ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳۵٬۱۰۱ تا ۱۳۵٬۱۲۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۳۶ مورد.
۱۳۵۱۰۱.

ظهور اعراب و تحولات دهه های آغازین اسلامی به روایت یوحنا بارپنکای(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۵ تعداد دانلود : ۳۲۵
کهن ترین گزارش های تاریخی درباره اسلام آغازین در سده نخست هجری، منابع غیرعربی و غیراسلامی هستند و یکی از مهم ترین آنها، بخش پایانی کتاب رش ملّه اثر یوحنا بارپنکای به سریانی شرقی است. در این اثر مطالبی درباره اختلاف های مسیحیان، نگرش مسیحیان به ویژه مسیحیان شرقی (نسطوری) درباره کشورگشایی اعراب، برخی از کهن ترین باورهای اعراب و برخی رخدادهای فتنه دوم و چهره های مسلمان نقش آفرین در آن به ویژه در جزیره بیان شده است، اما شاید جالب ترین جنبه این اثر، قراردادن همه این رخدادها در درون طرحی فرجام شناختی و آخرالزمانی است که البته نگرشی غالب در میان مسیحیان و غیرمسیحیان در آسیای غربی و نیز شاید مسلمانان بوده است. مقاله پیش رو داده های موجود در این اثر در ارتباط با تاریخ و محیط آغازین اسلامی را تجزیه وتحلیل می کند و هر جا لازم بوده، آنها را با داده های منابع اسلامی مقایسه می کند. درباره رخدادهای سرزمین جزیره، اطلاعات موجود در رش ملّه ارزش ویژه ای دارد. به طور کلی اگرچه رویدادنگاری بارپنکای اندک و گاه نادقیق است، برای شناخت محیط آغازین اسلامی پرتوی تازه ای می افکند. بارپنکای همچون بسیاری از مسیحیان، چیرگی اعراب مسلمان را پیامد گناهان مسیحیان و البته امری سپنجی می انگاشته که نقطه اوج بلایای آخرالزمانی است که سرانجام به ظهور دوباره مسیح خواهد انجامید.
۱۳۵۱۰۲.

بررسی تطبیقی کیفیت علم پیشین الهی و نحوه وقوع تجدّد در آن از دیدگاه ملاصدرا، ابوالحسن شعرانی و سید محمد کاظم عصار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۷ تعداد دانلود : ۲۶۰
کیفیت علم پیشین خداوند و چگونگی وقوع تغییر و تبدیل در آن از دیدگاه ملاصدرا، شعرانی و عصار موضوع نوشتار حاضر است. در این پژوهش که به روش توصیفی، تحلیلی و تطبیقی نگاشته شده است، ابتدا دیدگاه ملاصدرا درباره کیفیت علم خداوند به مخلوقات، پیش از خلقت آنها و انتقادات وارد شده بر دیدگاه او، پس از آن رویکرد ابوالحسن شعرانی و کاستی های دیدگاه او و سپس دیدگاه سید محمدکاظم عصار در این باره بررسی و تحلیل شده است. آنچه پژوهش پیش رو به آن رسیده، این است که هرچند ملاصدرا درباره کیفیت علم پیشین الهی، دیدگاه بدیعی ارائه داده است؛ اما دیدگاه وی دچار کاستی هایی می باشد. شعرانی نیز هرچند درصدد جبران این کاستی ها بوده، اما نتوانسته آن ها را جبران کند و خود، دچار کاستی های دیگر شده است؛ اما سید محمد کاظم عصار توانسته با رویکرد عرفانی خود، کیفیت علم پیشین الهی و چگونگی وقوع تغییر و تبدیل در آن را بدون دچار شدن به کاستی های مذکور تحلیل نماید..
۱۳۵۱۰۳.

