"در این تحقیق، تلاش محقق بر این است که برای پیش بینی EPS شرکتها، مشهورترین روشهای پیش بینی را در مقایسه با پیش بینی های مدیریت در بودجه شرکت ها مورد بررسی قرار دهد. بدین منظور از بین روشهای گوناگون پیش بینی، مشهورترین آنها (روش باکس- جنکینز) انتخاب و بر مبنای روشهای اقتصاد سنجی، مدل مناسب برازش می شود. بدیهی است براساس روشهای صحت سنجی و آزمون های اقتصادسنجی، مدل فوق بایستی تأیید گردد. در این حالت مدلی مناسب برای پیش بینی بدست آمده است. سپس بوسیله آزمون مجموع رتبه ای ویلکاکسون، پیش بینی مدل در کنار پیش بینی مدیریت قرار گرفته و با محاسبه انحراف آنها از EPS واقعی، به لحاظ نزدیکی به واقعیت، مورد قضاوت قرار می گیرد.
نتایج حاصل از این تحقیق گویای آن است کهEPS اعلام شده توسط مدیریت در بودجه شرکت ها، از پیش بینی EPS بوسیله مدل های سری زمانی باکس- جنکینز به مراتب به واقعیت نزدیک تر می باشد. به بیان روشن تر، EPS اعلام شده در بودجه شرکتها توسط مدیران همچنان از دقتی فراتر از بهترین مدل های پیش بینی سری های زمانی برخوردار می باشد."
شکنر در این نوشتار تفاوت بنیادین تئاتر متعارف غرب را با نمایش سنتی هند نشان داده است: در اولی ، چشم و تا حدی گوش جای تجربه و درک تئاتر است و در دومی ، مسیری که از مشام آغاز و با گذر از معده به روده ختم میشود . در ابتدا ، دو متن مهم و اساسی با جایگاهی همتا در هر یک از نظریههای غربی و هندیِ اجرا ( یعنی بوطیقای ارسطو و ناتیاساسترا ) بررسی و تفاوتهای اساسی آنها بازنموده میشود . در ادامه ، راسا ( آمیختهای از نمایش و رقص و موسیقی ) بر طبق ناتیاساسترا تعریف و به اختلافات آن با تئاتر غربی اشاره میشود . در بخشی دیگر ، از طریق ریشهشناسی کلمات ، مفاهیم تئاتر غربی و ابتنای بر قوة بینایی آشکار شده است . به نظر شکنر ، هدف از اجرای راسایی ، برخلاف تئاتر غربی ، تداوم لذت است؛ و راسا درک استهایی بهاواها ( عواطف ابدی یا پایدار یا قلبی ) است که از طریق آبهینایا ( بازیگری خوب ) بیدار و دستیافتنی میشوند . در اجرای راسایی ، کسب لذت و ارضاشدن اساساً مقولهای دهانی است و مطالعة دستگاه عصبی رودهای و شیوة کار آن و جایگاهش در هنرهای رزمی و مراقبه و طب آسیایی این مطلب را روشنتر میکند . شکنر ، در ادامه ، به تمرین خانههای راسا ، از جمله خانة نهم یا خالی ، میپردازد و در انتها نیز ، زیباییشناسی راسا در اجرا بررسی و باز هم تفاوتهای آن با تئاتر غربی مشخص میگردد .
