پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختار عاملی، اعتبار و روایی مقیاس انتظار از ازدواج (MES) در دانشجویان انجام شد.
روش: جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان مجرد دوره کارشناسی دانشگاه اصفهان بود. نمونه پژوهش شامل 137 دانشجو ( 51 پسر، 86 دختر) از جامعه در دسترس به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده مقیاس انتظار از ازدواج (MES) و مقیاس نگرش نسبت به ازدواج (MAS) بود. داده ها با استفاده از آزمون های تحلیل عاملی، همبستگی و تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد همسانی درونی این مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ 88/0 و ضریب بازآزمایی در فاصله سه هفته 91/0 بدست آمد. همچنین همسبتگی این مقیاس با مقیاس نگرش نسبت به ازدواج 43/0 بدست آمد. همچنین نتایج تحلیل عاملی نشان داد مقیاس انتظار از ازدواج (MES) یکابزار چند بعدی و دارای سه عامل انتظار واقع گرایانه، انتظار ایده آل گرایانه، و انتظار بدبینانه می باشد. از سویی دیگر نتایج نشان داد که دختران در مقایسه با پسران انتظار بدبینانه تری نسبت به ازدواج دارند.
نتیجه گیری: بطور کلی می توان از مقیاس انتظار از ازدواج به عنوان ابزاری معتبر و مناسب برای سنجش انتظار از ازدواج استفاده کرد.
هدف این مطالعه بررسی کیفی کارایی پروتکل شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی MBCT)) در مورد بیماران افسرده خودکشی گرا با اجرای گروهی بود.
روش: 5 بیمار دارای اختلال افسردگی با افکار خودکشی اخیر، تحت 10 جلسه درمان گروهی بر اساس راهنمای درمانی حاضر قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده شامل یکفرم ساختاریافته ارزیابی کیفی محقق ساخته و فرم بدون ساختار محقق ساخته برای ارزیابی بازخوردهای کلی شرکت کنندگان به جلسات درمان بود.
یافته ها: نتایج تحلیل کیفی دال بر کارایی این رویکرد بر کاهش افسردگی و افکار خودآیند منفی ، افزایش علاقه مندی به زندگی و میل به زنده ماندن، کنار آمدن با مشکلات زندگی و نیز بهبود عملکرد خانوادگی، تحصیلی و شغلی در بیماران افسرده خودکشی گرا و همچنین سودمندی اجرای گروهی آن بود. به علاوه، به نظر می رسد، این درمان با ننگ زدایی، منجر به پذیرش افسردگی و دریافت خدمات درمانی برای این بیماری می شود. افزون بر این، از میان عناصر درمانی پروتکل حاضر، مراقبه ها، آموزش های روان شناختی و اطاعت پذیری از درمان دارویی، کاراترین جنبه های درمان توصیف شدند.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، به نظر می رسد، اجرای گروهی راهنمای درمانی تهیه شده توسط محققین حاضر روی بیماران افسرده خودکشی گرا موثر بوده است. بنابراین پروتکل حاضر دارای دقت و اعتبار برای اجرا به شکل گروهی در مورد این بیماران می باشد.
پژوهش حاضر با هدف مقایسه کارکرد برنامه ریزی لب پیشانی در نوجوانان بزهکار پرخاشگر، نوجوانان پرخاشگر غیربزهکار و نوجوانان عادی صورت گرفت.
روش: پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای است. نمونه مورد مقایسه متشکل از سه گروه 35 نفری از نوجوانان بزهکار پرخاشگر، پرخاشگر غیربزهکار و عادی با همتاسازی در متغیرهای سن، جنس، میزان تحصیلات و شرایط اجتماعی و اقتصادی بود. داده های پژوهش پس از جمع-آوری از طریق پرسشنامه پرخاشگری آیزنگ و مقیاس برنامه ریزی در نظام ارزیابی شناختی (CAS)، با استفاده از روش های آماری تحلیل واریانس یکراهه و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها حاکی از آن بودند که بین کارکرد برنامه ریزی لب پیشانی نوجوانان بزهکار پرخاشگر، نوجوانان پرخاشگر غیربزهکار و نوجوانان عادی تفاوت معنا دار وجود دارد. در نتیجه نوجوانان بزهکار پرخاشگر و پرخاشگر غیربزهکار در مقایسه با نوجوانان عادی، از کارکرد برنامه ریزی ضعیف تری برخوردارند.
نتیجه گیری: با توجه به نتیجه بدست آمده احتمال دارد در افراد پرخاشگر، وجود نقایص عصب روان شناختی، نظیر ضعف در کارکرد برنا مه-ریزی، منجر به عملکرد ضعیف تر این افراد در مقایسه با افراد عادی شده باشد
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه دست برتری با توانایی های دیداری- فضایی و انعطاف پذیری شناختی به مرحله اجرا در آمد.
روش : 120 نفر از دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی شهر تهران با میانگین سنی 18-17 سال که شامل 60 دختر و 60 پسر که نیمی از آنها چپ برتر و نیم دیگر راست برتر بودند با آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین و مکعب های کهس مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته ها: تحلیل آماری با استفاده از روش تحلیل واریانس عاملی نشان داد که توانایی های دیداری- فضایی و انعطاف پذیری شناختی با دست برتری رابطه ای معنادار دارند.
نتیجه گیری: هم خوانی تفسیرهای نهایی این پژوهش در زمینه متغیرهای مرتبط با چپ برتری در جمعیت غیر بالینی، مبنی بر توانایی های بالای دیداری-فضایی در افراد چپ برتر و کاهش انعطاف پذیری شناختی در این افراد، قویاً در تایید نظریه گشوایند، بهان و گالابوردا (1980) است.