"«دسترسی همگان به آموزش به ویژه آموزشهای پایه و اساسی» رویکرد اصلی شبکه آموزش سیماست. استفاده از فراگیری تلویزیون در گسترش آموزش و عبور از برخی محدودیتهای آموزش سنتی، مانند محدودیت فضای آموزشی، استاد و... فضای گستردهای را فرا روی شبکه آموزش قرار میدهد. اما شبکه آموزش از این فضای گسترده چگونه سود میبرد؟ با سیستم آموزش سنتی چه مناسباتی دارد و چگونه میتواند مکملی در کنار آن لحاظ شود؟
نکته دیگری که غفلت از آن روا نیست، توجه به آموزشهای عمومی است که شاید در برخی موارد متولی خاص هم نداشته باشد. شبکه آموزش در این زمینه چه مسئولیتهایی بر عهده دارد؟ گذشته از این موارد، بحث کنترل کیفیت در آموزش و توجه کافی به مسئله پرورش در کنار آموزش دو نکته مهم و اساسی هستند، زیرا وقتی از طریق تلویزیون محیط آموزشی در سطح کشور فراگیر میشود، کاستیها نیز بزرگتر و انبوهتر نمایان میشوند. در این موارد چه تدبیری میتوان اندیشید؟
کوشیدهایم تا در بحث و گفتگو با دکتر بیابانی مدیر محترم شبکه آموزش سیما، جوانب گوناگون کار این شبکه را بررسی کنیم.
"
"امروزه آموزش به عنوان یک نهاد اجتماعی در رابطهای تنگاتنگ با نهاد ارتباط جمعی رسانهها را در سرفصل برنامههای توسعه آموزشی جوامع قرار داده است. پس از جنگ جهانی دوم، تلویزیون با تکیه بر توانمندیهای منحصر به فرد خود، کارکردهای نوینی را در آموزش بر عهده گرفت و به عنوان یک رسانة آموزشی جایگاه ویژهای برای خود تعریف کرد.
آموزش دینی در ایران به طور عمده مرهون رسانههای سنتی بوده است که بسیاری از آنها خود پس از ورود اسلام به ایران و از تلاقی فرهنگ ایرانی و اسلامی پدید آمدهاند. حضور رسانههای جمعی به ویژه تلویزیون در عرصة اجتماعی سبب شد که از حدود هشتاد سال پیش، جمعیتها و سازمانهای دینی با بهرهگیری از رسانههای الکترونیک اقدامات چشمگیری را در این خصوص سامان بخشند.
ایران پس از انقلاب اسلامی شاهد تقسیم کارکردهای دینی میان رسانههای سنتی و رسانههای مدرن بوده است. نبود مطالعات علمی و فقر ادبیات حوزة دین در ارتباطات، اختلالات مستمری را در فرایند سیاستگذاری تا برنامهسازی دینی رسانهای سبب شده است. این مقاله در پی یک مطالعة تطبیقی تلاش میکند راهبردهای اصلی موضوع آموزش دینی از تلویزیون را پیشنهاد دهد. باشد تا قدمی در راه غنای ادبیات علمی و سامانبخشی آموزشهای دینی رسانهای برداشته شود.
"
"نویسنده این مطلب از برجستهترین متفکران حوزه بینالمللی آموزشهای رسانهای است. لنمسترمن پیش از این کتابی منتشر کرده بود که به سرعت به کتابی درسی در عرصه آموزش رسانهای تبدیل شد. این کتاب که Teaching the Media نام داشت در سال 1985 از سوی انتشارات Comedia Books به علاقهمندان مباحث مربوط به آموزش رسانهای عرضه شد. حالا او کتاب دیگری در دست دارد که انتشارات شورای اروپا آن را منتشر میکند. نام این اثر آموزش رسانهای در اروپای دهه 1990 است [Media Education in Europe in the 1990’s]. نویسنده این مقاله از جمله کسانی است که ترجیح میدهد از عبارت آموزش رسانهای (Media Education) به جای اصطلاح سواد رسانهای (Media Literacy) استفاده کند.
