هنگامی که به متون تاریخی و دینی هند رجوع می کنیم و به جستجوی ریشه های دینی هنر می پردازیم، اثری از مفاهیم زیباشناختی به تعبیر امروزی آن نمی یابیم. در عصر اوپانیشادها، زیبایی شناسی مشخص و روشنی به مفهوم علمی مستقل، که صرفاً متوجه وجوه صوری و روابط بصری آثار باشد، وجود نداشته است. در عوض، در نگرش هندویی متأخر، فعالیت هنری نوعی یوگاست و حس زیبایی شناسی از جنس مناسک روحانی در جستجوی خویشتن مطلق و وصول به حقیقت است. در سوتراها و دیگر متون حماسی سده های چهارم تا اول پیش از میلاد، که شامل مواردی مبسوط در توضیح دیدگاه هنری هندویی اند، اهمیت وجه روحانی چندان است که افراد از رقص و آواز و نواختن آلات موسیقی منع می شوند و معماران و بازیگران و خوانندگان انسانهایی بی مقدار و حتی در ردیف روسپیان درباری شمرده می شوند. با گذر زمان و برجسته شدن نقش هنرهای دینی به منزله واسطه های مهم مناسک عبادی و نیایشهای فردی، تعریف و جایگاه هنر و هنرمند دستخوش تحول شد. خیلی زود دریافته شد که نوع تمرکز هنرمند در حال خلق اثر هنری (شمایل) از سنخ تمرکز یوگایی است. این تغییر نگاه به جایگاه هنر در مکتوبات دینی متأخرتر منعکس شده است. ضرورت بهره معنوی هنرمند در آمادگی برای آفرینش هنری در دعاهایی که در متون تجویز شده نیز قید گشته است. در متون بودایی نیز آمده که هنرمند باید پس از تزکیه آیینی راهی خلوت شود و عزلت گزیند و آداب هفت آیین را به جای آورد و چهار حال نامتناهی را تصدیق کند.
"کشتار جمعی یا نسلکشی به اعمال مجرمانهای اطلاق میشود که به قصد نابود کردن تمام یا بخشی از گروههای ملی، قومی، نژادی یا مذهبی صورت میگیرد. اسناد بینالمللی گوناگون از معاهده بینالمللی پیشگیری و مجازات نسلکشی (1948) گرفته تا آخرین آنها، یعنی اساسنامه دیوان بینالمللی کیفری(1998)، در حمایت از موجودیت و هویت گروههای مذکور از تمامی دولتهای جهان میخواهند که تدابیر تقنینی و قضایی لازم را برای پیشگیری از نسلکشی و محاکمه و مجازات عاملان آن به کار بندند. شناسایی و محکومیت نسلکشی بهعنوان جنایت مهم بینالمللی تا جایی پیش رفته است که در حقوق بینالملل معاصر بهعنوان یک قاعده آمره شناخته شده و از تعهدات تمام کشورها نسبت به جامعه بینالمللی به شمار آمده است. در همین راستا بیش از هشتاد و پنج کشور جهان این جنایت را در قوانین داخلی خود گنجانده و مقررات لازم را برای پیشگیری و مجازات آن به تصویب رساندهاند.
کشور ایران در سال 1334 بی قید و شرط معاهده مذکور را تصویب کرده ولی تدابیر قانونی و قضایی لازم برای اجرایی کردن آن را هنوز به عمل نیاورده است. بهنظر میرسد جرم انگاری نسلکشی در حقوق ایران برای رسیدگی به این جنایت گامی در جهت تقویت عزم جهانی برای پیشگیری از شنیع ترین جنایات بینالمللی و جلوگیری از بلا کیفر ماندن مرتکبین آن بوده و برای پیوستن به اساسنامه دیوان بینالمللی کیفری ضروری است."
"چشم داشت ها از دانشگاهی ویژهی دختران، آن است که فرآورده های دانشگاهی ویژه ای نیز داشته باشد. از این رو، ارزش یابی پایان نامه های دانش جویانی که دوره های فراکارشناسی را در گذر چند سال به پایان رسانده اند، نه تنها سودبخشی برنامه ی آموزشی دانشگاه را آشکار می کند، که میزان بهبود فرآورده های آن را نیز در گذر زمان نمایان می سازد. 44 پایان نامه از پنج دانشکده...
"
"امروزه، مدیریت اثربخش یکی از شناسه های توسعه یافتگی در نظام جهانی به شمار می رود. مدیریت کارآمد و توان مند قادر است با به کارگیری پتانسیل ها و امکانات بالقوه و مستعد سازمان، بستری در خور برای توسعه پایدار و همه جانبه پدید آورد. در این پژوهش، رابطه قدرت مقام، ساختار وظیفه، و روابط رهبر- عضو، با اثربخشی مدیران دبیرستان ها و هنرستان های شهرستان نجف آباد بررسی شده است. این پژوهش توصیفی- همبستگی است و جامعه آماری آن 870 دبیر و 60 مدیر دبیرستان ها و هنرستان های شهرستان نجف آباد است. روش نمونه گیری پژوهش طبقه ای متناسب با حجم بوده که بر پایه برآورد حجم نمونه، 180 دبیر و 20 مدیر به صورت تصادفی گزیده شدند. ابزار اندازه گیری پژوهش، پرسش نامه پژوهش گر ساخته موقعیت رهبری، پرسش نامه پژوهش گر ساخته اثربخشی مدیران، و پرسش نامه استاندارد LPC است. روایی پرسش نامه ها با ضریب آلفای کرون باخ، برای پرسش نامه موقعیت رهبری 0.89، برای پرسش نامه اثربخشی مدیران 0.97، و برای پرسش نامه 0.96 LPC برآورد شد.
یافته های پژوهش نشان داد قدرت مقام، ساختار وظیفه، و روابط رهبر- عضو همبستگی معناداری با اثربخشی مدیران دارد. برآورد ضریب تعیین نشان داد 52 درصد از واریانس قدرت مقام، 48 درصد از واریانس ساختار وظیفه، و 63 درصد از واریانس روابط رهبر- عضو با اثربخشی مدیران مشترک است. رگرسیون چند متغیره، همبستگی روابط رهبر- عضو و ساختار وظیفه را با اثربخشی مدیران معنادار نشان داد. براساس ضریب تعیین، 63 درصد واریانس اثربخشی را روابط رهبر- عضو تبیین می کند که با ورود ساختار وظیفه، واریانس تبیین شده به 77 درصد افزایش می یابد. ضریب همبستگی نمره های LPC با اثربخشی مدیران r=646 و در سطح اطمینان P£0.01 معنادار است؛ یعنی با افزایش LPC، میزان اثربخشی مدیران رابطه مدار افزایش می یابد.
"
قطع جریان صدور نفت ایران در بحبوحه انقلاب اسلامی صرفا پدیده ای زودگذر و ناشی از تحولات داخلی نبود، بلکه اقدامی استراتژیک برای ضربه زدن به اقتصاد سرمایه داری غرب محسوب می شد که زمینه تشکیل قطب اقتصادی جهان اسلام را فراهم می کرد. البته تاثیر آن بر قطع حمایت غرب از شاه و منفعل شدن غرب در برابر انقلاب اسلامی نیز در جای خود محفوظ بود اما ابعاد آن سالهای پس از پیروزی انقلاب را نیز در بر گرفت. به هرروی استفاده از اهرم نفت علیه استعمارگران و ایجاد گسست در سیستم امنیتی منطقه را می توان از ابعاد خارجی انقلاب اسلامی برشمرد و با مطالعات اصولی و روشمند پیرامون آن، بر غنای انقلاب شناسی افزود. مقاله زیر با این رویکرد پیش روی شما قرار دارد.
پرسش از هویت که گویا همچنان خاصیت معماگونه خود را حفظ کرده و علیرغم کشاندن پای مطالعات و تخصصهای گوناگون علوم انسانی به حوزه خود، همچنان حل نشده به نظر می آید، اکنون به یکی از مهمترین پرسشهای انسان مبدل شده است. چنانچه بخواهیم در مورد هویت ایرانی بحث کنیم، ناگزیر هستیم جنبه های گوناگون معنایی و مفهومی این واژه را در نظر بگیریم. مقاله زیر یک بررسی معناشناسانه پیرامون «هویت» در اختیار می گذارد.
اولین همه پرسی در ایرانانقلاب سیاسیاسلامی بسیاری از ناظران مسائل ایران را مبهوت و افکار عمومی جهان را تحت تاثیر قرار داد زیرا این گونه القا می شد که شکل حکومت آینده ایران براساس اجبارهای دینی و قدرت متمرکز روحانیون رهبری کننده انقلاب تعیین خواهد شد و اگرچه مردم انقلاب اسلامی را به راه انداخته اند، اسلام به عنوان یک ایدئولوژی دینی سهمی برای مشارکت سیاسی مردم قائل نخواهد بود. اما رفراندوم دوازدهم فروردین سال 1358 یکی از کم نظیرترین نمونه های مشارکت سیاسی آرام و مترقی تاریخ قلمداد گردید و راه هرگونه مداخله جویی خارجیان و فتنه انگیزی داخلی را به روی دشمنان بست. در مقاله زیر ماجرای این رویداد تاریخی را مرور خواهید کرد.
هرچند مشروطیت زمینه های مساعد و خوبی را برای حضور و مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان فراهم نمود، اما جنبش اجتماعی زنان بنا به پاره ای علل فرهنگی و اجتماعی و حتی اقتصادی مختلف، همچنان به نظام مردسالارانه وابسته بود. تلاش زیادی لازم بود تا زن ایرانی به استقلال و قدرت فرهنگی و اقتصادی لازم برای مستقل و مستحکم نمودن حرکت اجتماعی دست یابد. در شرایطی که هنوز یک جریده مستقل در مورد زنان با مدیریت و تلاش خودشان در ایران دایر نشده بود، طبعا انتظار استیفای حقوق شرعی و عرفی زنان نیز بیهوده بود. بااین همه مشارکت زنان ایران در مشروطه خواهی و پیش از آن در نهضت تنباکو، گامهای قابل ستایشی به شمار می روند. متاسفانه پس از مشروطه، در دوران سلسله پهلوی به خاطر اعمال سیاستهای فرمایشی از سوی دولت، فرایند تلاش خودکار زنان برای ترمیم تاریخ معیوب جایگاه زن ایرانی از مسیر طبیعی و عادی خود خارج گردید و ازاین طریق خسارتهای جبران ناپذیری بر روند جنبش زنان وارد شد.
از عهد باستان تا سه دهه پیش، سرنوشت زن در جامعه ایران به گونه های متنوعی رقم خورده است که از اوج عزت تا حضیض ذلت نوسان دارد. بدون شک جایگاه شخصیت فردی و اجتماعی زن در ایران قبل و بعد از اسلام و قبل و بعد از انقلاب اسلامی را نمی توان یکسان دانست. تبدیل شدن زنان قبل از انقلاب به شیرزنانی که در عرصه انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی حماسه های سترگ پدید آوردند، کار ساده، آسان و کوچکی نیست بلکه به نوعی معجزه می ماند که در حرکت تاریخی انبیا قابل مشاهده است. در این مقاله با این موضوع آشنا می شوید که چرا و چگونه زن ایرانی به اوج عزت و سربلندی و مشارکت و کارآمدی رسید؛ چنانکه شاید نمونه کمیابی در جوامع معاصر به شمار آید.
خلیج عربی واقعیت دارد و یک واژه قدیمی است اما در حدفاصل مرزهای غربی عربستان با حبشه و مصر و سودان قرار دارد نه در حدفاصل آن با سرزمین ایران. دریای سرخ یا بحر احمر را از قرنها پیش خلیج العربی می نامیدند و نام آن در آثار جغرافیدانان عهد باستان هم آمده است ولی این که در سالهای اخیر برخی مراکز علمی و فرهنگی وابسته به غرب، می خواهند آن را برای خلیج فارس جعل کنند، حکایت دیگری دارد که باید آن را در کتاب شیطنتهای همیشگی استعمارگران مطالعه کرد. به کاربردن عنوان جعلی خلیج العربی برای خلیج فارس، می تواند در راستای جبهه گیری فرهنگی استکبار در مقابل ملت ایران و ایجاد خصومت منطقه ای میان عرب و عجم مورد توجه قرار گیرد.
پل ریکور، اندیشمند فرانسوی، در نظریه هرمنوتیک ادبی خود اولویت را به متن می دهد و در گروه متن محوران گنجانده می شود. وی در نظریه خود این سوال کلیدی را بررسی می کند که آیا متن ادبی دارای استقلال معناشناختی است یا خیر؟ از نظر وی متن از سه جنبه دارای استقلال معناشناختی است: 1. از نیت نویسنده، 2. از خواننده اولیه، 3. اوضاع اجتماعی– تاریخی تولید متن. براساس این تفسیر، متن رشته ای از الفاظ دارای معناست و آگاهی، قصد و نیت صاحب سخن در شکل دهی معنای آن سهمی ندارد. معنای متن واقعیتی قائم به متن و مستقل از مولف و وضع تولید خود است که مفسر و خواننده متن آن را می فهمند. البته در باب استقلا معنایی متن نیز مناقشات زیادی تا به حال وجود داشته است که هر یک از مناقشات به جنبه خاصی از آن توجه کرده اند. یکی از این مناقشات موضوع مقاله حاضر است که قصد دارد هرمنوتیک ادبی متن محور ریکور را از منظر کاربرد آن برای تفسیر رمان سیاسی بنگرد. بنابراین در این مقاله مفاهیم سیاسی موجود در یک رمان سیاسی مهم هستند، مفاهیمی مثل قدرت، اقتدار، و... که می توانند مدل متن محور ریکور را مدلی شکننده سازد، چرا که کار ریکور چارچوبی را برای تفسیر متون سیاسی، به طور عام، و رمان سیاسی، به طور خاص، واسطه تمرکزش بر معنا (استقلال متن از نویسنده و شرایط تاریخی– اجتماعی) ارایه نمی دهد.