در برنامه های توسعه گردشگری، شناسایی و پهنه بندی مناطق مستعد، نقش محوری در موفقیت و پایداری ایفا می کند. در این راستا، پژوهش حاضر قصد دارد با استفاده از روش تحلیل آمایشی داده های مکانی در سیستم اطلاعات جغرافیایی، پهنه های مناسب توسعه گردشگری مبتنی بر طبیعت در شهرستان خمینی شهر را شناسایی کند. این پژوهش بر اساس هدف کاربردی، بر اساس ماهیت داده کمّی، بر اساس روش تحقیق آمایشی و تحلیلی، بر اساس زمان انجام مقطعی و بر اساس شیوه جمع آوری داده ها میدانی و مکانی است. به این منظور، داده های مکانی زیرمعیارهای فاصله از منطقه حفاظت شده قمیشلو، فاصله و تراکم شبکه راه ها، فاصله و تراکم مراکز جمعیتی، ارتفاع و شیب زمین جمع آوری و لایه های رقومی آنها در نرم افزار ArcGIS تهیه شد. سپس با مقایسه زوجی عوامل، ارجحیت آنها براساس نظرات کارشناسی استخراج شد. نهایتاً لایه های رقومی با توجه به وزن هر عامل ترکیب و نقشه قابلیت اراضی پتانسیل گردشگری مبتنی بر طبیعت ایجاد شد. نتایج نشان داد 13.11 درصد (2291 هکتار) از مساحت شهرستان خمینی شهر به عنوان پهنه بسیار مناسب، عمدتاً در شمال و شمال غرب قرار دارد. پهنه مناسب 23 درصد (4016 هکتار) از مساحت را در اطراف پهنه بسیارمناسب به خود اختصاص داد. پهنه متوسط با 30.82 درصد (5385 هکتار) از مساحت شهرستان در اکثر نواحی، به جز جنوب و مرزها، پراکندگی دارد. پهنه نامناسب با 23.67 درصد (4137 هکتار) وسعت، بیشتر در نوار مرزی و پهنه بسیار نامناسب با 9.42 درصد (1646 هکتار) وسعت در جنوب و جنوب شرق گستردگی دارند. این پهنه ها، امکان شناسایی نواحی با بیشترین پتانسیل گردشگری پایدار برای بهره برداری، سرمایه گذاری و توسعه زیرساخت ها را فراهم می آورند. همچنین به تصمیم گیران و برنامه ریزان کمک می کنند تا با اتخاذ رویکردی هدفمند، به توسعه توریسم در مناطق دارای قابلیت های طبیعی منحصربه فرد بپردازند.
یکی از مهم ترین مفاهیم در اندیشه سیاسی امام خمینی، استقلال فرهنگی است. نوشتار پیش رو درصدد پاسخ بدین پرسش است که در آرا و اندیشه های امام خمینی استقلال فرهنگی چگونه تبیین شده و چه جایگاهی دارد؟ فرضیه پژوهش حاضر عبارت است از اینکه: «در اندیشه امام خمینی استقلال فرهنگی در راستای تمایز سازی برجسته فرهنگ خودی (با دو محتوای ایرانی- اسلامی) با فرهنگ غرب تعریف می گردد؛ اما این تمایز سازی به معنای نفی کلیت فرهنگی غرب به شکلی مطلق و کورکورانه نیست». برای اثبات فرضیه موردنظر از روش توصیفی - تحلیلی بهره برده و با استفاده از رویکرد جامعه شناختی هویت محور به بازشناسی مفهوم استقلال فرهنگی با تأکید بر بُعد ملی- هویتی آن (هویت ملی - فرهنگی) که در خود ویژگی تجانس فرهنگی معطوف به تمایز با فرهنگِ غیر به همراه دارد، پرداخته شده است. دراین راستا، سه شاخصه هویت ملی - فرهنگی (حفظ میراث فرهنگی، ارزش گذاری نسبت به آن و ارزش گذاری نسبت به زبان فارسی) در اندیشه امام انطباق داده شده است. این انطباق گویای پذیرش شاخصه های مورد اشاره نه به شکل مطلق و کورکورانه، بلکه در جهت ایجاد یک ساخت هویتی مستقل و دارای استقلال از فرهنگ بیرونی و نفی نگرش غرب گرایی مطلق حکومت پهلوی است. امری که نتیجه اش نه طرد مطلق و نه پذیرش مطلق فرهنگ غرب بوده، بلکه ضمن شناسایی دستاوردهای مثبتش با ایجاد مرزبندی هویتی با آن، استقلال فرهنگی را در این اندیشه به ثمر می نشاند.
