ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۸٬۳۸۱ تا ۱۴۸٬۴۰۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۱۴۸۳۸۱.

تبیین الگوی روابط قدرت های منطقه ای در بحران ژئوپلیتیکی سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۴ تعداد دانلود : ۱۰۱۲
در پژوهش حاضر الگویی برای تبیین روابط ایران با ترکیه، عربستان و اسرائیل در بحران ژئوپلیتیکی سوریه ارائه شده است. در این الگو، مهمترین ابعاد و مؤلفه های جغرافیایی و ژئوپلیتیکی مؤثر در روابط این قدرت های منطقه ای در بحران سوریه و با در نظر گرفتن اهمیت و ارتباط این ابعاد و مؤلفه ها با یکدیگر و در قالب یک مدل ساختاری، مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش با روش ترکیبی انجام شده که در بخش کیفی آن و با روش گراندد تئوری الگویی جامع برای روابط قدرت های منطقه ایی در بحران سوریه طراحی شده و در بخش کمی با روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS، روابط بین عناصر الگوی حاصل در معرض آزمون کمی قرار گرفته است. بر اساس یافته های پژوهش، الگوی روابط قدرت های منطقه ای در بحران ژئوپلیتیکی سوریه از سال 2011 تا 2018میلادی، به ترتیب اهمیت تحت تأثیر عوامل جغرافیایی، عوامل ژئواستراتژیکی، کدهای ژئوپلیتیکی، عوامل ایدئولوژیکی، نظام ژئوپلیتیک جهانی، نظام ژئوپلیتیک منطقه ای و عوامل ژئواکونومیکی می باشد. با توجه به اهمیت این عوامل پایدار جعرافیایی و ژئوپلیتیکی برای این کشورها، روابط این قدرت های منطقه ای براساس الگوی رقابتی مداخله ای در بحران ژئوپلیتیکی سوریه شکل گرفته و منجر به تداوم بحران شده است.
۱۴۸۳۸۲.

تبیین نقش آفرینی جغرافیای فرهنگی در خلق هویت ژئوپلیتیکی (مطالعه موردی: آذربایجان ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۴ تعداد دانلود : ۵۵۳
جغرافیای فرهنگی آذربایجان در ایران به سرزمین فرهنگی - تاریخی آذربایجان اطلاق می شود که بیانگر اجتماع فرهنگی مشخصی با ویژگی های قومی - زبانی - مذهبی و لذا رفتارهای فرهنگی - هویتی و الگوهای تعاملاتی خاصی در جغرافیای آذربایجان نسبت به مجموعه فرهنگی ایرانی بشمار می رود. لذا، می توان گفت حس تعلق فرهنگی - جغرافیایی در جامعه آذربایجانی ایران به نحوی شکل گرفته که از لحاظ عاطفی - روانی، دلبستگی و وابستگی جغرافیاییِ آنها را نسبت به سرزمین آذربایجان و ایران نمی توان از یکدیگر جدا تلقی نمود. به عبارتی دیگر، از طرفی جامعه آذربایجانی ایران به جغرافیای آذربایجان حس تعلق جغرافیایی - فرهنگی ویژه ای دارد و این حس تعلق و دلبستگی به صورت آیکونوگرافی - سیرکولاسیون قدرتمندی، وفاداری او را نسبت به ارزش های جغرافیایی - فرهنگی محلی تقویت و او را در مسیر حفظ و تثبیت هویت آذربایجانی به حرکت در می آورد. بااین وجود، این حس تعلق به معنی حس بیگانگی از مجموعه ایرانی نیست. لذا، از لحاظ هستی شناختی، در جامعه آذربایجانی ایران حس تعلق و دلبستگی تاریخی - معنوی گسترده ای نیز نسبت به سرزمین ایران (جغرافیای تاریخی) وجود دارد که به راحتی می توان عمق و گستردگی حرکت آیکونوگرافی - سیرکولاسیون آن را در یکپارچگی تاریخی - سیاسی، ایثار و وفاداری، گستردگی مشارکت اجتماعی - سیاسی، فخرآفرینی ملی، یکپارچگی و وحدت انسانی و بسیاری دیگر از ویژگی های شاخص فرهنگ سیاسی - اجتماعی و ملی جامعه آذربایجانی در سرزمین ایران و در مسیر پایبندی جغرافیایی - فرهنگی به هویت ایرانی و سربلندی ایران مشاهده نمود.
۱۴۸۳۸۳.

مقایسه انطباق پذیری و خشونت خانوادگی در خانواده های مبتلا به فرزندان بیمار روانی مزمن و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۶ تعداد دانلود : ۴۸۷
پژوهش حاضر با هدف مقایسه انطباق پذیری و خشونت خانگی در خانواده های دارای فرزند مبتلا به بیماری روانی مزمن وعادی شهر بروجن انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه خانواده های دارای فرزند بیمار روانی مزمن بستری شده در مراکز نگهداری شبانه روزی (دختر و پسر) و خانواده های عادی شهر بروجن است . روش پژوهش، علی مقایسه ای بود. حجم نمونه شامل 30 خانواده دارای فرزند بیمار روانی مزمن دختر و 30 خانواده دارای فرزند بیمار روانی مزمن پسر و 60 خانواده عادی (30 دختر و 30 پسر) شهر بروجن می باشد که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه خشونت خانگی (مهدی زادگان و آتش پور 1391) و پرسشنامه انطباق پذیری و انسجام خانوادگی IV) - FACE ؛ السون، 2006) بود. پس از جمع آوری پرسشنامه ها و استخراج داده های خام، تجزیه و تحلیل داده های حاصل از این پژوهش توسط نرم افزار SPSS ویرایش 23 صورت گرفت. یافته ها نشان داد که تفاوت گروه ها در انسجام بی قید و بند، انطباق پذیری متوازن و خشونت در دو گروه دارای فرزند بیمار روانی مزمن و زوجین دارای فرزند سالم معنادار است. همچنین میانگین بعد انسجام بی قید و بند و خشونت در زوجین دارای فرزند سالم بیشتر از زوجین دارای فرزند بیمار روانی مزمن است. میانگین بعد انطباق پذیری متوازن زوجین دارای فرزند بیمارروانی مزمن بیشتر از زوجین دارای فرزند سالم است. این پژوهش نشان داد که انطباق پذیری در خانواده های دارای فرزند مبتلا به بیماری روانی بیشتر و خشونت خانگی در بین این خانواده ها کمتر است.
۱۴۸۳۸۴.

