مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
۷.
سینمای معناگرا
حوزههای تخصصی:
برزخ، مفهوم نام آشنایی است که علاوه بر به تصویر کشیده شدن در سینمای رایج جهان، با شکل گیری سینمای مشهور به سینمای معنا گرا در ایران، در پردة سینما به تصویر کشیده شده است. رویکرد رایج در سینمای جهان به مسألة برزخ به عنوان یک مرحلة جهان پس از مرگ، بر اساس «مسحیت عبرانی شده» و یا رویکرد «یهودی-مسیحی» گسترش یافته است. این نوشتار، پس از تبار شناسی رویکرد مذکور و مفهوم شناسی برزخ از منظر اسلامی و یهودی-مسیحی، برخی از مهترین آثار تولید شده در سینمای ایران در دهة اخیر با موضوع برزخ تحلیل شده و تاثیرپذیری آشکار آنها از سینمای جهان (که برخی از مهمترین آنها نیز تحلیل شده است) نشان داده می شود و در انتها تعارض این نگاه رایج در سینمای ایران با رویکرد شیعی دربارة جهان پس از مرگ توضیح داده می شود. ظرفیت های معناگرایانة سینما برای بررسی ابعاد ماورایی شیعی نیز در این مقاله تبیین شده است.
درآمدی بر تعامل میان ادبیات کلاسیک عرفانی با سینمای معناگرا (با تأکید بر تحلیل ظرفیت های نمایشی رساله ی حی بن یقظان ابن سینا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای بررسی بهتر تعامل میان ادبیات و سینما، می توان با توجه به یک طبقه بندی کلی و با در نظر گرفتن انواع ادبی (حماسی، تعلیمی، غنایی، عرفانی و شاخه های آنها) و ژانرهای مختلف سینمایی، این رابطه را به طور تخصصی تر مورد توجه قرار داد. بر این اساس، در پژوهش حاضر تلاش شده به روش توصیفی - تحلیلی چگونگی تعامل میان ادبیات عرفانی با سینمای معناگرا بررسی شده و نشان داده شود که این آثار چگونه می توانند در سینمای هنری و معناگرا، به نسخه های تصویری تبدیل شوند. به این منظور، رساله ی حی بن یقظان ابن سینا نیز به عنوان نمونه بررسی شده و نتایج تحلیل در قالب اشارات کلی به آثار مشابه تعمیم داده شده است. به این ترتیب باید گفت برجستگی، تنوع و تکثر تصاویر حاصل از توصیفات نویسنده در این نوع آثار باعث خلق فضا، شخصیت ها و موقعیت هایی می شود که به نوعی با سینمای ناب و غیر روایی همخوانی دارد. در این متون معانی با ایجاد تصاویر و موقعیت های متنوع، قابل درک می شوند و همین شیوه ی بیان ادبی، نقطه ی اشتراک با زبان سینمای هنری است؛ و این امکان را ایجاد می کند که بتوان با استفاده از آثاری از این نوع، سینمای اقتباسی با رویکرد معناگرا را رشد و توسعه داد.
نقد رابطه سینمای ایران با ادب کلاسیک عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی بهار ۱۴۰۰ شماره ۸۷
88 - 114
حوزههای تخصصی:
«سینما» هنری نوین است که هنرها و دانش های پیشین را درهم آمیخته و آن ها را با جذبه فراوان پیش روی مخاطبان قرار داده است. اندیشه های بازتاب یافته در آثار به جا مانده از گذشته مشرق زمین و به خصوص ادبیات کلاسیک کشورمان نیز برخوردار از پیرنگی معنوی است. بازتاب مضامین عرفانیِ ادبیات کلاسیک در آثار سینمایی می تواند وسیله ای برای پیوند فرازمانی اندیشه و هنر ملّی باشد. در این پژوهش ضمن ارائه یک تقسیم بندی تاریخی- مضمونی به اختصار اندیشه های عرفانی و معنوی کارگردان های سینمای کشورمان مرور می شود. سپس موانع ساخت فیلم هایی با مضامین عرفانیِ ادبیات کلاسیک در کشورمان بررسی و پیشنهادهایی برای استحکام ارتباط سینما با ادب کلاسیک ارائه می شود. این بررسی نشان می دهد میان اندیشه های روحانیِ بازتاب یافته در ادبیات کلاسیک عرفانی سرزمینمان با هنر سینما، پیوندی فرازمانی و تکاملّی برقرار نشده است. عوامل گوناگونی در این مسأله مؤثر بوده است که مهم ترین آن ها عبارتند از: نگاه مشکوک سیاست به طریقت در ایران، وجود دیدگاه های متفاوت و متضاد نسبت به اندیشه ها و زندگی عارفان، گرایش مفاهیم عرفانی به ذهنیت و گریز آن ها از عینیت، ضعف ابزاری سینمای ایران برای ساخت باورپذیر آثار خیال انگیز و مخالفت طیف های کلاسیک و روشنفکری منتقدان سینمای ایران با ساخت آثار عرفانی.
