ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵۵٬۲۲۱ تا ۱۵۵٬۲۴۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۱۴ مورد.
۱۵۵۲۲۱.

مطالعه تطبیقی تصاویر شمعدان های فلزی در نگاره های شاهنامه طهماسبی و نمونه های مشابه دوره های اسلامی (دوره های سلجوقی، ایلخانی، تیموری و صفوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۱ تعداد دانلود : ۵۷۱
بیان مسئله: شمعدان های فلزی یکی از لوازم پرکاربرد برای تأمین روشنایی و از وسایل رایج دوره های گذشته است که تصاویر آن در نگاره های شاهنامه، بسیار دیده  شده و به نمایش گذاردن این اشیاء، همواره مورد توجه هنرمندان بوده است. مسئله پژوهش حاضر بررسی ویژگی های کلی تصاویر شمعدان در نگاره های شاهنامه طهماسبی و وجوه اشتراک و افتراق این تصاویر با نمونه های  شمعدان های دست ساخته و فلزی دوران اسلامی به ویژه  دوره های سلجوقی، ایلخانی، تیموری و صفوی است.  پژوهش حاضر  در نهایت به این سؤال که تصویر شمعدان در نگاره های شاهنامه طهماسبی بیشتر به آثار دست ساخته کدام یک از دوره های مورد بررسی مشابه است، پاسخ  خواهد داد. هدف: شناخت سبک و سیاق  اشیاء و عناصر نگاره های ایرانی به منظور  آگاهی از تأثیرات ذهنی هنرمندان قدیم ایرانی در دوره زیست خود  است. روش پژوهش: داده های پژوهش به شیوه کتابخانه ای و اطلاعات اسنادی با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی مورد پژوهش قرار گرفته است. نمونه های این پژوهش با روش نمونه گیری مبتنی بر هدف صورت گرفته و از 18 نوع شمعدان دوره های مختلف حکومت ایران، از دوره سلجوقی 2،  ایلخانی10 و تیموری و صفوی 6 ،شمعدان انتخاب شده  است. جامعه آماری نگاره های مورد بررسی نیز، شامل 174 نگاره در نسخه شاهنامه طهماسبی، چاپ فرهنگستان هنر است که از این میان تصویر  4 شمعدان در 4 نگاره شناسایی شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد نمونه شمعدان های نگاره های شاهنامه شباهتی به شمعدان های دست ساخته های فلزی دوره صفوی ندارد و تفاوت های بسیاری بین تصاویر و نمونه های این دوره با دوره صفوی وجود دارد. نمونه های شمعدان های دوره صفوی استوانه ای شکل اند ولی نمونه های دیگر پایه ای چندضلعی دارند ویژگی های کلی این شمعدان ها بیشتر مشابه نمونه های دست ساخته دوران سلجوقی، ایلخانی و تیموری است و ساختار فرمی این اشیاء پایبند به نمونه های سلجوقی، ایلخانی و تیموری است.
۱۵۵۲۲۲.

بررسی تأثیر کیفیت های بصری محیط بر نقاشی دیواری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۸ تعداد دانلود : ۸۰۶
بیان مسئله: نقاشی دیواری در ارتباط با سه عامل مخاطب، معماری و محیط پدید می آید. از میان این عوامل، محیط نقش اساسی در خلق اثر دیواری دارد؛ چرا که مهم ترین وجه تمایز نقاشی دیواری از دیگر انواعش، شکل یافتنِ آن تحت تأثیر شرایط و ویژگی های محیط است. محیطِ پیرامون اثر، به عنوان یک مجموعه بصری، عوامل و کیفیات گوناگونی را شامل می شود که در رابطه مستقیم یا غیرمستقیم با اثر دیواری بوده و شناخت آن ها ضروری به نظر می رسد. این پژوهش درصدد پاسخ به چگونگی رابطه و تأثیر کیفیت های بصری محیط بر نقاشی دیواری است. هدف: تبیین تأثیر کیفیات بصری محیط، به عنوان یکی از راهکارهای بهبود و ارتقای سطح کیفی نقاشی های دیواری در منظر شهری است. روش پژوهش: پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته و شیوه گرد آوری اطلاعات کتابخانه ای است. یافته ها: کیفیت های بصری محیط که عبارتند از شرایط اقلیمی ، فضای فرهنگی و هویتی ، موقعیت جغرافیایی ، شرایط نوری و رنگ حاکم بر فضای محیط، هر کدام ویژگی ها و محدودیت های مختص به خود را داشته که بسته به شرایط دیوار، تأثیراتی تعیین کننده بر فرایند طراحی و اجرای دیوارنگاره ها دارد؛ لذا بررسیِ آن ها، ضمن دستیابی به قابلیت های موجود در فضای محاط کننده اثر و به فعالیت درآوردن آن ها، به ایجاد فضایی هماهنگ و خلق آثار دیواریِ مطلوب تر می انجامد. از این رو نقاشی های دیواری را، ضمن حفظ عناصر بنیادین هنری، می توان تابعی از محیطِ حاکم بر دیوار و کیفیات بصریِ وابسته به آن دانست، که در تکنولوژی، فرم و محتوا نیز باید با آن در تناسب باشد.
۱۵۵۲۲۳.