اثربخشی آموزش مثبت نگری بر افسردگی و بهزیستی ذهنی افراد با ناتوانی جسمی- حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۴ تعداد دانلود : ۶۳۹
مشکلات روان شناختی خصوصاً افسردگی و بهزیستی ذهنی یکی از مسائل مهم در روان شناسی افراد با مشکلات ویژه خصوصاً افراد با ناتوانی است. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش مثبت نگری مبتنی بر روان شناسی مثبت نگر بر افسردگی و بهزیستی ذهنی افراد با ناتوانی جسمی- حرکتی بود. در این مطالعه از روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه این پژوهش شامل کلیه افراد با ناتوانی جسمی- حرکتی شهر شیراز بودند. از بین آن ها 60 نفر بر اساس خرده مقیاس افسردگی بک و مصاحبه بالینی انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند . گروه آزمایش 8 جلسه آموزش 90 دقیقه ای مثبت نگری مبتنی بر روان شناسی مثبت نگر را دریافت کرد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. هر دو گروه در مرحله پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه افسردگی بک ( BDI ) و پرسشنامه بهزیستی ذهنی داینر ( PWS ) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تحلیل شدند و نتایج نشان داد که آموزش مثبت نگری به صورت معناداری افسردگی و عاطفه منفی را کاهش و عاطفه مثبت را افزایش می دهد. یافته های این پژوهش می تواند در ارائه برنامه عملی برای مشاوران و روان شناسان در جهت بهبود سلامت روانی افراد با ناتوانی جسمی - حرکتی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۴۸۳۸۵.

ذهن آگاهی و استرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲۲ تعداد دانلود : ۱۶۵۵
ادبیات پژوهشی حاکی از وجود تاثیر ذهن آگاهی بر استرس است که بررسی تحلیلی این تاثیر می تواند در پیشگیری از استرس موثر باشد. در سال های اخیر، موج سوم مداخلات شناختی-رفتاری و پاردایمی که با عنوان ذهن آگاهی شناخته می شود، مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است . لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی، مرور نظام دار و فراتحلیلی بر تاثیر ذهن آگاهی بر استرس انجام گرفت. بدین منظور، پژوهش های ایرانی و خارجی انجام شده در فاصله سال های 2010 تا 2019 در زمینه اثر ذهن آگاهی بر استرس به صورت نظام مند بررسی و 29 پژوهش جهت تحلیل انتخاب شدند. نتایج نشان داد که مهمترین تاثیر درمان مبتنی بر ذهن آگاهی، کاهش تجربه استرس است . لذا نتیجه پژوهش حاضر حاکی از این است که ذهن آگاهی باعث می شود افراد مدیریت استرس موفق تری در زندگی روزمره داشته باشند.
۱۴۸۳۸۶.

اثربخشی مدیریت زندگی تلفیق شده با آموزش اختصاصی سازی حافظه بر افسردگی در زنان مطلقه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۲ تعداد دانلود : ۶۰۰
زمینه و هدف: مقاله ی حاضر با هدف اثربخشی مدیریت زندگی تلفیق شده با آموزش اختصاصی سازی حافظه ( MEST ) بر افسردگی در زنان مطلقه انجام شد. مواد و روش ها: روش مداخله پس از طی مراحل خاص با ارزیابی کیفی، مورداستفاده محقق قرار گرفت تا بتواند در بهبود کیفیت زندگی و سلامتی گروه هدف، خصوصاً در کاهش افسردگی، مؤثر واقع شود. در بخش کمی، پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با انجام پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه ی آماری، زنان مطلقه ی شهرستان نائین بودند؛ بنابراین ۳۰ زن تحت پوشش کمیته ی امداد امام (ره) و بهزیستی شهرستان نائین به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه جایگزین شدند. جمع آوری اطلاعات در بخش کیفی بر اساس مطالعه ی مقالات، متون مربوط، مصاحبه بود که تحت نظر اساتید گروه روانشناسی، جهت تدوین بسته ی آموزشی- درمانی و تلفیق آن با آموزش اختصاصی سازی حافظه مورداستفاده قرار گرفت. ابزار پژوهش در بخش کمی پرسشنامه ی افسردگی بک بود. روش مداخله ی آموزشی- درمانی در گروه آزمایشی مبتنی بر ۱۱ جلسه بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد مداخله ی مدیریت زندگی تلفیق شده با آموزش اختصاصی سازی حافظه بر افسردگی اثربخش بود (۰۵/۰> p ). نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده می توان گفت روش مداخله ی مدیریت زندگی تلفیق شده با آموزش اختصاصی سازی حافظه می تواند با ایجاد سبک زندگی جدید و تغییر در نظام شناختی- رفتاری، تفکرات و الگوهای رفتاری آزمودنی ها را نسبت به زندگی گذشته تغییر داده و با بینشی مثبت و امیدوارانه از شرایط حال و آینده ی زندگی خود باعث کاهش افسردگی زنان مطلقه شده است.
۱۴۸۳۸۷.

