شناسایی و تبیین پیشران های کلیدی روستای خلاق در قلمرو نظریه غیر بازنمایی، مورد مطالعه: دهستان اوجان غربی در شهرستان بستان آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
50 - 77
حوزههای تخصصی:
نظریه غیربازنمایی منجر به توسعه رویکردی جایگزین برای تصور، عمل و تولید دانش جغرافیایی شده و بر جغرافیای روستایی تأثیر گذاشته است. این نظریه به ویژه با اشتغال مرتبط بوده و ایجاد شغل جایگزین برای حفظ جمعیت و درآمد در مناطق روستایی را نوید می دهد. در این راستا رهیافت روستای خلاق به عنوان مفهومی تازه است که می تواند در فضای پسامدرن در ایجاد اشتغال و تأمین نیازهای روستایی و مقابله با انزوای آن مدنظر باشد. بر این اساس در تحقیق حاضر پس از کشف ایده، فکر جدید و ذهن خلاق در راستای رهیافت روستای خلاق در دهستان اوجان غربی در شهرستان بستان آباد، پیشران های کلیدی روستای خلاق در قلمرو نظریه غیربازنمایی شناسایی شد. استفاده توأمان از دو روش کیفی و کمی یعنی پدیدارشناسی و آینده نگاری در قالب روش تحقیق آمیخته به شیوه توسعه ابزار، روش به کاررفته در تحقیق حاضر است که ازلحاظ ماهیت، تحلیلی- ساختاری و از نظر هدف، کاربردی است. تعداد 18 مورد ایده و فکر جدید و خلاق کشف گردید؛ سپس تعداد 9 پیشران کلیدی در راستای ارکان، زیرساخت ها و شاخص های رهیافت روستای خلاق شناسایی شد. بر اساس نتایج تحقیق، روستاهای خلاق جامعه مورد مطالعه، فضایی متشکل از پیشران ها و سازندهای مؤثر با تکیه بر «رهبری» آینده نگر و با تفکری چندبعدی و واگرا همراه با قدرت نفوذ در جامعه محلی هستند که بعد عینی «مشارکت» اجتماعی (شبکه تعاملات اجتماعی) به عنوان اولین و اصلی ترین شرط بر آن ها حاکم بوده و «انعطاف پذیری» لازم را در توانایی برقراری رابطه توأم با احترام متقابل (همدلی) دارند؛ بستر لازم برای «ابتکار» و نوآوری در مسیر کارآفرینی و فرایند تولید ایده های نو مهیا بوده و در کنار تمام این مسائل، قدرت «خطرپذیری» را در انواع سرمایه گذاری های خطرپذیر دارند.







