مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۲۱.
۱۲۲.
۱۲۳.
۱۲۴.
۱۲۵.
۱۲۶.
۱۲۷.
۱۲۸.
۱۲۹.
کسب و کار
منبع:
اقتصاد اسلامی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۵
113 - 149
حوزههای تخصصی:
یکی از مفاهیم مهم اقتصادی که مرتبط با ادبیات دینی است، مفهوم برکت است. مفهوم برکت در حوزه اقتصاد و در بین صاحبان کسب وکارها، مفهوم اراده الهی و مسائل متافیزیکی را در فزونی روزی و نعمت ها به ویژه در کسب وکار متجلی می کند؛ لذا تبیین نقش این مفهوم در اقتصاد اسلامی دارای اهمیت است؛ ازاین رو این مطالعه به دنبال ارائه مدل مفهومی جامع از نقش باور به برکت و رفتارهای برخاسته از آن در اقتصاد از طریق بهبود عملکرد کسب وکارهای ایرانی است. رویکرد پژوهش حاضر نظریه مبنایی یا نظریه برخاسته از داده ها ( GT ) بوده است. برای جمع آوری داده ها با صاحبان کسب وکارهای بازار بزرگ تهران و بازار سنتی اردبیل مصاحبه اکتشافی تا رسیدن به اشباع نظری به عمل آمد. تجزیه وتحلیل داده ها بر اساس کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود که با استفاده از نرم افزار اطلس تی انجام شد. در مرحله اول کدگذاری نهایتاً 133 گزاره باز و در مرحله کدگذاری محوری 6 طبقه کد مبتنی بر عوامل علّی، عوامل زمینه ای و مداخله گر، استراتژی های عمل، پیامدها و پدیده محوری برکت به دست آمد. در نهایت در مرحله کدگذاری انتخابی، قضایایی که روابط تعمیم یافته مقولات را منعکس می کنند، وضوح بیشتری پیدا کردند و الگوی GT نمایان شد. بر اساس الگوی تحقیق، مهم ترین تأثیری که باور به برکت بر کسب وکارها می گذارد مربوط به چرخه عمر کسب وکارها، رشد کسب وکار از منظر مالی و خوش نامی آن از منظر اجتماعی می باشد.
رصد وضعیت شاخص کسب و کار در کشور
منبع:
امنیت اقتصادی دوره ۱۲ اسفند ۱۴۰۳ شماره ۱۲ (پیاپی ۱۳۱)
15 - 26
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه بستر لازم برای تحقق اهداف بلندمدت در کشور و رشد و توسعه اقتصادی، وجود فضای مناسب کسب وکار و رونق فعالیت های مولد است، نگاه به شاخص کسب وکار می تواند نمایان کننده چگونگی عملکرد نظام اقتصادی یک کشور باشد. با توجه به آمار در دسترس که توسط اتاق بازرگانی در پایان هر فصل انتشار می یابد، مشاهده می شود که شاخص محیط کسب وکار در کشور در تابستان سال 1403 روند رو به بهبودی را تجربه کرده، اما هنوز به رقم پذیرفتنی دست نیافته است تا جایی که می توان گفت در برخی از زیرشاخص های این شاخص ازجمله محدودیت در دسترسی به منابع آب و حامل های انرژی شاهد بدتر شدن وضع موجود نیز بوده ایم. در تبیین نقاط ضعف و قوت محیط کسب وکارکشور می توان گفت برخورداری از بازار بزرگ داخلی، وضعیت جغرافیایی راهبردی، نیروی کار ارزان و تحصیل کرده و قدرت مقابله با بحران ها و مشکلات ازجمله نقاط قوت محیط کسب وکار کشور است. در مقابل، نقاط ضعف آن را می توان در قالب تحریم ها و محدودیت ها، ناکارآمدی اداری و بوروکراسی پیچیده، نبود ثبات اقتصادی و وجود تورم، نبود دسترسی به منابع مالی و اعتباری، مشکلات زیرساختی و فناوری و... خلاصه کرد. ازاین رو به منظور بهبود وضع موجود برخی راهکارها ازجمله شفاف سازی و ثبات قوانین، سادگی در فرایندهای اداری، تقویت نظام مالی و بانکی، حمایت از استارتاپ ها و شرکت های نوپا، تقویت زیرساخت های فناوری اطلاعات، توسعه حمل ونقل و لجستیک، تقویت نهادهای نظارتی و قضایی، افزایش شفافیت در بخش عمومی، پیوستن به توافقات اقتصادی و تجاری، آموزش نیروی کار ماهر، تشویق به مشارکت بخش خصوصی در طرح های بزرگ ملی و تصمیم سازی ها و ایجاد ثبات در متغیرهای کلان اقتصادی پیشنهاد می شود.
