قاآنی به دلایلی به کرّات از نامها و داستانهای شاهنامهای در شعر خویش بهره گرفته و این تلمیحات را برای مدح، توصیف طبیعت، معشوق و احوال خود، تمثیلسازی و بیان مقاصد تعلیمی به کار برده است. مهمترین بخش اشارات ملّی- پهلوانیِ قاآنی که موجب برتری وی بر سایر شاعران است، تلمیحات نادر اوست که از مآخذ متعدّدی مانند شاهنامه، منظومههای پهلوانی، متون تاریخی و ادبیِ دیگر و روایات نقّالی و شفاهی/ عامیانه زمان استفاده شده است. شماری از ویژگیهای تلمیحات شاهنامهایِ قاآنی عبارت است از: دقّت در جزئیّات داستانهای شاهنامه، رعایت جادوی مجاورت، تقابل ویژگیهای یک شخص با خود او در ساختار تلمیح، تشبیه ممدوح به دو شخصیّت شاهنامهای با وجهشبهی واحد، ستایش ممدوح با ترکیبِ دو نام شاهنامهای، و ... او افزون بر روایات شاهنامه به نام و نکتههایی از سرگذشت فردوسی نیز اشاره کرده است. قاآنی به گواهی شواهد متنوّع و فراوان دیوانش پرتوجّهترین شاعر ادب فارسی به شاهنامه است و بیش از سخنوران دیگر توانسته تسلّط خیرهکننده خود را بر روایات ملّی- پهلوانی ایران، در شعر خویش عرضه کند.
" روند تغییر و تحول نام های افراد می تواند نشان دهنده فرآیند تغییرات اجتماعی و فرهنگی در نظام اجتماعی باشد. در این تحقیق با مطالعه موردی نام گذاری فرزندان در شهر تهران، به مقایسه ارزش های نسل های پس از انقلاب پرداخته می شود. بر اساس نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 400 نفر به عنوان جمعیت نمونه انتخاب شدند. با بررسی تاثیر دوره تاریخی، جنسیت و منطقه مسکونی در میزان تحول ارزش های نسل های پس از انقلاب به بررسی نام ها پرداخته و نتایجی که به دست آمد، مبین آن بود که مردان بیش از زنان دارای نام های اسلامی– مدرن اند. بر این اساس در دوره انقلاب، کودکان بیشتر نام های اسلامی داشته ولی در دوره اصلاحات، بر میزان نام های غربی افزوده شده است. علاوه بر آن، فرزندان مناطق جنوبی شهر تهران بیشتر دارای نام های اسلامی– سنتی و اکثر افراد ساکن در مناطق شمالی، برای کودکانشان نام های ایرانی–مدرن برگزیده اند.
"
"تعامل نیروهای ساختاری و ارزشی در جامعه جدید ایران ، شرایط ی تازه برا ی تجربه گذار به بزرگسالی و ارتباط نسل ها ایجاد کرده است. عاملیت ارتقا یافته و فردی شدن، از جمله زمینه های اصلی هستند که برآیند آن، غیراستاندارد شدن و غیرخطی شدن گذار بوده است.
مقاله حاضر بر اساس مطالعات تجربی نویسنده بر فرهنگ و خرده فرهنگ های جوانان ایرانی و نیز اتکا به داده های به دست آمده از پیمای ش های اخیر ملی، الزامات تحول در تجربه گذار را بر روابط قدرت جوانان با خانواده های خویش، میل افزایش یافته آنها به کسب استقلال، دموکراتیزه شدن مناسبات خانوادگی و اجتماعی شدن دو طرفه، بررسی می کند. استدلال اصلی این مقاله
آن است که تجربه تعاملات نسلی جوانان در خانواده و نیز اجتماع بزرگ تر، بیش تر از آنکه بیانگر گسست و به اصطلاح انقطاع نسلی باشد، بیانگر تداوم و پیوستگی است که نیروهای جهت دهنده آن اگرچه به طور فزاینده از شرایط تحول یافته فرهنگی و ارزشی جامعه تاثیر می پذیرد، همچنان وابسته به نیروهای ساختی چون طبقه، جنسیت و مکان زندگی می باشد.
"
"دولت های آمریکا همیشه تلاش می کردند تا رسانه ها را در جهت منافع سیاسی و اقتصادی صاحبان قدرت، کنترل کنند. تحلیل های نوام چامسکی سوگیری رسانه های آمریکایی را به نفع منافع «اقتصاد سیاسی» و «جانبداری از اسرائیل » نشان می دهد. همچنین، پژوهش ها مشخص می کند که جهت گیری آمریکا در کنترل پوشش خبری، در مواقع بحرانی تشدید می شود. در این پژوهش به بررسی جدید ترین روش آمریکا در سازماندهی رسانه ها در جنگ 2003، عراق می پردازیم. همچنین، روزنامه نگاری همراه که برای نخستین بار پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا)آن را به کار گرفت، مورد ارزیابی قرار می گیرد. مطالعات انتقادی فراوانی در مورد کارکرد روزنامه نگاری همراه به رشته تحریر درآمده، اما پژوهش حاضر بر آن است تا به ارزیابی عینیت این پدیده بر اساس تئوری میندیچ بپردازد. این پژوهش، محتوای خبری وب سایت فاکس نیوز را در دوره زمانی 20 مارچ تا 9 آوریل 2003، مورد بررسی قرار می دهد دوره ای که روزنامه نگاران آن را «سقوط بغداد» می نامند. به همین دلیل، عینیت 217 خبر از کلیپ های پیاده شده و لید گزارش های زنده روزنامه نگاران همراه که در فاکس نیوز ارائه شده اند، ارزیابی می شود.
"