اقبال شاعر متفکّر، عارف و فیلسوف پاکستان، بدون تردید یکی از نوابغ دوران اخیر به شمار می آید. او ضمن آفرینش اشعار و آثاری به زبان اردو، زبان فارسی را برای بیان افکار و احساسات خود برگزیده است. اشعار فارسی و حتی اشعار اردوی او سرشار از مفاهیم عالی عرفانی، فلسفی، انسانی و اجتماعی است. زبانی که اقبال در سرودن اشعار خود برگزیده، زبان شاعران گذشتة ایران و شبه قاره است. البتّه بیان این مطلب دلیلی بر مقلِّد صِرف بودن او نیست، بلکه او با تیز هوشی و استعداد فطری خود ، هم از نظر زبان و هم محتوا، طرحی نو درافکنده است و سبکی خاص خود پدید آورده است. اقبال سادگی و روانی و کاربرد تشبیهات و استعارات ساده را از سبک خراسانی و رنگارنگی کلام و آوردن صنایع لفظی و معنوی را از سبک عراقی و ظرافت و مضمون آفرینی و نکته سنجی را از سبک هندی وام گرفته است. با این وجود، سبک او مختصّ خود اوست. از نظر مضمون، شعرش بیان عشق به دین و قرآن، محبّت پیغمبر اسلام (ص) و امامان بزرگوار (ع) ، فلسفه ، اندیشه و طرح مسایل سیاسی و فرهنگی روز است. شعر او عصاره و چکیدة فرهنگ اسلامی- عرفانی گذشته و حال است. در یک کلام شعر اقبال، شعری است بیدارگر، پوینده و گویا از عصر و زمان شاعر متعهّد امروز که انسانیّت محور اساسی آن است.
محمّد حسین عقیلی علوی خراسانی یکی از بزرگترین پزشکان ایران در اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم هجری قمری است و صاحب کتاب بسیار مهم در ادویه و مصطلحات پزشکی موسوم به مخزن الادویه. در این مقاله، ابتدا مقدمه ای دربارة خاندان عقیلی علوی نوشته شده است. در این خاندان در طول تاریخ، اطبّا و عالمان نامداری ظهور کرده اند؛ به ویژه میر محمّد هادی علوی متخلّص به "شرر" شیرازی و معتمدالملوک میرزا هاشم علوی شیرازی معروف به حکیم علوی خان که مشهورترین طبیب این خاندان بوده است. سپس، به احوال محمّد حسین عقیلی علوی خراسانی شیرازی پرداخته شده و به سبب مدارک اندک دربارة او، مطالب متعدّدی از لابه لای کتاب بزرگش در سبب تألیف کتاب، منابع و مآخذ او در تدوین و تصنیف آن کتاب فراهم آمده است. و بالاخره، کتاب مخزن الادویه، فصول و بخش ها ، شیوة تألیف و نگارش و چاپ های آن مورد بررسی قرار گرفته است.
این مقاله، معرفی ترجمه کهنی است از قرآن کریم، بازمانده از قرن پنجم یا ششم هجری، از روی نسخه منحصر به فرد مربوط به حدود قرن هشتم هجری. در آغاز، مختصری درباره نسخه خطی قرآن نگاشته شده و به بعضی ویژگیهای ظاهری نسخه، از رسم الخط، تزیین، علایم، تقسیمات، حواشی، ضایعات و افتادگیهای آن اشاره رفته است. در بخش اصلی مقاله، به ترجمه این قرآن و ویژگیهای آن پرداخته شده است از جمله، مترجم قرآن، رسم الخط فارسی، بحث تطابق یا عدم تطابق با ترجمه تفسیر طبری، ویژگیهای ترجمه، بعضی ویژگیهای دستوری و ویژگیهای لغوی.
ایرانیان باستان و سپس اشکانیان و ساسانیان، به تصنیف و نگهداری افسانه هایی پرداختند که در زبان عربی سابقه نداشت و اعراب پس از ترجمه این آثار به زبان خود، داستانهای دیگری نیز به همان گونه ساختند. این مقاله، در دو بخش به شرح چند افسانه، که در دوره های نخستین، از فارسی به عربی رفته است می پردازد: بخش اول، افسانه های عمومی که مسائل عام مردمی را، اعم از آیین و تمدن مطرح می کنند و تاریخ مشخصی ندارند؛ مانند «هزار افسان»، «کلیله و دمنه»، «مزدک نامه» و «بلوهر و بوذاسف» و بخش دوم، افسانه های تاریخی که موضوع آنها سرگذشت یکی از بزرگان تاریخ و یا ذکر وقایع تاریخی به صورت داستان است؛ مانند «بهرام چوبین»، «شهربراز و پرویز»، «رستم و اسفندیار»، «انوشیروان»، «بهرام و نرسی» و «دارا و بت زرین». این افسانه ها، یکی از عناصر موثر در بلوغ تمدن مشترک پارسیان و اعراب بوده اند.
رابطة زبان رمان با واقعیّت مسأله ای است که از آغاز ظهور این نوع ادبی مورد بحث بوده، و اکنون نیز با وجود تئوری های مدرن و پست مدرن همچنان مورد توجه است. بر این اساس، مسألة حضور یا غیاب واقعیّت در زبان رمان، موجب چالش بین دو مکتب عمده در عرصة ادبیّات شده است. از یک سو واقع گرایی(Realism) در پی به فرض گرفتن حضور واقعیت در زبان رمان و ازسویی دیگر، نسبت به مدرنیزم، در پی اثبات غیاب آن است. در این مقاله پس از ارائة تاریخچه ای از نظریّات مختلف دربارة مکاتب رئالیزم و پست مدرنیزم ، نظریّات میخائیل باختین، منتقد روسی، دربارة زبان رمان مورد بحث قرار گرفته، و تلاش شده است با استفاده از این نظریّات، تضاد بین این دو مکتب بر سرِ زبان رمان به گفت وشنودی ذاتی در درون رمان تبدیل شود.