پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی معنادرمانی به شیوه گروهی بر عزت نفس و بهزیستی روانشناختی دانشجویان دختر دارای نشانگان ضربه عشق انجام شده است. روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری در این تحقیق را کلیه دانشجویان دختر دانشگاه کردستان تشکیل داده اند که در سال تحصیلی 97- 96 مشغول به تحصیل بوده اند. نمونه گیری با استفاده از روش هدفمند بوده که در مجموع 24 نفر از دانشجویان مراجعه کننده که نمرات بالایی را در پرسشنامه نشانگان ضربه عشق کسب کردند به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (هر گروه 12 نفر)، سپس پرسشنامه های عزت نفس روزنبرگ و بهزیستی روانشناختی ریف توسط دو گروه تکمیل شد. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه تحت روش معنادرمانی گروهی قرارگرفت و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. پس از اتمام دوره درمانی از هر دو گروه پس آزمون و پس از یک ماه آزمون پیگیری به عمل آمد. در نهایت داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل گردید. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که بین نمرات پس آزمون عزت نفس و بهزیستی روانشناختی دو گروه آزمایشی و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد. و معنادرمانی بر گروه آزمایشی تاثیر مثبتی داشت. این نتایج در مرحله پیگیری نیز حفظ گردید. نتایج نشان داد که معنادرمانی به شیوه گروهی می تواند به عنوان درمان موثری در افزایش عزت نفس و بهزیستی روانشناختی دانشجویان به کار برده شود.
مقاله حاضر بر آن است تا با بررسی انتقادی مقالات علمی-پژوهشی، کاستی ها و نقصان های بنیادین پژوهش هایی را، بررسی کند که در حوزه زبان فارسی، مدّعی کاربست یا شرح مبحث آشنایی زدایی اند. نتیجه بررسی 30 مقاله در این حوزه که در بازه زمانی 1375 تا 1395 (ه. ش) در نشریات معتبر دانشگاهی ایران، منتشر گردیده اند، روشن می کند که بسیاری از محققّان دانشگاهی ایران در درک مفهوم آشنایی زدایی دچار بدفهمی هایی جدّی هستند. تساهل و اشتباهات ایشان در فهم و کاربست اصطلاح آشنایی زدایی را می توان چنین طبقه بندی کرد: 1-عدم توجه به اصول روش شناختی فرمالیست های روس 2- ارائه تعاریف خلق السّاعه از مفهوم آشنایی زدایی 3-خلط و همانندپنداری مبحث آشنایی زدایی با دیگر مباحث نسبتاً مشابه و بالاخص تقلیل آن به مباحث ابتدایی بلاغت سنتّی. این کاستی ها از یک سو، به بداهت موضوع پژوهش و ازدیگرسو به تقلیل این مفهوم و تزیینی شدن این اصطلاح در پژوهش های دانشگاهی انجامیده است؛ در نتیجه این موارد، بستری برای محققّان، فراهم آمده تا به تولید انبوه مقالاتی بپردازند که اشتباهات مشابهی را، در این حوزه، بازنشر می کنند.
واسوخت سرایی در اصطلاح به اشعاری ساده و فارغ از پیچیدگی های حاصل از آرایه های ادبی معنوی اطلاق می شود که روی گردانی از معشوق درونمایه اصلی آنها را تشکیل می دهد. مقاله حاضر با بررسی توصیفی- تحلیلی غزلیات سنایی با پاسخ دادن به این سؤالات که آیا سنایی در غزلیات خویش به واسوخت سرایی گرایش داشته یا نه و در صورت اثبات این موضوع، واسوخت های او چقدر با موازین طرز مشهور واسوخت مطابقت دارد؟ تبیین می کند سنایی در قرن ششم بدون به کارگیری اصطلاح واسوخت در بسیاری از ابیات خود به طورضمنی و آشکارواسوخت سرایی کرده است؛ در این راستا نگارنده با ذکر شواهد متعددی از غزلیات وی ثابت می کند سنایی از یک سو به دلیل سرخوردگی از معشوق زمینی و از سوی دیگر به سبب دستیابی به عشق متعالی و ابداع قلندرانه سرایی به اعراض از معشوق و سرودن «واسوخت های تمام عیار» که از نظر ساختار و محتوا کاملاً با موازین طرز واسوخت مطابقت دارند، روی آورده است.
اهمیت علم آوا شناسی در بررسی تغییرات معنایی جمله و آهنگ های نحوی کلام است که در همین راستا با تکرار صامت ها و مصوت ها تحت عنوان هماهنگی آوایی، به بررسی زیبایی شناسی صوت و معنا در کلام می پردازد و قدرت القایی معانی خاص را پیدا میکند پژوهش پیش رو با استفاده از روش توصیفی _ تحلیلی ، ما را به این دریافت رسانید که توازن و هماهنگی حاصل از تغییرات نحوی در فواصل مختلف دعا، از جمله تقدیم و تأخیر، تقدیم متعلق بر مسند و... چینش صحیح فواصل، منجر به رابطه علی و معلولی گشته و حس وحدت و یگانگی موسیقایی کلام را تقویت نموده است؛ همچنین مناسبت فواصل در صنایع بلاغی دعا، نوعی تلازم علی و معلولی در کلام ایجاد کرده که بر حسب ترتیب الفاظ و معانی مرتب بر آن، بر زبان امام (ع) جاری گشته است.
زندگی نامه به مثابه گزارش و حکایت کتبی از ابعاد زندگی شخصیتی تاریخی است. این شیوه در عصر حاضر یکی از مؤلفه های اصلی و کارآمد در حوزه ادبیات و تاریخ محسوب می شود. با توجه به الگوها و شیوه های متعددی که در نگارش زندگی نامه های ملل مختلف به کار رفته است، می توان پرسش هایی به شرح زیر مطرح کرد: زندگی نامه ها بر پایه چه اصول و قواعدی نگارش یافته و در حوزه معرفت شناسی و هستی شناسی ملزم به رعایت چه مقولاتی است؟ زندگی نامه های عرفانی از چه جایگاه علمی و ویژگی های بیانی برخوردارند؟ و در نگارش و عینیت بخشی به این نوع از زندگی نامه ها از چه منابع و دانش هایی استفاده می شود؟ برای مطالعه روش شناسانه زندگی نامه های عرفانی، یکی از برجسته ترین متون نثر عرفانی، یعنی تذکر ۃ الاولیاء را بررسی کرده ایم. در مقام پاسخ به پرسشهای مذکور و تبیین آن کوشیدیم که با بهره گیری از نظریه های جدید ادبی و تجزیه و تحلیلِ ابعاد وسیع معرفتی تذکر ۃ الاولیاء ، شرحی کلی از سرشت ادبی- عرفانی و تاریخی این اثر ارائه دهیم و نقش اصول زندگی نامه نویسی و نحوه استفاده آنها را توسط عطار، در شکل گیری گزاره های ادبی و عرفانی تبیین کنیم.
معراج نامه ها روایت های منظوم یا منثورند که به سفر معنوی و روحانی حضرت رسول (ص) و شرح مشاهدات و مراحل سلوک آن حضرت در این سیر الهی می پردازد. همچنان که مصنفان و شاعران ایرانی به نقل و توصیف و شرح این روایت پرداخته اند، نگارگران ایران اسلامی نیز بنابر فرهنگ دینی و اعتقادی خویشتن و جامعه مسلمان ایرانی در دوره های مختلف به تصویرسازی و تجسم بخشی این روایت عظیم دست یازیده و نسخه های متعددی از معراج نامه های مصوَّر و منقوش فراهم آورده اند. هر یک از این نسخه ها با توجّه به ویژگی های فرهنگی زمان نگارگر، اختصاصات بصری منحصربه فرد و متفاوتی را در کنار مشابهت های روایی- تصویری نشان می دهد. این مقاله بر آن است که با مقایسه ویژگی های تصویری پنج نگاره با مضمون معراج که در دوره های مختلف تاریخی مصوَّر گردیده اند،ویژگی های تصویری هر یک از این نسخه های تصویری را مبیَّن سازد و به این واسطه نشان دهد که نمادها و نشانه ها و مؤلفه هایتصویرگریِ مذهبی ایران در زمان های مختلف چه بوده و دست خوش چه تغییراتی شده است. روش تحقیق در این پژوهش، کیفی و توصیفی- تحلیلی به شیوه تطبیقی است و نمونه های موردمطالعه (جامعه آماری) شامل پنج نگاره از پنج معراج نامه مربوط به ادوار مختلف است و مشتمل بر این نسخه ها است: معراج نامه احمد موسیو نگاره معراج از جامع التواریخ رشیدی مربوط به دوره ایلخانان مغول، معراج نامه شاهرخی از عصر تیموریان، نگاره معراج درخمسه طهماسبی مربوط به عهد صفوی و تابلوی معراج، اثر استاد فرشچیان، مرتبط با دهه اخیر.نتایج به دست آمدهمبیّن می سازد که قواعد مشابه و متفاوتی در مؤلفه ای بصری این ادوار وجود دارد.در شیوه تجسّم شمایل مقدس (واقع نمایی یا انتزاع)، کاربرد مضامینِ جانبی، رنگ و ترکیب بندی های افقی کتیبه وار، و عمودی، زاویه دید ودیگر تمهیدات روایت بصری.
بررسی الگوهای بصری شکار بهرام گور و آزاده در سفالینه های مصور سلجوقی نشان می دهد که برخی از آنها، علاوه بر ترسیم چنگ نوازی و همراهی آزاده در شکار، به هلاکت رسیدن او به زیر پاهای شتر با جامه ای متفاوت را نیز مورد توجه قرار داده اند. تحقیق حاضر با هدف شناخت الگوهای بصری و مفهومی دو رویداد چنگ نوازی و مرگ آزاده با دو جامه متفاوت که در سفالینه های سلجوقی به تصویر کشیده شده اند، شکل گرفته و تلاش شده به این پرسش ها پاسخ داده شود: الف. اشتراک و تفاوت های الگوهای بصری و مفهومی دو رویداد چنگ نوازی و مرگ آزاده در ایران باستان، ساسانی و سلجوقی کدامند و بر استمرار کدام اندیشه دلالت دارد؟ ب. وجوه مشترک آثار هنری با موضوع آزاده و بهرام در آثار ساسانی و سلجوقی کدامند؟ روش تحقیق مقاله، توصیفی تحلیلی است و مطالب به طریق اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده اند. همچنین، تعداد هشت نمونه انتخابی از آثار برجای مانده از دو دوره تاریخی ساسانی و سلجوقی با محوریت داستان بهرام گور و آزاده با ﺭﻭیﮑﺮﺩ شمایل نگاری و شمایل شناسی ﭘﺎﻧﻮﻓﺴﮑی مطابقت داده شده است. نتایج نشان می دهد که الگوهای بصری و مفهومی مرگ آزاده، به گفتمان ادبی شاهنامه ارجاع دارد که خود برگرفته از یک حکایت شفاهی کهن ایرانی است و از منظر جهان بینی اسطوره ای ایران باستان؛ به نظر می رسد مرگ آزاده با جامه متفاوت به مرگ زهره، دلدار ورثرغنه (خدا- خورشید)، هنگام تولد خورشید و روزی نو دلالت دارد.
کلان شهرها جمعیت قابل توجهی را در خود جای داده اند و مملو از فضاهای انسان ساخت می باشد. بهره جستن از رویکرد تاب آوری کاربری اراضی شهری به برنامه ریزان و مدیران شهری امکان می دهد تا هنگام وقوع بلایای طبیعی با داشتن آمادگی کافی، احتمال وقوع خسارت های جانی و مالی را به حداقل برساند. هدف پژوهش شناسایی ابعاد و عوامل مؤثر بر تاب آوری ساختاری-طبیعی و تعیین شاخص های ارزیابی تاب آوری کاربری های شهری در منطقه 4 شهر تهران است. پژوهش حاضر در گروه تحقیقات کاربردی قرار دارد. برای جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. در قالب روش کتابخانه ای با مرور متون نظری و تجربی مرتبط با موضوع تحقیق، چارچوب نظری پژوهش تدوین شد و در قالب روش میدانی نیز به وسیله مشاهده در محیط موردمطالعه، اطلاعاتی در مورد منطقه موردمطالعه جمع آوری شد. معیارها و عوامل مؤثر بر تاب آوری کاربری اراضی با مرور منابع تهیه شده و برای تهیه لیست نهایی معیارها و اولویت بندی آن ها از پرسشنامه استفاده شد. پس از تکمیل پرسشنامه ها توسط 20 نفر از اعضای هیئت علمی و کارشناسان متخصص در حوزه برنامه ریزی شهری و روستایی، برنامه ریزی محیط زیست و شهرسازی، معیارها با روش FANP وزن داده شد. پوشش زمین استخراج شده از روی تصاویر ماهواره های لندست سال 2017، در نرم افزار ENVI 4.8 طبقه بندی شد. سپس لایه های طبقه بندی شده در محیط IDRISI فازی و در ARC MAP روی هم گذاری شد. با تأثیر وزن هرکدام از معیارهای مؤثر در میزان تاب آوری لایه ها و ترکیب نقشه ها، میزان تاب آوری مشخص گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد که میانگین تاب آوری ساختاری- طبیعی کاربری اراضی این منطقه 86/0 و تاب آور است.
با در نظر گرفتن مفاهیمی همچون اقتصاد خلاق، صنایع خلاق، محیط خلاق، طبقه خلاق و شهر خلاق و ارائه این مفاهیم توسط سیاست گذاران و مشاوران آن ها، عصر حاضر در حال یک گذار اقتصادی-اجتماعی است. گذاری که در آن خلاقیت موتور محرکه ی رشد اقتصاد شهری، منطقه ای و ملی است هدف تحقیق حاضر تدوین الگوی مطلوب شهر خلاق برای کلان شهر تهران است. در این تحقیق جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای- اسنادی و پیمایشی بوده است. تعداد نمونه ها نیز 15 نفر به صورت غیر تصادفی هدفمند از جامعه آماری پژوهشگران شهر خلاق انتخاب و از روش دلفی در قالب نظرات خبرگان جهت تدوین الگوی موردنظر استفاده گردیده است. حاصل نظرات خبرگان 63 شاخص در 5 مؤلفه سرمایه انسانی و طبقه خلاق، امکانات محیطی، تنوع و تسامح، فناوری، تحقیق و توسعه و جهانی شدن جهت حرکت تهران به سمت شهر خلاق استخراج گردید. همچنین حاصل از نتایج تحقیق و تلخیص و تدقیق آن ها سه راهبرد "طبقه خلاق"، "صنایع خلاق و دانش بنیان" و "گردشگری خلاق" جهت تحقق شهر خلاق در تهران شناسایی و استخراج گردید. درزمینه راهبرد طبقه خلاق تأکید بر پروش، حفظ و جذب این نیرو است اما اولویت با حفظ و نگهداری این سرمایه انسانی خلاق و نوآور است. راهبرد صنایع خلاق و دانش بنیان به دنبال افزایش سهم اقتصادی این صنایع است. همچنین در راهبرد گردشگری خلاق، تأکید بر حداکثر جذب گردشگران داخلی و خارجی است. دستیابی به سه راهبرد مذکور نیز از طریق 5 مؤلفه سرمایه انسانی و طبقه خلاق، امکانات محیطی، تنوع و تسامح، فناوری، تحقیق و توسعه و جهانی شدن و زیر شاخص های مربوط به آن ها است که تأثیری مستقیم در تحقق سه راهبرد مذکور دارند و هر یک از آن ها نیز بر یکدیگر تأثیر و تأثر متقابل دارند.
رشد پراکنده شهرها علاوه بر تأثیرات منفی زیست محیطی و اقتصادی دارای هزینه های اجتماعی زیاد هستند، این هزینه ها با جابجایی و فاصله گرفتن محله های شهری از مرکز شهر و شکل گیری حومه های شهری روزبه روز بیشتر می شود. هدف اول این مطالعه تحلیل و تأثیر پراکنده رویی شهری بر سرمایه اجتماعی محلات شهر مراغه می باشد. هدف دوم مقایسه نتایج رگرسیون چند متغیره با رگرسیون وزنی جغرافیایی می باشد. مطالعه حاضر متشکل از سه مرحله شامل: بررسی پراکنده رویی شهری، بررسی سرمایه اجتماعی محلات و درنهایت سنجش میزان تأثیرگذاری شاخص های پراکنده رویی بر میزان سرمایه اجتماعی محلات شهر می باشد. تعداد شاخص های پراکنده رویی شهری 6 مورد و تعداد شاخص های سرمایه اجتماعی در 5 عامل اصلی و 39 زیر شاخص بوده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده که از روش های پیمایشی و اسنادی نیز استفاده شده است. جمع آوری اطلاعات شاخص های پراکنده رویی از طریق مطالعه طرح جامع، تفضیلی شهر که از طریق نرم افزار ArcGIS استخراج شده است. جمع آوری اطلاعات سرمایه اجتماعی از طریق پرسشنامه به تعداد 383 انجام شده است. برای تحلیل داده ها از رگرسیون چند متغیره و رگرسیون وزنی جغرافیایی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که نتایج رگرسیون چند متغیره در مقایسه با رگرسیون وزنی جغرافیایی با توجه به ماهیت داده های فضایی از اعتبار کمتری برخوردار است.
محله های شهری به عنوان کوچک ترین سطح ساختار شهر نزدیک ترین سطح به تعاملات اجتماعی است و نقش مؤثری در شکل گیری جامعه پایدار شهری دارند. بدون شک مشارکت اجتماعی روزبه روز گسترش یافته و جوامع انسانی را با فرصت جدیدی روبرو می سازد که بررسی آن در بهبود اوضاع انسانی مؤثر خواهد بود. پیشبرد توسعه محلی و پاسخگویی به مسائل متنوع اقتصادی، اجتماعی، مالی، ارضی، آموزشی و... شهروندان در محله های شهری، نیازمند «مشارکت اجتماعی شهروندان» و «بهره گیری از ظرفیت های نهادها و سازمان های مردم نهاد» است. شورایاری های محلی در شهر تهران ازجمله نهادهایی هستند که به منظور افزایش مشارکت مردم در مدیریت شهری به وجود آمده اند. هدف از پژوهش بررسی نقش شورایارهای محله های شهر تهران در مشارکت و توسعه محله ای است. روش تحقیق تحلیلی- اکتشافی باهدف کاربردی است. روش جمع آوری اطلاعات بر مبنای کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه ای) و برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و استنباطی (مدل پیرسون) در نرم افزار spss استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که با تقویت مشارکت محله ای می توان به توسعه محله ای دست یافت. اما نقش شورایاری ها در افزایش مشارکت عملیاتی شهروندان در مدیریت شهری نقش کم رنگی است. همچنین سازوکارهای شورایاری برای افزایش مشارکت مردم محله و نقش شهرداری در افزایش مشارکت مردم ضعیف و ناکافی است. همچنین شورایاری ها در سطوح برنامه ریزی و مدیریت شهری از جایگاه لازم برخوردار نیست.
همزمان با موج جدید پیشرفت های پزشکی در عرصه های مختلفِ روان شناسی ژنتیک، ژنتیکِ مولکولی، بیوشیمی، عصب شناسی رفتاری و مانند آن ها، جرم شناسی نظری شاهد احیای مجدد اندیشه های زیست -شناختی بوده است. در این میان، تحلیل منحنی سن – جرمِ نوجوانان به عنوان یکی از مهیج ترین حوزه های مطالعاتیِ جرم شناسی، مدتی است مورد توجه زیست شناسانِ جنایی قرار گرفته است؛ چرا که باور بر این است افزایش ناگهانیِ رفتارهای ضداجتماعیِ نوجوانان، بیش از متغیرهای اجتماعی، ماحصل دگرگونی های فیزیولوژیکیِ دوران بلوغ می باشد. در این خصوص، هر چند بیشتر تحقیقاتِ صورت گرفته در حوزه عصب شناسی و به طور خاص، نقشِ «قشر جلوپیشانی مغز» بوده است، اما این امر به معنای نادیده گرفتن تاثیرِ عوامل زیست شیمیایی در تشدید ناگهانیِ بزهکاری در میان نوجوانان نمی باشد. به طور کلی، عوامل زیست شیمیاییِ موثر در سیر صعودی منحنی سن – جرم ِ نوجوانان، به دو قسم ِ«عوامل درونی» و «عوامل بیرونی» قابل تقسیم اند. تحقیقاتِ جرم شناسی حاکی از آن است که از یک سو، ترشح فزاینده ی هورمون های جنسی در دورانِ نوجوانی همانند تستوسترون در مردان که با افزایشِ سطح پرخاشگری مرتبط بوده، و استروژن در زنان که با تشدید رفتارهای ضداجتماعی همبسته می باشد، از مهمترین عوامل درونی موثر در تشدید بزهکاری نوجوانان به حساب آمده؛ و از سوی دیگر، بی میلی نوجوانان در استفاده -ی از «تغذیه مناسب» که باعث ایجاد تغییراتی در شیمی بدن شده، و گرایش آن ها به استعمالِ «مواد مخدر» و مصرفِ «مشروبات الکلی» که منجر به تشدید رفتارهای تکانه ای می گردد، از شاخص ترین عوامل بیرونی تاثیرگذار در افزایش رفتارهای بزهکارانه ی نوجوانان پنداشته می شوند.
آموزش و پرورش مطلوب، یعنی آموزش و پرورشی که مشارکت و تفکر انتقادی را در کودک تقویت کند، این قدرت را دارد که جوامع را در طول نسلی واحد دگرگون سازد. محققان بی هیچ اختلاف نظری معتقدند که نظام آموزش و پرورش هر کشوری نقش بی بدیل و تعیین کننده در تربیت نسل آینده و به دنبال آن، پیشگیری از بزه دیدگی و بزهکاری و در نتیجه ریشه کن کردن جرم در دوران بزرگسالی دارد. نمی توان به مباحث پیشگیری از بزه دیدگی و بزهکاری در جامعه پرداخت؛ اما نقش مهم و مؤثر مدرسه یعنی خانه دوم را نادیده گرفت.در حالی که قلدری یک مشکل فراگیر در بسیاری از مدارس است، مدارس می توانند اقدامات خاصی را برای بهبود شرایط مدرسه و تشویق به تعاملات مثبت برای کاهش یا جلوگیری از قلدری برقرار کنند. این پژوهش از رهگذر روش توصیفی و تحلیلی ، نقش برنامه های پیشگیری مدرسه محور از جمله تقویت مهارت های اجتماعی را با نگاهی به برنامه جهانی SEL ، در کاهش آسیب و بزه دیدگی دانش آموزان به ویژه بزه دیدگی قلدری مورد تحلیل و ارزیابی قرار می دهد. برآیند مطالعه حاکی از آن است که مداخلات مدرسه با تمرکز بر برنامه های آموزش مهارت های اجتماعی – احساسی می توانند از طریق ارتقاء تعامل مثبت و تقویت احساس تعلق به عنوان هسته اصلی این برنامه به همه کسانی که درگیر قلدری هستند کمک کند.
سیاست گذاری در برابر تجاوز به اراضی ملی در ایران غالباً به شکل قانون گذاری متبلور گردیده است. جرایم این حوزه مانند سایر جرایم شامل ارکان قانونی، مادی و روانی می باشند. ارزیابی علمی ساختار موصوف، از وجود ایرادات و برداشت های متفاوت حقوقی و قضایی، و در نتیجه تشدید هجمه به اراضی ملی حکایت می کند. هم چنین، رویکرد سنتی و همسان انگاشتن جرایم موصوف که بقای همه موجودات زنده و پایداری اکوسیستمی را تهدید می کنند با دیگر جرایم عادی که میزان معینی از ثبات اجتماعی را متزلزل می کنند، از حیث بی توجهی به تنوع و اجزاء رکن مادی و انطباق با اجزاء رکن روانی، مزید بر معضلات موجود است. از این رو، چگونگی جرم انگاری جرایم تعرض به اراضی مزبور که بر واقعیات جرم شناختی منطبق بوده و شرایط فعلی و انسداد مجاری سوء استفاده و تجاوز را اصلاح کند، محل تأمل است. با این اوصاف، اتخاذ سیاست کیفری تقنینی افتراقی و مدرن، توسعه متوازن و ضروری جرم انگاری ها و کیفی سازی آن ها در همه ابعاد (رفع اشکالات رکن قانونی و تبیین و تطابق هوشمندانه اجزاء ارکان مادی و روانی با یکدیگر با لحاظ ماهیت جرایم) و سرانجام طبقه بندی جرایم این حوزه بر اساس آموزه های جرم شناسی حقوقی ضرورت دارد. در این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر آموزه های جرم شناسی حقوقی، مشکلات مرتبط با ارکان جرایم علیه اراضی ملی بررسی و برای روزآمد کردن و کارآیی هرچه بیشتر آن ها و رفع آسیب های این بخش از سیاست کیفری، پیشنهاداتی مطرح خواهد شد.
این مقاله باهدف شناسایی و ارزیابی مؤلفه های سامانه پشتیبانی خدمات رزمی متناسب با تهدیدات آینده انجام شده است. جامعه موردمطالعه شامل کلیه فرماندهان، رؤسا و معاونین شاغل در ستاد آجا و ستاد نیروی زمینی است که در محل های سرلشکری( و بالاتر) شاغل بوده و در خصوص سامانه مذکور صاحب نظر می باشند. روش نمونه گیری تمام شمار هدفمند می باشد. برای مصاحبه نیز به روش قضاوتی هدفمند و به صورت تمام شمار انتخاب شده اند.داده های جمع آوری شده از طریق مطالعه اسناد و مدارک و مصاحبه و ارسال پرسشنامه به روش های آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از رایانه و برنامه نرم افزاری spss مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته است. نتایج نهایی مبین مؤلفه های چابک سازی سامانه پشتیبانی خدمات رزمی متناسب با تهدیدات آینده به شرح زیر است: متحرک و قابل انعطاف، به هنگام (روزآمد بودن)، تداوم پشتیبانی، قابلیت اطمینان، یکپارچگی همراه با عدم تمرکز، خلاق و نوآور و مبتکر، امنیت آمادی، ماندگاری زیاد، دسترسی آسان، صرفه اقتصادی.
توسعه منطقه پذیرش، براى سازمان هاى نظامی و به خصوص دانشگاه افسری امام علی (ع) به مثابه بازوی توانمند علمی و مرکز آموزش عالی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی از اهمیت بالایی برخوردار است. لذا تحقیق حاضر با استفاده از روش داده بنیاد و مبتنی بر مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با خبرگان درصدد شناسایی عوامل موثر بر توسعه منطقه پذیرش کارکنان دانشگاه افسری امام علی (ع) می باشد. نتایج تحقیق حاکی از شناسایی مقبولیت دستوردهنده (با 6 مولفه و 35 شاخص)، آمادگی دستور گیرنده (با 5 مولفه و 20 شاخص) و ویژگی های دستور (با 2 مولفه و 9 شاخص) به عنوان عوامل مؤثر بر توسعه منطقه پذیرش می باشد. از طرفی راهبردهای توسعه منطقه پذیرش شامل 8 مولفه (شایسته گزینی، اجتماعی کردن مناسب، روابط متنوع، تنوع شغلی، سیستم پاداش متنوع، تنوع شغلی، آموزش، توانمندسازی و مدیریت برمبنای هدف) شناسایی گردیدند که این مولفه ها نیز از ویژگی های سازمان و ویژگی های جامعه تاثیر می پذیرند. دانشگاه افسری امام علی (ع) با استفاده از اقدامات مدیریت منابع انسانی شناسایی شده می تواند نسبت به توسعه منطقه پذیرش کارکنان اقدام نماید.
شناخت عناصر و اجزای کیفیت در هر امر و رسیدن به تعریف دقیق کیفیت در آن، از عوامل چالش برانگیز در دنیای امروز است. این چالش در مضامین آموزش عالی که ارزیابی کیفیت در آن به مراتب از ابهامات بیشتری برخوردار است، دوچندان می شود. این پژوهش باهدف شناسایی ابعاد و مولفه های اثرگذار بر کیفیت در نظام آموزش عالی نظامی انجام شده است. تحقیق حاضر ازلحاظ نوع داده ها کمی و کیفی و ازنظر نحوه اجرا، توصیفی پیمایشی بوده است. جامعه آماری در بخش کیفی متشکل از اعضای هیأت علمیِ دانشگاه هوایی شهید ستاری، پژوهشگران دفتر مطالعات راهبردی نهاجا و خبرگان معاونت آموزش نهاجا مجموعاً به تعداد 22 نفر و در بخش کمی با استفاده از روش نمونه گیری ترکیبی (خوشه ای- طبقه ای) تعداد 226 نفر از دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاه هوایی شهید ستاری به عنوان جامعه آماری پژوهش انتخاب شدند. ابزار تحقیق متشکل از مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی (صوری، محتوایی و سازه) و پایایی پرسشنامه بررسی و تأیید شد. برای تحلیل داده های مربوط به تعیین ابعاد و مؤلفه های کیفیت در آموزش عالی نظامی از تحلیل عاملی اکتشافی و برای ارائه الگوی نهایی تحقیق از تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل استفاده شده است. یافته اصلی پژوهش، ابعاد و مولفه های اثرگذار بر کیفیت در نظام آموزش عالی نظامی مشتمل بر دو بُعد اصلیِ آکادمیک و نظامی می باشد.