یکی از فیلسوفان معاصر که توانست آرزوی حکومت مطلوب فلاسفه را محقق نماید حضرت امام خمینی است. حکومت مطلوب اسلامی در اندیشه سیاسی فلسفی امام خمینی متفاوت با دیگر حکومت های موجود است. هدف از انجام این پژوهش پاسخ به این پرسش است که مولفه های حکومت مطلوب در اندیشه سیاسی فلسفی امام خمینی(ره) چیست؟ ما با استفاده از روش تحلیل مضمون،داده های حاصل از بیانات امام خمینی(ره) را مفهوم سازی کرده ایم. بر اساس این مفاهیم، مضامین اولیه(حکومت اسلامی،جایز بودن،قدرت و اراده الهی،متعدی بودن،نصب غیر الهی،اعتقاد به قانون،رای مردم،تربیت الهی،ایمان،خدمت به مردم،نظام عادلانه) ومضامین سازمان دهنده(مشروعیت الهی،موجه بودن،حکومت دینی،طغیانگر،متجاوز،قانون اساسی،حکمرانی،اخلاق،عدالت،مردم سالاری،همکاری)و مضامین فراگیر به دست آمد. با ترکیب و ادغام مضامین فراگیر نزدیک به هم پنج مولفه مشروعیت و الهی بودن حکومت، اطاعت ناپذیری از طاغوت ، حاکمیت قانون، اخلاق گرایی و عدالت جویی و مشارکت حداکثری مردم با تاکید بر اندیشه سیاسی و فلسفی امام خمینی استخراج گردید.
فرشتگان موجوداتی نامحسوس هستند که خداوند آنان را خلق کرده تا در راسته فرامین وی انجام وظیفه نمایند. سویی دیگر بینامتنیت قرار دارد که روش همگرایی متون با توجّه به اثرپذیری از متون قبل و تأثیرگذاری بر متون بعد است. پژوهش حاضر، پژوهشی کیفی با روش توصیفی- تحلیلی بر اساس منابع کتابخانه ای و با هدف بررسی حضور فرشتگان در شعر حافظ شیرازی و امام خمینی با تکیه بر بینامتنیت قرآنی تدوین گردیده است. حافظ و امام خمینی هر دو دارای گرایش هایی عرفانی بوده و با عنایت به اینکه ایشان آشنایی کامل به کلام حق داشته اند، بنابراین مضمون غالب اشعار این دو بر مبنای عرفان است. فرشتگان به عنوان مجریان اوامر خداوند که بیشتر از هویت تکوینی برخوردار هستند به خوبی مورد توجه حافظ و امام خمینی قرار گرفته اند. ایشان به طیف گسترده ای از فعالیت های فرشتگان اشاره کرده اند؛ هم جوانب رحمت، هم جوانب غضب و هم بینابین که بسته به واکنش به رفتار انسان، مورد توجه بوده است.