بررسی همتایی طرفین اختلاف نظر درباره وجود خدا: عدم احراز همتایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۲ تعداد دانلود : ۳۳۸
وجود اختلاف نظرِ غیرقابلِ انکار درباره وجود خداوند ما را با این پرسش رو به رو می سازد که «آیا وجود چنین اختلاف نظری توجیه و معقولیت باور به خدا را کاهش می دهد؟». در معرفت شناسی اختلاف نظر، تقلیل گرایان  عمدتاً با ارجاع به موارد شهودی، نظیر مورد رستوران، استدلال ازراهِ تقارن معرفتی و اشکال خودراه اندازی، بر این باورند که بروز اختلاف نظر بین همتایان معرفتی، ازآنجاکه نشان دهنده امکان (معتنابه) خطا در توجیه است، به کاهش توجیه و معقولیت باورهای طرفین اختلاف نظر می انجامد. بدین ترتیب، بررسی همتا یی طرفین اختلاف نظر درباره خدا به یک مسئله جدی مبدل می گردد. مقاله پیشِ رو، به دنبال بررسی همتایی طرفین این اختلاف نظر است. نخست، استدلال فردریک چو در نفی همتایی طرفین اختلاف نظر را توضیح می دهم که، با انگشت گذاشتن بر تفاوت در روش شناسی های طرفین، نفیِ همتایی را نتیجه می گیرد. در نقد چو خواهم گفت که چنین نیست که صرف اتکا بر وجود تفاوت های عمده، الزاماً، نفی همتایی را نتیجه دهد. زیرا، مطابق تلقی مقبول و شهودی تر از مفهوم همتایی، طرفین اختلاف نظر، به رغمِ داشتن تفاوت های عمده ، همچنان ممکن است همتای یکدیگر باقی بمانند. باوجودِ این اشکال در نتیجه گیری استدلال چو، به هیچ وجه نمی توان منکر تفاوت های روش شناسانه ای بود که چو بر آن ها انگشت می گذارد. بنابراین، تقلیل گرا برای دفاع از موضع تقلیل گرایی درموردِ اختلاف نظر درباره خدا باید نشان دهد که طرفین به رغمِ وجود چنین تفاوت هایی همتا هستند. سپس، به مقاله جیمز کرفت می پردازم که در پاسخ به چو و به نفع همتایی طرفین استدلال می کند. کرفت سعی دارد که، با برگرداندن تفاوت های عمده طرفین اختلاف نظر به زمینه های معرفتی مشترک، همتایی طرفین را در نسبت با زمینه مشترک نتیجه بگیرد. در نقد کرفت استدلال خواهم کرد که زمینه مشترک موردِارجاعش کفایت لازم برای احراز همتایی را ندارد، زیرا با ارجاع به آن، امکان خطای جدی (در نسبت با موارد شهودیِ موردِارجاعِ تقلیل گرایان) نشان داده نمی شود. همچنین، ازآنجاکه امکان خطا نشان داده نمی شود، نتیجه می گیرم که کرفت نتوانسته همتایی را نشان دهد. بنابراین، درنهایت نتیجه می گیرم که، چنانچه طرفین اختلاف نظر درباره وجود خدا از روش شناسی های متفاوتی استفاده کنند، آگاهی از اختلاف نظر تأثیری جدی در کاهش توجیه و معقولیت باور طرفین ندارد.
۱۳۵۱۰۴.

«جانشینی» نزد لویناس و «جایگزینی» در همدردی: دو رویکرد متفاوت در مواجهه با دیگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۰ تعداد دانلود : ۴۱۴
مسئله این تحقیق مقایسه «جانشینی» نزد لویناس و «جایگزینی» در همدردی به مثابه دو رویکرد در مواجهه با دیگری است. فرضیه مقاله این است که علی رغم اشتراکات جانشینی در منظر لویناس و جایگزینی در همدردی، اختلافی اساسی با یکدیگر دارند. همدردی به عنوان یکی از موضوعات اخلاقی، نحوه ای توجه و درک پریشانی، نگرانی یا نیاز دیگران است که آگاهانه و با شناخت و جایگزینی دیگری رخ می دهد. جانشینی در لویناس نیز در نسبت با «دیگری» است و محدوده مسئولیت سوژه را در قبال او ترسیم می کند. در بدو امر، سوژه لویناس با خودکامگی، هر غیری را به خود فرو می کاهد، اما در مواجهه با «دیگری»، به فروکاست ناپذیری و وابستگی قوام ذاتش به آن عنایت می یابد. از این رهگذر، مسئولیت بی کران در قبال «دیگری» هویدا می شود؛ مسئولیتی که پیش از هر سنخ آگاهی و خودآگاهی و در فضایی منفعل تر از هر انفعالی شکل می گیرد و محدوده اش تا جانشینی «دیگری» و تقاص پس دادن به جای او گسترش می یابد. در سایه این مسئولیت بی حد و مرز، جانشینی از جایگزینی همدردانه و همدلانه متمایز می شود.
۱۳۵۱۰۵.