مدل سازی تحلیل علل ریشه ای موانع انعطاف پذیری استراتژیک در کسب و کارها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
241 - 259
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش ، ارائه الگوی تحلیل علل ریشه ای موانع انعطاف پذیری استراتژیک در شرکت های تولیدی شهر کرمانشاه است. پژوهش از نظر هدف، توسعه ای و در زمره پژوهش های کیفی و استفاده از روش تحلیل علل ریشه ای می باشد. جامعه آماری شامل خبرگان، استادان دانشگاهی مشاورین شرکت و مدیران شرکت های تولیدی شهر کرمانشاه است روش نمونه گیری هدف مند غیراحتمالی به روش گلوله برفی، است. حجم نمونه تعداد 18 نفر با اشباع نظری، در مصاحبه فردی نیمه ساختار یافته، مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های پژوهش با روش تحلیل محتوا کیفی و کدگذاری باز، 33 شاخص موانع انعطاف پذیری استراتژیک شناسایی شده اند و شامل تمرکز بر گذشته، تأثیر گردش کاری، رقابت شدید، تغییرات سیاست ها و مقررات، فشارهای خارجی، تضاد اهداف، تنش ها و تداخل های داخلی، فرآیندها و روش های ناکارآمد، نوآوری نامناسب، مدیریت اطلاعات و تجزیه و تحلیل داده ها، مشکلات فناوری، تجربه و نیروی کار، مقاومت به تغییر، ضعف در رهبری و تصمیم گیری، تداخل و محدودیت منابع، مشکلات مالی و ساختار و فرهنگ سازمانی غیرمنعطف هستند. مطابق نتایج پژوهش موانع اصلی انعطاف پذیری استراتژیک در شرکت های تولیدی شامل ساختار سازمانی پیچیده، فرهنگ مقاوم به تغییر، کمبود منابع انسانی و مالی، مشکلات فناوری، و عدم شناخت مناسب از تغییرات محیط کسب وکار هستند. رفع این موانع نیازمند تغییر در ساختار و فرهنگ سازمانی، سرمایه گذاری در منابع انسانی و فناوری، و آموزش کارکنان است. همچنین، آموزش کارکنان و آگاهی بخشی در مورد تغییرات محیطی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. این پژوهش با شناسایی 33 مانع انعطاف پذیری استراتژیک در شرکت های تولیدی و ارائه چارچوب تحلیلی مبتنی بر تحلیل علل ریشه ای، گامی مهم در جهت توسعه نظریه در این حوزه می باشد.
تبیین وضعیت و عوامل مؤثر در توسعه کسبوکارهای مرتبط با صنایع دستی (مطالعه موردی: شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : شناخت و برنامه ریزی درست صنایع دستی می تواند در راستای توسعه کسب وکارهای گردشگری و ایجاد فضای اقتصادی پایدار برای بخش گردشگری مؤثر باشد. هدف پژوهش، شناخت وضعیت کسب و کارهای مرتبط با صنایع دستی و تبیین عوامل مؤثر در این زمینه است.
روش شناسی : روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده های پیمایشی است. در این پژوهش از روش کمی (پرسش نامه) جهت گردآوری داده ها استفاده شد. جامعه آماری پژوهش را شاغلین بخش کسب و کارهای صنایع دستی در شهر اصفهان تشکیل داده اند. حجم نمونه با توجه به محدودیت های موجود از جمله هزینه ای، ۱۰۰ نفر تعیین شد. روایی و پایایی پرسش نامه تأیید و تحلیل ها با استفاده از آزمون های آماری انجام شد.