کاربرد تکنولوژی کمکی در حوزه نارسایی های شدید و چندگانه: مطالعه بین رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۹ تعداد دانلود : ۴۷۷
هدف پژوهش حاضر، مطالعه مروری نظامند کاربرد تکنولوژی کمکی در حوزه نارسایی های شدید و چندگانه بود. در این راستا، با استفاده از کلیدواژه های تخصصی تکنولوژی کمکی، تکنولوژی آموزشی، و تکنولوژی یادگیری در حوزه نارسایی های چندگانه و شدید، و جستجوی آنها در پایگاه های اطلاعات پژوهشی تخصصی ایران و جهان در بین سال های 2017-1996 یافته ها و اطلاعات مورد نظر جهت دستیابی به هدف پژوهش مورد واکاوی قرار گرفت. از بین مقالات پژوهشی انتخاب شده، پژوهش های انجام شده در ارتباط با کاربرد تکنولوژی کمکی در اختلال های چندگانه از بیشترین فراوانی (با تعداد 32) برخوردار است، و کاربرد تکنولوژی کمکی در آسیب ارتوپدی، در اختلال نابینایی-ناشنوایی، و در آسیب مغزی ناشی از ضربه به ترتیب 4، 2، و 1 بار مورد پژوهش قرار گرفته اند. همه پژوهش های انجام شده از نوع طرح های تک آزمودنی هستند. تکنولوژی های مبتنی بر میکروسوئیچ (با فراوانی 16) پرکاربردترین تکنولوژی کمکی جهت استفاده برای افراد دارای نارسایی های چندگانه است. ترکیب برنامه های نرم افزاری و تکنولوژی میکروسوئیچ (با فراوانی 9)، برنامه های نرم افزاری (با فراوانی 7)، تکنولوژی های ارتباط اجتماعی (با فراوانی 5)، و ترکیب تکنولوژی ارتباط اجتماعی و میکروسوئیچ (با فراوانی 2) به ترتیب در اولویت های بعدی قرار دارند. مراکز استثنایی یا توانبخشی پرکاربردترین موقعیت کارآموزی است که در 19 پژوهش (48.71 درصد) مورد استفاده قرار گرفته است. به علاوه، سنجش انفرادی آزمودنی ها قبل از انتخاب تکنولوژی کمکی ( در 38.46 درصد پژوهش ها)، مشارکت خانواده ( در 79.49 درصد پژوهش ها)، و پشتیبانی مداوم برای آزمودنی ها ( در 89.74 درصد پژوهش ها) مورد توجه قرار گرفته است. نتایج همه پژوهش های انجام شده حکایت از اثربخشی مثبت تکنولوژی کمکی در نارسایی های چندگانه دارند. غالب پژوهش های شواهد-محور از تکنولوژی کمکی و تاثیر آن بر روی افراد دارای نارسایی های چندگانه حمایت می کنند، استفاده و کاربرد تکنولوژی کمکی می تواند به افراد دارای نارسایی های چندگانه در ارتقای یادگیری تحصیلی، مهارت های اجتماعی، و زندگی مستقلانه کمک کند. در ایران طراحی برنامه های تکنولوژی کمکی در حوزه نارسایی های چندگانه و ارزیابی اثربخشی آن بر روی این گروه از افراد ضروری است.
۱۴۸۳۸۸.

اثربخشی بسته بومی آموزش کارکردهای اجرایی ویژه معلمان بر نشانه های اختلال کم توجهی و فزون کنشی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۵ تعداد دانلود : ۶۵۳
زمینه: پیرامون نشانه­های اختلال کم‌توجهی و فزون‌کنشی پزوهش­هایی انجام شده است، اما پژوهشی که به بررسی اثربخشی بسته‌ بومی آموزش کارکردهای اجرایی ویژه معلمان بر نشانه‌های اختلال کم‌توجهی و فزون‌کنشی کودکان پرداخته باشد مغفول مانده است. هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی بسته‌ بومی آموزش کارکردهای اجرایی ویژه معلمان بر نشانه‌های اختلال کم‌توجهی و فزون‌کنشی کودکان دبستانی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه‌آزمایش با طرح پیش‌آزمون - پس‌آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کودکان دبستانی مبتلا به اختلال کم‌توجهی و فزون‌کنشی شهر اصفهان در پاییز و زمستان 1397 بود. در این پژوهش تعداد 30 کودک دبستانی مبتلا به اختلال کم‌توجهی و فزون‌کنشی با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه­های آزمایش و گواه گمارده شدند (در هر گروه 15 کودک). معلمان گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت آموزش کارکردهای اجرایی (محقق ساخته) قرار گرفتند. در این پژوهش پرسشنامه‌ اختلال کم‌توجهی و فزون‌کنشی کانرز فرم والدین (بروک و کلینتون، 2007) استفاده شد. داده‌های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس واریانس مختلط تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که بسته‌ بومی آموزش کارکردهای اجرایی ویژه معلمان به شکل معناداری منجر به کاهش نشانه‌های اختلال کم‌توجهی و فزون‌کنشی کودکان دبستانی شده است (0/001 p< ). نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر می‌توان چنین نتیجه گرفت که بسته‌ بومی آموزش کارکردهای اجرایی ویژه معلمان با تمرکز بر فرآیندهای شناختی و فراشناختی کودکان می‌تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت کاهش نشانه‌های اختلال کم‌توجهی و فزون‌کنشی کودکان دبستانی مورد استفاده گیرد.
۱۴۸۳۸۹.

