مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱٬۵۶۱ تا ۳۲۱٬۵۸۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
Content Engineering am Beispiel Vom ObjectJ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فروغی بسطامی و غزل بازگشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فروغی بسطامی از شاعران غزلسرای قرن سیزدهم هجری است وی مدتی از عمر خود را به مدح شاهزادگان قاجاری گذرانید و سپس شاعر دربار ناصرالدین شاه شد.
استغراق در آثار و احوال عارفان بزرگ نظیر بایزید بسطامی، حلاج، ابوالحسن خرقانی و دیگر عارفان سبب تغییر حال او و اختیار زندگی درویشی شد. فروغی شاعر دوره بازگشت است . زبان غزلیاتش فصیح و استادانه و نزدیک به زبان سعدی و حافظ است او مضامین عاشقانه غزل خود را از سعدی و مضامین عارفانه را از حافظ گرفته و بسیاری از غزلیات او به تقلید از سعدی و حافظ است . در این مقاله ضمن بررسی ویژگی های غزل فروغی میزان تاثیرپذیری او از شاعران قرن هفت و هشت مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
بررسی تحول اندیشه ی نصرت رحمانی از رمانتیک فردگرا به رمانتیک جامعه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محرک اصلی تغییر سبک در هر دوره ای وقایع سیاسی- اجتماعی است. در ایران، انقلاب مشروطه در کنار تحولاتی که در سطح جامعه پدید آورد، در عرصه ی ادبیات نیز بی تاثیر نبود و با طرح مضامین اجتماعی، موجب تحول و تغییر سبک ادبا شد. رخدادهای حکومت پهلوی، گرایش به رمانتیک جامعه گرا و در نتیجه تغییر سبک را در اشعار و برخی آثار گسترده تر کرد. رمانتیسم در واقع مکتبی ادبی است که به برتری احساس و تخیل بر استدلال و تعقل تاکید دارد. این مکتب دارای دو شاخه ی فردی و احساسی(پرداختن به عوالم شخصی) و اجتماعی(انعکاس وقایع جامعه وتلاش برای تغییر اجتماع) است. نصرت رحمانی از پیشروان جریان شعــری رمانتیک جامعه گــرا در دوره ی معاصر و از روشنفکران سرخورده ی پس از بیست و هشتم مرداد سی و دو بود که حوادث سیاسی- اجتماعی(بخصوص کودتای دهه ی سی) باعث شد به اجتماع و مردم روی آورد. در نتیجه از این زمان به بعد است که رحمانی بیان و عواطف و احساسات انسانی را مهم تر از عواطف فردی و شخصی می داند.
این پژوهش برآن است که با تکیه بر اشعار نصرت رحمانی به بررسی تحول اندیشه ی او از حوزه ی رمانتیک فردگرا به رمانتیک جامعه گرا بپردازد و خصیصه های برجسته ی رمانتیک فردگرایی و جامعه گرایی را در اشعار او بکاود و با ذکر شواهد شعری ابعاد و مختصات این مقوله را بنمایاند
عشق و امید در شعر برخی از شاعران معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عشق و امید از مضامینی است که همواره در شعر شاعران ایرانی مطرح شده است. کارکرد این واژه ها در سلامت روانی جامعه و ایجاد زندگی سالم و بدون دغدغه موثر است، بویژه در جوامع پر از گرفتاری و تنش امروز، خوشبینی و امید به عنوان کیفیتی اساسی و ارزشی می تواند زیر بنای رفع بسیاری از موانع و معضلات زندگی باشد. با توجه به این مهم، نگارنده بر آن است در این مقاله به تلاش های شاعران معاصر که با گسترش این ارزش ها توانسته اند از آفاق انسان دوستی فرهنگ کهن ما را به چشم اندازهای انسانی جدید پیوند دهند، بپردازد و گوشه ای از افکار و اشعار آنان را در برابر ناامیدی و انفعال و نفی حرمت ها و فروداشت هـا بنمایاند. روش تحقیق در این مقالــه بررسی و تحلیل اشعـار امید بخش آن دسته از شاعران معاصر است که با وجود تمام ناگواری ها و تلخکامی های خود، برای لحظاتی مخاطبان خویش را به گلزار فرح بخش امید هدایت نموده اند.