سینمای اشراقی، سینمای معناگرا از منظر آرای مرتضی شهید آوینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تطبیقی هنر سال چهارم بهار و تابستان ۱۳۹۳ شماره ۷
107-117
حوزههای تخصصی:
پیشرفت سرسامآور تکنولوژی و صنعت و کمرنگ شدن معنویت در زندگی بشر در دهه های اخیر، با افزایش توجه به متافیزیک و طلب معنایی برای زندگی همراهبوده که پیامدهای آن بیش از هرجا در سینما نمود یافتهاست. در کشور ایران توجه به امور معنوی و مقدس با وقوع جنگ تحمیلی شدت بیشتری یافت. دراین میان، مرتضی آوینی از کسانی بود که کوشید نوع جدیدی از سینما را ارائهنماید که متناسب با عرصه های معنوی دفاع مقدس باشد. ازاینرو، بجای پرداختن به شیوه های سنتی روایتگری به روشهای جدید که مبتنیبر حکمت و شهود بود، رویآورد و نام سینمای اشراقی را بر آن نهاد. بهتدریج با پررنگشدن حضور معنویت در آثار سینمایی، گونه های جدیدی با عناوینی مختلف همچون سینمای دینی، سینمای معناگرا، سینمای ماورا و سینمای استعلایی یکی پس از دیگری پا به عرصه سینمای ایران نهادند. براین اساس مسأله اصلی در پژوهش حاضر، بررسی تطبیقی بین دو گونه سینمای اشراقی با سینمای معناگراست. بدین منظور، نخست مفهوم سینمای اشراقی با توجهبه بحثهای نظری از نگاه آوینی بررسی شدهاست. سپس تعاریف مختلف و دیدگاه های متفاوت برای سینمای معناگرا و گونه های همخانواده آن ارائهشده و ویژگیهای آن با آوردن مصادیقی مورد مطالعه قرار گرفتهاست. درنهایت این دو گونه سینمایی با یکدیگر مقایسه شدهاند. مطالعات انجامشده، مبتنیبر روش تحلیلی– کتابخانهای، مطالعه اسنادی و تحلیل تطبیقی است. نتایج بهدستآمده بیانگر این بود که تولیدات سینمای معناگرا و تعاریف سینمای اشراقی، علیرغم وجود تفاوت اساسی در نوع رویکردشان نسبت به معنویت، در بعضی موارد محتوایی مانند نگرش مثبت و خیرخواهانه به جهان و همچنین تذکر و یادآوری وجود خدا برای مخاطب، مشابه هستند.
بیان مفاهیم عرفانی در سینمای معناگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۵ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۵۷
83 - 102
حوزههای تخصصی:
یکی از حوزه های مهم فرهنگی که بهره های فراوانی از آموزه های عرفانی برده است، هنر سینماست و شاخه ای از مطالعات تطبیقی به روابط بینامتنی میان ادبیات و سینما اختصاص دارد. بسیاری از مفاهیم عرفانی که مفاهیمی ذهنی و انتزاعی هستند با بهره گیری از شگرد های سینمایی و تخیل خلاق سینماگران، به صورت تصاویری عینی نمود پیدا کرده است و با اقبال مخاطبان روبه رو شده است. داریوش مهرجویی از کارگردانان برجسته سینمای ایران است که در پاره ای از آثار سینمایی خود به طرح اندیشه های عرفانی پرداخته است. در پژوهش حاضر به بررسی فیلم پری از منظر پرداختن به مسائل عرفانی خصوصاً عرفان اسلامی پرداخته شده است و عناصر پیرنگ، شخصیت پردازی مورد بررسی قرار گرفته است. مهم ترین نکته ای که در فیلم بر آن تأکید شده است، لزوم همراهی پیر در تمامی مراحل سلوک است. شخصیت اصلی فیلم به سبب آن که درک درستی از چگونگی سیر و سلوک ندارد، از پذیرش همراه شدن با پیر سر باز می زند و همین امر بر آشفتگی های درونی وی می افزاید. در بخش پایانی فیلم کارگردان به ویژگی نجات بخشی پیر اشاره می کند و شخصیت اصلی فیلم با تسلیم در برابر پیر و پذیرش او به عنوان راهنمای سلوک، به آرامش دست می یابد و درکی تازه از حقیقت به دست می آورد.