"
فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) و حرکت از جوامع سنتی به جوامع اطلاعاتی، تمامی ابعاد و نیازمندیهای جوامع بشری را تحت تأثیر قرار داده است. (Habermas, 1984:8) روشهای آموزشی نیز تابع چنین تغییر و تحولاتی بودهاند. مسلماً بهرهگیری از روشهای نوین که موجبات کارایی و اثربخشی بیش از پیش نظامهای آموزشی را فراهم میکند در کشور ما نیز در اجرای آموزشها، اعم از آموزشهای مدرسهای، حرفهای و تخصصی ضروری است. استفاده از چنین فنونی، با فراهم آوردن امکان افزایش کیفیت و بهرهوری آموزشی در کلیة سازمانها چشمانداز نویدبخشی در گسترش دانش به همراه خواهد آورد؛ چشماندازی که سیستم آموزش عالی با راهاندازی دانشگاههای مجازی و سازمان صداوسیما (مهدوی نور و فتحیان؛ 1382:1) با راهاندازی شبکه آموزش، نوید آن را دادهاند
"این مقاله برگرفته از کتاب «حمله به عراق: آنچه رسانههای خبری به شما نگفتند»، نوشتة پروفسور نورمن سالومون و ریس ارلیچ است. متن حاضر ادغامی از دو فصل این کتاب است که به طور کامل توسط نگارنده ترجمه شده است. شایان ذکر است که نگارش و چاپ این کتاب چند روز پیش از آغاز جنگ عراق به اتمام رسیده است، اما موضوع مقاله بسیار کلیتر از جنگ عراق است و حال و هوای غالب بر رسانههای امریکایی را به ویژه در هنگام جنگ و بحران نشان میدهد.
"
"نیل پستمن محقق برجسته امریکایی بر این عقیده است که فناوری تأثیرات شگرف بر ذهن و زندگی بشر میگذارد تأثیراتی که لزوماً همواره مثبت نیست. او با دقت، این تأثیرات را تحلیل و بررسی میکند و بر همین اساس به نقد جایگاه تلویزیون به ویژه در امریکا و نقش منفی آن در ذهن و عمل مردم میپردازد. او بر آن است که تلویزیون هر چیزی را در چهارچوب استراتژی سرگرمی و تفریح ارائه میکند و هنگامی خطرناک میشود که بکوشد امور مهمی چون دین و هنر و سیاست و تاریخ و علم و نظایر آنها را در قالبی تصویر محور و به شکلی سرگرمکننده عرضه کند. پستمن منتقد جدی ارائه دین در تلویزیون یا به تعبیر خودش «دین تلویزیونی» است. مقاله حاضر ابتدا به طرح کلی دیدگاه پستمن در مورد تبعات و تأثیرات فناوری میپردازد و سپس نقش تلویزیون و برنامههای مذهبی را مورد تحلیل و بررسی قرار میدهد.
وی در نهایت به این نتیجه میرسد که تلویزیون بنا به ماهیت خود تصوری این جهانی از امور ارائه میدهد و نمیتواند شرایط لازم برای ایجاد حالات معنوی و تجربیات دینی را فراهم آورد.
"
در این مقاله، هدف تعیین جهت گیری تجاری صنایع استان اصفهان و ارتباط شاخص های مزیت نسبی و تغییرات آن با برخی ویژگی های صنعت در استان است. بدین منظور با به کارگیری روش های تحلیل عاملی، تجزیه به مولفه های اصلی و تاکسونومی عددی شاخص های تعیین کننده درجه توسعه صنعتی استان محاسبه شده و رتبه بندی براین اساس صورت گرفته است. همچنین به کمک شاخص های مناسب صنایع استان رتبه بندی و صنایع مزیت دار شناسایی گردیده اند.