بررسی محیط شهری و عناصر آن در داستان های کودک و نوجوان از سال 1360 تا 1369 هجری شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله بررسی سیمای شهر و ویژگی های آن در داستان های کودک و نوجوان دهه شصت است. به این منظور محتوای 335 داستان کودک و نوجوان، از 40 نویسنده برجسته که برای نخستین بار در سال های 1360 تا 1369 انتشار یافته اند، به شیوه کمی و کیفی بررسی شد. نتایج این بررسی نشان داد که شهر به عنوان محیط اصلی 195 داستان و بخشی از محیط 21 اثر دیگر، در مجموع با 64 درصد، محیط غالبِ داستان های کودک و نوجوان دهه شصت است. سیمایی که از شهر و شهرنشینان در داستان های دهه شصت ارائه شده، به توصیف عناصری معین و زندگی طبقاتی خاص از جامعه سطوح کم درآمد و فقیر، محدود شده است. از این رو، در بیش تر داستان ها، مکان ها، عناصر محیطی و شخصیت هایی محدود و کلیشه ای به تصویر کشیده شده است و زندگی بخشی دیگر از مخاطبان که اندک هم نیستند، نادیده گرفته شده است. این موضوع از عوامل گوناگون مانند فضای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حاکم بر جامعه در دهه های پنجاه و شصت، شرایط زندگی خالقان آثار، گرایش بسیار نویسندگان به خلق داستان های واقع گرا و هم چنین دفاع آنان از طبقات محروم جامعه تاثیر پذیرفته است.
بررسی و تحلیل ساختار روایی هفت خوان رستم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، داستان هفت خوان رستم از منظر ساختارگرایان، تحلیل و بررسی شده است. در بررسی ساختار روایت و داستان، ضمن پژوهشِ روابط حاکم میان اجزای روایت، به شناخت سازه های داستانی و دریافت الگوی مشترک و محدود می توان دست یافت. در این مقاله، داستان هفت خوان رستم از منظر سه تن از روایت شناسان ساختارگرا؛ یعنی پراپ، گرماس و تودوروف بررسی شده است. در روش پراپ جستجوی خویشکاری ها و حوزه های عمل اشخاص برجسته تر است. از نظر گرماس داستان ها دارای کنشگرهای شش گانه و سه زنجیره اجرایی، میثاقی و انفصالی هستند. تودوروف نیز در بررسی روایت، تمام داستان ها را به قضایا و جمله هایی تقلیل می دهد که شامل یک نهاد و یک گزاره است، نهاد نقش عامل را دارد و اغلب معادل یک اسم خاص است، گزاره نیز شامل یک صفت یا فعل است. هفت خوان رستم از منظر پراپ دارای مراحل آغازی، میانی و پایانی است و هفت حوزه عمل و خویشکاری های متعددی در آن دیده می شود؛ شش کنشگر مورد نظر گرماس عبارتند از: فرستنده: زال + فاعل: رستم+ هدف: نجات کیکاووس + یاریگر: جهان آفرین، رخش و اولاد( بعد از اسیر شدن) + رقیب: همه نیروهای شرور در هفت خوان اعم از شیر، اژدها، تشنگی، زن جادوگر، اولاد، ارژنگ دیو و دیو سپید +گیرنده: کیکاووس؛ از منظر تودوروف این داستان را به قضیه های زیر می توان تقلیل داد: Kشاه است؛ R پهلوان است؛ D دیو و نیروهای شرور است؛ K گرفتار D می شود؛ R، D را می کشد؛ R، K را از دست D نجات می دهد.