تحلیل ابعاد جامعه شناختی و هنری ظهور سینمای معناگرای ایران (سال های 1384-1367)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۲
227 - 249
حوزههای تخصصی:
امروز کشور ایران در کنار پاره ای از کشورهای دیگر به عنوان یکی از پیشگامان سینمای معنادار شناخته می شود. به دلیل جایگاه و اهمیت خاص این جنبش سینمایی، بررسی و تبیین ویژگی های این سینما و همچنین محیط اجتماعی تولید آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ازاین رو، تحقیق حاضر با اتخاذ یک رویکرد جامعه شناختی - هنری در پی تبیین جنبه های اصلی شرایط اجتماعی که در آن ش ناخت و ادراک س ینماگران معناگرا شکل گرفته و جنبش هنری آن ها یعنی جنبش سینمایی معناگرا تکوین یافت، انجام گرفت. این تحقیق با جمع آوری داده ها به روش کتابخانه ای و استفاده از روش تحقیق تطبیقی - تاریخی منطبق با نظریه استوارت میل اقدام شده است. یافته های این مطالعه نشان می دهد که شرایط تاریخی بسیار مهمی زمین ه ساز شکل گیری این جنبش س ینمایی جدید در فاصله سال های 1384- 1367 گردیده و محتوای جنبش هنری سینمای معناگرا در ایران علاوه بر اینکه تابعی از بحران در نظم اخلاقی جامعه و همچنین بسیج منابع بوده است به افق اجتماعی در جامعه، بافت گفتمانی و همچنین محیط اجتماعی آن نیز وابسته بوده است.اهداف پژوهش:تبیین جنبه های جامعه شناختی ظهور سینمای معناگرای ایران طی سال های 1384-1367.تبیین جنبه های هنری ظهور سینمای معناگرای ایران طی سال های 1384-1367.سؤالات پژوهش:مهم ترین مؤلفه های جامعه شناختی ظهور سینمای معناگرای ایران طی سال های 1384-1367کدام اند؟مهم ترین مؤلفه های هنری ظهور سینمای معناگرای ایران طی سال های 1384-1367کدام اند؟
واکاوی سلسله مراتبی مفاهیم تغییر از هنر عامه پسند ( کیچ )، تا معماری و سینمای معناگرا در ایران با رویکرد هویت محور (نمونه موردی: فیلم خانه دوست کجاست؟ عباس کیارستمی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۲
284 - 301
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش واکاوی سلسله مراتبی مفاهیم تغییر از هنر عامه پسند (کیچ) تا معماری و سینمای معناگرا در ایران با رویکرد هویت محور است که فیلم خانه دوست از عباس کیارستمی را مورد بررسی قرار داده است. کلیات مراحل بحث با تبیین مدل ارتباط سینما و معماری و تعریفی از سینمای معناگرا به مفاهیم مشترک در این دو حوزه هنر می پردازد و در این میان، هویت به عنوان عنصر هویت بخش هنر نقد می شود. روش تحقیق در این پژوهش باتوجه به اینکه بر پیوندشناسی مؤلفه ها متمرکز است از روش منطقی پیرس بهره گرفته شده است که از حیث هدف کاربردی و مبتنی بر روش تحلیلی، توصیفی و تلفیقی از روش کیفی (از نمونه به تئوری) و کمی (از تئوری به نمونه) است و از حیث روش بر تبیین محتوای نظری یافته های تئوریک، میان رشته ای و با تحلیل نمونه موردی به انجام رسیده است؛ همچنین پرسش و مصاحبه از صاحب نظران این دو رشته (سینما و معماری) نیز از ارکان تحقیق است. در ادامه با بهره گیری از فیلم خانه دوست کجاست؟ اثر کیارستمی (کارگردان و نویسنده شهیر ایرانی) تلاش شده است مفاهیم موردنظر که در اینجا هویت مسئله اصلی بحث است در اثربخشی برای تبدیل هنر عوام گرا به معناگرا مورد تحلیل واقع شود. در نهایت، نقش هویت در تبدیل اثر هنری از اثری ناکارآمد و بی فایده به اثری معناگرا مورد نقد و بررسی قرار گرفته است و پیرنگ این ادعا در معماری معاصر ایران نیز قابل تعمیم است.اهداف پژوهش:شناخت فرایند تغییر هنر عامه پسند (کیچ) تا معماری در ایران با رویکرد هویت محور.واکاوی سلسله مراتبی مفاهیم تغییر از هنر عامه پسند (کیچ) تا سینمای معناگرا در ایران با رویکرد هویت محور.سؤالات پژوهش:فرایند تغییر هنر عامه پسند (کیچ) تا معماری در ایران با رویکرد هویت محور چگونه بوده است؟سلسله مراتب مفاهیم تغییر از هنر عامه پسند (کیچ) تا سینمای معناگرا در ایران با رویکرد هویت محور چگونه بوده است؟