در سالهای اخیر شاهد نوزایی تحقیقات علمی در زمینه آزمون دانش واژگانیم (باکمن، 2000). اما توجه بیشتر محققان به بعدگستردگی واژگانی معطوف بوده است و دیگر جوانب این دانش مانند ژرفا، توان پذیرشی- فعال کمتر مورد توجه واقع شده است (رید،2007؛ نیشن، 2001؛ وشه و پریبخت، 1996) پژوهش حاضر به بررسی متغیرهای پیش بینی دانش واژگان بااستفاده از چارچوب سه بعدی هنریکسن (1999) یعنی: گستردگی، ژرفا و پذیرشی- فعال در دو سطح توانش زبانی ضعیف و قوی در بین فراگیران زبان انگلیسی می پردازد. 73 زبان آموز که در دانشگاه و مؤسسات آموزش زبان انگلیسی به تحصیل مشغول بودند، در این پژوهش شرکت کردند. با توجه به میانگین و انحراف معیار در آزمون تافل، آزمودنی ها به دو گروه ضعیف و قوی تقسیم شدند. بعد وسعت دانش واژگانی آزمودنی ها با سنجش اندازه واژگان (نیشن و بگلار 2007) و آزمون واژگان از بسامدهای مختلف (زروا 2005) و بعد پذیرشی– فعال به وسیله ابزاری نوین که برای این منظور طراحی شده بوده، اندازه گیری شد. بعد ژرفای دانش واژگان آزمودنی ها با آزمون سنجش ژرفای واژگان کایان (2002) اندازه گرفته شد. بررسی نتایج آزمون رگرسیون گام به گام، حاکی از آن است که بهترین مدل برای پیش بینی دانش کلی واژگان برای گروه ضعیف مدل تک پش بین اندازه واژگان و برای گروه قوی مدل تک پیش بین دانش افراد از واژه ها با از دسته های بسامدی مختلف است. پژوهش حاضر با بحث درباره یافته ها و پیشنهادهایی برای طراحی آزمون های واژگان خاتمه می یابد
یکی از مهم ترین معضلات شهرها بافت های ناکارآمد و فرسوده شهری است. مشکلات عدیده ای که فرسودگی بافـت در ابعاد مختلف برای مدیریت شهری و مسوولان پیش آورده، ابتدا از نظر فرسودگی کالبدی و نارسایی ابتدایی ترین زیرساخت های شهری ناشی میشود. در پی آن، جابجایی جمعیت و جایگزین شدن جمعیت مهاجر و ناهمگن، و به طور کلی جایگزین شدن اقشار نازل اجتماعی در این محلهها که گسترش ناهنجاری های مختلفی از قبیل ناهنجاری های اجتماعی، مشکلات فرهنگی و گاه مشکلات سیاسی، از پیامدهای عمده ای هستند که همگی در فرسودگی و ناکارآمدی بافت های فرسوده شهری ریشه دارند. بی توجهی چندین ساله به این محلهها (مثلاً عدم اتخاذ سیاست هایی که به سرمایه گذاری برای نوسازی و رونق این بافت ها بیانجامد، با عنایت به امکان های بالقوه بسیار وسیع این محله ها از جمله ی کاستی های مدیریت شهری بوده) به بروز مشکلات بسیاری انجامیده است. دامنه فرسودگی برخی از این محلهها به گونه ای است که با وقوع یک زلزله متوسط، وقوع فاجعه دور از انتظار نیست. بافت های فرسوده نوعی بیماری در ساختار مناطق شهری محسوب می شوند و عوامل زیادی در آنها دخیل اند که از آن میان می توان به عدم پیروی از یک برنامه منسجم، عوامل کالبدی، عملکردی، زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره اشاره کرد. تاثیر مخرب هر یک از عوامل فوق سبب کاهش ارزش های کمی و کیفی محیط زیست در محدوده هایی از شهر می گردد و با نزول ارزشهای سکونتی- عملکردی در این قبیل محدوده ها، امر بهسازی و نوسازی متوقف می گردد و فرسودگی و ناکارآمدی بر آنها مستولی می گردد. بدین ترتیب بافت های فرسوده و ناکارآمد شهری بازتابی از تاثیر عوامل مخرب می باشند که برای برخی از ساکنان غیر قابل سکونت و باعث گریز آنان از این مناطق می گردد. بافت های فرسوده اگر چه به خودی خود به عنوان یک معضل شهری مطرح میشوند، اما در حقیقت پتانسیل بالقوه ای میباشند که میتوان با شناسایی، برنامهریزی و اجرای دقیق به یک فرصت خوب تبدیل شود. در حال حاضر بافت های فرسوده و ناکار آمد در کشور ما به عنوان مشکل اساسی در شهرهای مختلف و حتی روستاها مطرح می باشند. بافت هایی که زمانی مرکز تمرکز جمعیت و اقتصاد بودهاند، میروند تا به نقاط کم بازده و بیبازده اقتصادی در شهر تبدیل شوند. همچنین این بافتها به لحاظ اجتماعی و فرهنگی نیز به دلیل تمرکز کمتر جمعیت تبدیل به مناطق ناامن و مراکز جرم خیز شدهاند. بر خلاف تصور برخی که بافت های فرسوده و قدیمی را بخشهایی هزینه بر برای دولت می دانند، بسیاری از کشورهای دنیا به این مسأله به چشم یک فرصت طلایی برای شکوفایی اقتصادی، کاهش معضل بیکاری، تقویت و مقاوم سازی ساختمان های مسکونی و افزایش واحدهای مسکونی می نگرند. گذشته از قیمتی بودن فرصت احیای این بافت ها، در حال حاضر بیشتر از اینکه بافت های فرسوده نیاز به احیا و بازسازی داشته باشند، بخش نابسامان مسکن به این بافتها به عنوان پتانسیلی برای جبران کمبود مسکن نیازمند است. در حال حاضر و تا زمان اتخاذ سیاست های روشن، عملی و مطمئن، مشکل اساسی مواجهه با مسأله بافت های فرسوده شهری، مشکل تصمیمگیری و برنامه ریزی در ابعاد کلان و خرد است. مسائل طراحی شهری و معماری و چگونگی سامان دادن به فضای شهری در بافت فرسوده در اولویت بعدی قرار دارد. بنابراین رفع نابسامانی های موجود و ارتقای کیفی و کمی شرایط زیست محیطی، مستلزم برنامهریزی و تهیه و تدوین و ساماندهی توسعه پایدار شهری و بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده و اجرا و نظارت صحیح این برنامهها در این مناطق توسط مسوولان تصمیم گیر و تصمیم ساز و استفاده بهینه از مشارکت مردمی است.
یکی از موضوعات مطرح در خصوص معاهدات حقوق بشری، مسئله اجرای فراسرزمینی این معاهدات است. سؤال این است که آیا دولتها ملزم به رعایت تعهدات حقوق بشری خود در برابر اعمال نیروهای مسلحشان در جریان درگیری های مسلحانه بین المللی و به خصوص اشغال نظامی هستند و در این زمینه مسئولیت دارند یا خیر؟پاسخ نگارنده این مقاله آن است که تعهدات حقوق بشری دولتها در سرزمینهای اشغالی و زمانی که در مقام اشغالگری قرار می گیرند هم لازم الرعایه است.برای اثبات این فرضیه، سه متغیر مورد بررسی قرار گرفته است: اول قلمرو زمانی اجرای قواعد حقوق بشر و حقوق بشردوستانه، دوم تفسیر شروط صلاحیتی معاهدات حقوق بشری از رهگذر عملکرد نهادهای جهانی و منطقه ای حقوق بشر و در نهایت نقش کنترل مؤثر به عنوان پیش شرط اجرای مقررات حقوق بشر.نتیجه بررسی فوق این است که علی رغم آنکه مقررات حقوق بین الملل بشردوستانه برای حکومت بر وضعیتهای درگیری مسلحانه و اشغال نظامی تنظیم شده اند، اما اجرای مقررات حقوق بشر در این وضعیتها، حتی در سرزمینهای اشغالی، متوقف نمی شود و این مقررات جهانشمول خلاها و کاستی های حقوق بشردوستانه را برطرف می کند.
پژوهش حاضر با هدف بررسى رابطه تقید به نماز و آرامش روان در دانش آموزان دبیرستانى شهرستان قم انجام شده است.
براى انجام این پژوهش، 604 نفر از دانش آموزان شهرستان قم در مقطع دبیرستان از مناطق چهارگانه قم به طور تصادفى انتخاب شدند.
پس از اجراى دو پرسش نامه (پرسش نامه تقید به نماز و پرسش نامه اضطراب اشپیل برگر) داده هاى به دست آمده با استفاده از فنون آمارى مربوطه تجزیه و تحلیل شد و نتایج زیر به دست آمد:
1. بین تقید به نماز و سطح اضطراب دانش آموزان، رابطه معنادار وجود دارد و هر قدر تقید دانش آموزان به نماز بیشتر باشد، از آرامش روانى بیشترى برخوردار مى شوند.
2. تقید دانش آموزان دختر به نماز بیشتر از دانش آموزان پسر است.
3. رابطه تقید به نماز و اضطراب حالت، بیشتر از رابطه تقید به نماز و اضطراب صفت است؛ یعنى نقش تقید به نماز در کاهش اضطراب حالت بیشتر است.
حوضه آبریز یدی بولوک چای در شرق توده آتشفشانی سبلان واقع شده است. رودخانه یدی بلوک چای یکی از سرشاخه های رودخانه قره سو می باشد که این حوضه را از غرب به شرق زهکشی می نماید. از نظر تقسیم بندی حوضه های آبریز اصلی کشور جزو حوضه آبریز دریای خزر محسوب می شود. در این مطالعه میزان فرسایش و تولید رسوب در این حوضه با استفاده از روش PSIAC و جانسون - گمبهارت مورد بررسی قرار گرفته است. برای این منظور ویژگی های زمین شناسی، ژئومورفولوژی، خاک، آب و هوا، پستی و بلندی، رواناب، پوشش زمین، کاربری اراضی، وضعیت فرسایش و فرسایش آبراههای در چهار زیر حوضه با استفاده از عکسهای هوایی، نقشه های توپوگرافی، نقشه های زمین شناسی و عملیات میدانی مورد مطالعه قرار گرفتند. بررسی عوامل متعدد نشان میدهد که تمام زیر حوضهها در کلاس سوم فرسایش (با شدت رسوب دهی متوسط) در روش PSIAC قرار دارند؛ بر اساس این مدل رسوب ویژه در کل حوضه 319 متر مکعب در کیلومتر مربع در سال برآورد شده است. برای اطمینان از نتیجه کار از روش جانسون - گمبهارت نیز استفاده گردید. بر این اساس تمام زیر حوضهها از نظر تولید رسوب در کلاس دوم فرسایش (با شدت رسوب دهی کم) قرار گرفتند و طبق این مدل رسوب ویژه در تمام حوضه 5/159 متر مکعب در کیلومترمربع در سال به دست آمده است. مقاومت زیاد سنگها (سنگهای آذرین)، پوشش گیاهی غنی، چسبندگی و نفوذپذیری خاکها، عدم وجود کاربریهای تشدید کننده فرسایش مثل کشتزارهای وسیع، ناچیز بودن انواع مختلف فرسایش در حوضه مثل فرسایش شیاری، خندقی، سطحی و رودخانهای و ملایم بودن شیب توپوگرافی در بخش وسیعی از حوضه عوامل اصلی پایین بودن میزان فرسایش و تولید رسوب در حوضه یدی بولوک چای می باشند. اما اگر روند کنونی (چرای مفرط و بدون برنامهریزی) ادامه یابد، در آینده شاهد فرسایش بیشتری خواهیم بود.
این مقال به بررسی پایه های روان شناختی و نشانگان صبر از منظر قرآن می پردازد. هدف از این پژوهش بیان این مسئله است که در افراد خویشتن دار چه سازه های روان شناختی وجود دارد که آنان را قادر می سازد تا در موقعیت های دشوار خودمهارگری مهارگیری نشان دهند. با عنایت به آیات قرآن کریم باید به این سوال پاسخ داد که، چه نشانه هایی را می توان برای افراد صبور ارائه داد. همچنین در این پژوهش به اهمیت روان شناختی صبر، تعریف صبر، مفاهیم مشابه آن در روان شناسی اشاره و هفت مبنای روان شناختی برای صبر مطرح شده است.
امروزه مسایل زیست محیطی شهرکهای صنعتی یکی از مهمترین موضوعات در نواحی مختلف کشور است، زیرا استقرار نامناسب آنها موجب آلودگی منابع آبهای زیرزمینی می شود. در این تحقیق سعی شده با استفاده از دادههای سنجش از دور و GIS و با یک روش ترکیبی وضعیت شهرکهای صنعتی موجود در سطح استان زنجان مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند. در این رابطه با استفاده از نقشههای زمینشناسی، توپوگرافی، عکسهای هوایی، تصاویر ماهوارهای، نقشه سفرههای آبهای زیر زمینی ترسیم و بعد موقعیت مکانی قرارگیری شهرکهای صنعتی نسبت به سفرههای آب زیرزمینی در محیط GIS با هم تلفیق شدند. نتایج نشان داد که اکثر واحدهای صنعتی موجود در سطح استان زنجان بر روی سفرههای آبهای زیرزمینی قرار گرفته که با تولید بیش از 8044 متر مکعب پساب صنعتی و با توجه به ویژگی نفوذپذیری خاک و سرعت نفوذ و حرکت سیالات، حجم زیادی از این پسابهای تولید شده بدون تصفیه وارد محیط شده و باعث ایجاد آلودگی منابع آب زیرزمینی می شود.
در این پژوهش برای ارزیابی پتانسیلهای محیطی، اقدام به تحلیل مدلهای برآورد تبخیر- تعرق گردیده است. بدین منظور از دادههای20 ساله مربوط به سه ایستگاه سینوپتیک اردبیل، اهر و پارس آباد واقع در حوضه آبریز قره سو استفاده شده است. به منظور برآورد مقادیر تبخیر- تعرق پتانسیل از پنج روش تجربی، دمایی(بلنی- کریدل، هارگریوز- سامانی)، تشعشعی (جنسن- هیز)، همبستگی چندگانه (کریستینسن- هارگریوز) و ترکیبی (پنمن- مانتیس) استفاده شد. نتایج حاصل از روشهای تجربی مذکور با دادههای مشاهداتی تشتک تبخیر مقایسه شد. برای مقایسه دادههای تشتک تبخیر با نتایج حاصل از مدلها، پارامترهای آماری ضریب همبستگی (r) و مجذور میانگین اختلاف مربعات (RMSD) مبنا قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که در تمام ایستگاههای منطقه مورد مطالعه روش بلنی- کریدل با مقادیر متوسط ضریب همبستگی 98 درصد با (p.value = 0.01) و مجذور میانگین اختلاف مربعات 26/20 بیشترین و روش هارگریوز- سامانی با ضریب همبستگی 92 درصد با (p.value = 0.01) و مجذور میانگین اختلاف مربعات 34/53 کمترین تطابق را با دادههای تشتک تبخیر دارند.
تحقیق حاضر، با هدف بررسی روابط و نگرش های درون خانواده و تاثیر آن بر آینده فرزندان پرداخته است. جامعه آماری در این تحقیق کلیه دختران متاهل، فراگیر زبان، موسسه زبان کیش در شهر تهران می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، نمونه ای به حجم 160 نفر (دختران متاهل) از جامعه فوق الذکر انتخاب گردیده اند. در این تحقیق 6 فرضیه در مورد رابطه و همبستگی سازگاری کلی والدین و مولفه های آن (توافق دونفری، همبستگی دو نفری، ابراز محبت، رضایت زناشویی) و نگرش مذهبی خانواده با رضایتمندی زناشویی فرزندان دختر در شهر تهران مطرح شد. برای جمع آوری اطلاعات از آزمون سازگاری زن و شوهر، نگرش مذهبی و رضایتمندی زناشویی انریچ استفاده شده است و برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از تحقیق از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون معناداری آن و رگرسیون گام به گام استفاده شده است. نتایج تحقیق بیانگر وجود همبستگی معنادار و مثبتی بین سازگاری کلی والدین و مولفه های آن و نگرش مذهبی خانواده با رضایتمندی زناشویی فرزندان دختر در شهر تهران می باشد. همچنین تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که سازگاری کلی والدین بیشترین قدرت پیش بینی کنندگی تغییرات رضایت زناشویی فرزندان را دارد و مولفه ابراز محبت دارای کمترین قدرت پیش بینی کنندگی است.