خیال و جایگاه آن در چهره نگاری نقاشی ایرانی
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در نظر دارد تا به بررسی جایگاه و اهمیت خیال و همچنین تاثیر آن بر چهره نگاری در نقاشی ایرانی بپردازد. در این مقاله سعی بر آن است تا با بهره گیری از تفکر و نگرش عرفانی ایرانی و استفاده از آثار منظوم ادبیات پارسی و تطبیق آن با عناصر مورد اشاره در نقاشی ایرانی، تحلیلی بینامتنی ارائه گردد. در هر بخش نیز مستندات تصویری از مکاتب مختلف نقاشی ایرانی ارائه شده است تا به روشن شدن این امر که هنر تصویرگری ایران همواره و در طول تاریخ خود بهره مند از عنصر خیال بوده و با توسل به این تفکر خالق جهانی مثالی شده است، کمک نماید. بدین منظور در بخش نخست به خیال و جایگاه آن در نقاشی ایرانی پرداخته شده و در بخش های دیگر مقاله عناصر خیالی و مثالی ادبیات با چهره نگاری نقاشی ایرانی تطبیق یافته است. نتیجه حاصل از تحقیق آنکه، نقاشی ایرانی با بهره گیری از نمادها و نشانه های نهادینه شده در ادبیات منظوم که برآمده از نگرش خیال محور شاعران بوده به خلق انسان آرمانی و مثالی خود پرداخته، چنانکه این مشخصه را تا نقاشی نیمه نخست قاجار در سده سیزدهم هجری قمری به وضوح می توان شاهد بود.
بررسی و تحلیل زبانی، ادبی و محتوایی نعت نبی اکرم در خمسة نظامی
حوزههای تخصصی:
نعت پیامبر یکی از شگردهای ادبی است که در دوره های مختلف شعر فارسی به دلیل اعتقاد و ایمان شعرا تا به امروز رواج یافته است. نظامی نیز در ابتدای منظومه های عاشقانة خود در این باره تمام احساسات زیبایی شناسانة خود را در توصیف پیامبر به کار می گیرد. او با استناد به آیات و احادیث و معرفی شخصیت والای محمد و مقایسة او با سایر انبیا و توصیف منش و اخلاق نیکوی محمد، مدایح محمدی را سروده است و تمام مثنوی های خود را با نام پیامبر زینت داده است. در این مقاله جنبه های محتوایی نعت در خمسة نظامی بررسی گردیده و از آن جا که این مضمون در مدایح نظامی دست مایة آفرینش ادبی شده است، به ویژگی های ادبی و هنری نعت ها نیز پرداخته شده است. وی در این مدیحه ها اسلوب خاص خود را دارد و همچنان از ترکیبات بدیع و عبارات سلیس و تلمیحات و تصاویر خیال برای مدح استفاده می کند. البته این مدایح فقط بستری برای آفرینش آرایه ها و ایماژها نیست؛ بلکه اندیشه های کلامی و غیرکلامی شاعر دربارة پیامبر را نیز نشان می دهد.
مقدمه ای بر رابطه ادبیات و فلسفه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات و فلسفه در طول تاریخ همواره در حال تعامل و داد و ستد بوده اند. گاه به هم نزدیک و حتی عین هم شده و گاه نیز از یکدیگر فاصله گرفته اند. نوع ارتباط این دو شاخه از فعالیت فکری بشر، از روزگار باستان تاکنون، همیشه محل بحث صاحب نظران بوده است. اما این مساله همچنان بر جای خود باقی است که چه نوع ارتباط منطقی و معرفت شناختی بین ادبیات و فلسفه وجود دارد. مقاله حاضر می کوشد تا با نگاهی تحلیلی، تاریخی و روش شناسانه، صورتی قابل فهم و علمی از مساله به دست دهد. برای نیل بدین مقصود به مباحث مفهومی درباره چیستی ادبیات و فلسفه پرداخته، حیثیت علمی هر دو را مورد بررسی قرار می دهد و سپس نقاط اشتراک و افتراق دو دانش را تعیین می نماید. دست آخر به احصا انواع ارتباط معنی دار و منطقی بین ادبیات و فلسفه می پردازد.
آنچه از مجموع مباحث مطروحه در این مقاله بر می آید، این است که ادبیات و فلسفه هر دو دارای وجهی هستی شناسانه هستند اما با دو زبان و روش متفاوت است و این که در قرن اخیر مرزهای این دو طریقه جهان-شناسیک بغایت به یکدیگر نزدیک شده است
مدیحه سرایی در فرهنگ مردم
حوزههای تخصصی:
بررسی لالایی در سه قوم آذری، کرد و گیلک
حوزههای تخصصی:
تبیین مرز خرافه در فرهنگ مردم از دیدگاه صاحبنظران گفتگو با دکترایرج داداشی
حوزههای تخصصی:
بازتاب تضاد در مثنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
سیمای حضرت مولا علی(علیه السلام)در ادبیات کردی (حوزه جنوبی)
حوزههای تخصصی:







