هدف این مقاله روشن سازی بخشی از نظام استاد – شاگردی در نقاشی ایران است. در مورد این نظام، منابع و اطلاعات مستقیمی موجود نیست. از این رو آن را باید از لابلای منابع مختلف تاریخی – فرهنگی و اطلاعات پراکنده آنها بازآفرینی کرد. فرضیه ام این بود که نقاشان ایران همچون دیگر صنف ها دارای صنف خاصی بوده اند و کارکرد آموزشی آنها شبیه صنف های دیگر جامعه بود. از این رو پیش از هر چیز سعی کرده ام این فرضیه را به ثبوت برسانم و سپس طرز آموزش و جلوه های تعلیمی این نظام سنتی را با عطف توجه به صنف های دیگر که اطلاعات درباره آنها کافی بود، شرح دهم. شاید مهم ترین محور این مقاله در نموداری باشد که درباره نمود و جلودهای نظام آموزشی سنتی استاد-شاگردی در میان نقاشان ایران در سده هفتم تا سده دوازدهم هجری ارائه و این نظام از لابلای متون اصلی و اطلاعات پراکنده منابع بازسازی شده است. کلیدواژگان: Apprenticeship ,Master، pupil system ,Painter guild ,Persian painting ,Tradition ,سنتی استاد، شاگردی ,شاگرد ,شیخ(مولانا) ,صنف نقاشان و اجازه نامه
نوشته حاضر به معرفى پدیده «از پیشانگارى» و طبقه بندى گونههاى آن اختصاص یافته است. این ویژگى زبانى همواره توجه زبان شناسان را به خود معطوف داشته، ولى صرفا در محدوده پژوهشهاى زبان شناسان باقى نمانده و با بسط منطق محمولات مرتبه اول و معرفى منطق محمولات مرتبه دوم از سوى منطقدانان، به یکى از مسائلى مبدل شده که علاوه بر زبان شناسان، منطقدانان را نیز مشغول خود ساخته است. در این مختصر کوشش خواهد شد، پس از معرفى «از پیشانگارى» به بحث و بررسى این پدیده از دو منظر زبان شناختى و منطقى پرداخته شود و ماهیت آن مورد بازبینى قرار گیرد.
منابع موجود در کره زمین ، محدود و انسان دارای نیازهای نامحدود است. در میان منابع طبیعی، مراتع از جمله مواهب الهی است که در اختیار بشر قرار داده شده و در صورت استفاده نادرست، پس از مدتی از بین خواهد رفت. جلوه هایی از این استفاده نادرست، در ارتفاعات دامنه های شرقی و غربی کوههای تالش دیده می شود که مورد مطالع? این مقاله است . تحقیق حاضر تلاش دارد که با توجه به فزونی گرفتن دامنه اختلافات بین دامداران منطقه در سالهای اخیر ، به بررسی توانهای محیطی منطقه پرداخته و به این سئوال پاسخ دهد که تا چه اندازه این امکانات محیطی برای دامداران و ساکنان منطقه که جهت استفاده از آن با هم به رقابت می پردازند، دارای اهمیت حیاتی است. همچنین علل و عوامل بروز ناهنجاریها در روابط اجتماعی میان ساکنان منطقه را شناسایی کرده و جهت رفع یا کاهش این تنش ها و ایجاد همگرایی بیشتر میان ساکنان، راهکار و پیشنهادهایی ارائه نماید. برای رسیدن به این هدفف از روشهای مطالعات کتابخانه ای ، مشاهده عینی از منطقه و پرسشگری محلی استفاده شده است. با انجام این تحقیق روشن گردید که علیرغم اقدامات دولت، از جمله ایجاد پاسگاه تلفیقی در مراتع ییلاقی مورد منازعه و صدور پروانه چرا برای دامداران، باز دامنه این اختلافات گسترده است. از طرفی با ملی شدن مراتع در سال 1341 و ایجاد اداره کل منابع طبیعی، حساسیت دامداران نسبت به تملک مراتع بیشتر شده و آن عرف سنتی دامداری و رعایت حسن همجواری که در گذشته وجود داشت، از میان رفته است و مسئولین ذیربط، تا به حال موفق به ارائه راه حل مناسبی جهت خنثی نمودن این تنش ها نشده اند. با توجه به مناسبات اجتماعی میان اقوام در منطقه و بررسی سابقه روابط حسنه میان آنان که طی سالهای اخیر مخدوش شده، راهکارهایی ارائه گردیده است.
یکی از ارکان اولیه برای برنامه ریزی زراعی، تعیین و شناسایی واحدهای اگروکلیمایی است. منظور از واحدهای اگروکلیمایی، واحدهایی است که عوارض زمینی و عناصر اقلیمی در آنها بصورت یکپارچه در نظر گرفته شده و هر واحد از نظر این ویژگیها ، خصوصیات متفاوتی را داراست . در مطالع? حاضر که در استان همدان صورت گرفته ، از عوامل زمینی : توپوگرافی ، شیب، تیپ اراضی ، عمق و بافت خاک و از عناصر اقلیمی: مقدار بارش سالانه، دمای سالانه و تبخیر و تعرق بالقوه در نظر گرفته شده است. با استفاده از توابع ویژ? سیستم های اطلاعا جغرافیایی ، ابتدا متناسب با قابلیت کشت گندم دیم، به لایه ها ارزش وزنی داده شده و سپس در یک نقش? نهایی با یکدیگر ترکیب شده اند. نقش? نهایی نشان دهند? قابلیت مناطق مختلف استان همدان به کشت گندم دیم است . نتایج، بیانگر دقت نقش? تهیه شده و همچنین توانمندی سیستم های اطلاعات جغرافیایی در تحلیل یکپارچه و ارائ? واحدهای همگن اگروکلیماتولوژی می باشد.
توسعه مناطق روستایی کشور، یکی از محورهای اصلی سیاست دولت بعد از انقلاب بوده است. این مقاله قصد دارد تا اثرات سیاستهای توسع? روستایی بعد از انقلاب را بر روستاییان با تأکیید بر متغیرهای در آمد، ثروت و رفاه و با بهره گیری از روش مقایسه ای « واقعه پس از رویداد» در شش روستای برگزیده در شهرستان مرند مورد بررسی قرار دهد. این بررسی نتیجه میگیرد که علیرغم تلاش و فعالیت مستمربرای توسعه روستاها از طریق اجرای برنامه های متفاوت توسعه روستایی، فرآیند تغییر روستایی بدلیل وجود و استمرار ساختارهای اقتصادی – اجتماعی و جغرافیایی - طبیعی پیشین از قبیل توزیع نابرابر اشکال ثروت ، عدم تغییر بنیادی در قشربندی اجتماعی، تفاوتهای منطقه ای (روستایی) از نقطه نظر عوامل بالقو? توسعه ای و غیره، بیشتر گرایش به ثمر دهی به روستاهایی با پتانسیل های توسعه ای بالاتر و روستائیانی با زمینه های اجتماعی و اقتصادی بهتر دارد.