ضرورت بهره گیری از دیوارهای کاذب در دیوارنگاری شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۴ تعداد دانلود : ۴۳۴
بیان مسئله: دیوارنگاری به عنوان رسانه ای کهن با بهره گیری از رشد تکنولوژی و قابلیت های بیانی مواد و متریال های جدید می تواند در بهتر شدن و هدفمندی فضای شهر نقش اساسی داشته باشد. در این میان توسعه روش های خلاق در طراحی دیوار کاذب به عنوان بستری برای دیوارنگاره های هماهنگ با محیط و معماری حاکم بر آن، ایجاب می کند که مطالعه جامعی در خصوص ضرورت این امر، یعنی استفاده از دیوارهای کاذب، در دیوارنگاری شهری به عنوان رابط بصری (دیوارنگاره)، میان کالبد شهر و شهروندان انجام گیرد. با توجه به این ضرورت،چیستی دیوارهای کاذب شهری و چگونگی اجرای آن در فضای شهری مسئله این تحقیق است. هدف: شناخت قابلیت های دیوار نگاری های کاذب شهری در راستای توسعه این فضاها در محیط شهری ست. روش پژوهش: این پژوهش کیفی و از نظر هدف کاربردی است که به شیوه و توصیف تحیل با استناد به منابع کتابخانه ای وتصویری که برخی از آن ها به صورت میدانی تهیه شده است، ارائه می شود. یافته ها: دیوارکاذب شهری، دیواری مستقل از معماری و محیط، در عین حال به لحاظ کیفی وابسته به آن است که ریشه آن را می توان در اقلیم ها و فرهنگ های کهن و بومی مناطق مختلف مانند زندگی بدوی قبیله ها و حتی عشایر کنونی جست؛  ضرورت وجود این دیوارها در زندگی امروز، حاصل رشد تکنولوژی و صنعت در زندگی شهری است.
۱۵۵۲۲۴.

بررسی شاخص های سرزندگی پیاده راه ها و خیابان های پیاده محور، در مقایسه پیاده راه استقلال، استانبول ترکیه و خیابان پیاده محور سی تیر، تهران ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۸ تعداد دانلود : ۸۶۷
در سالهای اخیر تسلط سواره بر پیاده که نوعی از تسلط کمیت بر کیفیت می باشد، در فضاهای شهری به نوعی به فرهنگ غالب شهرها تبدیل شده است. کاهش تعاملات اجتماعی، ترافیک سنگین، آلودگی های محیط زیستی و تخریب بافت ها و بناهای ارزشمند کهن شهرها از معضلات شهرهای امروزی می باشند که بخشی از دلایل آن به خودرو محوری و کاهش حرکت پیاده در شهرها برمی گردد. جنبش پیاده محوری، تقویت حرکت پیاده در فضاهای شهری و ایجاد پیاده راه ها، روش هایی برای کاهش اثرات معضلات ذکر شده و بازگرداندن جایگاه حرکت پیاده به فضاهای شهری می باشند. پیاده راه ها به عنوان معابری با نقش اجتماعی بالا و محدودسازی حرکت سواره، در واقع راهی برای بازپس گیری معابر عمومی به ویژه فضاهای شهری ارزشمند که دارای جاذبه های فرهنگی، تاریخی، تجاری و تفریحی برای عابرین پیاده هستند، از وسایل نقلیه و پس دادن آن به انسان به منظور حرکت، تعاملات اجتماعی و فعالیت های تفریحی، گردشگری و تجاری است. یکی از مهم ترین شاخصه های پیاده راه ها و خیابان های پیاده محور، میزان سرزندگی آنها می باشد که می تواند نقش اساسی در میزان حضور و رضایت شهروندان جهت افزایش تعاملات اجتماعی و نزدیک شدن به اهداف پیاده محوری داشته باشد. این پژوهش به بررسی شاخصه های سرزندگی محورهای پیاده پرداخته و هدف این پژوهش رسیدن به معیارهای مشترک برای ایجاد سرزندگی در پیاده راه ها و خیابان های پیاده محور می باشد. همچنین با مقایسه و بررسی دو پیاده راه، استقلال استانبول و خیابان سی تیر تهران از طریق تکنیک تجزیه و تحلیل SWOT به تدوین معیارهایی برای ایجاد سرزندگی در پیاده راه ها می پردازد و  معیارهایی را برای ایجاد سرزندگی در پیاده راه ها و خیابان های پیاده محور پیشنهاد می نماید.
۱۵۵۲۲۵.

