مطالب مرتبط با کلیدواژه

ذهنی سازی


۶۱.

مقایسه اثربخشی روان درمانی پویشی کوتاه مدت و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر کاهش احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم دارای طرحواره محرومیت هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روان درمانی پویشی کوتاه مدت ذهنی سازی احساس تنهایی هیجانی طرحواره محرومیت هیجانی آسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۳
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی روان درمانی پویشی کوتاه مدت و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر کاهش احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم دارای محرومیت هیجانی بود که در راستای دو تحقیق پیشین پژوهشگر بر روی بیماران آسمیک صورت گرفت. روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع طرح گسترش یافته پیش آزمون – پس آزمون چندگروهی بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد مبتلا به آسم دارای طرحواره محرومیت هیجانی است. نمونه شامل 45 نفر از افراد مبتلا به بیماری آسم دارای محرومیت هیجانی است که به صورت هدفمند انتخاب و سپس به صورت تصادفی ساده در 3 گروه روان درمانی پویشی کوتاه مدت، گروه درمان مبتنی بر ذهنی سازی و گروه کنترل گمارده شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه طرحواره محرومیت هیجانی (یانگ، 1991) و احساس تنهایی (راسل و همکاران،1980) استفاده شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس تک متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. روان درمانی پویشی کوتاه مدت و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم تأثیر معناداری داشت (0/77=F=70/315, η 2 ). همچنین تأثیر درمان مبتنی بر ذهنی سازی نسبت به روان درمانی پویشی کوتاه مدت در کاهش احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم بیشتر بود (0/05>p). می توان از روان درمانی پویشی کوتاه مدت و درمان مبتنی بر ذهنی سازی در کاهش احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم دارای طرحواره محرومیت هیجانی بهره برد.
۶۲.

رابطه تجارب آسیب زای دوران کودکی، تنظیم هیجان و خودآسیبی در نوجوانان: نقش میانجی ذهنی سازی

کلیدواژه‌ها: رفتار خودآسیبی تجارب آسیب زای دوران کودکی تنظیم هیجان ذهنی سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۷
رفتارهای خودآسیب رسان در دوران نوجوانی، یکی از موضوعات قابل تأمل است که شناسایی عوامل مؤثر بر آن از اهمیت بالایی برخوردار است. با توجه به اهمیت این موضوع، مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه تجارب آسیب زای دوران کودکی و تنظیم هیجان با خودآسیبی، با نقش میانجی ذهنی سازی انجام شد. این پژوهش، تحلیلی از نوع همبستگی و مدل معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان دختر و پسر 10 تا 19 ساله شهرستان آستارا در سال تحصیلی 1402 1403 هستند. نمونه این مطالعه با استفاده از فرمول کوکران، 368 نفر محاسبه شد. نمونه گیری به روش در دسترس و غیرتصادفی انجام شد. برای جمع آوری اطلاعات، دانش آموزان به پرسشنامه های ترومای دوران کودکی(CTQ؛ برنستاین و همکاران، 2003)، عملکرد بازتابی(RFG؛ فوناگی و همکاران، 2016)، تنظیم هیجان(ERQ؛ گراس و جان، 2003) و آسیب به خود(SHI؛ سانسون و همکاران، 1998) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 24، AMOS و بوت استرپ استفاده شد. بر اساس نتایج به دست آمده، ذهنی سازی نقش میانجی بین ترومای کودکی و تنظیم هیجان با خودآسیبی دارد. با توجه به نتایج مطالعه پیشنهاد می شود برای کاهش رفتارهای خودآسیب رسان در نوجوانان، برنامه های آموزشی و درمانی لازم برای دانش آموزان و والدین اجرا شود.
۶۳.