انگیزش درست و نادرست: استدلالی علیه نظریه هیومیِ انگیزش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۳۶۴
نظریه هیومی انگیزش، حالات شناختی نظیر باور را فاقد قوت انگیزشی می داند و تأکید می کند برای اینکه فاعل برای انجام فعلی برانگیخته شود، لازم است نه تنها یک میل پیشین مثلاً به Φ داشته باشد بلکه این باور را هم داشته باشد که با انجام عمل Ψ، میل پیشین به Φ برآورده خواهد شد. این نظریه، تقریرهای مختلفی ممکن است داشته باشد، اما در این مقاله ما تقریری از برنارد ویلیامز را مد نظر قرار می دهیم که برآورده کردن یا ارضای میل پیشین، تنها مبنای انگیزشی برای انتخاب عمل قرار می گیرد. هدف مقاله حاضر این است که نشان دهد این تقریر از نظریه هیومی، هرچند نظریه استانداردی برای تبیین اعمال قصدی به شمار می رود، برای تمایز گذاشتن میان انگیزش های درست و نادرست، با دشواری های قابل توجهی مواجه است. برای رسیدن به این مقصود، پس از ارائه مقدماتی ناظر به دیدگاه هیومیِ ویلیامز، به ترتیب از تمایز میان انگیزش لنفسه و لغیره، تمایز میان انگیزش خودگرایانه و دگرگرایانه، داوری افراد بر اساس انگیزش ها و آزمایشی فکری سخن به میان خواهد آمد. به نظر می رسد یک نظریه انگیزشی خوب در مقام نظریه ای فرااخلاقی، طبق فهم و شهود عموم آدمیان باید بتواند این نوع از تمایزها را در خود جای دهد، در حالی که مدلِ ویلیامزیِ نظریه هیومی انگیزش، فاقد این ویژگی است.
۱۳۵۱۰۶.

سبک زندگی اشرافی در روایات امام علی (ع) و پیامدهای تمدنی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۷ تعداد دانلود : ۳۲۶
یکی از موانع تحقق تمدن نوین اسلامی، پیروی از سبک زندگی اشرافی است. این نوع سبک زندگی، شیوه ای مبتنی بر جهان بینی مادی و دنیاگرایانه است که در آن ارزش ها و کنش های فردی یا گروهی بر اساس معیارهایی ازجمله خودبرتربینی و امتیازخواهی صورت می پذیرد. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل مؤلفه های سبک زندگی اشرافی در روایات امام علی (ع) و پیامدهای تمدنی آن است. پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. یافته های تحقیق نشانگر آن است که نادیده انگاری کرامت انسانی، عدم شناخت ماهیت دنیا، غفلت از جهان آخرت، عدم خردورزی و باورمندی به برتری طبقه فرادست بر فرودست، از مهم ترین مؤلفه های شناختی سبک زندگی اشرافی است که در بروز رفتارهای مبتنی بر اشرافی گری نقش آفرین است. مؤلفه های رفتاری سبک زندگی اشرافی، ناظر به رفتارهای عینی ازجمله فخرفروشی به اصل و نسب، استفاده از خوردنی های رنگارنگ، پوشیدن لباس های فاخر، گستردن فرش های ابریشمی، ساکن شدن در مناطق اعیان نشین، زیاده طلبی و غیره است که به طور روزمره در زندگی فردی و اجتماعی انسان های اشرافی ظهور می یابد تا آنجا که این نوع از سبک زندگی در وجود آن ها نهادینه می شود. گسترش بی عدالتی، حاکمیت نظام سلطه، بیماری های روحی، تفرقه، فروپاشی نظام عاطفی، رسوایی، انحراف از مسیر حق، گرفتاری و هلاکت نفس ازجمله پیامدهای تمدنی پیروی از سبک زندگی اشرافی است.        
۱۳۵۱۰۷.

تبیین کنش گری «اخلاقی ساختاری» مکتب سلیمانی و تأثیر آن بر آینده جبهه مقاومت

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۲ تعداد دانلود : ۳۱۱
مکتب و نظام انقلابی دو اصطلاحی است که در گفتمان مقام معظم رهبری برای ترسیم خط انقلابی به کار رفته است. ایشان در مقام بهره گیری از الگوی کنش انقلابی شهید سلیمانی از مکتب سلیمانی سخن گفته اند. این نوشتار با بهره گیری از روش استنطاق، موقعیت فرد و ساختار را در نظام اجتماعی واکاوی کرده و با بهره گیری از آموزه های اسلامی، نظام سازی اسلام را اذعان به کنش گری اخلاقی بر پایه ساختارها دانسته است. مدلی که حاوی ترکیب بدیعی از تلفیق عاملیت (کنش گرایی) و ساختار است. چنین کنش گری در ساختارهای اجتماعی، متناسب با سعه وجودی فرد و سازمان، جریان و موجی تولید می کند که پهنه تاریخ را درمی نوردد و پس از زندگی این دنیایی کنش گر نیز ادامه می یابد. آن گاه با شواهدی ازجمله ارائه نتایج پیمایش انجام شده، این موج آفرینی را تشریح و تبیین کرده است که آینده تمدنی و جبهه مقاومت، بیش از پیش از آثار وجودی شهید سلیمانی و مکتب ایشان منتفع خواهد بود.
۱۳۵۱۰۸.

