میانگین سن ازدواج اول رایج ترین شاخص زمان بندی ازدواج در مطالعات و تحلیل های جمعیتی و اجتماعی است. محاسبه این شاخص با اطلاعاتی که مستقیما تعداد و سن در ازدواج های اول را اندازه گیری کند در بسیاری از کشورها و مناطق مقدور نیست. از این روی کاربرد معادل ان، یعنی متوسط سال های تجرد که با روش غیر مستقیم برآورد می شود، متداول شده است. علاوه بر اینکه در محاسبه این مشخص کننده تجربه مقطعی- سنی به نسل ها تعمیم داده می شود، در استفاده از آن برای...
این مقاله بر اساس مشاهدات نگارنده و مصاحبه های موردی به طور کلی در این خصوص بحث می کند که چگونه تلفنهای همراه سبک زندگی ایرانیان را تغییر داده اند، به عنوان تسریع کننده بروز رفتارهایی منزجر کننده عمل کرده اند، و نیز چگونه در ایجاد نوع تازه ای از رفتار مصرف کننده و ارتباطی تأثیر گذاشته اند. مقاله به بررسی ایجاد کدهای کاملا جدید اجتماعی در ایران بوسیله رفتار مردم می پردازد. در این مقاله این مسئله مورد توجه قرار خواهد گرفت که چگونه امکان استفاده از یک تلفن همراه، حداقل در مراحل اولیه نفوذ در جامعه، به یک ارزش اجتماعی تبدیل می شود. مقاله به تناقضات موجود میان رفتار فردی و استفاده از تلفن همراه در مکانهای عمومی می پردازد که به معنی صحبت کردن در جایی است که افراد دیگر می توانند آنرا بشنوند. مقاله برخی موضوعات را در خصوص ماهیت تغییر یابنده سبک زندگی ایرانیان مورد توجه قرار می دهد که به خاطر ورود تلفنهای همراه به بازار مصرف ایران بروز کرده است: اینکه آیا مردان بر خلاف استفاده از تلفنهای ثابت، بیشتر از زنان وقت خود را با صحبتهای تلفنی میگذرانند؛ اینکه آیا استفاده از تلفنهای همراه فقط به گروههای سنی مشخصی اختصاص دارد؛ اینکه آیا طبقه و ثروت در تملک تلفنهای همراه نقشی اساسی دارد یا نه؛ و اینکه آیا گسترش فرهنگ استفاده از تلفنهای همراه موجب کاهش استفاده از باجه های تلفن همگانی خواهد شد یا نه. مقاله خاطرنشان می کند که تلفن همراه با از بین بردن سلسله مراتب قدیمی موجب ایجاد فضای فردگرایانه گسترده تری میگردد: امکان انجام مکالمات خصوصی تر را فراهم می کند؛ هیچ کس نمی تواند انواع ارتباطات راه دور را کنترل نماید؛ و تلفن دیگر جزو دارایی های سازمانهای دولتی محسوب نمی شود. در عصر تلفنهای همراه، این افراد، و نه جامعه، هستند که نقش اصلی را ایفا می کنند.
با بررسی و مقایسة فیلمهای سینمایی قبل و بعد از خرداد 1376 درمییابیم که مضامین و محتوای اصلی بیشتر فیلمهای بعد از این تاریخ در ارتباط با موضوعات زنان است. سؤالی که این پژوهش درصدد پاسخ دادن به آن است این است که با توجه به تفاوت سیاست های فرهنگی در دو دوره قبل و بعد از خرداد 76، بازنمایی زنان در سینمای این دو دوره دارای چه تفاوتهایی در مضامین و محتوا میباشد؟
چهارچوب نظری مورد استفاده در این مقاله نظریه بازتاب در جامعه شناسی هنر است. این نظریه مبتنی بر این فرضیه است که هنر آیینة جامعه و منعکس کننده ویژگی های آن است. روش تحقیق اسنادی و تکنیک مورد استفاده تحلیل محتوای کمی است. فرضیه ما این است که ""تفاوت معناداری بین بازنمایی زن در سینمای بعد از دوم خرداد و سینمای قبل از آن وجود دارد"".
یافته ها نشان داد که بازنمایی زن در دو دورة مورد بررسی تغییرات و تحولات چشمگیری کرده است. و این تغییرات در موارد مختلفی چون: میزان حضور زنان در فیلمها، کیفیت مشاغل، نوع پوشش، طبقه اجتماعی، نوع بهرهگیری از محصولات فرهنگی، نوع مهارتهای فردی، مضامین دیالوگها، میزان تحصیلات، اعتقادات، زبان، مکانیسم حل مشکلات شخصی و خانوادگی و غیره بوده است. نتیجه کلی اینکه تغییر در سیاست گذاری های فرهنگی در سینمای ایران باعث شکلگیری گونة متفاوتی از بازنمایی زن در فیلمهای بعد از سال 1376 شده است.