تاثیر یادگیری زبان دوم بر مهارت های حل مسئله و سبک های تصمیم گیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۰ تعداد دانلود : ۶۱۷
این پژوهش با هدف مقایسه مهارت های حل مسئله و سبک های تصمیم گیری در زبان آموزان سطح متوسط و پیشرفته زبان دوم (انگلیسی، فرانسه، آلمانی) با غیر زبان آموزان انجام شد و با روش علی- مقایسه ای اجرا گردید. جامعه آماری پژوهش متشکل از دو گروه بود؛ گروه اول شامل کلیه افرادی که در نیمه اول سال ۹۸، در موسسات آموزش زبان شهر تهران به یادگیری زبان انگلیسی، فرانسه، آلمانی مشغول بودند و گروه دوم افراد تک زبانه (فارسی زبان) ساکن در شهر تهران بود. محدوده سنی دو گروه نیز بین 18 تا 40 سال بود. نمونه آماری بعد از حذف پرسش نامه های مخدوش برای هر گروه تعداد 120 نفر درنظر گرفته شد که به صورت خوشه ای چند مرحله ای برای هر دو گروه انتخاب شدند. داده های مورد نیاز با استفاده از پرسش نامه حل مسئله کسیدی و لانگ (1996) و پرسش نامه سبک های تصمیم گیری اسکات و بروس (۱۹۹۵) گردآوری شد؛ امّا به دلیل نرمال نبودن توزیع داده ها از آزمون یو مان-ویتنی برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که بین مهارت های حل مسئله در زبان آموزان زبان دوم (انگلیسی، فرانسه، آلمانی) با غیر زبان آموزان تفاوت وجود ندارد؛ اما درباره سبک های تصمیم گیری، سبک تصمیم گیری وابسته، در زبان آموزان زبان دوم، به طور معناداری پایین تر از غیر زبان آموزان است (01/0P<). درباره مابقی سبک ها به دلیل بالاتر بودن میزان معناداری از میزان 05/0 فرضی، وجود تفاوت رد می شود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که افرادی که زبان دوم را یاد گرفته اند با قدرت پردازش اطلاعات بالاتر و سرعت یادگیری بیشتر این توانمندی را دارند که اطلاعات مربوط به موضوع مورد تصمیم گیری را دقیق تر و سریع تر از افرادی که تنها یک زبان می دانند گردآوری و جمع بندی کنند.
۱۴۸۳۹۰.

انطباق آموزش های مدرسه ای با نیازهای جامعه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۸ تعداد دانلود : ۶۶۵
مسئله انطباق آموزش های مدرسه موضوعی است که در رابطه با آن پژوهش های زیادی نگارش می شود. همچنین در رابطه با مسئله نیازهای جامعه و بررسی روابط و تاثیرات آنها بر روی هم نیز جای بسی تامل است. پژوهش گران در رشته روانشناسی همواره بررسی های علمی و پژوهشی خود را در این رابطه در معرض مخاطبین این رشته قرار داده اند. در مقاله حاضر نیز تلاش شده است که این موضوع بیشتر و دقیق تر بسط داده شود،روش پژوهش به صورت کتابخانه ای و فیش برداری و استفاده از منابع نظری و تئوری درباره انطباق آموزش های مدرسه و نیازهای جامعه بوده است. داده ها پس از گرد آوری تنظیم و تجزیه و تحلیل داده ها از طریق روش کوواریانس صورت گرفت، یافته های تحقیق نشان می دهد که فاکتور های مورد بحث ارتباط عمیق و غیر قابل اجتنابی با هم دارند و رابطه معنا داری بین داده های پژوهش وجود دارد. با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت نظرات پژوهشگران رشته روانشناسی پیرامون مقوله های ارائه شده در این رابطه کاملا صحیح و مبتنی بر واقعیت است. از این رو پیشنهاد می شود مباحث انطباق آموزش های مدرسه و نیازهای جامعه در مراکز آموزش عالی و تحصیلات تکمیلی مطرح گردد. و نتایج تحقیقات به صورت پروپوزال های نظری ارائه گردد.
۱۴۸۳۹۱.

تاملاتی درباره مرگ مغزی براساس تغییرات شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۵ تعداد دانلود : ۵۳۳
انسان همواره به دنبال تعریفی از مرگ بوده تا راهکارهایی برای حفظ بقا بیابد. او همواره با انواع سؤالات مانند مرگ چیست؟ یا چه زمانی می توانیم بگوییم مرگ اتفاق افتاده است؟ مواجه بوده است. دو رویکرد غالب درباره تعریف مرگ در پزشکی رویکرد قلبی -ریوی به معنای توقف بدون بازگشت جریان خون و تنفس و رویکرد مرگ مغزی است که به معنای از دست دادن بدون بازگشت کارکرد مغز تعریف می شود. رویکرد دوم با به وجود آمدن ونتیلاتورها و احیا کننده ها مد نظر قرار گرفت. در نتیجه کارکردهای مغزی مهم ترین معیار جهت تعیین و تعریف مرگ در نظر گرفته شده و قطع یا عدم قطع عملکرد آنها ملاک تمیز زندگی از مرگ شد. حال سوال این است روند بدون بازگشت فعالیت های شناختی در مغز ملاک تعیین مرگ است، یا روند قطع مراکز مربوط به تنفس و ضربان قلب و اگر روند بدون بازگشت فعالیت های شناختی ملاک تعیین مرگ باشد، کدام خاصیت یا ویژگی یا کارکردی می تواند ملاک مشخص فعالیت شناختی باشد؟ در این مقاله استدلال می شود که روند بدون بازگشت فعالیت های شناختی ملاک تعیین مرگ مغز است و در این میان استدلال می شود «آگاهی» می تواند ملاک دقیق تری برای انجام فعالیت شناختی باشد.
۱۴۸۳۹۲.