همگرایی و واگرایی بازیگران در حمله ترکیه به شمال سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۲۸۵
بحران سوریه بزرگ ترین مسئله یک دهه اخیر در عرصه بین المللی بوده است که بازیگران متعددی را در سطوح بین المللی، منطقه ای و محلی درگیر خود ساخته است. در آستانه شکست داعش، ترکیه در قالب سه عملیات «سپر فرات»، «شاخه زیتون» و «چشمه صلح» به شمال سوریه حمله کرد. این حمله ها دوباره موجب آرایش بازیگران با اهداف گوناگون در بحران سوریه شد، بر پیچیدگی این بحران افزود. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که همگرایی ها و واگرایی ها بین بازیگران ذی نفع در جریان حمله و حضور ترکیه در شمال سوریه چیست؟ برای پاسخ به پرسش پژوهش، از روش تحلیل ساختاری و برای تجریه و تحلیل داده ها از نرم افزار مکتور استفاده شد. بر اساس یافته های این پژوهش، چهار قطب بندی بین بازیگران پس از حمله ترکیه به شمال سوریه شکل گرفته است. افزون بر این، واگرایی های بازیگران از یکدیگر نیز نمایش داده شد. حزب حاکم ترکیه با حمله به شمال سوریه از یک سو به دنبال کاستن از تهدید جدایی طلبی (پ. ک .ک.)؛ و از سوی دیگر، در پی ایجاد فرصت نفوذ ساختاری در سوریه از راه اسکان آوارگان جنگ سوریه و به قدرت رسیدن جریان های اسلام گرا به رهبری اخوان المسلمین در سوریه است. جمهوری اسلامی ایران، ترکیه و پ .ک. ک. بیشترین فاصله در اهداف را با یکدیگر دارند؛ و در شرایط کنونی، امکان قرار گرفتن این سه بازیگر در یک ائتلاف در خصوص حمله ترکیه به شمال سوریه وجود ندارد. در این میان، ترکیه به دلیل داشتن اهداف به شدت متعارض با دیگر بازیگران، قدرت مشارکت در هیچ ائتلاف پایداری را نخواهد داشت.
۱۳۵۱۰۹.

The Implications of “Strategic Loneliness” for Iran’s Geopolitics: Inevitable or Constructed?(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۰ تعداد دانلود : ۳۱۳
This paper pays particular attention to three critical junctures in Iran’s contemporary history: The Russo-Persian wars of the 19th century, Iran’s occupation by the Allies in 1941, and the Iran-Iraq war of the 1980s. Combining a constructivist approach to geopolitics with the theory of Social Reality Construction, this article argues that these series of wars in the past two centuries have created an intersubjectivity, making Iranians feel “lonely” when the very survival of their state was at the stake. While Iran’s geographical situation has brought the country to the core of the great powers’ attention, repeated foreign invasions or interventions seem to have reproduced a sense of vulnerability for the Iranians. This paper is constructed around the following question: Is there something embedded in Iran’s geography that betrays this land’s sovereignty and imposes loneliness? The conclusion is that there is no natural or geographical reason to justify Iran's loneliness in the international arena, but rather, a perceptual construct reproduced by the historical context of events. The imposition of great political powers to contain Iran in its geography and to make it a buffer zone constitute a spatial reality; however, the feeling of loneliness derives from the social construction of reality.
۱۳۵۱۱۰.

Comparing Gandhi’s Concept of Satyagraha with that of Jihad in Islam(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۹ تعداد دانلود : ۲۴۰
This paper compares Islamic teachings regarding Jihad with Gandhi’s Satyagraha or non-violent resistance. Abdul Ghaffar Khan, one of Gandhi’s Muslim followers, has argued that not only was Islam compatible with non-violent methods, but that Prophet Muhammad had taught his followers non-violent resistance hundreds of years earlier than Gandhi had. Scholars such as Eknath Easwaran have also reiterated this argument (Easwaran, 1999, 34). This paper on the other hand argues that Islamic teachings regarding non-violence are more complicated than what Khan proclaimed. The verses of the Quran regarding Jihad or struggle can be divided between the revelations in Mecca, during the first thirteen years of the Prophet’s campaign, and the final ten years of his life, after he and his followers immigrated to the city of Medina. In the first thirteen years, Prophet Muhammad preached non-violent resistance even though Muslims were under severe pressure and prosecution. During this period Islamic teaching are quite compatible with Gandhi’s Satyagraha. However, after the new Muslim community immigrated to Medina and formed an Islamic government it came under the threat of annihilation by a foreign invading army, at which time Islam and its Prophet permitted defensive wars, unlike Gandhi’s teachings and Khan’s assertions. The paper concludes that Ahimsa may work only in the route towards power, whereas when the position of power achieved and an independent political community and its leadership formed, according to Islam, means of legitimate and justified violence could not be avoided altogether.
۱۳۵۱۱۱.