یافته ها: نتیجه آزمون در ارتباط با شاخص های مرتبط با صنایع دستی نشان داد که به جز دو شاخص اصالت و خلاقیت با میانگین 3/72 کیفیت عرضه با میانگین 3/64، وضعیت دیگر شاخص های ارزیابی صنایع دستی ازجمله، اشتغال زایی، صادرات، برندسازی، بسته بندی و.... نامناسب ارزیابی شده است. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که در مجموع سه عامل کلان تحت عنوان بازاریابی، آموزش و برندسازی صنایع دستی؛ بهبود حمایت، دانش افزایی و کارایی صنایع دستی؛ کیفیت و قیمت صنایع دستی با تبیین 62/89 درصد، می توانند در توسعه کسب و کارهای مرتبط با صنایع دستی و بهبود شرایط موجود تأثیرگذار باشند.
نتیجه گیری و پیشنهادات : در مجموع وضعیت کسب وکارهای مرتبط با صنایع دستی شهر اصفهان، ضعیف ارزیابی می شود. پیشنهاد می شود با حمایت دولت، برخی از هزینه های این نوع صنایع کاهش یابد تا میزان استقبال توسط گردشگران افزایش پیدا کند.
نوآوری و اصالت : این پژوهش از لحاظ موضوعی روی حوزه کسب وکارهای صنایع دستی از دریچه گردشگری متمرکز شده که در نوع خود دارای نوآوری و اهمیت بوده است.
تدوین و رتبه بندی مولفه های موثر بر اخلاق حرفه ای کسب و کارهای ورزشی اینترنتی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تدوین و رتبه بندی مؤلفه های مؤثر بر اخلاق حرفه ای کسب و کارهای ورزشی اینترنتی انجام شد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بود و جامعه آماری پژوهش کلیه کارشناسان و فعالان بخش ورزش و کسب و کارهای ورزشی استان قم بودند که بر اساس نمونه گیری در دسترس تعداد 360 نفر به عنوان نمونه از میان آن ها انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته مؤلفه های مؤثر بر اخلاق حرفه ای کسب و کارهای ورزشی اینترنتی بود. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط متخصصان بررسی و مورد تایید قرار گرفت و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ 97/0 گزارش شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون فریدمن جهت رتبه بندی مؤلفه ها) با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که مولفه های رعایت حریم شخصی مشتریان، صادقانه بودن، عدم فریبکاری، راه حل ه ای فن اوری اطلاعات، امنیت، رضایت مشتری، مسئولیت اجتماعی، اثربخشی، بازاریابی، رعایت انصاف و قابلیت اطمینان در اخلاق حرفه ای کسب و کارهای ورزشی اینترنتی موثر می باشند و در این میان بیشترین میانگین مربوط به رعایت حریم شخصی مشتریان و کمترین آن مولفه قابلیت اطمینان بود.درجمع بندی کلی می توان گفت، سازمان هایی که در راستای رعایت موازین اخلاقی در حرکت می باشند موجب توانمندسازی مشتریان، رضایت آنها و کسب مزیت رقابتی خواهند شد، بنابر این پیشنهاد می شود عوامل دهگانه موثر بر اخلاق حرفه ای مورد توجه و آموزش ذینفعان کسب و کارهای ورزشی اینترنتی قرار گیرد.
پیوستگی و ناپیوستگی دانشگاه های خصوصی از منظر کسب وکار در حوزه های اقتصادی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضای کسب وکار به ویژه در بخش صنعت با دگرگونی مواجه و چشم اندازهای شغلی به گونه ای پر شتاب در حال تحول است. تغییر شرایط اجتماعی و دگرگونی در اقتصاد جهانی، ملی و محلی، از جمله عوامل تأثیرگذار بر زیست بوم جدید کسب وکارها می باشد. درچنین شرایطی آموزش دانشگاهی به ویژه در دانشگاه های حرفه ای نیازمند بازسازی در برنامه ها و جهت گیری ها است تا پیوستگی کسب و کارها با نیازهای اقتصادی و اجتماعی زمینه ساز بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی شود. دانشگاه های بخش خصوصی(غیرانتفاعی) به دلیل ساختارهای چابک تر و استقلال مالی بیشتر واجد ویژگی هایی هستند که به نظر می رسد می توانند در این زمینه موفق و مؤثر عمل کنند. توان این دانشگاه ها در ایجاد زیست بوم یادگیری مبتنی بر نیازهای بومی، سرعت عمل این نوع از دانشگاه ها در طراحی و اجرای رشته های جدید و ظرفیت آنها در به کارگیری نیروی انسانی متنوع می تواند در این مسیر راهگشا باشد.در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا به مطالعه ابعاد این موضوع پرداخته شده است. به این معنا که ابتدا پس از مرور پیشینه تحقیق، شاخص های ارتباط دانشگاه و صنعت به عنوان هسته اصلی پیش برنده رابطه دانشگاه با کسب و کارها، تعیین و بر این اساس تلاش شد درجاتی از وجوه تأثیر این ارتباط با ابعاد اقتصادی، اجتماعی مورد توجه قرار گیرد. در نهایت یافته های تحقیق نشان داد با فرض شکل گیری ارتباط مؤثر و کارامد میان دانشگاه و صنعت می توان انتظار داشت با شکل دهی ارتباط میان دانشگاه های برتر و بخش های بزرگ صنعتی و دانشگاه های متوسط و کوچک با بنگاه های کوچک و متوسط (SMALL) زیست بوم یادگیری پویاتری ایحاد و اثریخشی دانشگاه بر محیط اقتصادی و اجتماعی افزایش یابد.