نشانهشناسی، که موضوع آن چگونگی تولید معنا در جامعة انسانی است، به ابزاری برای تحلیل آثار هنری بدل شده است. عدهای هر نوع نشانه و درک آن را جز از طریق نظام نشانهشناختی زبان ممکن نمیدانند و برای این ادعا دو دلیل میآورند: 1) فقط نشانههایی واقعیاند که «نماد» (نشانة قراردادی) باشند؛ 2) این گونه نشانهها «آموختنی» است و نه «فراگرفتنی». اما این سخن به دلایلی باطل است. اول آنکه در حوزة نشانهشناسی هنرهای نمایشی نشانههای شمایلی و نمایهای (شمایل و نمایه) نقشی اساسی دارند و کنار گذاشتن آنها باعث زوال معنایی بسیاری از نشانهها میشود. دیگر آنکه نشانههای شمایلی «فراگرفتنی» است و نه «آموختنی» (نیازمند آموزش). مهمتر آنکه نشانههای سینمایی و تئاتری (تصویری) با نشانههای نوشتار و، بالتبع، نشانهشناسی این دو گونه با هم تفاوت دارد. برخی از ویژگیهای نشانههای سینما و تئاتر که علت این تفاوت است بدین شرح است: 1) پیچیدگی متن نمایشی (متن نمایشی از سه متن اصلی و مکمل و فرعی تشکیل میشود)؛ 2) وفور نشانهها در هر لحظه؛ 3) زمانمندی متغیر نشانهها؛ 4) نبود «واحد مبنا» برای درک معنای نشانهها؛ 5) نبود قطعیت در توجه تماشاگر به هر نشانه؛ 6) دریافت خودآگاه یا ناخودآگاه نشانه؛ 7) مشخص نبودن اهمیت و تقدم و تأخر نشانهها؛ 8) نبود قطعیت در دریافت نیّت؛ 9) تصدیقیبودن نشانههای تصویری؛ 10) خاصبودن نشانههای بصری؛ 11) نبود روابط معیّن در میان نشانهها؛ 12) وجود نشانههای غیرارادیِ مؤثر در معنا؛ 13) مشخصنبودن متن مبنا؛ 14) نقش چارچوب پرده یا صحنه؛ 15) تعدد سطوح تجزیه؛ 16) پیچیدگی رمزگان.
این نوشتار بر آن است تا میان نقاشی روی سفال دوران سلجوقی و فاطمی خطی تطبیقی ترسیم کرده و از این طریق برخی از مهم ترین خصایص هر یک از این هنرها اشاراتی نماید . می دانیم که اسلام سرزمین های وسیعی را به تصرف خود درآورد . ایران در این میان مرکز شرقی هنر اسلامی و مصور مرکز غربی آن شد . شاید گزافه نگفته باشیم که هنر اسلامی بیش از هر تمدن دیگری مرهون تمدن های ایران و مصر است . از سوی دیگر دوران سلجوقی در ایران و دوران فاطمی در مصر را نیز می توان دوران درخشانی در اعصار اسلامی این تمدن ها به حساب آورد ...
"
هدف از این پژوهش بررسی تاثیر سناخت درمان گری بر افزایش احترام به خود و کاهش پرخاشگری نوجوانان بزه دیده پسر 12 تا 15 ساله بود. فرضیه اصلی این بود که شناخت درمان گری احترام به خود بر کاهش پرخاش گری موثر است. برای انجام این بررسی،50 نوجوان بزه دیده از کانون های اصلاح و تربیت استان تهران در سال آموزشی 81-82 به صورت تصادفی انتخاب شدند. از این میان، آنان که در «مقیاس کوپراسمیت برای سنجش احترام به خود» (فرم طولانی) کم ترین نمره را گرفتند به دو گروه 25 نفری تقسیم شدند. هر دو گروه پس از همتاسازی، پیش و پس از شناخت درمان گری (اصلاح شناختی) احترام به خود، با «پرسش نامه ایزنک برای سنجش پرخاش گری» آزمایش شدند. در این پژوهش، زمان کاربرد متغیر مستقل شناخت درمانی گری 12 هفته بود.
مقایسه میانگین نمره های دو گروه 25 نفری (آزمایش و گواه) نشان داد که کاربرد شناخت درمان گری در افزایش احترام به خود و کاهش رفتارهای پرخاش گرانه به گونه مثبتی موثر است. یافته ها، افزون بر مقایسه میانگین، پس از آزمون گروه ها در سطح 0.99 معنادار است. هم چنین گزارش های مربیان و مددکاران نشان می دهد که رفتارهای پرخاش گرانه آزمودنی های این پژوهش در حدی قابل ملاحظه کاهش یافته است.