نسبت بین عقلانیت و رویدادهایی چون دفاع مقدس از جمله پرسش های اساسی در اندیشه و فلسفه سیاسی به ویژه در عصر جدید به شمار می آید. یقیناً عمل سیاسی مبتنی بر عقلانیت همواره به عنوان یکی از مقومات جامعه، در حیات گذشته و امروز بشر مورد توجه متفکران سیاسی قرار داشته و دارد. از ابتدای وقوع انقلاب اسلامی، برخی تلاش داشته و دارند پیروزی های شکل گرفته به ویژه در مقطع جنگ را مساوی با نوعی تندروی و رادیکالیسم و نیز مغایر با عقلانیت، معنا کنند. در این میان امام خامنه ای (مدظله العالی) به عنوان یک حکیم و دانشمند جهان اسلام، معتقدند دفاع مقدس از ابتد ا تا انتها یکی از «عقلانی ترین و مد برانه ترین حرکات ملت ایران» بوده است. برای شناخت این گزاره، باید به این پرسش که الگوی عقل در دفاع مقدس در اندیشه حضرت امام خمینی (ره) چیست؟ پاسخ گفت. این تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد آمیخته است که به روش کتابخانه ای و با تحلیل محتوا و نظریه پردازی داده بنیاد به صورت کمی و کیفی انجام گرفته است. براساس منظومه فکری حضرت امام خمینی (ره) عقل در دفاع مقدس در ابعاد و مؤلفه های ارکان (خرد جمعی، اعتماد به امداد الهی، رعایت اصول تصمیم گیری و ...)، مبانی و جهت سازها (قرآن، احادیث اهل بیت، ولایت فقیه، آموزه های دینی و ...)، موانع و چالش ها (استکبار، ضعف ایمان، غرور، اختلاف و ...)، اهداف (تقویت روحیه، انسجام، آرامش به مردم و...) دستیابی به وحدت فرماندهی، پرهیز از غرور، تنبیه متجاوز، ورود به خاک عراق و ابتکار و خلاقیت را تسهیل می کند.
امام خمینی از علماء برجسته و سرآمدی است که در حوزه نظر و عمل سیاسی در تاریخ معاصر ایران نمود و ظهور خاصی از خود نشان داده است؛ پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 57 و تاسیس نظام جمهوری اسلامی از مشخصات این تبلور است. نظر و عمل امام خمینی،در نسبت با دوران مدرن، ترکیبی از همسویی و جدایی با آن قابل مشاهده است.با توجه به پایه گذاری دولتی جدید در ایران، نسبت دیدگاه ها و نظرات امام خمینی با اصول و مبانی دوران و دولت مدرن، بحث مهمی در طراحی، تنظیم و شناخت مسیر حرکت آینده اندیشه ورزی سیاسی است. امام خمینی از یک طرف با طراحی و تأسیس یک نظام سیاسی دینی و البته جدید در قالب «جمهوری اسلامی» تلاش کرد با الزامات دوران نو همراه شود ولی از طرف دیگر با طرح «ولایت فقیه» در رأس حکومت به گونه ای، نقش دین را برجسته کرده و از سکولاریسم جلوگیری می کند.پیچیدگی در نحوه همگرایی میان الزامات و شرایط جدید با سنت دینی است.در این مقاله با روش توصیفی – تحلیلی به بررسی نسبت دیدگاه ها و نظرات امام خمینی با اصول و مبانی دولت و دوران مدرن پرداخته می شود
امروز به ندرت میتوان کسی را یافت که به طریقی با مبلمان شهری سر و کار نداشته باشد. و ساماندهی و تعادل بخشی فضا از بحث های کلیدی در حوزه برنامه ریزی شهری است. مبلمان شهری باید زیبایی بصری محیط را به دنبال داشته باشد، خدمات شهری و عناصر آن باید علاوه بر کاربری و خدمات رسانی مناسب، آرامش روحی و روانی ساکنان را نیز فراهم کند. پژوهش حاضر با هدف ساماندهی مبلمان شهری بلوار امام خمینی شهر یاسوج تدوین گردیده است. از این رو برای رسیدن به هدف فوق از روش های اسنادی و میدانی به تهیه اطلاعات و تجزیه و تحلیل و تلفیق آنها اقدام شده است در مرحله اسنادی برای گرد آوری اطلاعات از ابزاری همچون مقالات، نقشه ها و اینترنت استفاده شده ، و در روش میدانی با حضور در محدوده مورد مطالعه نسبت به گردآوری اطلاعات از طریق برداشت عناصر اقدام گردید. و به منظور نشان دادن وضعیت موجود و میزان انطباق و اختلاف عناصر موجود در محدوده با استانداردها و ظوابط رایج از جدول مقایسه استانداردها بهره جسته ایم. نتایج به دست آمده از بررسی های انجام شده نشان می دهد که وضعیت موجود مبلمان در بلوار امام خمینی یاسوج در مقایسه با استاندارد های رایج در سطح نازلی قرار دارد و به دلیل نبود برخی مبلمان وعدم رسیدگی مناسب از مبلمان، و ..... نتوانسته محیط مناسبی را برای حضور شهروندان در فضای عمومی شهری ایجاد کند. از این رو محدوده مورد مطالعه نیازمند ساماندهی مناسب جهت بحبود وضعیت موجود و ترمیم پیاده راه ها جهت سهولت در رفت و آمد برای اقشار مختلف جامعه می باشد.
امروزه مدارا علاوه بر یک الگوی اخلاقی، از مسائل مهم اجتماعی و سیاسی است. بسیاری از فیلسوفان در کنار تاکید بر مناسبات فردی بهضرورت مدارای اجتماعی تأکیددارند. توصیه به این نوع از مدارا مولود کثرتگرایی مبتنی بر دیدگاه هایی چند در معرفتشناختی است. تمایز معرفتشناسی کانت میان نومن و فنومن از آن جمله است ،نظریه ای که توسط جان هیک تعمیم ودر کنار مفاهیم و مبانی دیگر در حالی که آن را منتسب به عارفان مسلمان می دانست، به عرصه معرفت دینی و مسئله نجات کشاند تا درنهایت دلیلی برای توصیه به مدارای اجتماعی-سیاسی باشد. پژوهش پیش رو می کوشد پس از نقل و نقد نظریه و انتساب هیک ، مبنایی جایگزین برای کثرتگرایی معرفی کند. بر اساس این مدل پیشنهادی برگرفته از عرفان با تأکید بر نظرات امام خمینی «انسان» بهعنوان برترین مظهر ، خاستگاه«مدارا» است و مدارا نه محصول کثرتگرایی بلکه مولود انسانشناسی متعالی است. برآیند این مدل تمایز میان عقاید و باورها از یکسو و صاحبان آن از سوی دیگر است و میتوان در همان حال که شخص را نسبت به باورها و رویه ها منتقد باقی گذارد، در برابر دارندگان یا عاملان آن روادار نگاه داشت و به نتایج غیرمنطقی کثرتگرایان و یا تعصب خام انحصارگرایان نیز تن نداد.
امام خمینی سرشتی سراسر سیاسی برای اسلام ناب محمدی و نه اسلام آمریکایی قائل است و معتقد است که مسلمانان باید سنگرهای کلیدی جهان را فتح کنند. این فتح با تشکیل تمدن نوین اسلامی میسر است(اهمیت). از آنجا که قدرت نقشی کلیدی در تأسیس و حفاظت از تمدن دارد، مسئله مقاله، بررسی نقش قدرت در تأسیس تمدن نوین اسلامی در منظومه فکری امام خمینی است(مسئله). از منظر امام خمینی، تمدن فقط دارای ابعاد مادی و سخت نیست، بلکه بر اساس دستگاه هستی شناسانه و انسان شناسانه ایشان، تمدن علاوه بر بعد مادی، دارای لایه های باورها، گرایش ها و رفتارها و ساختارها می باشد. این سه لایه کاملاً درهم تنیده هستند و ساختارها را پدید می آورند(چارچوب نظری). قدرت فرهنگی ناظر به لایه باروها و گرایش ها، قدرت سیاسی و اقتصادی ناظر به لایه باورها و رفتارهاست. قدرت فرهنگی از سایر ارکان تمدن مهم تر است و به عنوان زیربنای سایر ارکان می باشد و با تقویت قدرت فرهنگی، قدرت اقتصادی و سیاسی، افزایش می یابد و با تضعیف فرهنگ و قدرت فرهنگی، سایر ارکان تضعیف می شوند. در عین حال، اگر قدرت اقتصادی یا قدرت سیاسی هم تضعیف شوند، تشکیل تمدن با چالش مواجه می شود(یافته ها). از منظر امام خمینی، آبشخور فرهنگ، اسلام است و اسلام، نه یکی از عناصر تمدن، که خود تمدن ساز می باشد. مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیلی اکتشافی و بهره گیری از روش دلالت مطابقی و التزامی که از دانش منطق و اصول فقه اخذ شده، این رویکرد را در اندیشه سیاسی امام خمینی بررسی نموده است(روش).
در دین اسلام امنیت و نظم در جامعه، پایه و اساس تشکیل و استمرار یک نظام اجتماعی محسوب می شود و این مهم را می توان در اندیشه بزرگان دین یافت. نظام در مفاهیم و مراتب گوناگونی مثل سامان داشتن زندگی اجتماعی، کیان کشور، حکومت، مجموعه احکام و موازین اسلام و خرده نظام های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به کارمی رود و زمانی که گفته می شود اختلال درنظام جایزنیست منظور از نظام؛ نظام اسلامی، نظام و سرزمین اسلامی، نظام حکومت اسلامی و نظام زندگی و معیشت مردم و منع اختلال در آن است که در این تحقیق آنچه مورد نظر می باشد منع اختلال در نظام اجتماعی و معیشت مردم است. از جمله بزرگان معاصر که بحث منع اختلال در نظام را مطرح و به آن پرداخته است امام خمینی(ره) است. از نظر ایشان حفظ نظام به حکم عقل از اوجب واجبات و اختلال در آن حرام است و هیچ حکمی توان و یارای تزاحم با آن را ندارد. این تحقیق با روشی توصیفی – تحلیلی و با مطالعه کتابخانه ای اصل منع اختلال در نظام را با رویکردی برمنظر امام خمینی(ره) به عنوان یک اصل معرفی کرده است.
نظریه های اخلاق هنجاری از سه نوع اخلاق وظیفه گرا، اخلاق نتیجه گرا و اخلاق فضیلت گرا سخن می گویند و مبانی و دیدگاه های مربوط به هر سه نوع اخلاق مزبور در نزد متفکران مسلمان دیده می شود. در اینجا می توان از مفهومی جدید از اخلاق با عنوان «اخلاق خلیفه گرا» سخن گفت که بر مبنای مماثلت و جانشینی بین انسان و خدا یا به تعبیری ربّ و عبد و خلیفگی اخلاقی انسان نهاده شده است. به نظر می رسد که این نوع اخلاق می تواند با نقد مدل های غیرخلیفه گرایانه مانند اخلاق عشق یا اخلاق شرم، مدلول درستی از تعبیر «اخلاق عرفانی» را ارائه کند؛ در حقیقت اخلاق خلیفه گرا گرچه نظریه ای فضیلت گرایانه تلقی می شود اما در چیستی فضایل، روش شناخت فضایل، و نحوه نائل شدن به فضایل با رویکردهای مرسوم در اخلاق فضیلت گرا تفاوت دارد. در این نظریه، فضایل، همان اوصاف خداوند، روش شناخت آنها همان شناخت اوصاف باری، و روش فضیلت مند شدن به آنها همان تشبه به خدا و تبدیل شدن به خلیفه خداوند در مراحل سه گانه تخلیه، تجلیه و تحلیه است. روش شناسی معرفت و رشد اخلاقی در این نوع اخلاق مبتنی بر آن نوع از انسان شناسی و خداشناسی عرفانی است که با مکتب اکبری و دیدگاه عرفانی امام خمینی (ره) همسویی دارد.
بر اساس دیدگاهی که برخی از فقها بیان داشته اند، هر عملی که اذن شرعی داشته باشد؛ ضمان به دنبال ندارد و بر اساس آن قاعده ای با عنوان «الجواز الشرعی ینافی الضمان» در نفی ضمان ایجاد کرده اند. در مقابل برخی دیگر ملازمه بین جواز و عدم ضمان را نپذیرفته ابتدایی به نظر می رسد امام خمینی در برخی تألیفاتشان قائل به ملازمه و در موارد دیگر قائل به عدم ملازمه >بوده اند، اما با نگاه دقیق تر روشن گردید که نظر استدلالی امام خمینی نفی ملازمه است. در این مقاله با بررسی نسبت بین مصادیق جواز و ضمان و نیز تحلیل مفهومی این دو، نظریه نفی ملازمه تأیید گردیده و ثابت شده است که استناد به «الجواز الشرعی ینافی الضمان» در نفی ضمان زیان های ناشی از فعل مجاز، صحیح نیست؛ بلکه ثبوت ضمان در هر موردی تابع بررسی اسباب و شرایط ضمان در آن مورد است.
طبق اصل 91 قانون اساسی ایران و به منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از نظر عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با آن ها، شورایی به نام شورای نگهبان با ترکیب شش نفر فقیه و شش نفر حقوق دان تشکیل شده است. امام خمینی (ره); با توجه به جایگاه حساس این شورا، هرگونه توهین و تضعیف نسبت به آن را امری خطرناک برای کشور و اسلام انگاشته و پیرو آن، چنین کاری را به عنوان یکی از مصادیق افساد فی الارض، مورد جرم انگاری قرار داده اند. دقت در موازین فقهی و نیز صریح ماده 286 قانون مجازات اسلامی(مصوب 1392)، شمول این حکم را مقید به مواردی می سازد که رفتارهای توهین آمیز و مجموعه اقدامات خرابکارانه ای به نحو عمده و گسترده، در راستای تضعیف نهاد شورای نگهبان و ساختار وجودی آن انجام گیرد و موجب اخلال و ناامنی در جامعه اسلامی شود. جایگاه حساس و تعیین کننده شورای نگهبان که در کنار سه قوه مجریه، مقننه و قضاییه و مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام، اداره و تصمیم گیری در خصوص بخشی از نظام جمهوری اسلامی را بر عهده دارد، ضرورت تحقیق در خصوص پاسخ کیفری مناسب نسبت به تضعیف این شورا و توهین به آن را دوچندان می سازد. تحقیق حاضر با استناد به منابع کتابخانه ای و به روش توصیفی، تحلیلی در صدد تبیین این مسئله است.
حکم «مَدح من لایستحقُ المَدحَ أو یستحقُ الذمَ» از نظر امام خمینی(ره) چکیده انسان فطرتأ خواهان شنیدن یا گفتن عبارت های ستایش آمیز است و از سوی دیگر زندگی اجتماعی بدون تشویق و تحسین و تجلیل از شایستگان بسترساز پیشرفت و تعالی نخواهد بود. ستایش ها یا مفهوم و جهت گیریِ انسانی وحق شناسانه دارد و یا آلوده به ریا، مصلحت اندیشی و منفعت طلبی است. تملق و چاپلوسی از مصادیق بارزِ ستایش هایی است که به مفعت طلبی و نفاق آلوده شده و مشمول حکمِ «مدح من لایستحق المدح أو یستحق الذم» می باشد. بسیاری از فقها، در کتب اخلاقی و فقهی، به این مهم پرداخته اند. این پژوهش، به بررسی دیدگاه امام خمینی(ره) در باره ی تملق پرداخته است؛ امام خمینی(ره) از جمله فقهای معاصر است که مدح و ذم و حکم فقهی آن را در اندیشه های خود تبیین نموده است. پیشینه ی علمی و اندیشه های ناب امام خمینی(ره) به دلیل بهره مندی گسترده از دانش های اسلامی چون فقه، اصول، تفسیر و کلام و... نه تنها بیان گر عمق اندیشه های ایشان است؛ بلکه به وضوح بیان کننده ی مفهوم و گستره ی آسیب رسانی پدیده ی تملق و چاپلوسی در عرصه های حیات فردی و جمعی می باشد. بر این اساس، از آموزه های اخلاقی و معنوی ایشان از جمله در زمینه ی چاپلوسی و نکوهش آن، بهره برده تا تأثیر مثبت و سازنده در ذهن و رفتار مخاطبان بر جای گذارد. در این پژوهش با روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای، به صورت توصیفی- تحلیلی، از کلام و آثار اخلاقی و معنوی امام خمینی(ره) در زمینه ی چاپلوسی و نکوهش آن بهره برده تا با نگاه به متون اسلامی و دینی، زمینه پیش بردن مباحث اخلاقی در جامعه فراهم گردد. کلیدواژه ها: مدح، ذم، تملق، کذب، أغراء به جهل، اغفال.
مقدمه: این پژوهش با هدف تعیین و مقایسه دیدگاه پرستاران در زمینه فرهنگ ایمنی بیمار در بیمارستان های تابعه دانشگاه شاهد انجام شد. روش کار: این مطالعه به شکل توصیفی مقطعی در س ال 1394 و با استفاه از پرسشنامه «پیمایش بیمارستان در مورد فرهنگ ایمن ی بیمار» انجام گرفت. جامع ه پ ژوهش شامل کلی ه پرستاران ش اغل در بیمارستان های تابعه دانشگاه شاهد بود. تحلیل داده های پژوهش در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. یافته ها: تعداد 94 نفر از 120 پرستار در پژوهش مشارکت داشتند. نمرات ابعاد فرهنگ ایمنی بیمار به ترتیب مربوط به بعد ایمنی بخش محل خدمت پرستاران (61/2)، ایمنی بیمار (39/2)، ایمنی بیمارستان (26/2)، ارتباطات (21/2)، تناوب گزارش دهی حوادث ناخواسته (14/2)، و کمترین میانگین مربوط به بعد سوپروایز واحد (85/1) بود. در کل میانگین نمرات ابعاد در سطح پایین (میانگین کمتر از 5/2) گزارش شده است. قوی ترین همبستگی بین بعد بخش محل کار و سوپروایزر وجود داشت (00/0, p=44/0r=). نتیجه گیری: حمایت مدیریت ارشد از ایمنی بیمار، رویکرد کارگروهی، سنجش اثربخشی تغییرات ایمنی بیمار و برخورد محترمانه کارکنان با یکدیگر، از جمله نقاط قوت بیمارستان در زمینه فرهنگ ایمنی بیمار بودند. همچنین وجود فرهنگ سرزنش، کمبود تعداد کارکنان، ساعت کار طولانی، عدم تشویق فرهنگ ایمنی بیمار، عدم توجه به پیشنهادهای کارکنان، نبود فرهنگ پیشگیری، هماهنگی ناکافی بخش ها و واحدهای بیمارستانی، از جمله نقاط ضعف تاثیرگذار بر کاهش ابعاد فرهنگ ایمنی بیمار بودند. انجام چنین مطالعاتی می تواند راهگشایی برای بهبود فرهنگ ایمنی بیمار و در پی آن ارتقای کیفیت خدمات سلامت باشد.