ارائه الگوی توسعه کسب و کارهای ورزشی با رویکرد استارت اپ ها بنا بر نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ورزش و جوانان دوره ۲۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۵
693 - 722
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، ارائه الگوی توسعه کسب و کارهای ورزشی با رویکرد استارت اپ ها با استفاده از نظریه داده بنیاد و روش تحقیق تحلیلی بود که بدین منظور از روش شناسی کیفی استفاده شد. راهبرد تحقیق، استفاده از نظریه برخاسته از داده ها بار رویکرد اسشتراوس و کوربین بود. مشارکت کنندگان در تحقیق 15 نفر شامل اساتید دانشگاه رشته مدیریت ورزشی، مدیران باشگاه ورزشی و فعالان در حوزه کسب و کارهای ورزشی بودند و راهبرد نمونه گیری در بخش کیفی هدفمند با حداکثر تنوع یا ناهمگونی بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل محتوای مصاحبه ها و کدگذاری استفاده شد. ابزار تحقیق، مصاحبه باز بود و نتایج بر مبنای سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد خط مشی های توسعه کسب و کار، عوامل قانونی- حقوقی، نوآوری در استارت اپ ها، تحول و تغییر نگرش عوامل علّی بودند. عوامل زمینه ای شامل زیرساخت های بصری مناسب، نیروی انسانی، شفافیت در اجرای استارت اپ، جلب و حفظ مشتری، وجود الگوهای موفقیت کسب و کار و ارائه آن بود. همچنین عوامل مداخله گر شامل عامل های فراهم کردن بسترهای استفاده از فناوری های نوین، تولید محتوای مرتبط، عوامل بازدارنده اقتصادی و بررسی تحرکات بازار بود. راهبردهای برگزاری استارت اپ های تخصصی، سیاست حمایتی از استارت اپ ها، تدوین و اجرای قوانین مرتبط با استارت اپ های ورزشی، زنجیره تامین، امکان سنجی و کارآفرینی از طریق استارت اپ ها، راهکارها را تشکیل دادند. در نهایت ارتقا و توسعه کسب و کار ورزشی، توسعه اقتصادی، ارتقای همکاری صنعت و دانشگاه و جذب مشتری در کسب و کار ورزشی پیامدهای حاصل از پژوهش حاضر بودند.