مقایسه سبک های اسنادی، شادکامی و عزت نفس در زنان شاغل و خانه دار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷۳ تعداد دانلود : ۹۲۰
با توجه به نقش مهم زنان در جامعه و خانواده، این مطالعه به منظور مقایسه سبک های اسنادی، شادکامی و عزت نفس در زنان شاغل و خانه دار انجام شده است. روش تحقیق از نوع علی- مقایسه ای بود. در این پژوهش 120 نفر مراجعه کننده به سرای محله منطقه 3 شهر تهران در سال 1397 به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. این تعداد عبارت بودند از زنان شاغل (60 نفر) و زنان خانه دار (60 نفر) . این زنان با استفاده از پرسشنامه های سبک های اسنادی پیترسون، سیمل، ون بی یر، آبرامسون، متالسکی و سلیگمن (1982) ، و شادکامی آکسفورد هیل و آرگیل (2002) و عزت نفس روزنبرگ (1965) بررسی شدند. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه وتحلیل شدند. نتایج به دست آمده از تحلیل نشان می دهد بین زنان شاغل و خانه دار ازنظر متغیرهای شادکامی و عزت نفس تفاوت معنی دار وجود داشت. درحالی که بین زنان شاغل و خانه دار ازنظر سبک های اسنادی تفاوت معنی داری وجود نداشت. بر این اساس، شادکامی و عزت نفس در زنان شاغل میانگین بالاتری داشتند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد وضعیت اشتغال در زنان می تواند با شادکامی و عزت نفس رابطه داشته باشد.
۱۴۸۳۹۳.

موانع تحقق استراتژی شهر فشرده با تاکید بر بخش مرکزی شهر (نمونه موردی بخش مرکزی شهر ساری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۵ تعداد دانلود : ۶۷۸
وقوع انقلاب صنعتی و تحولات ناشی از آن باعث گردیده تا شهرها رشد افقی را تجربه کنند.آلودگی زیست محیطی، مصرف بیشتر انرژی توسعه بدون برنامه ریزی، افزایش هزینه های زیر ساختها بویژه به زیر ساخت و ساز رفتن و چند برابر شدن محدوده های شهری و .... از تبعات رشد افقی شهرها می باشد. در راستای چاره اندیشی برای بحرانهای بوجود آمده تلاشها به شناخت الگوهای رشد و توسعه شهری و تحقق فرم شهری پایدار معطوف گردید در این بین در راستای حل مسائل و مشکلات بیان شده استراتژی شهر فشرده مطرح گردید.شهر فشرده نوعی استراتژی شهری است که جهت مقابله معضل توسعه افقی و رشد بی رویه فیزیکی شهرها مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر به منظور مشخص کردن موانع تحقق استراتژی شهر فشرده در بخش مرکزی شهر ساری تدوین گردیده است روش تحقیق کیفی مبتنی بر استفاده از رویکرد نظری مبنایی است. داده های پژوهش به دو شیوه اسنادی و مصاحبه نیمه ساختار یافته عمیق جمع آوری شده اند، جامعه آماری پژوهش را افراد دخیل در طرحهای توسعه شهری را تشکیل می دهد. نمونه گیری کاملا هدفمند با استفاده از تکنیک گلوله برفی صورت پذیرفت که درنهایت 10 نفر از متخصصان در حوزه مورد پژوهش به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. یافته های پژوهش بیانگر آن است که وجود بناهای تاریخی، رغبت کم سرمایه گزاران برای ساخت و ساز، سیستم حمل و نقل ناکارآمد و ... از جمله موانع تحقق استراتژی شهر فشرده در محدوده مورد مطالعه می باشد.
۱۴۸۳۹۴.

کاربرد آینده پژوهی در برنامه ریزی پاسخ به بحران زلزله با رویکرد برنامه ریزی بر پایه سناریو (پژوهش موردی: شهرستان چرام استان کهگیلویه و بویراحمد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۴ تعداد دانلود : ۸۵۵
پژوهش حاضر، بررسی میزان تاب آوری سکونتگاه های شهری و روستایی شهرستان چرام به منظور برنامه ریزی پاسخ به بحران زلزله است. روش پژوهش حاضر، منطبق بر تحلیل ساختاری و همچنین رویکرد شبه ریاضی (کمّی/کیفی) است. حجم جامعه آماری پژوهش، کلیه خبرگان و کارشناسان استان که با موضوع زلزله و رویکرد آینده نگاری آشنایی کامل دارند، هستند. همچنین روش نمونه برداری، نمونه برداری هدفمند و تعداد 25 نفر از خبرگان، کارشناسان، استادان دانشگاهی و مدیران اجرایی مرتبط با موضوع زلزله و مدیریت بحران و رویکرد آینده پژوهی و سناریونویسی، به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها و اطلاعات پژوهش حاضر از طریق روش انگیزش ذهنی، پنل خبرگان و پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شده است. ابزار اصلی تجزیه وتحلیل داده ها و اطلاعات پژوهش، نرم افزارARC GIS، نرم افزار آینده پژوهی (MICMAC) مبتنی بر تحلیل اثرات متقاطع، نرم افزار (MACTOR) مبتنی بر گزینش چندگانه موضوعات و نرم افزار سناریو ویزارد (Scenario Wizard) مبتنی بر مدل سایب است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که از کل مساحت شهرستان چرام، 78/121 کیلومترمربع (35/9 درصد) در پهنه بدون خطر و 29/177 کیلومترمربع (65/13 درصد) دارای آسیب پذیری بسیار بالایی در برابر زلزله است. همچنین از کل مساحت بخش سرفاریاب، 90/4 درصد در پهنه بدون خطر و 16 درصد دارای آسیب پذیری بسیار بالا؛ 32/13 درصد از بخش مرکزی شهرستان چرام در پهنه بدون خطر و همچنین 96/10 درصد از مساحت بخش مرکزی در معرض آسیب پذیری بسیار بالا قرار دارد. همچنین شهر چرام در پهنه با خطر بالا و شهر سرفاریاب در پهنه با خطر بسیار بالایی از خطر زلزله قرار دارد. 49 روستا و آبادی در شهرستان چرام در پهنه بسیار آسیب پذیر و 14 روستا، در پهنه با خطر خیلی کم نسبت به خطر زلزله قرار دارند. نتایج حاصل از آینده پژوهی نشان داد که تأثیرگذارترین پیشران ها در افزایش خسارات جانی و مالی ناشی از زلزله در شهرستان چرام، 16 پیشران است که عبارت اند از: ضعف مصالح، ساخت و سازهای نامقاوم، گسترش مراکز جمعیتی بر روی پهنه های لرزه خیز و خطوط گسل، بی توجهی به بهسازی و نوسازی، بی توجهی به مکان یابی صحیح، ضعف دسترسی به مراکز درمانی و معابر اصلی، نبود تجهیزات و امکانات و نبود دستگاه های هشدار زلزله، آموزش اندک و دانش ناکافی نیروها و شهروندان، عدم تهیه نقشه خطر و نبود نقشه راه جامع، اسکان افراد با درآمد پایین در مناطق با ریسک بالا و عدم هماهنگی دستگاه های مسئول. همچنین نتایج حاصل از سناریویی سایب درجهت ارائه مطلوب ترین سناریویی پیشنهادی نشان می دهد که هسته و قلب مرکزی سناریوهای برنامه ریزی پاسخ به سانحه زلزله در شهرستان چرام مبتنی بر تهیه نقشه جامع بحران زلزله در شهرستان چرام خواهد بود.
۱۴۸۳۹۵.

شناسایی و برنامه ریزی استراتژیک ارتقاء توان روستاهای دارای نقش مرکزیت در راستای توسعه منطقه ای (مطالعه موردی: شهرستان سروآباد استان کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۷ تعداد دانلود : ۵۳۹
محدودیت های خدماتی و سرمایه گذاری در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران از یک سو و از سویی دیگر، رویکرد جدید در برنامه ریزی منطقه ای، تحقق توسعه پایدار منطقه ای را نیازمند انجام دو اقدام عمده نموده است؛ در ابتدا اینکه، توسعه ای غیرمتمرکز بر مبنای عدالت فضایی شکل گیرد، در این راستا؛ نیاز به ایجاد یک سلسله مراتب فضایی از ارتباطات متقابل نقاط بر مبنای میزان توانمندی و پایداری آنها بوده و بایستی مراکزی پایدار و توانمند در راستای ایفای نقش مرکزیت و هدایت جریان توسعه به نقاط با توان و میزان پایداری کمتر، ایجاد و مورد حمایت قرارگیرند تا این چنین، یک فضای عملکردی مطلوب شکل گیرد. همچنین؛ بایستی برنامه ای مدون و کارآ مطابق با وضع موجود و آینده مطلوب دست یافتنی، متناسب با توانمندی ها به منظور افزایش توان نقش آفرینی این مراکز در عرصه منطقه ای تدوین گردد. در این راستا نیز، هدف پژوهش حاضر در دو عرصه مذکور بوده بگونه ای که با سنجش میزان پایداری روستاهای شهرستان سروآباد، روستاهای دارای توان در جهت ایفای نقش مرکزیت در نظام سلسله مراتب فضایی- مکانی شهرستان، شناسایی و با تدوین برنامه استراتژیک، جهت و نحوه عملکرد این مراکز در راستای ایفای مطلوب این نقش، مشخص گردید. پژوهش کاربردی حاضر، از حیث روش انجام؛ توصیفی – تحلیلی بوده که جهت گردآوری داده ها از روش اسنادی و پیمایشی، بهره گرفته است. داده های حاصله از طریق اطلاعات سرشماری 1395 نواحی روستایی شهرستان سروآباد، قضاوت شفاهی گروه دلفی و بازدیدهای میدانی حاصل آمد و تجزیه و تحلیل آنها با بهره گیری از تکنیک تاپسیس، ابزارهای آمار فضایی(شاخص خودهمبستگی موران، لکه های داغ)، مقایسه دودویی و برنامه-ریزی استراتژیک، نشان داد روستاهای بیساران، دزلی، پایگلان، قلعه جی، سلین، درکی، حسین آباد، بلبر و رزاب، پایدارترین روستاها و در واقع مراکز رشد منطقه و استراتژی های تهاجمی مبتنی بر رسوخ در بازار نیز، مطلوبترین استراتژی ها در راستای توسعه منطقه ای شهرستان سروآباد بر مبنای نقش آفرینی این مراکز می باشند.
۱۴۸۳۹۶.