شکل گیری خانوار و ترتیبات زندگی جوانان در ایران: شواهدی از تأخیر در گذار به زندگی مستقل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۶ تعداد دانلود : ۷۶۲
شکل گیری خانوار جدید توسّط جوانان از مراحل مهم در چرخه ی زندگی خانوار بوده و به عنوان گذار به مرحله بزرگ سالی تعبیر می شود. هدف مطالعه ی حاضر، بررسی ترتیبات زندگی جوانان در ایران و شناخت روندها و عوامل مؤثّر بر میزان های سرپرستی آن ها می باشد. برای تحقق این هدف اطّلاعات جوانان 29-15 ساله در طی دوره 1395-1363 با استفاده از داده های طرح هزینه و درآمد خانوار مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد فرزندان در مقایسه با دهه های قبل، زمان بیشتری را در خانه والدین باقی می مانند؛ به طوری که 50 درصد فرزندان پسر و دختر به ترتیب تا سن 8/27 و 7/22 سالگی هنوز خانه والدین را ترک نکرده اند. بیشتر خانوارهایی که جوانان سرپرستی آن ها را بر عهده داشتند، از نوع خانوارهای هسته ای بودند. با این حال سهم خانوارهای تک نفره و خانوارهای زوجین بدون فرزند، افزایش و از سهم خانوارهای گسترده و تک والد در طول دوره کاسته شده است. احتمال سرپرستی جوانان در سطح فردی تحت تاثیر عواملی همچون محل سکونت، وضعیّت تأهل و اشتغال قرار دارد. در سطح نسل، بهبود وضعیّت رفاهی نسل ها منجر به افزایش احتمال سرپرستی می شود. در سطح دوره نیز افزایش هزینه های مسکن، بیکاری جوانان و افزایش میانگین سن ازدواج مردان از علل اصلی کاهش برعهده گرفتن سرپرستی خانوار توسّط جوانان هستند. این نتایج تائید می کند که هزینه های زندگی مستقل نقشی اساسی در تشکیل خانوارهای جدید توسّط جوانان دارد. ضمن اینکه ساختار دینی و فرهنگی جامعه ی ایرانی با تأکید بر باقی ماندن فرزندان در خانه والدین تا زمان ازدواج، در به تأخیر انداختن ترک خانه والدین تأثیرگذار بوده است.
۱۵۵۲۲۶.

ظرفیت های ادراکِ هاپتیکی در هنر ایرانی- اسلامی و کاربرد آن در بیان سینمایی؛ نمونه موردی: فیلمِ «آتش سبز»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۹ تعداد دانلود : ۶۱۲
بیان مسئله: در واکنش به سلطه نگره اُپتیکی بر سینما، در سال های اخیر گرایش عمده ای در حوزه مطالعات فیلم پدید آمده که ظرفیت های ادراک جسمانی-لامسه ای را در تجربه سینمایی مورد توجه قرار داده است. این رویکرد تأکید دارد که نگاه کردن هرگز صرفاً امری بصری نیست، بلکه می تواند هاپتیکی، حِسّانی و تن یافته باشد. هاپتیک حس قرابت و نزدیکی، تماس، مشارکت احساسی و ارتباط لامسه ای است. هاپتیک جهت گیری به سوی حسّانیت مندی است، به شکلی که تمام حواس را درگیر می کند، فاصله مندیِ نگاهِ خیره را از بین می برد و واکنش هایی عاطفی را برمی انگیزاند. در نتیجه، در تضاد با پارادایم های غالبِ نظریه فیلمِ مبتنی بر فاصله مندی پرسپکتیوی (بصریت اپتیکی)، بصریت هاپتیکی فراهم کننده بستری نظری برای تحلیل پویاییِ جسمانیِ تجربه تماشای فیلم است. هدف پژوهش: به نظر می رسد پارادایم های ادراکِ هاپتیکی در ذاتِ هنرهای ایرانی- اسلامی وجود دارند، و این ویژگی می تواند پیشنهادهایی تازه در بیان سینمایی به فیلم های ایرانی ارائه دهد. هدفِ این مقاله توضیحِ چگونگی نمودِ بصریتِ هاپتیکی در هنرهای ایرانی- اسلامی و بروز آن در سینمای مبتنی بر این جنس از هنر است. روش پژوهش: مقاله حاضر می کوشد، با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و با اتخاذ روش توصیفی- تحلیلی، به تبیین مفهوم ادراکِ هاپتیکی بپردازد و در ادامه، با بررسی نمونه های مطالعاتی، ظرفیت های هاپتیکیِ هنر ایرانی- اسلامی را مورد توجه قرار دهد. نتیجه گیری: این پژوهش نشان می دهد که، با توجه به ویژگی های بصریتِ هاپتیکی در هنر ایرانی- اسلامی، فیلم سازها می توانند از این ویژگی ها به منظور پردازشِ اثر سینمایی خویش استفاده کنند. در اثبات این ادعا، فیلم «آتش سبز» ساخته محمدرضا اصلانی، به عنوان اثری از سینمای ایران که موفق شده است با تمهیدهای سینماییْ ادراک هاپتیکیِ مخاطب را تحریک کند، مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد.
۱۵۵۲۲۷.