تدوین بسته آموزشی تقویت رابطه والد -کودک بر مبنای نظریه ذهنی سازی و سنجش اثر بخشی آن بر ظرفیت تاملی والدین، تنظیم هیجانی والدین و همچنین استرس فرزندپروری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: ذهنی سازی فرزند پروری ظرفیت تاملی تنظیم هیجان استرس والدگری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
زمینه و هدف: آموزش فرزندپروری نقش کلیدی در ارتقای آگاهی، مهارت های والدین و کودکان و در نهایت سلامت روان فردی و اجتماعی ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف طراحی و ارزیابی اثربخشی یک بسته آموزشی مبتنی بر رویکرد والدگری تأملی (ذهنی سازی) صورت گرفته است؛ رویکردی که با تکیه بر ویژگی های مادران موفق و نظریه ذهنی سازی، به بهبود ابعاد کلیدی رابطه والد–کودک می پردازد. این بسته آموزشی هشت جلسه ای به صورت آنلاین برگزار شد و تمرکز آن بر ارتقای ظرفیت تأملی والدین، بهبود مهارت های تنظیم هیجانی، و کاهش استرس والدگری بود. مواد و روش ها: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با گروه کنترل (لیست انتظار) بود. گروه آزمایش شامل 13 مادر بود که طی هشت جلسه هفتگی در مداخله شرکت کردند و 14 مادر دیگر در گروه کنترل قرار گرفتند. هر دو گروه در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. شرکت کنندگان از میان مادران دارای کودکان 5 تا 12 سال که به مرکز مشاوره مهرروان در تهران مراجعه کرده بودند و با مشکلات رفتاری و هیجانی کودک خود مواجه بودند، انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه ظرفیت تأملی والدین، چک لیست تنظیم هیجانی والدین، و نسخه کوتاه شاخص استرس فرزندپروری بود. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس نشان داد که بسته آموزشی مبتنی بر ذهنی سازی منجر به بهبود معنادار ظرفیت ذهنی سازی در رابطه والد–کودک و مهارت های تنظیم هیجانی مادران در گروه آزمایش شده است. با این حال، کاهش استرس فرزندپروری به مداخله های چندبعدی یا مکمل نیاز دارد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش گامی مؤثر در جهت توسعه مداخلات مبتنی بر ذهنی سازی در حوزه فرزندپروری و انطباق آن با بافت فرهنگی ایران محسوب می شود، و می تواند به غنای ادبیات نظری و کاربردی این حوزه کمک کند
۶۴.

نقش میانجی ذهنی سازی در رابطه مکانیزم های دفاعی و گرایش به رفتارهای پرخطر در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ذهنی سازی مکانیزم های دفاعی گرایش به رفتارهای پرخطر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۲
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی ذهنی سازی در رابطه مکانیزم های دفاعی و گرایش به رفتارهای پرخطر در دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشجویان کارشناسی 18 تا 24 سال دانشگاه های آزاد سطح شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1403 بود. از این جامعه تعداد 410 نفر به روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابرازهای پژوهش شامل پرسشنامه سبک های دفاعی (DSQ) اندروز و همکاران (1993)، مقیاس خطرپذیری (RS) زاده محمدی و احمدآبادی (1387) و پرسشنامه ذهنی سازی (MQ) فوناگی و همکاران (1998) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج نشا دهنده معناداری اثرمستقیم مکانیزم های دفاعی و ذهنی سازی بر گرایش به رفتارهای پرخطر بود (01/0>P). همچنین نتایج بیانگر معناداری اثر غیرمستقیم مکانیزم های دفاعی رشدیافته و رشدنایافته (05/0<P) و عدم معناداری مکانیزم های دفاعی روان آزرده (05/0<P) بر گرایش به رفتارهای پرخطر با میانجی گری ذهنی سازی بود. این نتایج نشان می دهد که ذهنی سازی با توجه به نقش مکانیزم های دفاعی می تواند تبیین کننده گرایش به رفتارهای پرخطر دانشجویان باشد.
۶۵.

مقایسه اثربخشی درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تکانشگری نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خود شفقت ورزی تکانشگری خودجرحی ذهنی سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۳
مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تکانشگری نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری یک ماه بود. جامعه آماری این پژوهش را نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی مراجعه کننده به هسته مشاوران اداره آموزش و پروش مناطق 8 و 13 شهر تهران در سال 1403 تشکیل داد. 45 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس تکانشگری بارات (BIS-11؛ پاتون و همکاران ، 1995) استفاده شد. خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی هر یک طی هشت جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی اجرا شده است. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل دو مداخله درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی تا مرحله پیگیری به طور معنادار بر کاهش تکانشگری موثر بوده است (05/0>P). همچنین یافته ها نشان داد که مداخله خود شفقت ورزی آگاهانه به طور معنادار نسبت به درمان مبتنی بر ذهنی سازی تاثیر بیشتری بر کاهش تکانشگری داشته است (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان خود شفقت ورزی آگاهانه نسبت به درمان مبتنی بر ذهنی سازی اثر بیشتر بر کاهش تکانشگر نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی داشته است.
۶۶.

مقایسه اثربخشی درمان حساسیت زدایی پردازش حرکات چشم و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان با نشانگان افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ذهنی سازی تحول مثبت نوجوانی افسردگی حساسیت زدایی پردازش حرکات چشم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان حساسیت زدایی پردازش حرکات چشم و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان با نشانگان افسردگی انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهرستان صومعه سرا در سال ۱۴۰۳ بود؛ 45 دانش آموز به روش هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در سه گروه 15 نفری گمارده شدند. هر یک از گروه های آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه ای مداخله را به صورت گروهی دریافت کردند. شرکت کنندگان به پرسشنانه افسردگی بک (BDI-II؛ بک و همکاران، 1996) و مقیاس تحول مثبت نوجوانی (PYD؛ گلدوف و همکاران، 2014) پاسخ دادند. داده ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که در دو گروه مداخله درمان حساسیت زدایی پردازش حرکات چشم و درمان مبتنی بر ذهنی سازی در مقایسه با گروه کنترل به طور معنادار نمرات پیش آزمون تا پس آزمون و پیگیری تحول مثبت نوجوانی افزایش یافته است (05/0>P)؛ همچنین یافته ها نشان داد که بین دو گروه مداخله در مرحله پیگیری تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر ذهنی سازی نسبت به درمان حساسیت زدایی پردازش حرکات چشم تاثیر بیشتر بر افزایش تحول مثبت نوجوانانی در دانش آموزان با نشانگان افسردگی داشته است.
۶۷.

تدوین و ارزیابی مداخله مبتنی بر نظریه دلبستگی و ذهنی سازی برای ارتقای رابطه معلم-دانش آموز در مقطع متوسطه اول با رویکرد نقشه نگاری مداخله(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادراک از حمایت معلم تعلق به مدرسه دلبستگی ذهنی سازی رابطه معلم-دانش آموز مداخله آموزشی مقطع متوسطه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
زمینه: کیفیت رابطه معلم-دانش آموز نقش مهمی در پیشرفت تحصیلی و بهزیستی روانی دانش آموزان دارد. اما اغلب مداخلات مبتنی بر نظریه های دلبستگی و ذهنی سازی بر بهبود این روابط در دوران کودکی متمرکز بوده و دوره حساس نوجوانی کمتر بررسی شده است. بعلاوه، بیشتر این مداخلات در فرهنگ های فردگرای غربی توسعه یافته اند و تعمیم آن ها به فرهنگ های جمع گرا مانند ایران، نیازمند پژوهش بومی است. هدف: این پژوهش با هدف تدوین و ارزیابی اثربخشی یک برنامه مداخله ای هشت جلسه ای، مبتنی بر نظریه دلبستگی و ذهنی سازی و با استفاده از رویکرد نقشه نگاری مداخله، به منظور ارتقای کیفیت رابطه معلم-دانش آموز در مقطع متوسطه اول انجام شد. روش: روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه با پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان و دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر یزد در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود. از این جامعه، 5 مدرسه و از هر مدرسه، ۳۲ معلم به روش نمونه گیری در دسترس و از میان دانش آموزان هر معلم، ۸ نفر روش تصادفی انتخاب شدند. معلمان به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش در برنامه مداخله ۸ جلسه ای شرکت کردند که براساس رویکرد نقشه نگاری مداخله و با محوریت بهبود ارتباطات معلم-دانش آموز تدوین شده بود. ابزارهای پژوهش شامل نسخه اصلاح شده پرسشنامه رابطه معلم-دانش آموز (جعفرپور و همکاران، 1403) و پرسشنامه ذهنی سازی (دیمیتریویچ و همکاران، 2018) برای معلمان و پرسشنامه ادراک از حمایت معلم (بنزن و همکاران، ۲۰۱۷) و مقیاس احساس تعلق به مدرسه (براون و ایوانز، ۲۰۰۲) برای دانش آموزان بود. داده ها به کمک روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر توسط نرم افزار SPSS25 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد این مداخله تأثیر معناداری بر بهبود کیفیت رابطه معلم-دانش آموز (01/0 >p) داشت. همچنین، دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه، افزایش معناداری در ادراک حمایت معلم (01/0 >p) و احساس تعلق به مدرسه (01/0 >p) نشان دادند و معلمان، نمره بالاتری در مهارت های ذهنی سازی (01/0 >p) کسب کردند. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی مداخله مبتنی بر نظریه های دلبستگی و ذهنی سازی در بهبود روابط معلم–دانش آموز در مقطع متوسطه اول، پیشنهاد می شود که از این رویکرد در محیط های آموزشی برای تقویت کیفیت ارتباطات و ایجاد محیط یادگیری حمایتی استفاده شود.