرده و پس از آن، تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که از نگاه اسناد راهبردی رژیم صهیونیستی، سه شاخص ماهیت جنگ کلاوزویتس تحت تأثیر هوش مصنوعی دچار تغییرات مثبت و منفی می شود. این تغییرات نشان دهنده آن است که هوش مصنوعی می تواند تمامی ابعاد جنگ را تحت تأثیر قرار دهد و ماهیت آن را در چهارچوب جدیدی که تکنولوژی های پیشرفته تعریف می کنند، بازتعریف کند.
کاوشی در ماهیت، اعتبار، مصادیق و کاربرد معرفت احتمالی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
علوم اسلامی هنجاری و توصیفی در دستیابی به علوم حضوری و بدیهیات اولیه با محدودیت هایی مواجه اند. این محدودیت را می توان با پیشنهاد «معرفت احتمالی» پاسخ داد. کسب معرفت در این دانش ها نیازمند تبیین ماهیت، ادله اعتبار، مصادیق و کارکرد معرفت احتمالی است. در این مقاله، به این چهار پرسش پاسخ داده شده است. طبق یافته های تحقیق، «معرفت احتمالی» شناختی متفاوت از علم حضوری و بدیهیات است که بر حرکت شناختی تدریجی تکیه دارد و به یقین یا درجاتی پایین تر از آن منتهی می شود. این نوع شناخت دارای ارزش علمی، عملی و اخلاقی است. ارزش علمی آن ناشی از علم اجمالی است که انسجام معرفت را با معرفت های غیراحتمالی و سایر معرفت های احتمالی فراهم می سازد. ارزش عملی را می توان با سه دلیل «انسداد»، «قاعده میسور» و اصل «استصحاب» تبیین کرد. ارزش اخلاقی معرفت احتمالی نیز از تناسب میان ارکان فعل اختیاری در جریان کسب معرفت ناشی می شود. مصادیق معرفت احتمالی شامل معرفت های نقلی، شناخت های حسی و معرفت های شهودی احتمالی است. معرفت احتمالی، هم به عنوان منبع و روش نظریه پردازی هنجاری، سیاستی و علمی، و هم به عنوان موضوع و موضع کنشگری شامل شکل گیری اطلاعات، انتظارات، انتخاب ها و رفتارها در علوم اسلامی قابل استفاده است.
بدفهمی های حوزه احتمال: عاملی مهم در عملکرد دانشجومعلمان دوره کارشناسی رشته آموزش ابتدایی در موقعیت های احتمالاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر که به روش توصیفی از نوع زمینه یابی انجام شده، بررسی درک و فهم و بدفهمی های دانشجومعلمان دوره کارشناسی رشته آموزش ابتدایی در مبحث احتمال است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجومعلمان دوره کارشناسی رشته آموزش ابتدایی در سه استان تهران، مرکزی و خراسان شمالی بودند که در نیم سال دوم سال تحصیلی 1402-1401 تحصیل می کردند. نمونه مورد مطالعه 122 نفر از افراد جامعه بودند که به عنوان نمونه در در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش، ابتدا بدفهمی های شناسایی شده در حوزه احتمال مطالعه و طبقه بندی شد. سپس، با توجه به هدف پژوهش و بر اساس نظر تعدادی از معلمان با تجربه، 6 بدفهمی رایج تر انتخاب و بر اساس آن ها به طراحی یا اقتباس سؤالات آزمون برای گروه نمونه اقدام شد. بنابراین، ابزار اندازه گیری در این پژوهش، آزمونی محقق ساخته شامل 10 سؤال از مبحث احتمال بود. روایی این آزمون توسط تعدادی از اساتید آموزش ریاضی و معلمان ریاضی مجرب تأیید شد. پایایی این آزمون با روش آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت و ضریب 7/0 به دست آمد. یافته های پژوهش نشان داد که هر شش بدفهمی مورد مطالعه در این پژوهش، در بین دانشجومعلمان گروه نمونه وجود داشته است. این موارد به ترتیب میزان شیوع بیشتر به کمتر، در میان دانشجومعلمان، عبارتند از: 1. عدم توانایی نوشتن تمام حالات ممکن و مطلوب، 2. معرف بودن، 3. عدم درک مفهوم جزء به جزء و جزء به کل، 4. رویکرد نتیجه، 5. عدم درک نسبت و تناسب و 6. استفاده از شهود (اثر بصری) در مقایسه احتمال.