فرایند ادراک منظر بر پایه ادراکات حسی و عقلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲۲ تعداد دانلود : ۸۱۳
بیان مسئله: طبق تعاریف، منظر پدیده ای است که توسط انسان ادراک می شود. انسان در وهله اول از طریق حواس با محیط و محرک ها، ارتباطی فیزیولوژیک برقرار می کند و این به تقویت خاطره ذهنی و ادراک حسی منجر می شود. در ادامه در ادراک عقلی، تجارب حسی معنی دار شده و شناخت حاصل می شود. در نتیجه، عدم توجه به تمامی حواس موجب کاهش تجربیات حسی می شود. از آنجا که تا کنون تحقیق جامعی در زمینه فرایند ادراک مناظر ارائه نشده، پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این سؤال اصلی است که فرایند ادراک منظر چگونه است. در راستای پاسخ به این پرسش در ابتدا پاسخگویی به این سؤالات فرعی لازم است که ادراک حسی انسان بر پایه چه حواسی شکل می گیرد و ادراک عقلی انسان و عوامل تأثیرگذار بر آن کدام اند.هدف پژوهش: این پژوهش سعی در افزایش تجربیات حسی و پاسخ دهندگی بیشتر منظر، از طریق شناسایی و توجه به فرایند ادراک و عوامل تأثیرگذار در آن، دارد.روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت از نوع کیفی با هدف کاربردی است و روش آن تحلیل محتوای کیفی و روش گردآوری اطلاعات با استفاده از روش کتابخانه ای از طریق بررسی متون و نقد نوشته های دیگران و تحلیل محتوای کیفی آنها بوده و به شیوه استنتاجی و استنباطی، به بررسی فرایند ادراک مناظر در دو حوزه ادراک حسی و ادراک عقلی می پردازد. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده بیانگر آن است که بسنده کردن به حواس پنج گانه در ادراک منظر، فارغ از 51 حس و ادراکات عقلی و عوامل آن (منظر فیزیکی، عوامل فرهنگی، عوامل شخصی)، موجب توصیف عینی و فنی منظر، ثبت لایه ای سطحی از تجربیات حسی و تضعیف رابطه کاربر با محیط کالبدی شده و در صورت عدم تأمین انتظارات انسان، موجب رنجش و ترک محیط می شود.
۱۵۵۲۲۸.

نماهای زیستی مؤلفه ساماندهی نما و کاهش دی اکسید کربن هوا به منظور کاهش گرمایش جهانی (نمونه موردی: خیابان انقلاب تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۵ تعداد دانلود : ۵۴۲
بیان مسئله: کالبد جداره خیابان های شهری از مهم ترین ابعاد طراحی تأثیرگذار بر زیبایی منظر شهری هستند. ازاین رو جداره های شهری ازجمله عناصر محیطی تأثیرگذار درزمینه ارتقای کیفیت های بصری زیبایی شناسی در فضاهای ش هری محس وب می شوند. در این بین یکی از معضلات اصلی شهرها بحث افزایش موضعی دمای هوا به واسطه افزایش دی اکسید کربن است؛ این در حالی است که برنامه های مدیریت کنترل کیفی هوا عمدتاً بر کنترل منابع تولید دی اکسید کربن متمرکز هستند. حرکت به سوی معماری و شهرسازی همساز با محیط زیست، تغییر استراتژی های طراحی و خلق راهکارهای نوین برای بازگرداندن تعادل به طبیعت، ضمن تأمین نیازهای بشر امروزی سبب توسعه روزافزون کاربرد سیستم های سبز عمودی در سراسر دنیا شده است. هدف پژوهش: هدف، ارائه راهکاری برای تلفیق زیست رآکتورهای حاوی ریزجلبک با نمای ساختمان است؛ به نحوی که ضمن حفظ هویت و یکپارچگی کلی سیمای آن، موجب جذب دی اکسید کربن موجود در هوا شود تا از افزایش دمای هوا بکاهد. روش پژوهش: با توجه به بدیع و بین رشته ای بودن موضوع پژوهش، روش انجام این تحقیق مستلزم روشی ترکیبی است. این پژوهش به گونه توصیفی - تحلیلی و ازنظر ماهیت، در زمره پژوهش های کاربردی قرار دارد؛ لذا ابتدا با استفاده از منابع کتابخانه ای و استناد به متون علمی به روش کیفی، به معرفی و بررسی ریزجلبک ها به عنوان موجودات جاذب آلودگی هوا پرداخته است، سپس نمای خیابان انقلاب به عنوان یکی از گره های آلوده شهری برداشت شد. درنهایت با استخراج سطوح مناسب برای نصب زیست رآکتورهای حاوی ریزجلبک، نمای خیابان انقلاب مورد بازطراحی قرار گرفت. نتیجه گیری: استفاده از ریزجلبک ها به عنوان یکی از میکروارگانیسم های زنده با قابلیت جذب بالای دی اکسید کربن از هوا و تلفیق آنها با نماهای ساختمان در محفظه هایی به نام زیست رآکتور، باعث تبدیل این جداره ها به سطوح فتوسنتزکننده در جهت پاسخ به تغییرات گرمایی اقلیم، بهبود عملکرد حرارتی غیرفعال ساختمان، تبدیل یک ساختمان معمولی به یک ساختمان زنده و درنهایت جداره های ساختمان را به یک کارخانه تولید انرژی تبدیل می کند.
۱۵۵۲۲۹.

