دراین نوشتار به موضوعی میپردازیم که اغلب به آن توجه نمیشود: گزارش و انعکاس پیمایش برای دیگران. درصورتی که پیمایش به شکل مناسب منعکس و انتقال داده نشود، تمامی تلاشها و زحماتی که برای انجام آن صرف شده است، بیثمر خواهد بود.
قبل از آنکه بیشتر به این موضوع بپردازم،باید نکتهای اساسی را یادآور شوم. گزارش علمی درباره مسائل اجتماعی، نیازمند تسلط کافی برزبان انگلیسی است(مگر اینکه فردی به زبان دیگری مینویسد). هرگاه از آمار و ارقام یا اشکار میخواهیم که به تنهایی گویای مطالب باشند، قادر به تعیین نیستند.هرگاه در موارد غیرضروری از اصطلاحات و عبارات پیچیده استفاده میکنیم، سطح موفقیت در برقراری ارتباط پایین میآید. سفارش میکنم که کتاب کوچک و در عین حال بسیار عالی عناصر سبک نوشته ویلیام استرانک و ایی.بی.وایت را بخوانید (و حدودا هرسه ماه یکبار آن را دوباره مرور کنید). اگر این کار را با دقت و صادقانه انجام دهید حتی اگر ده درصد محتویات کتاب را کنار بگذاریم، باز شما شانس بسیار زیادی دارید تا خود را به گونهای معرفی کنید که دیگران شما را خوب درک کنند؛ همچنین این شانس را خواهید داشت که ترتیبی دهید تا قدر یافتههای شما، دانسته شود.
مخاطب پژوهی نقش بسیار مهمی در موفقیت طرح(پژوهش) شما دارد.به همین دلیل باید ضرورت مخاطب پژوهی را بدانید. بهطور کلی هر ارتباطگری باید مخاطب خود را بشناسد و در این راه، مدل SMCR برلو(Berlo)ابزاری مطمئن و کامل برای دست یافتن به این شناخت است.
مخاطب پژوهی شما باید بسیار دقیق باشد. شما باید درباره فنون موجود و حتی فنونی که ضرورتی برای استفاده از آنها ندارید، اطلاعات زیادی داشته باشید.
بالاخص اینکه باید تفاوت میان پژوهشهای کیفی و کمی را بدانید. پژوهشهای مراکزی چون NRS و BARB نمونه هایی از رویکرد کمی هستند و پژوهشهای انجام شده درباره دریافت پیام که تحت عنوان مخاطب پژوهی جدید صورت گرفتهاند، جزو رویکرد کیفی محسوب میشوند. درهمین خصوص بد نیست نگاهی به بانک اطلاعاتی CASS (مربوط به پرسشنامه) بیندازید که برخی از پژوهشهای پیمایشی کلاسیک انگلیسی در آن مطرح شده است. دراین بانک اطلاعاتی علاوه بر اخذ برخی راهنماییها درباره طرح پرسشنامه به برخی اطلاعات ضروری دیگر نیز دست خواهید یافت.