با وجود اهمیت بکارگیری فنآوری¬اطلاعات، امروزه در بسیاری از سازمان¬ها شاهد بروز مشکلاتی در رابطه با عدم برآورده شدن نیازهای کسب وکار با توجه به حجم بالای سرمایه گذاری در زمینه فنآوری اطلاعات و میزان پائین همراستایی هستیم. موضوع بحث برانگیز بهره¬وری فنآوری¬اطلاعات که از آن به عنوان"پارادوکس بهره¬وری" یاد شده است، ما را برآن داشت که به بررسی رابطه بین همراستایی استراتژیک فنآوری اطلاعات وکسب وکار با عملکرد سازمانی با استفاده از مدل¬های اقتضایی و دیدگاه سیستمی بپردازیم و نیز نتایج عملکردی حاصل از همراستایی فنآوری¬اطلاعات و کسب وکار را با استفاده از چارچوب سیستمی کارت امتیازی متوازن شناسایی کنیم که تا کنون در ادبیات همراستایی مورد استفاده قرار نگرفته است. در نهایت با توجه به نتایج بدست آمده از پژوهش بیان کنیم که همراستایی بین فنآوری اطلاعات و کسب وکار یک اصل برای دستیابی به عملکرد بهبود یافته بویژه در بعد فرایندهای داخلی میباشد. داده¬های پژوهش در سال 87 گردآوری شده است. روش پژوهش مورد استفاده در این مقاله توصیفی و از نوع همبستگی است و به طور مشخص مبتنی برمدل معادلات ساختاری است.
"حق تالیف در عرصه فرهنگ و هنر آغاز شد. از آغاز در این عرصه دو رویکرد شکل گرفت: رویکردی تجاری و اقتصادی که بیشتر دلمشغولِ حق تهیه کنندگان و سرمایه گذاران است و رویکرد دیگری که نگران حق مؤلف و پدیدآورنده اثر است. رویکرد نخست ریشه در کشورهای آنگلوساکسون دارد و رویکردی فرهنگی برخاسته از فرانسه است. با توسعه تولیدهای رایانه ای به ویژه نرم افزارها و بازی های رایانه ای و با جدا شدن بازار نرم افزار از سخت افزار، تکثیرهای غیرقانونی و دزدی هایی که می توان آنها را «دزدی های مخملی» نامید، جامعه جهانی بر ای حفظ حقوق پدیدآورندگان این کالاهای علمی و فرهنگی، دست به کار شد. در این مقاله راهکارهای رویارویی با این خطر بررسی و چالش های داخلی و بین المللی قوانین مربوط به حق تالیف در این عرصه بررسی می شود. چالش های موجود در این عرصه و بررسی نقاط قوت و ضعف رویکردهای گوناگون، برای مسائل موجود در دستورکار حق مؤلف در کشورمان مفید باشد.
"
"دولت های آمریکا همیشه تلاش می کردند تا رسانه ها را در جهت منافع سیاسی و اقتصادی صاحبان قدرت، کنترل کنند. تحلیل های نوام چامسکی سوگیری رسانه های آمریکایی را به نفع منافع «اقتصاد سیاسی» و «جانبداری از اسرائیل » نشان می دهد. همچنین، پژوهش ها مشخص می کند که جهت گیری آمریکا در کنترل پوشش خبری، در مواقع بحرانی تشدید می شود. در این پژوهش به بررسی جدید ترین روش آمریکا در سازماندهی رسانه ها در جنگ 2003، عراق می پردازیم. همچنین، روزنامه نگاری همراه که برای نخستین بار پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا)آن را به کار گرفت، مورد ارزیابی قرار می گیرد. مطالعات انتقادی فراوانی در مورد کارکرد روزنامه نگاری همراه به رشته تحریر درآمده، اما پژوهش حاضر بر آن است تا به ارزیابی عینیت این پدیده بر اساس تئوری میندیچ بپردازد. این پژوهش، محتوای خبری وب سایت فاکس نیوز را در دوره زمانی 20 مارچ تا 9 آوریل 2003، مورد بررسی قرار می دهد دوره ای که روزنامه نگاران آن را «سقوط بغداد» می نامند. به همین دلیل، عینیت 217 خبر از کلیپ های پیاده شده و لید گزارش های زنده روزنامه نگاران همراه که در فاکس نیوز ارائه شده اند، ارزیابی می شود.
"