بازتعریف هستی شناختی مکان به مثابه امر شهری-رابطه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۶ تعداد دانلود : ۵۱۰
بیان مسئله: کلانشهر معاصر از گذر تحولات گفتمانی و پارادایماتیکِ صورت گرفته در جهان با دو نقشِ گاه متعارض روبه روست: نقش آفرینی در سطح ملی/فراملی و پاسخ گویی به انتظارات سطح محلی. به همین اعتبار و به دلیل کثرت و تنوع ارتباطات میان این دو سطح و سوژه های مختلف ذیل این نقش های دوگانه، تعریف چیستی «مکان» در این کلانشهر، یا به نوعی هستی شناسی مکان، باید دستخوش تغییر شود. آن مفهومی از هستی مکان مد نظر است که بتواند ارتباطات پیچیده مذکور و منازعات محتمل و مستتر در آن را در مقام یک شبه ابژه (مظروف) بر خود هموار کرده و در قامت یک شبه سوژه (ظرف) جرح وتعدیل کند و در خود جای دهد. هدف پژوهش: بازتعریف هستی شناختی مکان به نحوی که فارغ از مرزهای جغرافیایی بتواند در قامت یک لایه واسط تحت عنوان «امر شهری-رابطه ای»، میان این دو سطحِ نقش انگیزی، میانجی گری کند، یعنی مکان در مقام یک شبه ابژه-شبه سوژه.روش پژوهش: پارادایم تحقیق معطوف به الگوواره های بینشی پسا اثبات گرایانه و رهیافت پسا ساختارگرایی است و هستی شناسی مکان به مثابه یک موجودیت شهری-رابطه ای در کلانشهر امروز را دنبال می کند. روش این تحقیق کیفی و نوع آن توسعه ای-اکتشافی است. این تحقیق به واسطه مرور اسناد کتابخانه ای و از طریق توصیف، تحلیل و بسط آرا و رویکردهای نظری، در پی ارائه یک هستی شناختی جدید از مفهوم مکان در کلانشهر امروز است.نتیجه گیری: مکان به عنوان یک شبه ابژه/شبه سوژه باید یک میانجی ارتباط دهنده (امر شهری-رابطه ای) بین دو سطح نقش انگیزی متفاوت باشد تا از این طریق، ارتباطات سوژه های متکثر و بعضاً ناهمگون را انتظام بخشیده و منازعات میان آنها را تعدیل کند. مختصات میانجی گری این لایه واسطِ شهری-رابطه ای چهار حالت طیف گونه را برای سطح مکان بودگی ممکن می کند: نیل به سوی مکان بودگی حداقلی، نیل به سوی مکان بودگی حداکثری، دستیابی به حدی از مکان بودگی، احتمال آشوبناکی و بی نظمی.
۱۵۵۲۳۰.

کنشگری کاربران ایرانی رسانه های اجتماعی مجازی درزوال و برساخت ارزش های اخلاقی رسانه؛ (مطالعه شش مورد رویداد درشبکه اینستاگرام)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۱ تعداد دانلود : ۸۲۰
دراین مقاله شش رویداد در رسانه اجتماعی اینستاگرام که در حال زوال و برساخت ارزش های اخلاقی و مورد بحث کاربران ایرانی قرارگرفته اند مطالعه شده است. این شش رویداد در فاصله سال های 1397 تا 1398 در اینستاگرام آغاز شد و دامنه بحث مربوط به آنها در سایر رسانه ها و وب سایت های فضای مجازی گسترش پیدا کرد. هدف ازاین پژوهش چگونگی زوال و برساخت ارزش های اخلاقی در شبکه اینستاگرام با رویکرد کنش ارتباطی (حوزه عمومی) یورگن هابرماس است. مطالعه به شیوه کیفی با رویکرد اکتشافی و برمبنای کامنت و نظرات کاربران حول این شش رویداد مبنای تحلیل بوده است. ازمیان هزاران کامنت کاربران فضای مجازی درباره هر رویداد مورد بررسی در مجموع 296 کامنت برای تحلیل انتخاب شدند. این نظرات در قالب مدل کیفی برآمده از دل داده ها با عنوان «مدل کنشگری کاربران ایرانی» دربرساخت و زوال ارزش های اخلاقی رسانه های اجتماعی مجازی(اینستاگرام) ارائه می شود.
۱۵۵۲۳۱.

How Iranian Women Express Themselves through Social Media Photos: A Case Study of Instagram

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷۴ تعداد دانلود : ۶۳۹
In this study, the issue of using Instagram social network by different groups of Iranian women and their interests and desires in publication of photos is investigated. The purpose of the study is to identify the common aspects and differences in women’s lives reflected in their self-expression efforts based on their social characteristics. Therefore, the women were classified into eight groups based on the elements affecting the way they show their daily lives, such as education level, occupation and marital status. Then, qualitative method, including virtual ethnographic techniques, content analysis and online interviews, was used. Photos posted on Instagram by 32 users were studied and analyzed, and these users were interviewed. Questions were asked about their tendency towards posting photos of their daily lives on Instagram via direct messages. The conceptual framework of the study included Bourdieu’s theory of ‘distinction’ and Baudrillard’s concept of ‘system of objects’. Results showed that women in each group select specific approaches to the publication of photos based on their social conditions. In the present article, these differences are discussed in detail. The significance of this research lies in the<span class="tlid-translation"> possibility of understanding different aspects of women’s everyday life and their individual identity through self-reports in the new media as opposed to the traditional media which only presents a standardized type of identification. Since studying women’s efforts in presenting themselves on social media has been neglected in studies conducted on social networks in Iran, this study leads to a better understanding of Iranian women’s diverse identities.
۱۵۵۲۳۲.

Personality Types as Correlate of Specific Phone Usages and Smart Phone Addiction among Students in the University of Ilorin, Kwara State, Nigeria

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۷ تعداد دانلود : ۴۶۳
Past researchers have examined the impact of personality types on technology usage among students from varying angles. However, due to dearth of studies on personality types and smart phone addiction among students in the Nigerian environment, this study investigated the relationship between personality types, smart phone addiction and specific phone usages among University students. A sample size of 200 was used for this study using systematic sampling technique in the selection of respondents in the study area. Findings revealed that conscientiousness and agreeableness personality types had significant positive correlation with smart phone addiction; while extraversion and neuroticism had significant negative correlation with smart phone addiction. Again personality types had significant positive and negative correlation with specific phone usages. In addition, findings revealed that majority of the specific phone usages had positive correlation with smart phone addiction. Based on the findings of this study, recommendations were made towards curbing addictive tendencies among university students in the use of smart phones.
۱۵۵۲۳۳.