تحلیل گفتمان ناسیونالیسم اقتدارگرا در کتاب های درسی تاریخ (1320-1304 ه . ش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۳ تعداد دانلود : ۳۹۲
تحلیل گفتمان ناسیونالیسم اقتدارگرا در کتاب های درسی تاریخ (1304-1320ه .ش) محمدرضا معلمان[1] سهراب یزدانی مقدم[2] داریوش رحمانیان کوشککی[3] عطاءالله حسنی[4] چکیده ناسیونالیسم یکی از مفاهیم تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران بوده است. این مفهوم که از اواسط دوره قاجاریه به نوشته های برخی از اندیشمندان راه یافت، در دوره انقلاب مشروطه در قالب گفتمان ناسیونالیسم لیبرال، به یکی از ارکان فکری این حرکت تبدیل شد. در اوضاع نابسامان اجتماعی و سیاسی ایران در طی جنگ جهانی اول و بعد از آن، گفتمان ناسیونالیسم لیبرال با بحران معنی روبه رو شد. از این رو در اذهان سوژه ها، نیاز به گفتمانی جایگزین پدید آمد که مشکلات موجود را حل کند و به باز تولید معانی تازه بپردازد. در این وضعیت، نظریه تشکیل دولت مقتدر مرکزی مطرح و گفتمان ناسیونالیسم اقتدارگرا برای توضیح مشکلات و ارائه راه حل مفصل بندی شد. یکی از روش های بررسی و مطالعه رخدادهای تاریخی، روش تحلیل گفتمان است. این پژوهش برمبنای نظریه تحلیل گفتمان لاکلائو و موفه، در پی پاسخ به این پرسش است که مفصل بندی، مفاهیم و فرایند هویت یابی گفتمان ناسیونالیسم اقتدارگرا، در کتاب هایی درسی تاریخِ چاپ وزارت معارف، در دوره رضاشاه چگونه بوده است؟ در این پژوهش با بررسی کتاب هایی درسی تاریخ چاپ وزارت معارف دوره رضاشاه، مشخص شد که قدرت حاکم با مفصل بندی مفاهیم و مؤلفه های گفتمان ناسیونالیسم اقتدارگرا پیرامون دال مرکزی شاه، از این گفتمان برای تحکیم پایه های حکومت نوپای پهلوی استفاده کرد. واژه های کلیدی: تحلیل گفتمان، ناسیونالیسم اقتدارگرا، رضاشاه، کتاب درسی تاریخ. [1] . دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران (rezamoaleman@yahoo.com) [2] . دانشیار گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی (نویسنده مسئول) (sohrab_yazdani_78@yahoo.com) [3] . دانشیار گروه تاریخ دانشگاه تهران (rahmanian@ut.ac.ir) [4] . استاد گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی (a_hassani@yahoo.com) تاریخ دریافت : 14/8/1400 – تاریخ تأیید 21/10/1400
۱۳۵۱۱۲.

بررسی تطبیقی خودگرایی و دیگرگرایی روان شناختی و تبیین دیگرگرایی خداسو(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۴ تعداد دانلود : ۳۳۹
این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی خودگرایی و دیگرگرایی روان شناختی و تبیین دیگرگرایی خداسو انجام گرفته است. طبق خودگرایی روان شناختی، انسان ها کاری را جز برای تأمین منافع خود انجام نمی دهند و حتی هنگام کمک به دیگران و فداکاری نیز در ورای این انگیزه دیگرگرا، منافع شخصی نهفته است. روش این تحقیق، توصیف و تحلیل منابع خودگرایی و دیگرگرایی روان شناختی است. همچنین، منابع اسلامی با روش تفسیری و فهم احادیث بررسی شد. بر اساس یافته های تحقیق، شش دسته از دلایل خودگرایان برای نفی دیگرگرایی قانع کننده نیستند که عبارت اند از: ۱. تفسیر مجدد انگیزه ها؛ ۲. مالکیت شخصی؛ ۳. استدلال لذت گرایانه؛ ۴. خودفریبی؛ ۵. انگیزش تربیت اخلاقی؛ ۶. خودکاوی. به علاوه، دلایل دیگرگرایان و عمدتاً باتسون برای اثبات دیگرگرایی با روش تجربی کفایت نمی کند. بر اساس نظر اندیشمندان اسلامی، مهم ترین راهکار برای رفع این مشکل، پذیرش توأمان خود طبیعت گرا و خود اخلاقی و الهی برای انسان است. از طرفی، از منابع اسلامی، سه نوع انگیزه برای معتقدان به خدا به دست آمد: خودگرا، دیگرگرا و خداسو. سپس با توجه به این تقسیم بندی، انگیزه های انسان و وجوه مختلف آن تبیین و در نهایت، دیگرگرایی خداسو به عنوان تبیین جامع تر برگزیده شد. در نتیجه، بسیاری از دلایل خودگرایی به خود الهی یا اخلاقی انسان مربوط می شود که در واقع، دیگرگرایی است.
۱۳۵۱۱۴.

