اهداف: با بررسی شکاف بین انتظارات و ادراکات دانشجویان از خدمات آموزشی، می توان زمینه را برای تدوین برنامه هایی مناسب جهت بهبود کیفیت خدمات آموزشی فراهم نمود. این مطالعه با هدف ارزیابی کیفیت خدمات آموزشی از دیدگاه دانشجویان پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
روش ها: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی مقطعی 170 نفر از دانشجویان دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1389 با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفتند. از پرسشنامه استاندارد سروکوال شامل دو بخش مشخصات فردی و ابعاد پنج گانه کیفیت خدمات آموزشی، برای جمع آوری داده ها استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 16 و به کمک آمار توصیفی و آزمون های کولموگروف- اسمیرنوف، T زوجی، آنالیز واریانس یکطرفه و تعقیبی توکی انجام گرفت.
یافته ها: در تمامی ابعاد کیفیت خدمات آموزشی و عبارات مربوط به سنجش آن، شکاف کیفیت وجود دا شت . بیشترین میانگین شکاف کیفیت در بعد همدلی (57/1-) و بعد از آن به ترتیب در ابعاد فیزیکی (55/1-)، پاسخ گویی (42/1-) و تضمین (40/1-) مشاهده شد و کمترین میانگین شکاف مربوط به بعد اطمینان (31/1-) بود. رابطه آماری معنی داری نیز بین شکاف کیفیت در ابعاد مختلف کیفیت خدمات آموزشی و عبارات مربوط به آن مشاهده شد (001/0
نتیجه گیری: انتظارات دانشجویان فراتر از درک آنها از وضعیت موجود است و در هیچ کدام از ابعاد خدمت، انتظارات آنها برآورده نشده است. در راستای بهبود کیفیت خدمات آموزشی، کلیه ابعاد بهویژه بعد همدلی باید در اولویت قرار گیرد .
اهداف: اثربخشی در آموزش منابع انسانی تابع کیفیت در این آموزشها است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مولفههای کیفیت در آموزش منابع انسانی و ارائه الگوی نوینی برای تضمین کیفیت در آموزش منابع انسانی با استفاده از این مولفهها و سیستم تحلیلی روش تحلیل اهمیت- عملکرد ( IPA ) انجام شد.
روشها: این تحقیق از نوع آمیخته اکتشافی در سال 1389 انجام شد. دادههای کیفی و کمی بهکمک مصاحبه و دو پرسشنامه جمع آوری شد. به منظور انجام مصاحبه، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 30 آموزش گیرنده و 16 مدرس و برای اجرای پرسشنامه، با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقه ای، 94 آموزش گیرنده و 21 مدرس از مدرسان و شرکت کنندگان دوره های آموزشی مرکز آموزش شرکت مخابرات ایران به عنوان نمونه انتخاب شدند. دادهها با روشهای کیفی و همبستگی پیرسون و اسپیرمن، ضریب تعیین و آزمون T همبسته به کمک نرمافزار SPSS 11.5 تحلیل شد.
یافتهها: 48 مولفه کیفیت در آموزش منابع انسانی شناسایی شد و بر اساس این مولفهها و سیستم تحلیلی مدل IPA ، الگویی عملیاتی برای ارزشیابی و تضمین کیفیت در آموزش منابع انسانی ارائه شد.
نتیجهگیری: مدل IPA ، در زمینه ارزیابی و تضمین کیفیت آموزش و بهسازی منابع انسانی، از توان بالایی برخوردار است و می تواند با جزئیات کامل، سیستم آموزشی را آسیب شناسی نموده و به فرآیند تصمیم گیری برای بهبود و تضمین کیفیت، کمک نماید.
اهداف: بهکارگیری روشهای مشارکتی نوین در آموزش، تاثیری چندگانه بر یادگیری دارد. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر روش حلقههای پژوهشی بر بهبود مهارتهای ارتباطی، نگرش به تحقیق و یادگیری نظری و عملی درس اقدام پژوهی انجام گرفت.
روشها: این مطالعه به روش نیمه آزمایشی با طرح گروه کنترل و پیشآزمون- پسآزمون در سال تحصیلی 90-1389 انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان مرکز تربیت معلم شهید مقصودی بود که دو کلاس به تعداد 44 دانشجو بودند. نمونه ها به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. عمل آزمایشی (تدریس به صورت حلقههای پژوهشی) به صورت تصادفی به یکی از گروهها انتساب داده شد. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه نگرش به تحقیق، پرسش نامه مهارتهای ارتباطی، چکلیست ارزیابی طرحهای اقدام پژوهی و آزمون اقدام پژوهی بود. روش حلقههای پژوهشی 12 جلسه اجرا شد. نتایج با آزمون تحلیل کوواریانس و T مستقل به کمک نرمافزار SPSS 18 تحلیل شدند.
یافتهها : روش حلقههای پژوهشی، تاثیر مثبت و معنی داری بر مهارتهای ارتباطی (89/7= F و 001/0= p )، نگرش به تحقیق ( 23/7= F و 01/0= p ) و نمره عملی اقدام پژوهی (18/3= t و 003/0= p ) داشت، اما اثر معکوسی بر نمره نظری اقدام پژوهی (33/2= t و 024/0= p ) داشت.
نتیجهگیری: روش حلقههای پژوهشی، روشی نوین بوده که تاثیرات چندگانهای بر رشد دانشجویان دارد. بنابراین پیشنهاد می شود نظامهای آموزش عالی، برای دستیابی به کیفیت این گونه روشها را به کار گیرند.
اهداف: شناخت عواملی که منجر به پیشرفت تحصیلی و مانع از افت تحصیلی می شود، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پارهای از مطالعات بیانگر ارتباط مستقیم بین انگیزه پیشرفت با پیشرفت تحصیلی هستند، ولی بعضی صاحب نظران رابطه مستقیم آنها را مورد تردید قرار دادهاند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه انگیزه پیشرفت با پیشرفت تحصیلی انجام شد.
روشها: این مطالعه توصیفی- همبستگی روی 304 دانشجوی دانشگاه کاشان که از سال 1386 تا 1387 در مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل بودند و به روش تصادفی ساده انتخاب شدند، انجام شد. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس استفاده شد. از معدل دانشجویان به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی استفاده شد. برای تحلیل دادهها از شاخصهای آمار توصیفی، آزمون T مستقل و ضریب همبستگی پیرسون و نرم افزار SPSS 15 استفاده شد.
یافتهها: بین انگیزش و پیشرفت تحصیلی، رابطه معنی داری وجود داشت (001/0=p ). میانگین نمرات انگیزش پیشرفت در دانشجویان دختر و پسر با هم تفاوت آماری معنیدار داشت، به این صورت که انگیزش پیشرفت دختران بیشتر از پسران بود. رابطه بین انگیزش پیشرفت با سن نیز از نظر آماری معنیدار بود.
(05/0=p ).
نتیجه گیری: بین انگیزه پیشرفت با پیشرفت تحصیلی، رابطه وجود دارد. همچنین تفاوت بین دانشجویان دختر و پسر از نظر انگیزش و پیشرفت تحصیلی معنیدار است و انگیزه پیشرفت و پیشرفت تحصیلی دختران بیشتر از پسران است. سن نیز با انگیزه پیشرفت رابطه دارد.
اهداف: ارزشیابی استادان از نظر کیفیت آموزشی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با توجه به تناقضات فراوان در خصوص عوامل عمده ارزشیابی، هدف پژوهش حاضر، شناسایی وجوه مختلف نظرات اعضای هیات علمی دانشگاه گیلان در مورد صلاحیت دانشجویان برای ارزشیابی استادان و نحوه اجرای ارزشیابی بود.
روش ها: این مطالعه با روش پیمایشی و روش نمونه گیری تصادفی منظم در سال تحصیلی 88-1387 در اعضای هیات علمی دانشگاه گیلان انجام شد. با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفت، داده های لازم جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها از نرم افزار SPSS 16 و روش های آمار توصیفی و آزمون غیرپارامتری مجذور کای استفاده شد.
یافته ها: 69 نفر (14/82%) از نمونه های مورد بررسی با کلیت ارزیابی کیفیت تدریس استاد توسط دانشجو موافق بودند. 48 نفر (14/57%)، با ارزشیابی توسط تمام دانشجویان و 70 نفر (33/83%) با ارزشیابی اساتید توسط دانشجویان در آخرین جلسه کلاسی موافق بودند . 53 نفر (09/63%)، بهترین فاصله زمانی ارزشیابی را هر دو نیمسال یک بار دانستند و 26 نفر (95/30%)، موافق اولویت بندی ضرایب محورهای ارزشیابی به صورت «کیفیت علمی، کیفیت تدریس و اخلاق مدرسی» بودند.
نتیجه گیری: ارزشیابی استادان باید به کمک دانشجویان صورت گیرد، اما باید برگه های ارزشیابی به همه دانشجویان داده شود، نه نمونه ای از آنان و برای این که دانشجو صرفاً تحت تاثیر مسایل شخصیتی استاد اقدام به ارزشیابی نکند، باید بیشترین امتیاز به کیفیت علمی، بعد به کیفیت تدریس و در قدم آخر به اخلاق مدرسی اختصاص داده شود.
اهداف: در دهه های اخیر، جهان شاهد تغییرات بنیادی در عرصه های گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و آموزشی بوده است. صاحب نظران بر این عقیده اند که این تغییرات، به طور کلی، حاصل رشد فناوری اطلاعات و ارتباطات است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی میزان تحقق دولت الکترونیک در دانشگاه شهید چمران اهواز براساس الگوی سازمان ملل متحد بود.
روش ها: این مطالعه توصیفی- پیمایشی در سال تحصیلی 90-1389 در دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه شهید چمران اهواز بودند و 200 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ای محقق ساخته دارای 45 سئوال بود. روش های آماری مورد استفاده شاخص های گرایش مرکزی، شاخص های پراکندگی و همچنین آزمون استنباطی T تک گروهی بود. داده ها با کمک نرم افزار SPSS 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: میانگین وضعیت دولت الکترونیک در دانشگاه شهید چمران اهواز از دیدگاه کارکنان در دو مورد انگیزه کارکنان سازمان برای ارایه خدمات الکترونیک (90/2) و سرعت پاسخ گویی به ایمیل های دریافتی از مشتریان (98/2) در انتهای مرحله ارتقایافته و در بقیه موارد در مرحله تعاملی بود. میانگین وضعیت فعلی دولت الکترونیک در دانشگاه شهید چمران اهواز از دیدگاه کارکنان این دانشگاه 39/0 ± 34/3 بود که آن را در مرحله تعاملی نشان داد.
نتیجه گیری: دولت الکترونیک در دانشگاه شهید چمران اهواز در مرحله سوم (تعاملی) با میانگین 34/3 قرار دارد.
این مقاله ابتدا به مروری بر تاریخچه پزشکی روان تنی و روان پزشکی رابط- مشاور در جهان و ایران می پردازد و سپس الگوهای مختلف ارایه خدمات پزشکی روان تنی و روان پزشکی رابط- مشاور به صورت کوتاه ارایه می کند. همچنین پس از نگاهی اجمالی به وضعیت کنونی این رشته در دنیا به شرح مفصل تری پیرامون خاستگاه، شکل گیری و وضعیت کنونی پزشکی روان تنی در کشور آلمان به عنوان یکی از کشورهای اروپایی فعال در این حوزه ارایه می دهد. کشور آلمان با ارایه مدلی دوگانه و متفاوت در این زمینه با بسیاری از کشورهای جهان متفاوت است.
تمکین در عرف حقوقی ما به دو معنای عام و خاص به کار برده می شود؛ تمکین عام به معنای قبول ریاست شوهر بر زن است ولی تمکین خاص ناظر به رابطه جنسی زن با شوهر و پاسخ دادن به خواست های مشروع اوست.نقطه مقابل تمکین نشوز است که معانی مختلفی دارد، از جمله اینکه نشوز به معنای آن است که هر یک از زن و شوهر، دیگری را ناخوش دارد و با او معاشرت ناپسند کند. بنابراین تمکین و نشوز مباحثی دو جانبه هستند و نباید تنها در ناحیه زن مورد توجه حقوق دانان قرار گیرد. تمکین نکردن زن می تواند ناشی از عوامل بسیاری از جمله عوامل روان شناختی باشد.شناخت این عوامل کمک شایانی به حل مسائل خانواده می کند. از سوی دیگر در تمکین عام و خاص معیار تمیز اموری که شوهر می تواند از زن انتظار داشته باشد، بستگی به عرف و آداب و رسوم اجتماعی دارد و نمی توان محدوده خاصی برای آن قائل شد. در این باره باید به خصوصیات و ویژگی های طرفین اهمیت داد. برگزاری دوره های آموزشی در این زمینه گام موثری در راه آشنایی زوجین با حقوق و تکالیف متقابل آن ها است