Review of “Internet Addiction among Cyberkids in China” by Qiaolei Jiang

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۸ تعداد دانلود : ۵۶۱
Internet Addiction Among Cyberkids in China: Risk Factors and Intervention Strategies by Qiaolei Jiang, 2019, Singapore: Springer, 199 pp., €84.99(h/c), ISBN 978-981-13-3791-8
۱۵۵۲۳۴.

Iranian Celebrities on the Internet

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۸ تعداد دانلود : ۵۱۵
Celebrities have gained considerable influence in the last one hundred years or so, but the advent of so-called Web 2.0 technologies has given celebrity culture a new momentum. We are living in a world in which celebrities are striving to curve their place in every niche and hence we have to become more media literate in order to avoid being exploited by celebrity media and culture. We have to be aware that celebrities promote commodities that they will never use, that they are carefully working on their image to become pleasant to us, and that if they do humanitarian work, they are mainly doing it for their reputation, and not for a real and authentic cause.
۱۵۵۲۳۵.

سالمندان و ناامنی تعاملات بین نسلی در خانواده های امروزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۸۶
جامعه ایران طی چند دهه اخیر محمل تغییرات زیادی بوده که این تغییرات تعاملات خانوادگی بین نسلی را تحت تاثیر قرار داده است. هدف پژوهش حاضر تحلیل عوامل تعیین کننده تعاملات خانوادگی بین نسلی در خانواده های تهرانی است که با روش کیفی، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با سالمندان به روش نمونه گیری هدفمند و نظری انجام شده و داده-های حاصل از مصاحبه ها به روش تحلیل مضمون کدگذاری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد چالش فرزندان غیرمستقل، ناامنی شغلی فرزندان، بی ثباتی زندگی خانوادگی فرزندان، تغییر مناسبات خانوادگی بین نسلی و درنهایت، سالمندزدایی از خانواده هسته ای، تعاملات خانوادگی سالمندان را پروبلماتیک می سازد. حاکمیت ارزش ها و مناسبات بازاری و سیطره منطق اقتصادی بر زیست روزمره به حیات خانوادگی نیز ورود پیدا کرده، خانواده را ناایمن ساخته و تغییراتی را در تعاملات خانوادگی بین نسلی نمایانده است؛ تغییراتی که در راستای تغییر هنجارهای حمایت بین نسلی، حمایت گری بین نسلی یک سویه، کالایی شدن روابط بین نسلی و سالمندزدایی از خانواده هسته ای پیش می رود. این تغییرات از ناامنی تعاملات بین نسلی در خانواده های امروزی حکایت دارد که خانواده ها را در برابر سالمندان، ناتوان می سازد.
۱۵۵۲۳۶.

تسهیم دانش در شبکه های اجتماعی ارائه مدل پارادایمی بر اساس نظریه گراندد تئوری (Grounded Theory)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۲ تعداد دانلود : ۹۹۸
هدف: این پژوهش به منظور بررسی تسهیم دانش در شبکه های اجتماعی از دیدگاه متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی کشور ایران است. روش تحقیق: داده ها از 15 مصاحبه نیمه ساختاریافته با اعضای هیئت علمی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی و مسئولین کتابخانه های دانشگاه گردآوری و از رویکرد کیفی و روش «گراندد تئوری» در تحلیل داده های کیفی استفاده شده است. مصاحبه ها پس از پیاده سازی، تجزیه وتحلیل و کدگذاری های باز، محوری و گزینشی و در زمینه های موضوعی گسترده تر دسته بندی گردید. یافته ها: مفهوم مرکزی با عنوان بررسی تسهیم دانش در شبکه های اجتماعی شکل گرفت. شرایط علی شامل: عوامل مؤثر بر تسهیم دانش، دلایل تسهیم دانش و موانع تسهیم دانش هست. زمینه شامل: هدف از تسهیم دانش و هدف استفاده از شبکه های اجتماعی است. شرایط میانجی یا مداخله گر: در کنار زمینه های یادشده شرایط مداخله گری نیز وجود دارد که همواره بر عملکرد عوامل زمینه ای تأثیر می گذارد که شامل: عوامل فردی، عوامل سازمانی و عوامل محیطی است. راهبردها که تشدید یا تضعیف کننده زمینه هستند، شامل: ویژگی های کاربر، ویژگی های سازمانی، فرهنگ تسهیم دانش و ویژگی های شبکه های اجتماعی هست. پیامدها شامل: سهولت استفاده، سودمندی تسهیم دانش در شبکه های اجتماعی و استفاده کارآمد از شبکه های اجتماعی هست. بررسی ها در قالب یک مدل پارادایمی در پایان پژوهش ارائه شده است.
۱۵۵۲۳۷.

تدوین الگوی توسعه راهبردی مدیریت منابع انسانی در سازمان صدا وسیما: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۵ تعداد دانلود : ۶۸۹
در این رساله به تدوین و اعتباریابی الگویی برای توسعه راهبردی مدیریت منابع انسانی برای سازمان صدا و سیما پرداخته شده. روش تحقیق از نوع آمیخته (ترکیبی) است و ابتدا بر اساس روش کیفی و مشخصاً بر مبنای روش کیفی گرندد تئوری یا GT و بر اساس نسخه سیستماتیک و با انجام مصاحبه با خبرگان موضوع، به استخراج مولفه ها و شاخص های توسعه راهبردی مدیریت منابع انسانی پرداخته شده و در مرحله کمّی، با تدوین پرسشنامهء برگرفته از شاخص های کیفی، از 281 نفر مورد پیمایش قرار گرفتند و به اعتباریابی و بررسی ساختار عاملی الگوی مذکور پرداخته . برای تحلیل داده های کیفی از نرم افزار MAXQDA2018 برای تحلیل داده های بخش کمّی از نرم افزار SPSS و AMOS استفاده گردید. برای تحلیل داده های کمّی علاوه بر روش های توصیفی، از آزمون تی تک نمونه ای، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. یافته های تحقیق بخش کیفی نشان داد که الگوی توسعه راهبردی مدیریت منابع انسانی برای سازمان صدا و سیما دارای 5 بعُد و 34 مولفه است. یافته های بخش کمّی نشان دادند که در تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی، بارهای عاملیِ همه شاخص ها بالاتر از 0/3 بود و شاخص های نیکویی برازش الگو نیز، برازش مناسبی را نشان می داد. همچنین شاخص ها، پایایی (میزان آلفای کرونباخ) مناسبی در الگوی مذکور داشتند و می توان گفت که یافته های بخش کمّی نشان از برازش خوب الگوی ساختاریِ با داده های جامعه آماری داشته الگوی مذکور تبیین مناسبی در جامعه آماری دارد.
۱۵۵۲۳۸.

تحلیل کیفی بناهای عمومی معماری معاصر ایران در دوره پهلوی دوم با رویکردتکتونیک معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶۲ تعداد دانلود : ۷۲۴
بیان مسئله: امروزه در رابطه میان ساخت، سازه و معماری، واگرایی به وجود آمده و به دلیل رشد علوم، فن آوری و تخصص گرایی، انفکاکی ریشه دار بین این حوزه ها حادث شده است. ارتباط بین سازه و معماری با واژه ای به نام تکتونیک معنا پیدا می کند. تکتونیک در معماری مفهومی دیرپاست که از تاریخ باستان تا عصر دیجیتال معنای خود را حفظ کرده است و می تواند چارچوبی منسجم و معنادار برای ارتباط میان طراحی، سازه، معماری و ساخت ایجاد کند. این ترکیب معنا و ساخت در معماری، همانا عرصه حضورِ تکتونیک است.هدف پژوهش: مقاله حاضر جهت تبیین معیارها، خوانش و استنباط تکتونیکی بناهای عمومی معماری معاصر ایران در دوره پهلوی دوم انجام شده است. هدف مقاله، ارائه تعریف دقیقی از خوانش تکتونیکی معماری، شناخت وحدت یا انفصال سازه، ساخت و معماری، شناخت تحلیلی و تعیین عوامل مؤثر بر ایجاد وحدت فضایی و ساخت به عنوان یکی از ابعاد روشن نشده معماری در ایران و تبیین یک چارچوب نظری متکی بر تکتونیک و معیارهای تعیین گر زیباشناسانه معماری و سازه با مطالعه بناهای عمومی معماری معاصر ایران است.روش پژوهش: تحقیق حاضر با روش ترکیبی، تفسیری-تاریخی و رویکرد غالب کیفی در گردآوری و تحلیل اطلاعات انجام شد. برای خوانش تکتونیکی نمونه های موردی براساس طرحی هدفمند، از روش تحلیل اسناد و مشاهده توصیفی مبتنی بر پدیدارشناسی توسط خبرگان و نخبگان معماری استفاده شد. در این میان، انتخاب نمونه های موردی از طریق بررسی نتایج حاصل از توزیع پرسش نامه در میان خبرگان معماری انجام شد و همچنین در روند تحقیق، از نرم افزار کیفی مکس کدا (MAXQDA) و نرم افزار آماری اس پی اس اس (SPSS) برای ارائه خروجی های مفهومی تر نیز استفاده شد. در پایان نیز با استفاده از مثلث سه سویه سازی (خوانش پدیدارشناسی، استنباط های محقق براساس اسناد و مدارک موجود، ادبیات غنی تکتونیک)، استحکام و تأیید پژوهش از جهات مختلف بررسی شد. نتیجه گیری: تکتونیک معماری با ابعاد سازه، پوسته ، مصالح، جزییات و تأسیسات قابل تبیین است. در بعد سازه ای با هندسه، مشارکت در سازمان فضایی و القای بصری پایداری و در جزئیات با پوسته، مصالح و ریزمعیار همبندی مرتبط است. همچنین ابعاد سازه ای تکتونیک معماری با مؤلفه های مختلف خود، به نسبت سایر مؤلفه ها در خوانش تکتونیکِ معماری بناهای عمومی معاصر ایران مربوط به دوره پهلوی دوم حضور بیشتری داشته است.
۱۵۵۲۳۹.

بررسی آرایه جدول در نسخ خطی؛ با تأکید بر متون قرون چهارم تا نهم هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۴ تعداد دانلود : ۷۴۵
جدول آرایه ای ساده است که در نسخه های اسلامی اولیه هم دیده می شود. می توان این جداول را بر اساس نقش آنها در صفحه آرایی به دو شکل جداول کاربردی و جداول تزیینی تقسیم کرد. با توجه به اینکه این آرایه ها به صورت مستقل و با تکیه بر نمونه های متقدم موجود در نسخ اسلامی کمتر موردپژوهش قرارگرفته اند مطالعه پیش رو ضرورت یافته است. از طرفی شناخت هرچه بهتر این آرایه شناخت جنبه های دیگر هنر کتاب آرایی را هم تسهیل می کند. هدف این پژوهش شناخت این آرایه، پیشینه و سبک ها و ابزارهای مرتبط با آن بوده است. پرسش های مطرح در این زمینه عبارت بوده اند از: 1. آیا تعاریف لغوی موجود از جداول (اعم از کاربردی و یا تزیینی) در متون با توجه به نمونه های موجود از هریک از آنها در نسخه های خطی مطابقت دارد؟ 2. پیشینه جدول و جدول کشی با استناد بر متون به چه تاریخی بازمی گردد؟ 3. چه سبک هایی از جدول کشی در متون ذکرشده است؟ در مقاله پیش رو در مرحله نخست متون به روش تحلیل محتوایی موردبررسی قرارگرفته و سپس سبک های مطرح شده در متون در نسخ خطی شناسایی و معرفی شده اند و برای جمع آوری اطلاعات علاوه بر اینکه متون منثور و منظوم در بازه زمانی مدنظر موردبررسی و تحلیل قرارگرفته اند، تمامی نسخ خطی همزمان با متون نیز در کتابخانه های مجلس و ملک و دانشگاه تهران مشاهده و مورد ارزیابی قرارگرفته اند. درنتیجه این پژوهش تعاریفی دقیق تر برای هر دودسته از جداول ارائه شد، ضمن اینکه با توجه به متون مشخص گردید که پیشینه جداول کاربردی در نسخ خطی به پیش از اسلام بازمی گردد، هرچند که قدیم ترین جدول کاربردی در نسخ اسلامی موجود، متعلق به قرن چهارم قمری است و در مقابل، واژه جدول در معنای جداول تزیینی از قرون پنجم و ششم در متون بکار برده شده است و این در حالی است که از قرون اولیه جداول تزیینی در نسخ خطی (مصاحف) دیده می شوند. سبک هایی از نحوه جدول کشی همچون جدول سه تحریر و سیمین و شنگرف، نیز در متون آمده که اغلب آنها نیز در نسخ خطی تا پیش از قرن نهم شناسایی شده اند.
۱۵۵۲۴۰.

تأثیر هنر کتاب آرایی مانوی بر هنر نگارش قرآن ها در قرون اولیه اسلام در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۳ تعداد دانلود : ۶۶۲
تا جایی که آخرین بررسی ها نشان می دهند، نخستین باری که به آرایه ها، تصاویر و زیبایی کتب و متون نوشتاری در تاریخ ایران (و احتمالاً تاریخ جهان) اهمیت داده شده در متون دینی مانویت بوده است، زیرا تا پیش از آن نمونه ای از آراستن نوشته ها در دست نیست، پس طبیعتاً این شیوه نوآورانه بر دوره های پس از خود نیز تأثیرگذار بوده است. هنگامی که ایران با دین اسلام آشنا شد، بسیاری از این دستاوردها را در هنر زیباسازی کتاب ها و به ویژه نگارش کتاب مقدس یعنی قرآن به کار گرفت. چگونگی اثبات و نمایاندن این تأثیرگذاری ها، مطلبی است که هسته اصلی مقاله حاضر را تشکیل می دهد. یکی از دشواری های اساسی در این پژوهش و دیگر مطالعات در باب امور کهن آن است که به سبب قدمت مباحث مطروحه، ارائه هرگونه نظریه دارای قطعیت در مورد آنها ناممکن است، بااین حال تلاش شده است مطالب تا جای ممکن بر پایه اسناد حقیقی و فرضیات درست واقع شوند. هدف از این تحقیق یافتن عناصر تأثیرگذار هند کتاب آرایی مانوی بر هنر کتاب آرایی اسلامی، به ویژه بر قرآن نگاری قرون اولیه اسلام است. پرسش های اصلی چنین است 1. آیا هنر کتاب آرایی مانوی بر هنر کتاب آرایی اسلامی و به ویژه بر قرآن نگاری قرون اولیه اسلام تأثیر چشمگیری داشته است؟ 2. درصورتی که چنین تأثیری وجود دارد، آیا می توان آن را بررسی، اثبات و طبقه بندی کرد؟ روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی با رویکردی تطبیقی است و شیوه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای است. نتایج تحقیق نشان می دهد که هنر کتاب آرایی مانوی بر هنر کتاب آرایی اسلامی و به ویژه بر قرآن نگاری قرون اولیه اسلام مؤثر بوده است. در راستای طبقه بندی هنر کتاب آرایی مانوی و تأثیر آن بر قرآن نگاری، این تأثیر در بخش هایی چون استفاده از رنگ آبی در زمینه،استفاده از طلا، کشیده نویسی در نگارش متون و به کارگیری تزیینات در سرفصل ها و نقطه گذاری ها یا تزیینات کوچک دیده می شود.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان