چکیده: هدف این مقاله، شناسایی راهکارهای تأثیرگذاری فرآیند توسعه، بر عرفی شدن احتمالی ایران است و برای این منظور، از رویکردی نظری و تبیینی بهره گرفته شده است. یافتة اصلی این تحقیق، عبارت است از یک الگوی نظری سامان یافته و متشکل از مجموعه ای از فرضیه ها، که تا حد امکان کوشش شده است که در یک سطح کلی به واقعیات عینی مستند باشند. بر حسب این الگو، توسعه در محورهای گوناگون آن، از طرق متعدد، از جمله: علم گرایی، نسبیت گرایی، سودپرستی، نابرابری، نفی اقتدارهای سنتی، دنیا گرایی، تجمل گرایی، محو اجتماعات محلی و اشاعة فرهنگ مدرن، می تواند باعث عرفی شدنِ احتمالی ایران گردد. با توجه به کمبود جدّی پیشینة تحقیق، دربارة موضوع این مقاله، امید است این کار بتواند گامی هر چند کوچک در جهت پیشبرد ادبیات بحث عرفی شدن به شمار آید.
چکیده: این جستار در پی ارائة نظریات شریعتی دربارة نحوة ارتباط معرفت و جامعه است. بدین منظور، پس از مرور کلیات، شامل: مقدمه، بیان مسئله، پرسش های مسئله، پیش فرض ها، پیشینه و چارچوب نظری، بر محور پنج مؤلفة عمق تعیّن، درجة تعیّن، سطح تعیّن، عامل مسلّط در تعیّن و آماج (موضوع) تعیّن، مطالب را عرضه می کند. پایان بخش این جستار تحقیقی، نتیجه گیری و ارزیابی مطالب آورده شده است.
چکیده: محققان علوم اجتماعی در حوزة دین هنگامی که درصدد برمی آیند که حیطة گسترده و پیچیده ای چون دینداری را در سطحی وسیع و با شیوة پهنانگرانة پیمایش های اجتماعی مورد بررسی تجربی قرار دهند فقط به تعریف منطقی و مفهومی از دین و دینداری نیاز ندارند؛ بلکه، توجه اساسی آنها به تعاریف عملیاتی برای سنجش و اندازه گیری دینداری است. تعاریف عملیاتی، مفهوم کلی دین و دینداری را به اجزای تشکیل دهنده اش (ابعاد، مؤلفه ها، و معرّف/ شاخص ها) جهت انجام پژوهش تجربی تجزیه می کند. در این مقاله، با واکاوی نظری و تجربی مفهوم دین و دینداری در دین اسلام و علوم اجتماعی تلاش گردید تا ابعاد و مؤلفه هایی که این پدیده را به صورت یک کلیت تجربی یا کلیت تئوریکی شکل داده است، مشخص و معین شود. در این راستا، ابتدا، دین و دینداری با درجه ای از انتزاع و براساس سه بُعد اعتقادات، احساسات، و اعمال تعریف مفهومی شد. سپس، مؤلفه های درون هر بُعد از دینداری مشخص گردیدند. یعنی، بُعد اعتقادی دین به دو مؤلفة «اصول» و «فروع»؛ بُعد عاطفی دین به سه مؤلفة «تجربة دینی»، «علقة دینی» و «هویت دینی»؛ و بُعد رفتاری دین به سه مؤلفة «اخلاقیات»، «شرعیات» و «عبادات» تقسیم شدند. در پایان، برای ساخت سنجة دینداری در هر یک از مؤلفه های فوق الذکر، معرّف/ شاخص های معینی براساس آموزه های اسلام ارائه گردید.
الشعر هو مرآه المجتمع فی العصور المختلفه. لهذا نرید أن نبحث فی المظاهر الدینیه فی الشعر الشیعی. والتی تتصل بمباحث علم الاجتماع الدینی. المظهر (الصوره)، لغه الدین و أساساً کل ما یحرصُ علیه الإنسان یصبح مظهراً و إیماءاً. لهذا فإن الشعر الشیعی غالباً ماتکون له صبغه دینیه و هذا الشعر متمتع بالإیماء و المظهر کثیراً. هذا المقال یحاول مع اعتماده علی شعر کُمَیْتْ بن زید الأسدی و السید الحمیری (شعراء الشیعه المشهورون فی القرنین 1 و 2 ه .ق) أن یبیّنُ الإیماء الدینی و أقسامه مع ذکر أمثله أدبیه تؤکد علی وجود هذه المظاهر فی الشعر الشیعی.
بات واضحاً، الیوم أن حداثه القصیده العربیه فی الشعر المعاصر لا تکمن فی تمرد الشاعر علی القیود الشکلیه الصارمه؛ بل غالباً ما تتمثل فی نظره الشعراء و إنعطافهم نحو البحث عن رموز وأساطیر و أقنعه یجسد فیها، ومن خلالها، رؤاه و یتوحد معها للتعبیر عما فی داخله. فغالباً ما تعجز الرموز العامه و الشائعه عن الارتفاع إلی مستوی ما یواجهه الشاعر، فیری ضروره أن یتجاوز الرموز الجاهزه، أو أن یعید شحنها و یجعلها أکثر صله به و بمعاناه عصره. و هکذا ظل جهد الشاعر العربی المعاصر یکمن فی البحث عن الرموز الشخصیه کما لدی البیاتی و السیاب و أدونیس. لقد استخدم البیاتی عدداً من الرموز الشخصیه منها: عائشه، و وضاح الیمن، والخیام، والمعری. إن بعض هذه الرموز و إن یکن منتزعاً من حقل أسطوری أو تاریخی، إلا أن البیاتی یمنحها قوه رمزیه شخصیه و یسعی إلی إعاده صیاغتها من جدید و لا یلجأ دائماً إلی دلالاتها الشائعه. و ربما کانت «عائشه» أکثر استخداماً فی هذا المضمار من رموزه الأخری فی دواوینه الشعریه. و استطاع الشاعر أن یجعل من عائشه رمزاّ أساسیاً بین رموزه الشخصیه یرجع الیها للتعبیر عن موضوعه الشعری و تجسید رؤاه إزاء الکون و الحیاه.
لاشک فی أنه یمکن طرح الدراسات و الأبحاث ذات الصله بقضایا الإسلام و علاقته بالسیاسه مما یعرف الآن بالسیاسه الإسلامیه فی عده مجالات دراسیه و بحثیه مختلفه تتمثل فی الفقه السیاسی، والفلسفه السیاسیه للإسلام، والکلام السیاسی فی الإسلام بالإضافه إلی الفکر السیاسی الإسلامی، إلا أن المشکله فی هذا الخصوص تکمن فی صعوبه تحدید إطار کل واحد من تلک المجالات و تمییزه عن الآخر و بعباره أوضح؛ فإننا بحاجه ماسه إلی تقدیم تعاریف جامعه و مانعه لکل واحد منها. لذلک فإن ترسیم و تدوین مجموعه من المؤشرات و السمات المثولوجیه (المنهجیه) و تقدیمها لکل من یعنیه الأمر، بفرض تحدید إطار المجالات المذکوره و تمییزها عن بعضها البعض یغنی بحثنا هذا. کما أن ما یتمیز به هذا المقال هو تقدیم تعاریف جدیده حول الفکر السیاسی الإسلامی، و الفکر السیاسی فی الإسلام و ذلک لأول مره و بهدف التمییز فیما بین هذین المجالین.