"
"یکی از فرضیه های بنیادین که پذیرش همه گانی یافته این است که نگرش افراد به کارآفرینی می تواند سطح فعالیت آن ها را در این زمینه تحت تاثیر قرار دهد. نگرش بهترین پیش بینی کننده گرایش های کارآفرینانه است. نگرش آموختنی است و بر پایه آموزش های خانوادگی، محیط اجتماعی، و کار پدید می آید؛ بنابراین، می توان با آموزش و مداخله آن را دگرگون ساخت.
در این پژوهش، اثر بخشی مشاوره شغلی گروهی به شیوه نگره یادگیری اجتماعی و شغل گزینی کرام بولتز بر تغییر نگرش کارآفرینانه دانش جویان دانشگاه اصفهان بررسی شده است. برای این بررسی، 30 دانش جوی مراجعه کننده به مرکز کارآفرینی دانشگاه اصفهان به شیوه تصادفی گزیده و سپس با گمارش تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه جای گزین شدند. هر یک از گروه ها پیش از مداخلات با آزمون نگرش کارآفرینانه (EAO) بررسی شدند. سپس گروه آزمایش در نشست های مشاوره شغلی گروهی به شیوه کرام بولتز 8) نشست مشاوره و 1 نشست پی گیری( شرکت کردند.
داده ها با آمار توصیفی، آزمون کوواریانس، و تحلیل مانووا بررسی شد. یافته ها نشان داد که مشاوره شغلی گروهی به شیوه نگره کرام بولتز بر تغییر نگرش کارآفرینانه در مرحله پس آزمون موثر نبوده (P=0.1)، ولی در مرحله پی گیری تاثیر داشته است (P=0.01). هم چنین این مداخلات در برخی از زمینه های نگرش کارآفرینانه هم به ویژه تاثیر گذاشته است
"
در این مطالعه تاثیر ارقام تعهدی (که تفاوت میان سود حسابداری و جریان های نقدی تعریف شده اند) بر کیفیت سود شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار بررسی شده است. هدف از تحقیق تعیین این موضوع است که آیا ارقام تعهدی نقش قابل ملاحظه ای در عکس العمل بازار به اطلاعات سود شرکت ها دارد. از این رو تعداد 96 شرکت در طی دوره زمانی 1382 - 1377 بررسی شده اند. رویکرد انتخابی برای آزمون فرضیات، مقطعی و به صورت دوره به دوره است. از روش مقایسه میانگین نمونه های آماری مستقل در این تحقیق استفاده شده است. ارقام تعهدی به اجزای آن (مانند تغییرات در موجودی کالا، حساب های دریافتنی، سایر دارایی های جاری، حساب های پرداختنی و سایر بدهی های جاری) و نیز اجزای اختیاری و غیر اختیاری تفکیک شد. نتایج نشان می دهد که میانگین بازده سهام شرکت ها، تحت تاثیر میزان ارقام تعهدی و اجزای مربوط به آن قرار نمی گیرد. به عبارت دیگر نمی توان پذیرفت که بین میانگین بازده شرکت هایی که ارقام تعهدی آن ها به کم ترین و بیش ترین میزان گزارش می شود، اختلاف معنی داری وجود دارد
اغلب تحقیقات کیفی مبتنی بر پارادایم تفسیری هستند که مبانی و اصول آنها با پارادایم اثبات گرایی و تحقیقات کمی متفاوت است . بنابراین محققان کیفی باید در بکارگیری مفاهیم و معیارهای تحقیق که ریشه در پارادایم اثبات گرایی دارند هشیار بوده و از چشم انداز هستی شناسی و معرفت شناسی پارادایم تفسیری به این مفاهیم و معیارها بنگرند. یکی از عمده ترین ابهامات و چالشهایی که محققان کیفی با آن مواجه اند موضوع روایی در تحقیقات کیفی است . محققان کیفی نسبت به این مفهوم موضعگیری های متفاوتی داشته اند و در این راستا برخی محققان با تعریف مناسب این مفهوم در بستر پارادایم تفسیری به ارائه نوع شناسی هایی از آن پرداخته و استراتژی هایی را برای ارتقاء آن ارائه کرده اند .