شناسایی و اولویت بندی فرصت های کسب و کار وابسته به محصولات کشاورزی در مناطق روستایی شهرستان ایذه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
125 - 154
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر شناسایی و اولویت بندی فرصت های کسب و کار وابسته به محصولات کشاورزی در مناطق روستایی شهرستان ایذه است. متناسب با اهداف، پژوهش از سه مرحله تشکیل شده است. در مرحله نخست به منظور انتخاب روستاهای نمونه در محدوده مورد مطالعه از روش طبقه بندی فضایی استفاده شد. در مرحله دوم و در راستای شناسایی و اولویت بندی فرصت های کسب و کار کشاورزی از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و کارآفرینان حوزه های مرتبط بهره گرفته شد. نمونه گیری به صورت هدفمند و به روش گلوله برفی صورت گرفت. با توجه به چارچوب رویکرد اشباع نظری، فرایند پس از مصاحبه با 23 کارشناس خاتمه یافت. سپس با استفاده از روش کیفی و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، اطلاعات جمع آوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. روایی و پایایی معیارها نیز با استفاده از ضریب کاپا بررسی شد. در مرحله سوم (بخش کمی تحقیق) نیز از نظرات 15 خبره دانشگاهی و سازمانی استفاده شد و اولویت بندی معیارها و کسب و کارهای شناسایی شده با استفاده از مدل تصمیم گیری کریتیک (Critic) و مارکوس (Marcos) صورت گرفت. بر اساس نتایج، 49 کسب و کار مرتبط در قالب چهار زیر بخش زراعی، باغی، دامی و آبزیان در روستاهای شهرستان ایذه شناسایی شد که بیشترین فراوانی مربوط به زیر بخش زراعی بود. بر اساس مدل تصمیم گیری مارکوس، احداث کارخانه روغن گیری کلزا، کارخانه تولید ماکارونی، کارگاه فراوری زیتون، کارخانه خوراک دام، شرکت تولید کیک و بیسکویت، بسته بندی عسل، شرکت تولید و ضدعفونی بذر، اصلاح نژاد دام، فراوری شیر و فراوری انار به ترتیب از بیشترین اولویت برخوردار بوده اند. متناسب با نتایج تحقیق، پیشنهادهایی نیز در راستای راه اندازی کسب و کارهای شناسایی شده در نواحی روستایی ارائه شد.
آینده پژوهی توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در کسب وکارهای تعاونی های تولید روستایی استان آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
141 - 162
حوزههای تخصصی:
ادغام فناوری اطلاعات و ارتباطات در ابتکارات توسعه روستایی نوید قابل توجهی برای تغییر چشم انداز اجتماعی-اقتصادی روستاها دارد. روستاها که به طور سنتی به عنوان بستر تولید و پیشرفت اقتصادی در نظر گرفته می شوند، از مداخلات فناوری اطلاعات و ارتباطات که پتانسیل افزایش بهره وری، تقویت رشد اقتصادی و ارتقای استانداردهای زندگی را دارند، سود می برند. علاوه بر این، ایجاد تعاونی ها در مناطق روستایی به عنوان یک استراتژی محوری در کاهش فقر، افزایش سطح درآمد و گسترش فعالیت های کشاورزی ظاهر می شود. شناخت نقش محوری تعاونی ها و تقویت همکاری بین روستاییان برای حفظ پیشرفت اجتماعی-اقتصادی و تقویت توسعه جامعه ضروری است. روش تحقیق در این پژوهش از نظر هدف کاربردی و استفاده از رویکرد توصیفی- تحلیلی برای جمع آوری داده ها می باشد. هدف این مطالعه با استفاده از رویکرد ترکیبی روش و رویکرد آینده پژوهی، شناسایی محرک های کلیدی از طریق ماتریس تجزیه وتحلیل اثرات متقابل ارائه شده در یک پرسشنامه محقق ساخته است. تعداد 31 کارشناس از نهادهای مختلف شرکت کردند که بر اساس معیارهایی مانند تخصص، سوابق تحصیلی و تجربه انتخاب شدند. نرم افزار میک مک برای تجزیه و تحلیل ماتریس متقابل استفاده شد و نرم افزار سناریوویزارد تجزیه وتحلیل سناریو را تسهیل کرد. این پژوهش بر بستر برنامه ریزی توسعه منطقه ای استان آذربایجان شرقی متمرکز است. از مجموع 45 عامل اولیه تأثیرگذار، 8 عامل به عنوان محرک های کلیدی مؤثر بر روند آینده سیستم انتخاب شدند. پس از تعیین درجه مطلوبیت و عدم قطعیت، امکان استخراج سناریوهای سازگار فراهم شد. «طراحی و اجرای سیاست های مطلوب به منظور شکل گیری ارتباط مؤثر برای ایجاد همکاری مراکز علمی برای آموزش اعضای تعاونی برای استفاده از ICT»، در رتبه اول ثبات و استحکام فرضیات استخراج شد. «برنامه ریزی منسجم و کارآمد جهت گردآوری نرم افزار کاربردی ویژه تعاونی های تولید» و «برنامه ریزی و تخصیص ردیف اعتباری در بودجه برای تأمین مالی فعالیت های توسعه ای تعاونی که از ICT استفاده می کنند»، دو سناریو سازگار دیگر هستند.