سه داستان باورپذیر از آینده شهر اصفهان آینده نگاری شهری با رویکرد سناریونگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶۴ تعداد دانلود : ۹۱۷
طرح مسئله: شهر، سامانه ای پیچیده از تعاملات اجتماعی و اقتصادی میان انبوهی از عوامل انسانی و غیرانسانی است که برنامه ریزی و مدیریت آن به رویکردهای جدید نیاز دارد. آینده پژوهی و آینده نگاری ازجمله گفتمان های جدید با ماهیتی فرارشته ای و میان رشته ای و ازجمله رویکردهای مشارکتی هستند که در تلفیق با برنامه ریزی مرسوم شهری دیدگاه های نوینی را در حوزه مدیریت شهر ایجاد می کنند. هدف: هدف پژوهش حاضر، ارائه تصاویر بدیل از آینده شهر اصفهان در چهارچوب روش سناریونگاری است. روش پژوهش: پژوهش حاضر به مثابه پژوهشی کاربردی با بهره گیری از رویکرد تحلیل آثار متقابل، آینده شهر اصفهان را سناریوپردازی کرده است. مشارکت کنندگان در این پژوهش، ۲۱ نفر از خبرگان برنامه ریزی شهری و آینده نگاری بوده اند. نتایج: با استفاده از روش مطالعات کتابخانه ای و رجوع به اسناد بالادستی شهر اصفهان، 22 عامل اولیه اثرگذار بر آینده شهر اصفهان شناسایی شد. از میان این 22 عامل و با استفاده از نرم افزار میک مک، 7 عامل به مثابه عوامل کلیدی انتخاب شدند و در قالب سه پیش ران تغییر یعنی فناوری، اقتصاد شهری و محیط زیست مبنای تدوین سناریوهای پیش روی شهرداری اصفهان قرار گرفتند. این سناریوها، «باغ با وای فای»، «اصفهان ۱۳ تا B13» و «حال همه ما خوب است، اما تو باور نکن»، نام گرفتند. سناریوی اول حالتی خوش بینانه و آرمان شهری، سناریوی دوم حالتی بدبینانه و ویران شهری و سناریوی سوم ادامه وضع موجود را به تصویر می کشد. نوآوری: کاربرد سناریوپردازی و رویکرد مشارکتی به مثابه روشی نوپدید در حوزه مدیریت شهری اصفهان، نوآوری پژوهش حاضر است.
۱۴۸۳۹۷.

واکاوی شدت - مدت - مساحت بارش و تأثیر آن در سیل، با استفاده از تصاویر و داده های رادار (مطالعه موردی: سیل هشتم خرداد 1393)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۶ تعداد دانلود : ۶۹۳
چکیده در رابطه های تجربی برای محاسبه زمان تمرکز، شدت بارش حوضه یکنواخت فرض شده است. تغییرات در شدت، مدت و توزیع فضایی از ویژگی های ذاتی بارش های همرفتی شمرده می شود. در این پژوهش، با استفاده از تصاویر و داده های رادار هواشناسی، شدت و مقدار و پراکنش بارش، با تفکیک مکانی پانصد متر شعاعی و تفکیک زمانی پانزده دقیقه، محاسبه شد. سیل هشتم خرداد 1393 در سه حوضه سرمو، زرین گل و رامیان بررسی شد. ابتدا محدوده هریک از حوضه ها در محیط GIS به دست آمد و به صورت برنامه اجرایی برای نرم افزار رادار تعریف شد و سپس، به کمک تصاویر و داده های رادار هواشناسی، شدت و نحوه پراکنش بارش در حوضه های انتخابی واکاوی شد. نتایج نشان داد شدت، مدت و پراکنش بارش تعیین کننده مقدار رواناب حوضه بود. زمان سیل با زمان تمرکز و بیشینه رواناب حوضه اختلاف داشت. واکاوی تصاویر رادار نشان داد که بیشینه رواناب، علاوه بر مجموع بارش حوضه، به پراکنش بارش نیز مرتبط بود. اگر مجموع و پراکنش بارش هم سو بودند، شدت سیلاب افزایش و اگر شدت و مجموع بارش ناهم سو بودند، شدت سیلاب کاهش داشت. در پیش بینی زمان سیلاب و رواناب بیشینه، استفاده از داده های رادار دقتی بیشتر از روش های تجربی داشت.
۱۴۸۳۹۸.

بررسی سیاست های حقوقی تغییر کاربری اراضی کشاورزی با تأکید بر حفظ حریم شهرها و توسعه کشاورزی (مطالعه موردی: شهرستان شمیرانات)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۲ تعداد دانلود : ۹۴۱
گستردگی ابعاد تغییر کاربری اراضی کشاورزی یکی از چالش های جدی پیش روی کشاورزی پایدار بوده و شناسایی عوامل اثرگذار بر آن یکی از مباحث مهم است. در همین راستا، در سال 1374 و با اصلاحاتی در سال 1385 تغییر کاربری اراضی زراعی و باغ ها را در خارج از بافت قانونی روستاها و در حریم شهرها که باعث از بین رفتن زمین های کشاورزی می شود، جرم تلقی کرده است. هدف اصلی این پژوهش شناساندن آثار و تبعات تصمیم های حقوقی و قضایی منجر به قلع وقمع بنای احداثی بر حفظ و توسعه کشاورزی است. پژوهش حاضر با روش کتابخانه ای و مروری بر منابع مرتبط با موضوع و همچنین به صورت میدانی و با ابزار های مشاهده و مصاحبه انجام شده است. روش کار این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و از لحاظ هدف کاربردی می باشد. در این پژوهش ابعاد مختلف کالبدی، اقتصادی- اجتماعی، زیست محیطی و مدیریتی- حقوقی بررسی شده است و یافته های تحقیق نشان می دهد که در بخش کالبدی؛ رها شدن زمین با کسب امتیاز (878/0)، در بخش اقتصادی- اجتماعی؛ کاهش بازدهی محصولات کشاورزی با امتیاز (555/0)، در بخش زیست محیطی؛ تغییر چشم انداز طبیعی اراضی با امتیاز (681/0) و در نهایت در بخش مدیریتی- حقوقی؛ ضعف قوانین با کسب امتیاز (572/0) در جایگاه های اول واقع شده اند و جز مهم ترین و اثرگذارترین شاخص ها شناخته شده اند و نقش مهمی بر روی زمین های کشاورزی به خاطر تخریب ساختمان و نخاله های حاصل از آن دارند.
۱۴۸۳۹۹.

حقوق دینی، حقوق خانواده و حقوق بشر زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۲ تعداد دانلود : ۸۲۹
به طور تاریخی حقوق خانواده، به ویژه در زمینه ازدواج و طلاق تحت تأثیر قوانین دینی قرار گرفته است. حتی در کشورهای سکولار که جدایی دین و حکومت بر اساس قانون اساسی مجاز است مانند ایالات متحده آمریکا، سنت ها و قوانین دینی ادیان مختلف تاثیرات عمیقی بر نهاد ازدواج گذاشته است. بازبینی قوانین قضایی مربوط به مسائل ازدواج و طلاق نشان می دهد که اغلب از قضات دادگاه مدنی خواسته می شود که به قوانین دینی رجوع کنند زیرا که قوانین دینی بر حقوق و تعهدات طرفین تأثیر می گذارد. اعضای جوامع مختلف دینی که مایل به خروج ازدواج خود هستند، قبل از اینکه به دنبال نماینده قانونی باشند، اغلب جهت اخذ اطلاعات و مشاوره به روحانیون دین خود مراجعه می کنند. امروزه کشورهایی که درجات متنوعی از قوانین دینی بخشی از سیسیتم حقوقی آنها می باشد، حوزه ازدواج و طلاق بیشترین استفاده را از منابع دینی و سنتی داشته است. این به خاطر این واقعیت است که ازدواج و طلاق در یک زندگی روزمره و عملی، حوزه ای است که قوانین دینی بیشترین تأثیر را دارند. از این رو در کشورهایی مانند ایران،  قوانین اسلامی همان طور که حقوق و تعهدات  طرفین را در زمان ازدواج مشخص میکنند در زمان انحلال نکاح نیز حقوق و تعهدات طرفین را اعلام می کنند. در ایلات متحده آمریکا و اروپا، یهودیان در زمان نکاح و یا انحلال آن از قوانین یهودی پیروی می کنند. به طور مشابه، کاتولیکهای رومی که در ایالات متحده و کشورهای سکولار اروپایی ازدواج می کنند، تحت قانون کانن قرار دارند. وکلا، قضات، محققان، روحانیان، رهبران مذهبی، رهبران غیر مذهبی و فعالان حقوق زنان به طور فزاینده ای به تعامل میان قوانین مذهبی و حقوق بشر که ازدواج و طلاق را تحت تاثیر قرار می دهند، علاقه مند شده اند. افزایش چشمگیر انحلال ازدواج در میان کاتولیک ها، یهودیان و مسلمانان در چند دهه گذشته این علاقه را به حقوق و تعهدات طرفین در  زمان نکاح و انحلال  آن متمرکز کرده است. زنان معتقد هستند در زمان ازدواج  و طلاق که قوانین مذهبی اعمال می شود، قربانی تبعیض و عدم برابری می شوند زیرا که قوانین مذهبی توسط روحانیون مرد تفسیر و کنترل می شود. به عنوان یک وکیل حقوق زنان یهودی، نویسنده مسایل مرتبط با حقوق بشر را توضیح خواهد داد که وقتی زنان یهودی در دین یهودیت به دنبال طلاق هستند ایجاد می شود. این مقاله بر تلاش های سازمان های زنان در جوامع یهودی در سراسر جهان تمرکز خواهد کرد تا عدالت و انصاف را به طلاق مذهبی بازگرداند. فعالان حقوق زنان و علمای مذهبی زن با هم کار کرده اند تا بر تشکیلات مذهبی یهودی و قضات دادگاه مذهبی تأثیر بگذارند و راه حل هایی را برای مشکل زنان یهودی که به دلیل آنکه شوهرانشان از دادن طلاق مذهبی خوددداری می کنند قادر به ازدواج مجدد نیستند، پیدا کنند. تفسیر خلاقانه از منابع مذهبی همراه با استفاده از ائتلافها برای تغییر، در این مقاله توصیف و ارزیابی خواهد شد. In countries which have varying degrees of religious law as part of their legal systems, it is the area of marriage and divorce, which receives the most input from traditional or religious sources today. This is due to the fact that on a practical, everyday basis, marriage and divorce is the area where religious law has the most impact.
۱۴۸۴۰۰.

نظارت نهاد پاسدار قانون اساسی بر شفافیت قوانین مطالعه تطبیقی شورای نگهبان ایران و دادگاه قانون اساسی فدرال آلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۵ تعداد دانلود : ۶۴۸
«شفافیت» به عنوان یکی از ویژگی های کیفی قوانین، از عناصر مهم در تحقق امنیت حقوقی کشورهاست و با توجه به کارویژه های نهادهای پاسدار قانون اساسی در راستای تحقق قوانین باکیفیت، شورای نگهبان ایران و دادگاه قانون اساسی فدرال آلمان بر مسئله شفافیت قوانین از جنبه های گوناگون نظارت می کنند. در این مقاله با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و با بررسی رویه عملی نهادهای پاسدار قانون اساسی ایران و آلمان، معیارها و نحوه نظارت شورای نگهبان و دادگاه قانون اساسی فدرال بر شفافیت قوانین بررسی و نقد و تحلیل می شود. برآیند این مقاله آن است که رویه شورای نگهبان و دادگاه قانون اساسی فدرال، نظارت بر «شفافیت» حکمی و موضوعی قوانین است؛ لکن مبانی این دو نهاد برای این شکل از نظارت مبانی متفاوتی است. شورای نگهبان نظارت بر شفافیت حکمی و موضوعی قوانین را از مجرای نظارت شرعی انجام می دهد، درحالی که دادگاه قانون اساسی فدرال، توجه به شفافیت قوانین را  مقدمه تأمین حقوق و آزادی های بنیادین افراد قلمداد می کند.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان