از روی کار آمدن شاه صفی در سال 1038 ه . تا فروپاشی حکومت صفوی در سال 113 ه. نزدیک به یکصد سال طول کشید. در این دوره هنرهای ایران در کنار سایر تحولات آن، دگرگونی قابل ملاحظه ای را از سرگذراند. آن عواملی که بخصوص در دوره شاه عباس اوّل، هنرهای ایران را در مسیر نوآوری و تجدد قرار داد، در این دوره یکصد ساله به بار نشست و یکی از ویژگیهای هنر نقاشی دوره صفوی تجدد و رویکرد به عناصر جدید هنری شد. دراین مقاله این رویکرد و گرایش به تجدد و تقابل آن با سنت نگارگری ایران ارزیابی شده و عوامل و علل و وجوه گوناگون تجدد و نوآوری بررسی گردیده است. کلیدواژگان: فرنگی سازی، دیوار نگاره، نگارگری، شیوه نقاشی اروپایی، یکه صورت، نقاشی گل و مرغ، محمد زمان، علیقلی جبادار، شیخ عباسی، معین مصور
این مقاله 15 کشور عضو «سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)» را از نظر نسل سوم مطالعات بررسی می کند. کانون این مطالعات معمولاً ارتباط بین تلاش برای رفاه، ابزار رفاهی، و نتایج رفاه است. مقاله همچنین تأثیر عوامل ساختاری گوناگون را بر انتقال فقر و درآمد مورد توجه قرار می دهد. نتایج مذکور در مقاله نشان می دهد که سهم افراد مسن تر در کل جمعیت با افزایش انتقال درآمد مرتبط است و این امر نباید باعث شگفتی شود. البته در مورد گروه های جمعیتی جوان تر، نتایج معکوس است. این نتایج نشان می دهد که هرچه تعداد افراد مسن در ترکیب جمعیت بیش تر باشد، میزان فقر پایین تر خواهد بود. مقاله، رابطه متقابل عوامل ساختاری، انتقال درآمد و فقر، و نیز تأثیر تغییرات تولید ناخالص داخلی و بیکاری را بررسی می کند. بنا به تصریح نویسنده، نرخ بیکاری از سویی با رشد انتقال درآمد، و از سوی دیگر با افزایش فقر در ارتباط است.
در این مقاله پس از تشریح و نقد الگوی برنامه های عمرانی در ایران، به «اتلاف فرصت ها و هزینه های گزاف» اشاره گردیده و در بخش بعد هدف های برنامه های عمرانی یکم (72- 1368) و دوم (78- 1378) تبیین و نقد شده است. در ادامه، پیش بینی ها و عملکرد برنامه یکم و دوم عمرانی کشور، به تفضیل مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. نویسنده با اشاره به رشد اندک تولید ناخالص داخلی، سرمایه گذاری ثابت اندک، تورم بالای قیمت ها، رشد بالای نقدینگی بخش خصوصی، اتکای بالای بودجه و درآمدهای ارزی کشور به صادرات نفت، و واردات هنگفت و صادرات اندک غیرنفتی، تأثیر برنامه های عمرانی را بر قدرت خرید مزد و حقوق بگیران تشریح کرده است. از این منظر، «رفتارهای اربابانه در محیط کار، کمی درآمد و انگیزه نیروی کار» عملاً بهره وری نیروی کار را نسبت به گذشته با کاهش شدید همراه ساخته است؛ ضمن این که مزد و حقوق بگیران به تدریج از بازار خرید بسیاری از کالاها و خدمات ـ به دلیل کاهش قدرت خرید مزد و حقوق دریافتی شان ـ حذف شده اند. عدم افزایش بهره وری کار، سرمایه و انرژی در ایران، از نتایج این وضع عنوان شده است.
ابن خلدون ارزش را منحصر در کار نمیداند، ولی بخش اعظم آن را ناشی از کار میداند.در مورد خدمات که به تولید غیرمادی اختصاص دارد، ارزش را کلا ناشی از کار میداند. درخصوص کالاها و محصولات محسوس مادی، علاوه بر کار ارزش مواد اولیه به کار رفته در آنهارا نیز دخیل میداند. در مورد فعالیتهای تجاری و بازرگانی، علاوه بر کار، سرمایه را هم بهشمار میآورد، اما سرمایه را ناشی از کار قبلی میداند. در مورد کالای کشاورزی، کار و طبیعت راهم دخیل میداند. هر چند در تحلیل آرای آدام اسمیت در خصوص ارزش، مناقشاتی وجود دارد، لیکن اگرنظریه هزینه تولید آدام اسمیت را در خلق ارزش به عنوان نظریه نهایی او بپذیرم، نتیجه میگیریمکه وی هر سه عامل را در خلق ارزش مؤثر میداند. ابن خلدون کار را (و در برخی موارد سایر چیزها را) فقط عامل ایجاد ارزش میداند و نه برابربا آن، و عرضه و تقاضا را عامل تعیین کننده ارزش (قیمت) میداند. بنابراین، هیچ گاه هماننداسمیت با مشکل چگونگی تعیین ارزش توسط کار رو به رو نشده است. در حالی که نظریه ارزشاسمیت فقط از دیدگاه عرضه برای تعیین قیمت مؤثر است و تقاضا در تعیین قیمت نقشی بهعهده ندارد. گرچه ابن خلدون پول را حنثی میدانسته است، اما در هیچ جا اشارهای که دال بر آن باشد کهاو همانند اسمیت به ارتباط بین سطح عمومی قیمتها و مقدار پول در گردش پی برده باشد،نمیتوان یافت.
در این مقاله، با استفاده از روشهای نوین اقتصادسنجی، تجزیههای واریانس (VDCs)و توابع واکنش آنی (IRFs)تعامل میان متغیرهای دستمزد، بهرهوری و نرخ بیکاری در اقتصادایران را در کوتاهمدت و بلندمدت بررسی مینماییم. در مجموع، نتایج حاصله دلالت بر آن دارندکه نظریههای نئوکلاسیک به تنهایی نمیتوانند حقایق موجود در بازار کار اقتصاد ایران راتوضیح دهند و تشخیص دوگانگی بازار کار برحسب بخش رسمی و غیررسمی برای فهمنوسانهای نرخ بیکاری، عرضه و تقاضای نیروی کار و همچنین سیاستگذاریهای مربوطهبسیار اساسی است. استفاده مؤثر از بخش غیررسمی برای ایجاد اشتغال و درآمد و توجه بیشتربه بهرهوری در بخش رسمی یا مدرن برای حصول به هدف کاهش نرخ بیکاری و هم زمانافزایش قدرت رقابتپذیری بخش مدرن ضروری است.