نگرشی به «متن کاوی» در پژوهش های زبانی: رویکرد رایانشی در تحلیل متون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۱ تعداد دانلود : ۳۹۷
«متن کاوی» به فرایند رایانشی تحلیل متون بدون ساختار و استخراج لایه های زبانی پنهان و مضامین موجود در آن ها گفته می شود. این روش، اهمیت ویژه ای در تحلیل محتوا یا مضمون پژوهش های توصیفی و تفسیری دارد. در این فرایند، نخست متون ساده ساختارمند شده وسپس مفاهیم و انگاره های نهفته آن خلاصه سازی، طبقه بندی، مدل سازی، ارزیابی و تفسیر می شوند. نظر به اینکه این روش به ویژه در مطالعات گفتمان به منزله یک نو آوری میان رشته ای به شمار می آید، سزاوار است استفاده از آن در مطالعات دانشگاهی کشور با جدیت بیشتری دنبال شود. مع الوصف، به رغم گستردگی کمی و کیفی پژوهش های بین المللی در این حوزه، جای خالی این پژوهش ها در مقالات فارسی و انگلیسی داخل کشور بسیار احساس می شود. از این رو، این مقاله در نظر دارد از رهگذر کنکاش نظری و عملی روش های متن کاوی و ارزیابی ابزارها و روش های اصلی آن در زبان فارسی و انگلیسی، بستری مناسب برای بهره مندی از ظرفیت های این روش شناسی در مطالعات زبانی فراهم سازد.
۱۳۵۱۱۵.

نقش آفرینی کنشگران در تحولات سازمان فضایی مناطق مرزی موردکاوی: شهر و نواحی پیراشهری بانه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۳ تعداد دانلود : ۲۷۲
امروزه برنامه ریزی شهری و منطقه ای وارد فرآیند پیچیده ای شده است که در آن، مجموعه ای از کنشگران و تصمیم سازان اقدام به تصمیم گیری برای وضعیت موجود و آینده شهر و منطقه می کنند. لذا جایگاه برنامه ریز از یک تکنسین فن مدار و تصمیم گیر در برنامه، به یک تسهیل گر در کنش متقابل کنشگران و مدیریت تعارض میان آن ها تغییر یافته است. برنامه ریزی در مناطق مرزی نیز بواسطه نقش کنشگران در تصمیم سازی و تصمیم گیری، وارد عرصه جدیدی شده است که تحولات سازمان فضایی در این مناطق را تحت تأثیر قرار داده است. سازمان فضایی شهرستان مرزی بانه در استان کردستان، به دلیل وجود فرصت های تعاملات میان مرزی از یک سو و اعمال نفوذ شبکه کنشگران حکمروایی اقتصاد مرزی از سوی دیگر، طی چند سال اخیر دچار تحولات گسترده ای در مقیاس های خرد و کلان فضا شده است. هدف پژوهش حاضر تبیین نقش کنشگران در تحولات سازمان فضایی شهرستان مرزی بانه است. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر راهبرد موردکاوی است. دو دور تکنیک دلفی برای انتخاب شاخص های سنجش سازمان فضایی استفاده شد. روابط میان شبکه کنشگران با روش تحلیل شبکه کنشگران (Actors Network Theory: ANT) و استفاده از نرم افزار UciNet مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان می دهد که کنشگران می توانند بنا به قدرت و نفوذی که دارند، به کرات منجر به تحول در سازمان فضایی یک منطقه شوند.
۱۳۵۱۱۶.

