مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۴٬۷۲۱ تا ۱۴۴٬۷۴۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
فراتحلیل روش شناختی پژوهش دلفی به عنوان یک رویکرد کیفی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
دلفی روشی برای پیش بینی، تصمیم گیری و تولید دانش تخصصی حاصل از اجماع نظر متخصصان است. اگر چه این روش در ابتدا براساس حدس و قضاوت کارشناسان و به منظور بررسی علمی نظرات کارشناسان نظامی مطرح گردید، اما با رعایت اسلوب و قواعد علمی، به تدریج وارد حوزه روش شناسی علمی شد. در این مقاله با رویکرد فراتحلیلی به واکاوی روش دلفی در کتب و مقالات منتشرشده در مجلات علمی پژوهشی و علمی ترویجی پرداخته شده و ساختار کلی روش پژوهش دلفی (تاریخچه، تعاریف، اهداف و کاربرد آن)، انواع مختلف روش های دلفی، اجزای اصلی روش دلفی و مراحل انجام پژوهش با روش دلفی شامل دور اول، دور دوم و دور سوم مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند. در انتها به بررسی نقاط ضعف و قوت روش دلفی و روایی و پایایی این روش پرداخته شده است.
Le Jeu et l’Enjeu de la Parodie dans Hamlet de Laforgue et Macbett de Ionesco(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La parodie, cette notion confuse et souvent dévalorisée, a toujours fait partie de la littérature. Les théoriciens de ce domaine n’auront plus qu’à explorer jusqu’au vertige cette notion soit en la limitant, soit en la généralisant. Gérard Genette la situe dans Palimpsestes au cœur d’une méthode de recherche : «la transtexualité». Sa théorie, bien rigoureuse théoriquement mais pas très pratique limite la parodie au régime ludique. D. Sangsue, L. Hutcheon, M. Rose et d’autres théoriciens de la parodie, ont essayé de l'élargir. Pourtant, ils se mettent en désaccord sur la présence ou de l’absence d’effet comique. Au cours de cet article nous verrons dans quelle mesure Hamlet de Laforgue et Macbett de Ionesco - les réécritures parodiques de Hamlet et Macbeth de Shakespeare - peuvent être qualifiées de parodies, et en quoi elles répondent aux caractères de cette notion. Nous étudierons également comment la parodie fonctionne dans ces deux œuvres et quelle est la nature de l’intention de ces deux écrivains à choisir une démarche parodique. À travers ces ouvrages qui sont les éminents représentants de la parodie - en considérant les éléments partagés des deux textes et les caractéristiques qui les distinguent - nous pouvons expliquer la nature variée de cette notion. En étudiant ces œuvres éloignées dans le temps, nous mettrons en lumière la flexibilité et le dynamisme de ce concept plus théorisé qu’appliqué.
الگوی مقاومت اسلامی؛ مطالعه بیانات مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
مقاله حاضر در صدد ارائه الگوی مقاومت اسلامی مبتنی بر منظومه فکری امام خامنه ای (مدظله العالی) است. این تحقیق از حیث نوع پژوهش، بنیادی و با استفاده از روش توصیفی اکتشافی انجام گرفته است. در این مقاله تلاش شده است بر اساس روش «گرندد تئوری» و برمبنای داده بنیاد از مجموعه بیانات و سخنان مقام معظم رهبری درباره مقاومت اسلامی، «الگوی مقاومت اسلامی» متناسب با روش تحقیق و اهداف مقاله تدوین و ارائه شود. با توجه به اینکه رهبر معظم انقلاب اسلامی با رصد و تبیین تحولات جهان اسلام در بیانات و کلام خود در مناسبت های مختلف ابعاد و زوایای مقاومت اسلامی را طرح و تبیین کرده اند؛ نوشتار پیش رو با طرح این سؤال اساسی : «مقاومت در اندیشه و بیانات رهبری انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای، چه مفهوم و جایگاهی دارد و مضامین فراگیر آن برای ارائه الگوی مقاومت اسلامی کدام اند؟» و با رویکرد کیفی صورت گرفته است و کوشش دارد با استفاده از روش تحلیل مضمون و بررسی محتوا و متون موجود در این باره، به آن پاسخ دهد. در واقع، هدف مقاله شناسایی مؤلفه و شاخص های مقاومت اسلامی از منظر رهبری انقلاب اسلامی است. بنابراین، در متن نخست، روش تحلیل مضمون توضیح داده شده است.گام و مراحل اجرای این روش در پژوهش، با ترسیم جدول و نمایش نقش و کارکرد هریک مشخص شده است. با استفاده از روش شبکه مضامین، تحلیل مضمون یافته ها حاکی از آن است که الگوی مقاومتِ مستخرج از شبکه مضامین، شامل چهار بعد و 22 مؤلفه است که در این مقاله، چهار مضمون معنویت گرایی و تکلیف محوری، وحدت مسلمین و هم گرایی جهان اسلام، تقویت بنیه و دانش نظامی دفاعی، توسعه، تقویت و تجهیز و «تسلیح» محور مقاومت ارائه شده است. در نتیجه، مدل مستخرج می تواند مبنایی مناسب برای شناخت ماهیت مقاومت اسلامی و همچنین ابزاری برای سنجش و ارائه راهکار به منظور توسعه و تعمیق آن باشد.
بررسی نقش سرمایه اجتماعی در توسعه اجتماعی (مطالعه موردی استان هرمزگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه نقش سرمایه اجتماعی در توسعه اجتماعی استان هرمزگان است. درراستای نیل به اهداف پژوهش، از روش تحلیل ثانویه استفاده شده و گردآوری داده های مربوط به سرمایه اجتماعی و توسعه اجتماعی از طریق مراجعه به داده های آمایش سرزمین و سالنامه آماری انجام گرفته است. برای تعیین شاخص های سرمایه اجتماعی چهار شاخص سرانه آموزشی، سرانه فرهنگی، سرانه بهداشتی و سرانه ورزشی براساس داده های سازمان مدیریت انتخاب شدند. همچنین سرمایه اجتماعی در سه سطح خرد، میانی و کلان بر اساس طرح آمایش سرزمین استفاده شد. حجم نمونه با استفاده از روش تمام شماری انجام شد و تمام 13 شهرستان استان انتخاب شدند. در نهایت، با استفاده از نرم افزار Spss و با به کارگیری آمارهای توصیفی همچون میانگین، انحراف معیار، واریانس و با استفاده از آزمون های استنباطی نظیر پیرسون تجزیه و تحلیل داده ها صورت پذیرفت. میانگین به دست آمده از آمارهای توصیفی نشان می دهد که میانگین سرمایه اجتماعی (74/2) و توسعه اجتماعی (25/375) به ترتیب در سطح متوسط و پایین قرار دارد. همچنین طبق یافته ها، توسعه اجتماعی در پارسیان در سطح بالایی قرار داشت و کمترین میزان توسعه اجتماعی مربوط به شهرستان سیریک بود. نتایج آزمون استنباطی نشان داد که رابطه ای معکوس بین دو متغیر سرمایه اجتماعی و توسعه اجتماعی وجود دارد؛ این امر ناشی از وجود پیوندهای قوی درون گروهی بین شهروندان هرمزگانی است. براساس نظریه گرانووتر، پیوندهای قوی درون گروهی سبب محدود شدن روابط و در نتیجه، عدم توسعه یافتگی اجتماعی می شود.
شناسایی حوزه های دانشی دفاع مقدس و تعیین سهم آنها در حفظ و نشر ارزش ها در گام دوم انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
تبیین و ترسیم حوزه های مختلف دفاع مقدس در پرتو فنونِ مدیریت دانش، در گام دوم انقلاب اسلامی ضروری است. بنابراین، هدف این تحقیق شناسایی مهم ترین حوزه های دفاع مقدس و تعیین وضعیت آنها از نظر مدیریت دانش از یک سو، و بررسی نقش آنها در حفظ و نشر ارزش های دفاع مقدس از سوی دیگر است. روش تحقیق، ترکیبی (کیفی و کمی) است. در مرحله کیفی، با شش نخبه در سال 1398 مصاحبه به عمل آمد و از آنها خواسته شد که مهم ترین حوزه های دانشیِ دفاع مقدس را که در گام دوم انقلاب اسلامی می توانند در حفظ و نشر ارزش های دفاع مقدس مؤثر باشند معرفی کنند. در مرحله کمّی، از خبرگان درخواست شد که وضعیت عملکردیِ حوزه ها را بر اساس سه معیار «نشر و حفظ ارزش های دفاع مقدس و نیز کسب تجربه از آن» در یک طیف ده درجه ای تبیین کنند. همچنین از ایشان خواستند که در بعد معیارهای دانشی، وضعیت حوزه ها را از نظر سه معیار سطح مهارت، سطح نفوذ دانش در بین کارکنان و سطح مستندسازی دانش، در یک طیف ده درجه ای مشخص کنند. از نظر این خبرگان، تعداد 10 حوزه دانشیِ دفاع مقدس در گام دوم انقلاب اسلامی نقش آفرین خواهند بود. در بخش کمّی مشخص شد که سطح عملکردیِ حوزه های ده گانه دفاع مقدس، متوسط و سطح معیارهای دانشیِ این حوزه ها پایین تر از حد متوسط است. همچنین شکافی دانشی در حوزه راهیان نور، سازمان های متولّی دفاع مقدس، تاریخ شفاهی و مراجع حقوقی وجود دارد. بالاخره در بعد معیارهای دانشی، سطح مهارت و نفوذ دانش، متوسط و سطح مستندسازیِ دانش، پایین تر از متوسط است. نتایج نشان می دهد که نهادهای دفاع مقدس برای رسیدن به نقطه ای مطلوب در حفظ و نشر ارزش های آن دوران، باید از فنون مدیریت دانش استفاده کنند.
ادبیت هاشمیات کمیت اسدی و حجازیات شریف رضی در سنجه معادله بوزیمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازجمله مسائل مهم دانش سبک شناسی مسأله تشخیص سبک ادبی Literary Style از سبک علمیScintific Style است. دانشمند آلمانی به نام أ. بوزیمان A.Busemann راه حل و شیوه ای عملی و روشمند ارائه کرد که به معادله بوزیمان مشهور شد.این معادله با بررسی رابطه تعدادافعال«Number of verbs» و تعداد صفات« Number of adjectives» در متون ادبی سطح احساس آنها را می سنجد. این رابطه، VARیا (ن. ف .ص ) نامیده می شود. هدف از این پژوهش سنجش ادبیت هاشمیات کمیت و حجازیات شریف رضی سپس مقایسه آن دو با یکدیگر بر پایه این معادله آماری می باشد .با به کارگیری این معادله در هاشمیات کمیت و حجازیات شریف رضی مشخص شد که، حجازیات از سطح احساس بسیار بیشتری نسبت به هاشمیات برخوردار بوده و از این لحاظ ادبی تر می باشد. عواملی وجود دارد که منجر به کاهش و افزایش ارزش VAR (ن. ف. ص) در اشعار این دو شاعرشده است. از جمله آن می توان به مسأله سن،موضوع اشعار،محیط اجتماعی و سبک شعری آن دو اشاره کرد.
رسانه فضای مجازی و کیان خانواده از منظر علم حقوق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ششم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۲
241 - 261
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی جرائم علیه حقوق خانواده در رسانه نوین فضای مجازی پرداخته است. جرایم علیه حقوق خانواده در فضای رسانه ای سایبری از مباحث مهم و مبتلا به در جامعه امروز است که کمتر بدان توجه شده است. سه رویکرد "سلبی"، "ایجابی" و " وجود فرآیند پیچیده تاثیر و تاثر فضای مجازی و خانواده" از منظر اجتماعی نسبت به رسانه فضای مجازی درون و بیرون نهاد خانواده وجود دارد. در هر سه رویکرد نقطه نظراتی وجود دارد که دال بر اهمیت تاثیر رسانه حاصل از فناوری اطلاعات و ارتباطات بر خانواده و ارتباطات درونی و بیرونی آن هستند. در منظر حاکمیتی و مدیریت این رسانه، نگاه و رویکرد سوم یعنی نه سلبی و نه ایجابی صرف بلکه واقع بینانه ملاک قرار گرفته است و سه راهکار اصلاح قوانین موجود جرائم رایانه ای ، تطبیق قوانین فضای حقیقی تدوین شده بر فضای مجازی و در آخر خانواده به عنوان خاستگاه مستقل تدوین قوانین پاسداشت خانواده در فضای مجازی مورد بررسی قرار گرفته اند. در هر سه راهکار وضعیت فعلی و وضعیت مطلوب از نگاه نگارنده مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که خانواده در فقه و حقوق ایران شخصیت حقوقی تلقی نشده و جرایم علیه خانواده در فضای مجازی همانند فضای حقیقی به صورت جرایم علیه اعضاء خانواده جرم انگاری شده است.
Analysis of Al-e Ahmad's Translation of Gharbzadegi based on Sociocultural Elements(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Djalâl Al-e Ahmad, auteur engagé, reflète les conditions sociales et culturelles des Iraniens dans ses œuvres. Parmi les œuvres de cet écrivain, l’Occidentalite occupe une place particulière dans le domaine socioculturel. Le regard critique porté sur l’identité nationale des Iraniens, est l’un des sujets importants abordé dans l’Occidentalite. En réalité, le sens véritable de cette œuvre serait: la recherche de l’identité nationale et l’éthique face au nationalisme universel. La place qu’occupent les Iraniens dans le monde ne correspond pas à l’image dégradante attribuée à ces derniers par l’Occident. Notre travail de recherche a pour objectif de faire une étude basée sur éléments socioculturels dans la traduction réalisée par Les Kotobi . Pour atteindre ce but, nous allons suivre la démarche traductologique d’Antoine Berman en mettant en parallèle certains passages du texte original avec leurs traductions correspondantes. Dans cette étape, nous aurons recours aux tendances déformantes proposées par ce dernier. A travers quelques exemples, cette étude montre que la modification de structure syntaxique, l’ennoblissement, la destruction des rythmes, clarification et l’allongement lors de la traduction produisent une réécriture qui n’est pas conforme au texte source et qui empêchent ou bloquent la transmission des structures significatives et des conditions sociales telles quelles dans la société de cette époque.
مطالعه علل، ابعاد و پیامدهای طرداجتماعی برحسب جنسیت (موردمطالعه: زنان کولی روستای چشمه کبودشهرستان ایلام)
منبع:
مطالعات اجتماعی اقوام دوره ۱ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
101 - 125
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، مطالعه علل، ابعاد و پیامدهای طرد اجتماعی زنان کولی در روستای چشمه کبود از توابع شهرستان ایلام می باشد. انجام این پژوهش با روش کیفی مردم نگاری صورت گرفته است. محقق به منظور گردآوری داده ها از تکنیک هایی مانند مشاهده مشارکتی و مصاحبه و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل موضوعی سود جسته است. در این پژوهش، نمونه گیری از بین زنان بومی (منابع طرد) و زنان کولی (اهداف طرد) صورت گرفته است؛ بدین منظور 12 زن بومی و 18 زن کولی مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته های تحقیق نشان داد که زنان بومی به این علل زنان کولی را طرد می کنند: عقاید قالبی، عدم رعایت موارد بهداشتی، رفتار کودکان کولی در مدرسه، اهمیت نگاه غالب در اجتماع، شرور بودن زنان کولی، وجود خشونت های خانوادگی در بین کولی ها و بی توجهی کولی ها به ارزش های دینی و فرهنگی بومیان. درحالی که کولی ها مهم ترین دلایل طرد خود را حوادث خاص، تأثیر فناوری بر زندگی خود، بدنام سازی کولی ها، برساختن مفهوم کولی و کلیشه های جنسیتی دانسته اند. مهمترین ابعاد طرد این زنان عبارت اند از: طرد از خدمات و امکانات، بی اعتمادی نهادی، طرد از ارتباطات اجتماعی، طرد از حمایت درون گروهی و برون گروهی. برخی پیامدهای این پدیده عبارتند از: محرومیت مادی، محرومیت اطلاعاتی، تجرد دختران کولی، پنهان کردن هویت خویش. با این همه، زنان کولی در برابر طرد استراتژی هایی نیز بکار می برند: عکس العمل متقابل، انتخاب نام، انزوا و جداسازی، مقاومت در برابر بومیان، سبک خاص زندگی، پنهان کردن هویت خویش و انتقال شیوه های ساخت ابزار.
تبیین جامعه شناختی اثرات موقعیت اجتماعی زنان بلوچ برسلامت روان آنان (موردمطالعه: زنان شهرزاهدان)
منبع:
مطالعات اجتماعی اقوام دوره ۱ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
127 - 148
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی جامعه شناختی اثرات موقعیت اجتماعی زنان بر سلامت روان در شهر زاهدان و نیز شناسایی ارتباط بین قومیت، پایگاه اجتماعی-اقتصادی، حمایت اجتماعی، احساس محرومیت و میزان استرس به انجام رسیده است. روش تحقیق، پیمایش و ابزارگردآوری اطلاعات، پرسشنامه بوده است. با استفاده ازشیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای در شهر زاهدان از بین جمعیت بالای 30 سال، اعم از قومیت های بلوچ، فارس وسیستانی نمونه ای 400 نفری به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور سنجش سلامت روان، حمایت اجتماعی، میزان استرس به ترتیب از آزمون های GHQ-28، زیمت و ویتون و برای دیگر متغیرها ازسنجه های محقق ساخته استفاده گردیده است. براساس نتایج تحقیق، بین سلامت روان و متغیرهای حمایت اجتماعی و پایگاه اجتماعی-اقتصادی رابطه مستقیم و معناداری و بین سلامت روان و میزان استرس و احساس محرومیت نسبی رابطه معکوس و معنادار مشاهده شد. علاوه بر این، نتایج نشان داد که زنان بلوچ موقعیت و پایگاه اجتماعی-اقتصادی پایینی نسبت به زنان دو قومیت فارس و سیستانی داشته و سلامت روان زنان قومیت بلوچ نیز نسبت به زنان فارس و سیستانی کمتر بوده است. نتایج رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد که پایگاه اجتماعی- اقتصادی و حمایت اجتماعی موجب افزایش سلامت روان و احساس محرومیت نسبی و میزان استرس باعث کاهش سلامت روان در زنان می شوند. ضروری است که سیاست گذاران جامعه، با تمرکز برشیوه های ارتقاء حمایت اجتماعی، کاهش میزان استرس و احساس محرومیت نسبی و توزیع عادلانه مزایا در بین اقوام مختلف و توجه ویژه به امر سلامت روان گام هایی مهمی برای کاهش فقر و محرومیت در استان سیستان و بلوچستان بر دارند.
ارزیابی وضعیت محرومیت نسبی فردی و گروهی درشهر تبریز و تاثیرشبکه های اجتماعی مجازی برآن
منبع:
مطالعات اجتماعی اقوام دوره ۱ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
149 - 179
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی وضعیت محرومیت نسبی فردی وگروهی در شهر تبریز و تأثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر آن است. محرومیت نسبی در این تحقیق دردو بعد محرومیت نسبی فردی و محرومیت نسبی گروهی (درسه بعد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی) سنجش و مورد تحلیل قرار گرفته است. روش پژوهش پیمایش و جامعه آماری شامل شهروندان بالای 15 سال تبریزی است که 444 نفر از طریق فرمول کوکران تعیین شده است. روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای است و نمونه های هرخوشه به صورت تصادفی سیستماتیک انتخاب شده اند. یافته ها نشان می دهد که میزان محرومیت نسبی گروهی بیشتر از محرومیت فردی است. از بین ابعاد محرومیت نسبی گروهی نیز بعد فرهنگی محرومیت گروهی به مراتب بالاتر از ابعاد اقتصادی و سیاسی است. بررسی تاثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر محرومیت نسبی نشان داد که «حضور با هویت واقعی در شبکه های اجتماعی مجازی» باعث کاهش محرومیت نسبی فردی و «ناراحتی ازمحرومیت» می شود. همچنین «مدت استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی» باعث افزایش محرومیت نسبی گروهی و «فعال بودن کاربران» در این شبکه ها افزایش «ناراحتی و دلخوری از محرومیت گروهی» و «مدت استفاده» افزایش «امید به بهبود محرومیت گروهی» را در پی دارد. نتیجه به دست آمده نشان می دهدکه میزان اثرگذاری شبکه های اجتماعی مجازی بر محرومیت نسبی به کیفیت استفاده کاربران از این شبکه ها بستگی دارد و نوع مواجهه و بهره مندی از این شبکه ها، اثرات متفاوتی بر محرومیت نسبی به همراه دارد.
بررسی جامعه شناختی مناسبات بین قومی درشهرستان تالش
منبع:
مطالعات اجتماعی اقوام دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
39 - 63
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی و توصیف مناسبات بین اقوام تالش، ترک و گیلک ساکن در شهرستان تالش است. در این پژوهش به تناسب موضوع مورد مطالعه، به منظور گردآوری اطلاعات از روش مصاحبه نیمه ساخت یافته و به منظور تحلیل آن ها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. نمونه مورد مطالعه شامل 11 نفر از قوم تالش، 10 نفر از قوم ترک و 10 نفر از قوم گیلک می باشد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که نوع مناسبات اجتماعی و اقتصادی بین اقوام تالش-ترک، ترک-گیلک و تالش-گیلک از نوع تنیده شده و با معنادار بودن عنصر تماس می باشد. همچنین نوع مناسبات فرهنگی بین ترک-تالش و گیلک-تالش نیز چنین است. اما مناسبات فرهنگی بین ترک-گیلک از نوع تنیده شده نسبی است. نهایتاً مناسبات سیاسی بین ترک-تالش از نوع تنیده شده و گیلک-تالش و ترک-گیلک از نوع تنیده شده سو یافته می باشد.
بررسی جامعه شناختی روابط گروه های قومی درایران (باتاکید برجوک های تلگرامی)
منبع:
مطالعات اجتماعی اقوام دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
167 - 188
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بررسی جامعه شناختی بر روابط گروه های قومیتی با تاکید بر جوک های تلگرامی انجام شده است و درصدد پاسخگویی به سؤالات زیر است : جوک های قومیتی چه مسائلی را بیان می کند؟ و چه عواملی منجر به ایجاد جوک های قومیتی درگروه های مختلف می گردد؟ برای پاسخگویی به این سؤالات از نظریه کمپر بهره گرفته شد. این پژوهش به دلیل بررسی در محتوای جوک ها از روش تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته است. در واقع تحلیل محتوا یکی از روش های اسنادی است که شامل برجسته ساختن محورها یا خطوط اصلی یک متن یا متون مکتوب یا مجموعه ای از تصاویر، نوارها و... غیره است. جامعه آماری این پژوهش جوک های رد و بدل شده در شبکه اجتماعی تلگرام است. نتایج این پژوهش نشان می دهدکه گروه های قومیتی به وسیله تمسخرو تحقیر درجوک ها درصدد جبران عدم توازن قدرتی و جایگاهی نسبت به گروه های فرادست و فاصله اجتماعی خود با گروه های فرودست هستند. از طرفی جوک ها منجر به نوعی دیدگاه کلیشه ای نسبت به گروه مخاطب می گردد، بدین معنا که گروه های قومیتی اغلب احساسات مشابه ای در پاسخ به این گونه جوک ها نشان می دهند.
خروج آمریکا از برجام و لزوم بازخوانی مفاد آن و محظورات طرفین در توافق هسته ای با کاربست نظریه عقلانیت محصور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از توافق هسته ای دو انگاره تثبیتی و تنقیدی نزد افکار عمومی مشهود بود که با یک جانبه گرایی ترامپ، انگاره دوم قوت یافت. مساله نوشتار حاضر این است که با خروج آمریکا از برجام، ایران چه باید بکند و بر چه اساسی می توان خروج گام به گام ایران را از لحاظ حقوقی و سیاسی منطقی و قانونی عنوان کرد؟ دیگر این که طرفین با چه محظوراتی مواجه بودند که توافقی را امضا کردند که در هر دو سو منتقدان فراوانی داشت؟ دو دستاورد پژوهش این است که اولا طرفین به ویژه ایران با محظورات فراوانی هنگام عقد قرارداد مواجه بودند که به رغم مخالفت با آن از هر دو طرف، با کاربست نظریه عقلانیت محصور هربرت سایمون این قرار داد چند جانبه را امضا نمودند. و انگهی با خروج آمریکا از برجام، اگر جمهوری اسلامی ایران تعهد به قرارداد را بر خلاف منافع ملی خود تلقی نماید؛ مطابق مکانیزم ماشه که یک سیستم خود بسنده است؛ قابلیت حقوقی و سیاسی تقلیل تعهدات یا برگشت به وضعیت پیشا برجامی را دارد. روش تحقیق در این مقاله تحلیلی – توصیفی با تاکید بر تحلیل تصمیم گیری مستند بر نظریه های هربرت سایمون و جک اسنایدر است.ابزار گردآوری داده ها نیز مبتنی بر منابع کتابخانه ای و اینترنتی می باشد.
بیوتروریسم، سیاست مرگ و امنیت ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیوتروریسم به مثابه یک رفتار ضد-امنیتی، مولود فرا-فرآیندهای جهانی شدن می باشد که تهدیداتی برای جوامع انسانی، ساختارهای حکومت و امنیت بین الملل به بار می آورد. طبق چنین فهمی، تقدیس سیاست مرگ و گفتمان نفرت- ارعاب به مثابه شالوده رفتار بیوتروریستی، باعث شد تا قرن بیست و یکم به مثابه دوران گذار از عصر اطلاعات به عصر تروریسم تلقّی شود. با توسعه مطالعات و فنون بیولوژیک، پیوند بین قدرت و دانش به یک موضوع ژانوسی بدل شد که علاوه بر مصارف پزشکی، برای اهداف سیاسی هم به کار می رود. هم افزایی کارکرد دیالکتیکی بیوتروریسم با رشد منابع مالی-فنی، سازمانی-لجستیکی و کاهش انزوای سیاسی- ایدئولوژیک، آن را به یک پدیده استراتژیک امنیتی بدل ساخت. نگاشته جاری به تحلیل پیوند بین بیوتروریسم و امنیت به مثابه پرسش اصلی می پردازد. فرضیه پژوهش با تأکید بر همسبتگی منفی بین امنیت و بیوتروریسم، رشد یکی را ملازم با کاهش دیگری می پندارد. از این رو، تکمیل زنجیره نهادی سیاست پزشکی و فهم سیاست به مثابه پزشکی سیاسی به عنوان راهکار پیشنهادی پژوهش جاری است که با امنیتی سازی سلامت و پزشکی سازی امنیت، ضمن رشد امنیت جامعه ای، منجر به تکثیر نیروهای اجتماعی سلامت در سیاست بین الملل می شود. نگاشته جاری با روش تحلیلی و تئوری مسئولیت حفاظت و مدیریت منازعات به آزمون فرضیه جاری می پردازد.
الگوهای سیاست خارجی ترکیه و ایران در منطقه آمریکای لاتین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آمریکای لاتین به عنوان منطقه ای با حساسیت ژئوپلیتکی اخیرا جایگاه خاصی را در سیاست خارجی ترکیه و ایران پیدا کرده است. با عنایت به همسایگی و رقابت این دو کشور در خاورمیانه، حضور آنها در آمریکای لاتین و راهبردشان در قبال این منطقه از اهمیت زیادی برخوردار است. لذا سوال اصلی مقاله این است که الگوی های سیاست خارجی ترکیه و ایران در آمریکای لاتین چیست؟ در این راستا، فرضیه اصلی مقاله هم چنین است که الگوی سیاست خارجی ترکیه در قبال آمریکای لاتین بر مبنای اقتصاد گذاشته شده، در حالی که الگوی ایران هویت محور و بر اساس ارزش های ضد هژمونیک بوده است. ضمنا یافته های تحقیق نشان می دهد که به سبب تغییرات سیاسی خصوصا جابجایی احزاب حاکم که منطقه آمریکای لاتین همواره تجربه می کند، الگوی اقتصاد محور نسبت به هویت محور، در حفظ روابط دراز مدت موثرتر خواهد بود. روش تحقیق در این مقاله توصیفی- تحلیلی با رویکرد مقایسه ای است.
بررسی سیاست خارجی دولت دونالدترامپ بر اساس مدل بازیگر عقلایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۴
131 - 152
حوزههای تخصصی:
درمیان مدل های مختلف تصمیم گیری، مدل بازیگر عقلایی که مبتنی بر منطق هزینه-فایده است، چارچوب مناسبی را برای درک بهتر رفتار های سیاست خارجی ترامپ فراهم می کند که می تواند مورد توجه تصمیم گیرندگان کشور قرر گیرد. پیش فرض اصلی مدل بازیگر عقلایی، انسان اقتصادی با مشخصه بنیادین عقلانیت است که تلاش می کند با تبعیت از منطق هزینه – فایده، مطلوب ترین راه را در رسیدن به هدف بر گزیند. سوال اصلی پژوهش این است که «چگونه می-توان سیاست خارجی دونالد ترامپ در خروج از موافقت نامه های بین المللی و نوع رویکرد وی نسبت به مسأله امنیت بین الملل را در یک چارچوب تئوریک تحلیل نمود ؟» در پاسخ به سؤال مذکور، این فرضیه ارائه شده است: «رفتار های سیاست خارجی ترامپ در خروج از موافقت نامه های بین المللی و نوع رویکرد اقتصاد محور وی نسبت به مسأله امنیت بین الملل ، بر اساس مدل عقلایی تصمیم گیری و بیشینه سازی سود قابل توضیح است.» در این راستا، طرح شعار «نخست آمریکا» از سوی ترامپ، به خوبی بیانگر فایده گرایی و ناسیونالیسم اقتصادی در سیاست خارجی آمریکا است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد بازیگر عقلایی به مطالعه سیاست خارجی آمریکا پرداخته است. جمع وری داده ها به صورت کتابخانه ای، مجلات علمی و استفاده از سایت های معتبر اینترنتی بوده است.
شناسایی سناریوهای موثر بر آینده دیپلماسی عمومی تحت تاثیر فراروندهای فضای سایبر با رویکرد تحلیل ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۴
80 - 106
حوزههای تخصصی:
با توجه به جایگاه و اثرگذاری فراروندهای فضای سایبری در تمامی حوزه های حیات جمعی و حتی فردی، و نقش تأثیرگذار آن در برتری کشورها در دفاع از منافع ملی شان، این تحقیق در پی آن است که به بررسی و تحلیل نقش این عامل مهم و حساس در آینده حوزه دیپلماسی عمومی بپردازد. فهرستی از فراروندهای فضای سایبر، موثر بر آینده دیپلماسی عمومی با بهره گیری از روش های آینده نگاری شناسایی ، ماتریس تاثیر متقابل طراحی گردید . با تحلیل داده های بدست آمده با نرم افزار میک مک روندهای راهبردی و بازیگران موثر شناخته شدند که شامل ترویج هوش مصنوعی، افزایش اتصالات، مدل های نوین در کسب وکار، تهدیدات خارجی، جهانی شدن، حمایت از سرمایه فکری، تجارت جهانی، ثبات سیاسی، تغییرات گفتمانی، موزانه قوا، ارتباطات استراتژیک، افزایش شبکه های مجازی، ارتباطات اقتصادی، ارتباطات فرهنگی و اجتماعی .با تکنیک سناریو نویسی و با بهره گیری از نرم افزار سناریو ویزارد تاثیرات وقوع هر یک از وضعیت ها وقوع یا عدم وقوع آنها مشخص گردید ، . نتیجه این پژوهش حاکی از آن است که هفت عامل به عنوان بازیگران اصلی و موثر بر آینده دیپلماسی عمومی هستند که در دو دسته سناریو های مطلوب شامل سه سناریو و نامطلوب شامل یک سناریو پیاده سازی گردیدند .
مطالعه تطبیقی طراحی نور روز در بنای مسجد صفوی و کلیسای رنسانس نمونه موردی مسجد جامع عباسی اصفهان و کلیسای سن پیترو رُم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال دهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۲۱
۸۹-۷۷
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، به مقایسه تطبیقی بنای مسجد صفوی و کلیسای رنسانس در حوزه طراحی نور روز می پردازد. مطالعه حاضر، در پی پاسخ به این سؤال است که روشنایی موجود در مسجد و کلیسا، از طریق چه روش هایی تأمین شده و گوناگونی این روش ها موجب چه شباهت ها و تفاوت هایی در "کیفیت حضور نور روز" در هر یک از این بناهای مذهبی می شود؟ برای محدود کردن دامنه پژوهش، مسجد جامع عباسی در دوره صفوی و کلیسای اعظم سن پیترو در دوره رنسانس، به عنوان نمونه موردی انتخاب شده و تمام راه های ورود نور روز به درون آنها به صورت تطبیقی مقایسه شده اند. بدین منظور، در ابتدا دسته بندی جامعی از راه های ورود نور روز در بناهای مذهبی سنتی مطرح شده و سپس با ثبت مشاهدات میدانی از طریق سامانه های گردشگری مجازی و کاوش در منابع کتابخانه ای، به احصای تکنیک های نور روز در بناهای مذکور و مقایسه آنها پرداخته شده است. در طراحی نور روز کلیسا، چون عبادات مرسوم در آن به روشنایی چندانی نیاز ندارند، حضور نور در سطح جاری شدن عملکردها الزامی نداشته و از پتانسیل شعاع های مسحورکننده نور روز برای ایجاد توجه هر چه بیشتر به عالم بالا و روشن کردن "فضا" بهره برداری شده است. از طرف دیگر، هر چند در طراحی نور مسجد، حضور نور روز در "فضا" مورد توجه بوده، اما در "سطح" جاری شدن عملکردها هم، مقدار روشنایی مشخصی مورد نیاز بوده است. قبله نیز عنصر قابل اعتناتری نسبت به نور در معماری مسجد است؛ در حالی که قبله و نور در کلیسا، دو موضوع در هم تنیده بوده و کلیساها عملاً رو به سوی طلوع و غروب خورشید دارند. در نهایت می توان گفت شباهت ها و تفاوت های تکنیکی در طراحی نور روز در مسجد و کلیسا، هم برآمده از ویژگی های اقلیمی، عملکردی و فرمی معماری آنها و هم متأثر از درک مسلمانان و مسیحیان از متافیزیک نور است.







