ذخایر بینالمللی، بنابر تعریفی که در متنهای اقتصادی آمده است، عبارت است ازذخایری که بانک مرکزی برای دخالت در بازار ارز و تأمین کسری ترازپرداختها نگهداری میکند.طلا نخستین پولی بوده که به عنوان ذخایر بینالمللی مورد استفاده قرار گرفته است. پس از آن،طی فروپاشی سیستم استاندارد طلا، به مرور، از ارزهای دیگر نیز برای تأمین مالی مبادلاتبینالمللی سود جستند. همچنین، حق برداشت مخصوص (SDR) و ارزهای تهاتری، سهمیه وسهام در مؤسسات بینالمللی، و طلا نزد صندوق بینالمللی پول را میتوان نام برد. در مقاله حاضر، ضمن تشریح فرضیههای پژوهش و روش پژوهش خود، میکوشیم تاعوامل مؤثر بر نگهداری ذخایر توسط بانک مرکزی را تبیین نماییم. شناخت این عوامل، بانکمرکزی را در نگهداری مقدار بهینه ذخایر یاری میکند و میتواند مقدمهای باشد برای پیشبینیمقادیری از ذخایری که همه ساله باید نگهداری شود. با مطالعاتی که روی نوشتارهای موجوددر این زمینه و کارهای کاربردی اقتصاددانان در سایر کشورها انجام دادهایم، در نهایت، عواملمؤثر بر تقاضای ذخایر را مشخص کردهایم و براساس مطالعات مذکور و با تعدیلاتی که لازمهانجام کار تخمین تقاضای ذخایر در ایران است، مدلی تبیین نموده، و تخمین زدهایم و نتایج وپیشنهادهایی ارائه کردهایم.
نرخهای ارز دوگانه و بازار سیاه ارز در کشورهای در حال توسعه عمومیت داشته، ومجموعه شواهد بسیاری در مورد اثر نظامهای موازی ارز بر عملکرد اقتصاد کلان این کشورها،در دسترس است. در این مقاله، یک سنخ شناسی ساده از انواع نظامهای موازی ارز ارائهمینماییم و در مورد چگونگی ایجاد آنها بحث میکنیم و این نکته را پی میگیریم که چرا درمیان شقوق مختلف، کشورها این ترتیبات را انتخاب میکنند. همچنین توانایی بازارهای موازیارز در حفاظت از ذخایر بینالمللی و قیمتهای داخلی از تکانههایی که به تراز پرداختها واردمیآید را میسنجیم و با بررسی نتایج حاصل از مطالعات موردی انجام شده برای هشت کشورمختلف، در مورد موضوعهایی از قبیل چگونگی تعیین مابهالتفاوت نرخ ارز در کوتاهمدت وبلندمدت، رابطه بین مابهالتفاوت و معاملات غیرقانونی، و اثر مالی نرخهای موازی بحثمیکنیم. افزون بر آن، تجربه آن دسته از کشورها را که برای یکسانسازی بازار ارز خودکوشیدهاند را با یکدیگر مقایسه مینماییم و پیامد سیاستهای مختلف را بررسی میکنیم.