تأثیر ساختار درآمدی بر ریسک عدم پرداخت بدهی در شبکه بانکی کشور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۴ تعداد دانلود : ۲۶۲
ساختار درآمدهای بانکی یکی از مؤلفه های مهم در ریسک بانکها است. این پژوهش در پی آن است که مشخص کند که ساختار درآمدهای بانکی به عنوان متغیر اصلی مستقل چه تأثیری می توانند در کاهش یا افزایش ریسک عدم پرداخت بدهی در بانکهای کشور داشته باشند. لذا این پژوهش با استفاده از مدل داده های تایلویی به تخمین اثرات خطی و غیر خطی ساختار درآمدهای بانکی بر ریسک عدم پرداخت بدهی بانکهای کشور طی دوره زمانی 1390 الی 1397 پرداخته است. نتایج برآورد نشان می دهند که میان درآمدهای مشاع با ریسک عدم پرداخت بدهی بانکها فقط ارتباط خطی وجود دارد اما میان درآمدهای غیر مشاع با ریسک عدم پرداخت بدهی بانکها ارتباط خطی و غیر خطی برقرار است.
۱۳۵۱۱۷.

بررسی رابطه سرمایه فکری و سرمایه اسلامی با مسئولیت پذیری اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۱ تعداد دانلود : ۲۵۴
در طول سال های اخیر اهمیت بحث مسئولیت اجتماعی، روز به روز بیش تر شده است؛ به طوری که امروزه از آن به عنوان یک اولویت اصلی برای سازمان ها یاد می کنند، باید خاطرنشان ساخت که جنبه نامشهود اقتصاد بر پایه سرمایه فکری بنیان نهاده شده و ماده اولیه و اصلی آن، دانش و قابلیت یادگیری می باشد. به عبارت دیگر می توان گفت که امروزه مدیریت سرمایه های فکری، سازمان ها و نهادها را به موفقیت های بیش تری در افق های آینده بازارهای رقابتی و اعتباری نائل خواهند ساخت به همین دلیل هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سرمایه فکری و اسلامی با مسئولیت پذیری اجتماعی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. بدین منظور، برای آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیون چند متغیره استفاده گردید. فرضیه های پژوهش نیز با استفاده از نمونه ای متشکل از 137 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1392 تا 1398 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته های به دست آمده حاکی از آن است که بین سرمایه فکری و اسلامی با مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
۱۳۵۱۱۸.

واکاوی عناصر کالبدی منطقه مرکزی فرهنگی شهری و کاربست توسعه عناصر فرهنگی شهری (نمونه موردی شهر شیراز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۸ تعداد دانلود : ۴۱۴
منطقه فرهنگی شهری چه در تقویت جایگاه شهرهای فرهنگی (ارائه تصویر معتبر بین المللی و فراهم آوردن فضای مناسب برای ارتقاء رقابت پذیری شهری و استقرار فعالیت های مرتبط با این شهرها) و چه در کمک به شهرهای غیر فرهنگی در جهت حرکت به سوی جایگاه شهر فرهنگی نقش و اهمیت قابل توجهی دارند، مفهوم و گستره معنایی مرکز شهر بیشتر ناظر بر وجوه کارکردی و عملکردی آن است تا ابعاد فضایی و هندسی آن و بررسی میزان و نحوه اثرگذاری منطقه فرهنگی در توسعه شهری به لحاظ حوزه های عملکردی و فضایی. و شناسایی و تعیین کارکردهای کالبدی و نمادین در عرصه های شهری و معرفی مزیت ها و ارزش افزوده های ناشی از آن. برای رسیدن به این سوالات که شکل گیری یک منطقه مرکزی فرهنگی چگونه می تواند به توسعه شهری منجر شود؟ حوزه های عملکردی و فضایی فرهنگ در منطقه مرکزی شهری چگونه تعیین می شود؟ محدوده ( منطقه ) فرهنگی شهر شیراز با استفاده از پرسشنامه شناسایی شده در مرحله تحلیل و ارزیابی برای تحقق این منظور، از افراد جامعه مورد مطالعه مراجعه و ویژگی های مورد نظر مورد ارزیابی و بررسی قرارگرفته اند. و مقاله دارای دو بعد نظری و عملی (کاربردی) می باشد و به لحاظ ماهیت تحقیق (پرداختن به مقوله فرهنگ)، از نوع روش کمی می باشد که در جای خود و به اقتضای ساختار پژوهش از روش کمی استفاده خواهد شد. و در نهایت به ذکر این مهم که در محدوده مورد بررسی فعالیتی که بتواند در طول شبانه روز شهروندان را به خود جذب کند وجود ندارد و از ساعات آخر شب به بعد تقریباً هیچ فعالیتی به غیر از عبور و مرور در این محدوده انجام نمی گردد. موانع غیر فرهنگی نیز ممکن است در محدوده فرهنگی شهر وضعیت نامناسبی را نسبت به سایر نقاط شهری ایجاد کنند. این موانع باید در برنامه ریزی برای کل شهر با تأکید ویژه بر شرایط خاص محدوده فرهنگی شهر در نظر گرفته شوند.
۱۳۵۱۱۹.

بازسازی نظریه سلطنت نفس بر اساس مبانی ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۸ تعداد دانلود : ۵۵۵
تقریرهای ناسازگارگرانه از اختیار، به تقریرهایی گفته می شود که بر اساس ناسازگاری ضرورت علّی و اختیار ارائه می شوند. هدف اصلی این تقریرها، تبیینی مناسب از اختیارِ بدون تعین و ضرورت علّی است؛ به طوری که مستلزم شانس و اتفاق نباشد و شخص در مقابل اراده نامتعین و فعل ناشی از آن مسئول باشد. از جمله این تقریرها، «نظریه سلطنت نفس» است که توسط برخی دانشمندان اصول فقه مانند محقق نائینی و شهید صدر مطرح شده است و برخی فیلسوفان معاصر نظیر فیاضی تلاش کرده اند تا آن را در فضای تفکر فلسفی نیز مطرح کنند. مهم ترین نقطه ضعف این تقریرها عدم مواجهه مناسب آن ها با اصول و قواعد فلسفی از جمله قانون ضرورت علّی است؛ چرا که عمده این تقریرهای ناسازگارگرایانه، مستلزم نقض یا تخصیص قواعد عقلی هستند. این مقاله پس از بررسی انتقادی مهم ترین تقریرهای نظریه سلطنت نفس و بیان اشکالات آن ها، این نظریه را بازسازی کرده، بر اساس مبانی فلسفی ملاصدرا تقریری جدید از آن ارائه کرده است که در آن، اشکالات تقریرهای دیگر مطرح نمی شود.
۱۳۵۱۲۰.

بررسی مفهوم دلبستگی به مکان در دو پارادایم پدیدارشناسی و روان سنجی: شناسایی ظرفیت های تعامل بازتابی به منظور پیشرفت نظری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۰ تعداد دانلود : ۷۹۵
بیان مسئله: مطالعات دلبستگی به مکان برحسب رویکرد روش شناختی عمدتاً در قالب دو پارادایم پدیدارشناسی (کیفی) و روان سنجی (کمی) انجام شده اند. تکثر مفاهیم مکانی و عدم وجود توافق بر سر تعاریف و نحوه ارتباط آن ها باهم، منجر به افزایش انتقادات در مورد عدم وضوح مفهومی در مطالعات مکان شده است. این انتقادات پیشرفت نظری در حوزه دلبستگی به مکان را وابسته به توافق بر سر تعاریف کرده اند. هدف: تحقیق حاضر به بررسی نحوه تعریف مفهوم دلبستگی به مکان در دو پارادایم پدیدارشناسی و روان سنجی و نحوه ارتباط آن با سایر مفاهیم مکانی می پردازد. هدف از این کار بررسی نحوه تعریف دلبستگی به مکان در دو زمینه پارادایمی فوق و همچنین اختلاف برداشت ها و دلایل آن ها میان دو پارادایم است. روش:  برای بررسی نحوه تعریف مکان در دو زمینه پارادایمی از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. برای این منظور، نحوه عملیاتی سازی و به کارگیری این ساخت مفهومی در تحقیقات تجربی واکاوی شده و تنها به تعاریف مستقیم ارائه شده از محققین اکتفا نشده است. نتایج این تحلیل ها در قالب نمودارها و مدل های مفهومی ارائه شده است. یافته ها : علیرغم وجود برداشت ها و تعاریف مختلف از این مفهوم واحد، هر یک از دو رویکرد پارادایمی فوق ابعاد مختلفی از این مفهوم را روشن می کنند. در این میان بررسی ویژگی های فردی یا مکانی بیشتر در حوزه کار روان سنجان قرار می گیرد درحالی که بررسی و مطالعه فرایند دلبستگی به مکان نیازمند مطالعات کیفی پارادایم پدیدارشناسی است. نتیجه گیری: در عین وجود اختلافات عمیق فلسفی میان این دو پارادایم باید تعامل بازتابی آن ها به منظور پیشرفت نظری در دستور کار باشد. تعامل بازتابی به معنای نگاهی بازتر به نقش مکمل دو پارادایم در تولید دانشی است که در عرصه عمل شهرسازان را قادر به ساخت مکان هایی دوست داشتنی تر سازد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان