ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: جنسی حذف فیلترها
نمایش ۱٬۱۶۱ تا ۱٬۱۸۰ مورد از کل ۱٬۲۵۱ مورد.
۱۱۶۱.

بررسی اثربخشی درمان حساسیت زدایی و بازپردازش با حرکات چشم بر شرم و احساس گناه در زنان دارای تجربه سوءاستفاده جنسی دوران کودکی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۹ تعداد دانلود : ۴۶۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان حساسیت زدایی و بازپردازش با حرکات چشم بر شرم و احساس گناه در زنان دارای تجربه سوءاستفاده جنسی در دوران کودکی انجام گرفت. روش: در این پژوهش از طرح آزمایش تک موردی از نوع خط پایه چندگانه ناهم زمان استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان دارای تجربه سوءاستفاده جنسی دوران کودکی اهواز بود. نمونه پژوهش دربرگیرنده 3 زن از زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره بود که طی فراخوانی معرفی و با توجه به نتایج چک لیست اختلال استرس پس از سانحه ویدز (1993) با نقطه برش 50 و با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای سنجش شرم و احساس گناه از مقیاس حالت شرمساری و گناه مارشال (1995) استفاده شد. پروتکل درمان در سه مرحله خط پایه، مداخله و پیگیری اجرا گردید. داده ها به روش های ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا و فرمول درصد بهبودی تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: یافته ها نشان داد که آزمودنی ها در مرحله درمان در شرم (13/27%) و احساس گناه (19/26%) بهبود را تجربه کردند . نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیانگر این است که این درمان از طریق بازیابی خاطرات تروماتیک و تبدیل تدریجی آنها به طرح واره های شناختی و هیجانی سالم به کاهش شرم و احساس گناه زنان قربانی سوءاستفاده جنسی دوران کودکی کمک می کند.
۱۱۶۲.

مقایسه رضایت از زندگی و رضایت جنسی زوجین با توجه به سبک دلبستگی در دو ریخت شخصیتی a و b در دانشجویان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۴ تعداد دانلود : ۴۱۵
زمینه: سبک های دلبستگی و ریخت های شخصیتی از مؤلفه های تعیین کننده در روابط صمیمی زوجین از جمله رضایت از زندگی و رضایت جنسی است. مسئله این پژوهش کمبود داده های کافی در ارتباط با رابطه سبک های دلبستگی و ریخت های شخصیتی با رضایت زندگی و جنسی با در نظر گرفتن اثرات تعاملی بین آنها است. هدف : هدف از این پژوهش مقایسه میزان رضایت از زندگی و رضایت جنسی با توجه به سبک های دلبستگی در دو ریخت شخصیتی a و b بود. روش: این پژوهش علّی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان متأهل دانشگاه پیام نور مرکز تبریز در سال تحصیلی ۹۸-۱۳۹۷ بود که بالغ بر ۷۰۰۰ نفر بودند. ۴۰۰ نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شدند . پرسشنامه های رضایت از زندگی داینر (2008)، رضایت جنسی هادسون (1981)، سبک دلبستگی هازن و شیور (1987) و ریخت شخصیت بورتنر (1967) روی این افراد اجرا گردید و در انتها بعد از حذف تعداد ۱۵ نفر از نمونه ها به دلیل وجود خطا در پرسشنامه ها، تحلیل واریانس دو عاملی برای تعداد ۳۸۵ نمونه انجام شد. یافته ها: یافته ها حاکی از این بود که میزان رضایت از زندگی از تعامل بین نوع سبک دلبستگی افراد و ریخت شخصیت آنها تأثیر می پذیرد، به گونه ای که افرادی با سبک دلبستگی ایمن در هر دو نوع ریخت شخصیت از میزان رضایت از زندگی بالاتری برخوردار بودند (0/05> p ). این در حالی است که میزان رضایت جنسی افراد از نوع سبک دلبستگی و ریخت شخصیت و تعامل بین این دو مؤلفه تأثیر نمی پذیرد (0/05 p> ). نتیجه گیری: میزان رضایت از زندگی افراد از نوع ریخت شخصیتی آنها با توجه به نوع سبک دلبستگیشان تأثیر می پذیرد.
۱۱۶۳.

مقایسه سبک های دلبستگی و شیوه های فرزندپروری ادراک شده در بیماران مبتلا به اختلال ملال جنسی و افراد سالم در شهر اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰۵ تعداد دانلود : ۷۵۵
زمینه و هدف :گاهی اوقات برخی از افراد به دلیل جنسیت خود به شدت احساس پریشانی می کنند و اغلب در عملکرد اجتماعی، شغلی و سایر زمینه های شخصی، مشکلات سازگاری دارند که این امر به صورت اختلال ملال جنسی بروز می کند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه سبک های دلبستگی و شیوه های فرزندپروری ادراک شده در بیماران مبتلا به اختلال ملال جنسیتی و افراد سالم در شهر اصفهان انجام شد. مواد و روش ها:در این مطالعه، بیماران مبتلا به اختلال ملال جنسی که در سال 1395 برای درمان به روان پزشکان شهر اصفهان مراجعه کرده بودند و افراد سالم، مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه های پژوهش را 28 بیمار مبتلا به اختلال ملال جنسی و 30 نفر از افراد سالم تشکیل داد که به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از پرسش نامه های سبک های دلبستگی Collins و Reid (Revised Adult Attachment Scale یا RAAS) و شیوه های فرزندپروری ادراک شده McClun و Merrell (Perceived Parenting Style Questionnaire) استفاده گردید. در نهایت، داده ها در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها:بر اساس یافته های پژوهش، تفاوت معنی داری بین سبک دلبستگی بیماران مبتلا به اختلال ملال جنسی و افراد سالم وجود نداشت، اما تفاوت معنی داری بین دو گروه در زمینه فرزندپروری ادراک شده مشاهده شد. در این بین، درصد به کارگیری شیوه مستبدانه در والدین افراد بیمار بیش از والدین افراد سالم بود؛ در حالی که شیوه مقتدرانه توسط والدین افراد سالم (5/59 درصد) بیشتر از والدین افراد بیمار مبتلا به اختلال ملال جنسی (5/40 درصد) به کار گرفته شد (05/0 > P). نتیجه گیری:بر حسب نتایج به دست آمده از پژوهش، ادراک بیماران مبتلا به اختلال ملال جنسی با افراد سالم متفاوت است و نیازمند برنامه ریزی در راستای تلاش برای آگاهی دادن به خانواده ها در زمینه های مختلف می باشد.
۱۱۶۴.

اثربخشی آموزش غنی سازی روابط زناشویی مبتنی بر هیجان در دوران بارداری بر همدلی-عاطفی، ادراک انصاف و تمایلات جنسی زوجین جوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۰ تعداد دانلود : ۲۴۸
هدف از انجام این پژوهش،تعیین اثربخشی آموزش غنی سازی روابط زناشویی مبتنی بر هیجان در دوران بارداری بر همدلی عاطفی، ادراک انصاف و تمایلات جنسی زوجین جوان شهر اهواز بود. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه زوجین جوان دارای زن باردار 22 تا 31 ساله، مراجعه کننده به بیمارستان و مطب های خصوصی پزشکان زنان و زایمان شهر اهواز در سال1400 بودند که از میان آنها30 زوج داوطلب و واجد شرایط در چهارچوب نمونه گیری هدفمند گزینش و به شیوه تصادفی در دوگروه آزمایش و گواه (هرگروه 15زوج یا 30 نفر) گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس همدلی عاطفی (مهرابیان و اپستین، 1972،EES)، پرسشنامه ادراک انصاف (پری، 2004،PEM) و پرسشنامه تمایل جنسی (هالبرت، 1992، HSDQ) استفاده شد. برای گروه آزمایش 8 جلسه 180 دقیقه ای آموزش غنی سازی روابط زناشویی بصورت گروهی اجرا شد و در گروه گواه مداخله ای صورت نگرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کورانس چندمتغیری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون تفاوت معناداری بین دو گروه در همدلی عاطفی، ادراک انصاف و تمایلات جنسی در مرحله پس آزمون وجود دارد(05/0>P). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که آموزش غنی سازی روابط زناشویی مبتنی بر هیجان در دوران بارداری بر بهبود همدلی عاطفی، ادراک انصاف و تمایلات جنسی زوجین جوان مؤثر است.
۱۱۶۵.

مقایسه اثربخشی آموزش خودزاد و آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر عملکرد جنسی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۹ تعداد دانلود : ۳۸۴
زمینه: دیابت یک بیماری مزمن شایع است که آسیب های جسمانی و روانی متعددی را به همراه دارد. اختلال عملکرد جنسی از پیامدهای شایع دیابت در زنان است که خود پیامدهای منفی بسیاری برای فرد بیمار در بر دارد. از سوی دیگر، استرس می تواند عاملی مؤثر در تشدید اختلال عملکرد جنسی باشد. با توجه به اثربخشی مداخلات مبتنی بر مدیریت استرس مانند آموزش خودزاد و آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر عملکرد جنسی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو، در مورد مقایسه اثربخشی این دو روش آموزشی، شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش خودزاد و آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر عملکرد جنسی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو صورت گرفت. روش: طرح پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به بیمارستان کسری شهر تهران در سال 1400 بود که با روش نمونه گیری هدفمند تعداد 45 نفر از آنان انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه گمارده شدند (15 نفر در هر گروه). برای جمع آوری اطلاعات از شاخص عملکرد جنسی زنان (تایلر و همکاران، 1994) استفاده شد. برای گروه آزمایش اول، 10 جلسه آموزش خودزاد (میرزامحمد علایینی و همکاران، 1400) و گروه آزمایش دوم، 8 جلسه آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (کابات زین، 2003) اجرا شد، در حالی که گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها نیز از آزمون تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS24 استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته های به دست آمده، اثر مداخلات آموزشی بر نمرات پس آزمون عملکرد جنسی اعضای هر دو گروه آزمایش معنادار بود، به طوری که بعد از انجام مداخله، نمرات عملکرد جنسی افزایش معنادار داشته است (0/05P<). نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز نشان داد، نمرات پس آزمون عملکرد جنسی در گروه های آزمایش نسبت به گروه گواه افزایش معنادار داشته است. هم چنین آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی در مقایسه با آموزش خودزاد دارای اثربخشی بیشتری بوده است (0/05P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده در پژوهش حاضر مبنی بر تأیید اثربخشی روش های آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و آموزش خودزاد در کاهش سطح استرس زنان مبتلا به دیابت، پیشنهاد می شود روان شناسان و روان پزشکان از روش های آموزشی مذکور در جهت بهبود عملکرد جنسی زنان مبتلا به دیابت استفاده کنند.
۱۱۶۶.

تفاوت جنسی زنان و مردان و آثار آن در احکام مربوط به پوشش: مقایسه ادله اسلامی و یافته های علمی در روانشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۲ تعداد دانلود : ۴۲۰
حفظ و تقویت نهاد خانواده در گرو شناخت دقیق دو رکن اصلی آن یعنی زن و مرد است. شناخت این دو رکن سمت و سوی اقدامات فرهنگی را روشن می کند. مطالعات اسلامی نشان می دهند زن از نظر قوای جنسی، ایجاد انگیزه و تحریک کنندگی مقدم بر مرد است. اما در مقابل از حیا و قدرت کنترل بسیار بالاتری برخوردار است. این موضوع از آداب و احکام تشریع شده برای زنان کاملاً پیداست. از طرفی مطالعات روانشناختی نیز تأیید می کنند که میل و رفتار جنسی در زنان با بازداری نهادین و ژنتیکی بالقوه ای همراه است. طبق یافته های جدید روانشناختی، زنان میل و رفتار جنسی را جهت تشکیل خانواده و پایه گذاری مبنایی برای فرزندپروری بکار می گیرند. درحالیکه در مردان، میل و رفتار جنسی به طور نهادین مبنای تشکیل خانواده ندارد. این یافته ها نشان دادند که حفظ نهاد خانواده و ساختارمند کردن جامعه در درجه اول به زن و کنترل میل جنسی او و مدیریت وی بستگی دارد. این مقاله با روش توصیفی – تحلیلی وبا استفاده از منابع تفسیری و روائی و مطالعات جدید روانشناختی، در پی اثبات این موضوع است که با توجه به تفاوتهای زن و مرد در قوای جنسی، برای حفظ و صیانت حریم خانواده ، ضروری است زنان نسبت به توانمندی خود در کنترل و مهار غریزه جنسی ورعایت آداب رفتاری توجه ویژه داشته باشند.
۱۱۶۷.

مقایسه اثربخشی طرح واره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر طرح واره جنسی زنان بعد از عمل سرطان سینه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۲۲ تعداد دانلود : ۳۱۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرح واره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر طرح واره جنسی زنان بعد از عمل سرطان سینه انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه با دوره پیگیری بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر شامل تمامی بیماران سرطان پستان مراجعه کننده به درمانگاه بیمارستان شهدای تجریش در سال 1399 بودند. که با روش نمونه گیری در دسترس(داوطلبانه) تعداد120 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدندو در سه گروه 40 نفری جایگزین شدند و در دو گروه آزمایش1(طرح واره درمانی)، آزمایش 2(درمان مبتنی بر پذیرش وتعهد) و یک گروه گواه به طور تصادفی جایگزین شدند. ابتدا هر سه گروه با پرسشنامه های خودپنداره راجرز(1957)، طرح واره های جنسی سیروانوسکی و اندرسن(1994) و کیفیت خواب پیتزبورگ مورد سنجش قرار گرفتند، سپس گروه آزمایش1، 9 جلسه ی 90 دقیقه ای طرحواره درمانی یانگ و همکاران(2003) و گروه آزمایش 2 هشت جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد مبتنی بر نظریه هیز و همکاران (1999) را دریافت کردند و گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند سپس از هر سه گروه پس آزمون گرفته شد و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر مورد آزمون قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر نشان داد بین گروه های آزمایش طرحواره درمانی و گروه مبتنی بر پذیرش و تعهد با گروه گواه تفاوت معنا داری مشاهده شد (f=32/070 و p<0/001 ) اما بین نمره ی طرحواره جنسی گروه طرح واره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد اختلاف معناداری وجود ندارد و هر دو درمان بر بهبود طرحواره های ناسازگار جنسی موثر بودند و اثر هر دو در طول زمان پایدار بود.
۱۱۶۸.

مقایسه شیوع اختلال کارکرد جنسی در زنان متأهل دارای نشانگان اختلالات شخصیت خوشه ب و زنان متأهل فاقد اختلال شخصیت شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۷ تعداد دانلود : ۳۹۹
اختلال کارکرد جنسی از مشکلات شایع جنسی است که دارای اتیولوژی متعددی بوده و اختلالات روان پزشکی نقش مهمی در شکل گیری آن دارند. این مقاله با هدف مقایسه شیوع اختلال کارکرد جنسی در زنان متأهل دارای نشانگان اختلالات شخصیت خوشه ب و افراد فاقد اختلال شخصیت انجام شد. پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای بود. به همین منظور 1000 نفر از زنان متأهل شهر تهران در شش ماهه نخست سال 1400 پایش شدند که 145 نفر دارای نشانگان اختلالات شخصیت خوشه ب بودند که 56 نفر از ایشان به روش در دسترس به عنوان نمونه داری اختلال انتخاب شدند و داده های 20 نفر از افراد فاقد اختلال نیز به عنوان گروه مقایسه تحلیل شد. از پرسشنامه های میلون (MCMI3)، اختلال عملکرد جنسی زنان (FSFI) و مردان (IIEF) برای گردآوری داده ها استفاده گردید. داده ها به روش آنالیز واریانس یک طرفه و با نرم افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. میانگین کارکرد جنسی در زنان متأهل فاقد اختلال شخصیت بیشتر از میانگین کارکرد جنسی در زنان متأهل دارای اختلالات شخصیت مرزی، نمایشی و خودشیفته بود (05/0>P). میانگین کارکرد جنسی در زنان متأهل فاقد اختلال شخصیت تفاوت معناداری با زنان متأهل دارای اختلالات شخصیت ضداجتماعی نداشت (333/0=P). نتایج یافته ها حاکی از آن بود که اختلال کارکرد جنسی در زنان متأهل دارای اختلالات شخصیت خوشه ب بیشتر از زنان متأهل فاقد اختلال شخصیت است. لذا به متخصصان حوزه روان درمانی پیشنهاد می شود در تشخیص و درمان اختلال کارکرد جنسی زنان، به نقش اختلالات شخصیت و مسئله همبودی توجه داشته باشند.
۱۱۶۹.

طراحی الگوی اهمال کاری زناشویی بر اساس کیفیت زندگی جنسی و درگیری زناشویی با میانجی گری بهزیستی روان شناختی زنان متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱۰ تعداد دانلود : ۲۸۰
هدف از انجام پژوهش حاضر، طراحی الگوی اهمال کاری زناشویی بر اساس کیفیت زندگی جنسی و درگیری زناشویی با میانجی گری بهزیستی روان شناختی زنان متقاضی طلاق شهر اهواز بود. طرح پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی به روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه زنان متقاضی طلاق شهر اهواز بود که در 6 ماه دوم سال 1400 به دادگاه های مربوط به طلاق و مراکز مددکاری وابسته به دادگستری این شهر مراجعه کرده بودند. به این منظور 250 نفر از افراد جامعه ی آماری به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه اهمال کاری زناشویی ( MPQ ) (قربانی نژاد، ۱۳۹۱)، پرسشنامه درگیری زناشویی ( MCQ ) ( سامانی، ۱۳۸۶)، پرسشنامه کیفیت زندگی جنسی زنان ( SQOL-F ) ( سیموند و همکاران، ۲۰۰۵) و مقیاس بهزیستی روان شناختی ( PWBS ) (ریف و کیز، 1995) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است. همچنین کیفیت زندگی جنسی، درگیری زناشویی و بهزیستی روان شناختی بر اهمال کاری زناشویی زنان متقاضی طلاق اثرمستقیم دارد ( 05/0> P ). نتایج حاکی از اثر غیرمستقیم کیفیت زندگی جنسی و درگیری زناشویی بر اهمال کاری زناشویی با میانجی گری بهزیستی روان شناختی زنان متقاضی طلاق بود ( 05/0> P ) . بنابراین توجه به کیفیت زندگی جنسی، درگیری زناشویی و بهزیستی روان شناختی در جهت کاهش اهمال کاری زناشویی زنان متقاضی طلاق از اهمیت بالایی برخوردار است.
۱۱۷۰.

رابطه بین تغییر رفتار جنسی، عملکرد خانواده و صمیمیت زناشویی در بزرگسالان متأهل 20 تا 50 ساله حین همه گیری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۱۰ تعداد دانلود : ۳۴۴
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین تغییر رفتار جنسی، عملکرد خانواده و صمیمیت زناشویی در بزرگسالان متأهل 20 تا 50 ساله حین همه گیری کووید-19 بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادین و از لحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه پژوهش را کلیه کارمندان متاهل ادارات دولتی و خصوصی شهر کوهدشت در سال 1400-1399 تشکیل دادند (1935=N) که از بین آنها به صورت دردسترس 338 نفر به عنوان نمونه توسط جدول مورگان انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه تغییر رفتار جنسی (SBCQ) (2020)، سنجش عملکرد خانواده (FAD) (1983) و مقیاس صمیمیت زناشویی (MIS) (1983) بود. داده ها با استفاده از روش ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه به روش گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که بین مقاربت جنسی، میل جنسی، رضایت جنسی و عملکرد خانواده با صمیمت زناشویی رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد و مولفه رضایت جنسی با صمیمت زناشویی بالاترین همبستگی را دارد (01/0 >P). همچنین تحلیل رگرسیون ورود نشان داد که رضایت جنسی، عملکرد خانواده ، میل جنسی و فراوانی مقاربت جنسی در مجموع 54/0 واریانس صمیمت زناشویی را تبیین می کنند (01/0 >P). بنابراین عوامل رفتار جنسی و عملکرد خانواده عوامل مستقل مهم تعیین کننده صمیمیت زناشویی در بین افراد 20 تا 50 ساله بودند. این می تواند اطلاعات حمایتی را برای مراقبت های بهداشتی فراهم کند تا برنامه ها و خدمات مداخله ای را برای ترویج توسعه هماهنگ روابط صمیمانه ایجاد کند.
۱۱۷۱.

مقایسه ی اثربخشی رویکردهای مشاوره ای زوج درمانی شناختی- رفتاری و زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نیازهای عاطفی- جنسی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۷ تعداد دانلود : ۶۵۷
زمینه و هدف: نیازهای عاطفی-جنسی به عنوان نیروی انگیزشی مهم تلقی می شوند که در پایداری و افزایش کیفیت زندگی زناشویی نقش مهم دارند. از همین رو پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رویکردهای مشاوره ای CBCT و ACT بر ارتقای نیازهای عاطفی-جنسی زوجین غیربالینی شهر بندرعباس انجام گرفت. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل ۱۴۶ نفر از زوجین غیربالینی شهر بندرعباس بودند که در دوره ی آموزشی مهارت های زندگی و فضای مجازی شرکت داشتند. روش نمونه گیری از نوع نمونه گیری در دسترس بود. ۴۸ نفر (۲۴ زوج) در گروه های مداخله ای CBCT و ACT و گروه کنترل به صورت تصادفی گمارش شدند. از پرسشنامه نیازهای عاطفی-جنسی زوجین ایرانی (۱۳۹۹) برای جمع آوری داده های پژوهش استفاده شد. شیوه انجام مداخله به صورت ۱۲ جلسه ۹۰ دقیقه ای زوجی بود. از مقیاس نیازهای عاطفی-جنسی زوجین ایرانی (۱۳۹۹) برای جمع آوری اطلاعات در پژوهش استفاده شد. اطلاعات پژوهش با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس با سنجش مکرر و به وسیله ی نرم افزار SPSS ۱۹ مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان دادند که هر دو نوع مداخله CBCT و ACT در ارتقای نیازهای زناشویی زوجین مؤثر هستند. مقایسه اثربخشی این دو رویکرد نشان داد که رویکرد زوج درمانی ACT در سه بعد نیازهای پرهیز از رفتارهای دلسرد کننده، احساسی-جنسی و جسمانی-جنسی اثربخشی بالاتری برخودار بود. نتیجه گیری: به نظر می رسد بهره گیری از رویکردهای مشاوره ای CBCT و ACT در ارتقای نیازهای عاطفی-جنسی زوجین مفید است. این امر می تواند در سایر ابعاد زندگی زناشویی زوجین نظیر رضایت زناشویی و کیفیت زناشویی آنان نیز مؤثر باشد.
۱۱۷۲.

رابطه بین خود قضاوتی با عزت نفس جنسی با نقش واسطه ای نشخوار خشم در زنان مبتلا به دیابت نوع A تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۶۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین خودقضاوتی با عزت نفس جنسی با نقش واسطه ای نشخوار خشم در زنان مبتلا به دیابت نوعA  تهران در سال 1396 انجام گرفت. روش : روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی و  از نظر هدف، کاربردی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به دیابت نوع A مراجعه کننده به کلینیک انجمن دیابت شهر تهران بودند. تعداد 160 نفراز افراد واجد شرایط داوطلب با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: عزت نفس جنسی زینا و اسچوارز (1996)، خودقضاوتی نف (2003) و پرسشنامه نشخوار خشم ساخودولسکی و همکاران (2001) که همگی از اعتبار و پایایی قابل قبولی برخوردار بودند. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه در سطح معناداری 05/0 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد ضرایب استاندارد و غیر استاندارد مسیر مستقیم مدل فرضی از خودقضاوتی به نشخوار خشم، و نشخوار خشم به عزت نفس جنسی معنی دار شد؛ به عبارت دیگر بین خودقضاوتی با عزت نفس جنسی با نقش واسطه ای نشخوار خشم در زنان مبتلا به دیابت نوعA  تهران رابطه وجود داشت. نتیجه گیری: ابعاد خشم و مهار خشم، گاه به صورت کامل و گاه به صورت جزیی، از طریق نشخوار خشم بر افزایش و یا کاهش سلامت جسمی تأثیر می گذارند.
۱۱۷۳.

سازوکارهای واکنشی شورای امنیت به تجاوز جنسی در روند درگیری های مسلحانه (با تأکید بر قطعنامه های 1325 و 1820 شورای امنیت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۷۱۱
در جریان درگیری های نظامی در دو دهه ی اخیر (2010 - 1990) -به خصوص جنگ های داخلی- موارد متعددی از خشونت علیه غیرنظامیان -به ویژه تجاوز جنسی- از سوی نیروهای درگیر گزارش شده است. مشکلات اجتماعی ناشی از تجاوزات تا سال ها پس از خاتمه ی جنگ ادامه داشته است. نهادهای حقوق بشر خشونت های جنسی بسیاری علیه زنان در افغانستان، بوسنی و هرزگوین، چاد، ساحل عاج، جمهوری دموکراتیک کنگو و اوگاندا گزارش داده اند. در سال 1971، ارتش پاکستان به زنان بنگلادشی و سربازان آمریکایی و ارتش ویتنام جنوبی به زنان ویتنامی تجاوز کردند. در طول تاریخ، استفاده از حربه ی «تجاوز جنسی» یکی از تاکتیک های روانی جنگی بوده است؛ در جنگ جهانی دوم، حدود یکصد هزار زن که «زنان آرامش بخش» نامیده می شدند، ازلحاظ جنسی در خدمت سربازان ژاپنی قرار داشتند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با هدفی کاربردی عملکرد شورای امنیت پیرامون تجاوز جنسی در درگیری های مسلحانه را بررسی و تلاش می کند با بررسی سیر مفهوم امنیت، به این فرضیه دست یابد که حاکمیت نیم قرن گفتمان امنیت دولت محور و رئالیستی موجب غفلت نهادهای بین المللی مرتبط با مفهوم امنیت به ویژه شورای امنیت سازمان ملل متحد به مقوله ی تجاوز جنسی در درگیری های مسلحانه شده است. در پایان نیز به اجمال راهکارهایی برای بهبود عملکرد این نهاد امنیتی و بین المللی پیشنهاد می دهد.
۱۱۷۴.

بررسی رابطه بین سبک دلبستگی و روابط جنسی فرازناشویی در بین زنان بازداشت شده در مرکز مبارزه با مفاسد اجتماعی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۳۷ تعداد دانلود : ۲۰۹۱
مسئله روزافزون روابط جنسی فرازناشویی به عنوان یکی از عوامل آسیب زا در ساختار و ثبات خانواده، توجه بسیاری از متخصصان و پژوهشگران را به خود جلب کرده است. این پژوهش از میان عوامل متعدد روانی ـ اجتماعی مؤثر در این زمینه به بررسی سبک دلبستگی و روابط جنسی فرازناشویی در میان زنان پرداخته است. به منظور رسیدن به اهداف پژوهش ابتدا 55 نفر از زنان متاهلی که به علت داشتن روابط نامشروع در مرکز مبـارزه بـا مفاسد اجتماعی شهر تهران بازداشت شده بودند، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گروه کنترل نیز شامل 70 نفر از زنانی که روابط فرازناشویی نداشتند، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. هر دو گروه پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان هازان و شیور را پر کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها علاوه بر محاسبه فراوانی، درصد فراوانی، میانگین و نمودارهای مربوطه، از آزمون خی دو و ضریب فای و کرایمر استفاده شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین سبک دلبستگی ناایمن و روابط فرازناشویی رابطه وجود دارد (01/0P<) و زنانی که سبک دلبستگی ناایمن خصوصاً سبک ناایمن اجتنابی دارند رابطه فرازناشویی بیشتری دارند (05/0P<). علاوه بر این مشخص شد که بین میزان تحصیلات و روابط فرازناشویی رابطه وجود دارد. به این معنی که میزان روابط فرازناشویی در میان زنان با تحصیلات پایین بیشتر است (01/0P<).
۱۱۷۵.

اهمیت ازدواج و تعیین کننده های آن با تأکید بر نقش نگرش و تجربه جنسی قبل از ازدواج در دختران دانشجو در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۲ تعداد دانلود : ۵۱۹
هدف این مقاله، بررسی اهمیت ازدواج و عوامل تعیین کننده آن با تأکید بر نگرش و تجربیات جنسی در دختران است. به این منظور، پیمایشی در بین 1055 دانشجوی دختر دانشگاه های دولتی و آزاد شهر تهران طی سال های 1398-1397 انجام شد. داده ها توسط پرسشنامه آنلاین و به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای جمع آوری شد. میانگین سنی دختران 21.2 سال (انحراف معیار=3.32) بود که 76 درصد آنها قصد ازدواج داشتند، ولی سهم مهمی (60 درصد) از آنها از ازدواج خود در 5 سال آینده اطمینان نداشته و 62 درصد نیز ادامه تحصیل را بر ازدواج اولویت می دادند. ازدواج برای حدود نیمی از دختران (51 درصد) اهمیت داشت. برخی نگرش های آزاد جنسی نیز در دختران مشهود بود. گرچه در تحلیل های دومتغیره، متغیر تجربه جنسی با اهمیت کمتر ازدواج رابطه معناداری داشت ولی مدل های رگرسیون چندگانه نشان داد که مهمترین تعیین کننده های اهمیت ازدواج عبارتند از: پایبندی مذهبی، نگرش جنسی مبتنی بر پاکدامنی (حفظ بکارت) و خوش بینی کمتر نسبت به فرصت ازدواج. باتوجه به نتایج این مطالعه، سیاست گذاری های ازدواج، علاوه بر فراهم کردن شرایط اقتصادی تشکیل خانواده، لازم است سازگار کردن مقوله ازدواج با ادامه تحصیل دختران، و تغییرات نگرشی در نسل جدید را در نظر گیرد.
۱۱۷۶.

نقش ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی، دشواری در تنظیم هیجان و احساس تنهایی در پیش-بینی ترس از صمیمیت در زنان کارگر جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۹ تعداد دانلود : ۴۳۸
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی، دشواری در تنظیم هیجان و احساس تنهایی در پیش بینی ترس از صمیمیت در زنان کارگر جنسی بود. این پژوهش به لحاظ روش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان مراجعه کننده به مراکز گذری کاهش آسیب ( DIC ) شهر تهران در شش ماه دوم سال 1399 بودند که از میان آنها به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 50 نفر وارد پژوهش شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ترس از صمیمیت (دسکانتر و تلن، 1991)، مقیاس ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی (لاگاردیا و همکاران، 2000)، پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان (گریتز و روئمر، 2004) و فرم کوتاه شده مقیاس احساس تنهایی اجتماعی - عاطفی بزرگسالان (دی توماسو و همکاران، 2004) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی همزمان استفاده شد. یافته ها نشان داد احساس تنهایی و دشواری در تنظیم هیجان با ترس از صمیمیت رابطه مثبت و معنادار و ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی با ترس از صمیمیت رابطه منفی و معنادار داشتند (01/0 P< ). همچنین نتایج رگرسیون نشان داد که ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی، دشواری در تنظیم هیجان و احساس تنهایی توانستند 76/0 ترس از صمیمیت را در زنان کارگر جنسی پیش بینی کنند (05/0 P< ). با توجه به اینکه ترس از صمیمیت در زنان کارگر جنسی از عدم ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی، دشواری در تنظیم هیجان و احساس تنهایی تاثیر می پذیرد، برگزاری کارگاه های آموزشی مبتنی بر این مفاهیم در این دسته از زنان ضروری به نظر می رسد.
۱۱۷۷.

اثربخشی توانمندسازی روان شناختی بر مبنای نظریه روان شناسی فردی آدلر بر عزت نفس جنسی و کیفیت روابط زناشویی زنان داری تعارضات زناشویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۶۵۷
هدف پژوهش، بررسی اثربخشی توانمندسازی روان شناختی بر مبنای نظریه روان شناسی فردی آدلر بر عزت نفس جنسی و کیفیت روابط زناشویی زنان داری تعارضات زناشویی بود. در این پژوهش از روش پژوهش، نیمه آزمایش و از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. نمونه ی آماری پژوهش شامل 30 از زنان با تعارضات زناشویی شهر کرمانشاه در سال 1397 بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند (هر گروه 15 نفر). ابتدا همه ی نمونه ها به پرسشنامه های تجدیدنظر شده تعارضات زناشویی براتی و ثنایی (1372)، عزت نفس جنسی برای زنان دویل زینا و اسچوارز (1966) و پرسشنامه تجدیدنظر شده کیفیت روابط زناشویی باسبی، کران، لارسن و کریستنسن (1995) پاسخ دادند و سپس مداخله داستان زندگی برای گروه آزمایش در 18 جلسه اجرا شد و درنهایت، پس آزمون از زنان با تعارضات زناشویی گروه آزمایش و کنترل گرفته شد و به منظور تجزیه وتحلیل نتایج، از روش تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان داد که توانمندسازی روان شناختی بر مبنای نظریه روان شناسی فردی آدلر بر عزت نفس جنسی و کیفیت روابط زناشویی زنان داری تعارضات زناشویی گروه آزمایش مؤثر بوده است.
۱۱۷۸.

بررسی تأثیر اسیدآمینه L–آرژنین موضعی بر روی عملکرد جنسی زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی منتخب شهر اصفهان سال 90-1389(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۵۹ تعداد دانلود : ۹۲۵
زمینه و هدف: اختلال در عملکرد جنسی زنان شایع بوده و باعث کاهش کیفیت زندگی آنان می گردد. ترکیبات حاوی اسید آمینه L– آرژنین به لحاظ تئوری باعث اتساع عروق ناحیه ژنیتال زن شده و می تواند با افزایش جریان خون؛ باعث افزایش تحریک پذیری جنسی گردد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر اسید آمینه L– آرژنین موضعی بر روی عملکرد جنسی زنان می باشد. مواد و روش ها: مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی دوگروهی (دارای گروه کنترل) دوسوکور می باشد. در پژوهش حاضر 76 خانم 19 تا 58 ساله که از عملکرد جنسی خود رضایت نداشتند، وارد مطالعه شدند تا به مدت 4 هفته از داروی فعال (ژل حاوی L – آرژنین) یا ژل دارونما (قبل از هر بار نزدیکی) به طور موضعی روی ژنیتال خارجی استفاده کنند. از این تعداد به طور تصادفی نیمی(38 نفر) در گروه تجربی (ژل حاوی L– آرژنین) و نیمی در گروه شاهد (ژل دارونما) قرار گرفتند. با استفاده از شاخص عملکرد جنسی زنان روزن (FSFI یا Female Sexual Function Index Rosen) ، عملکرد جنسی دو گروه قبل و 4 هفته پس از اجرای مداخله، به کمک نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد، در هر دو گروه شاخص عملکرد جنسی زنان (FSFI) در کل مقیاس و در تک تک حوزه ها شامل: میل جنسی؛ تحریک جنسی(برانگیختگی)؛ رطوبت مهبلی؛ ارگاسم؛ رضایتمندی جنسی و درد جنسی، بعد از مداخله به طور معنی داری بهبود یافت (001/0> P)، اما دو گروه از نظر بهبود عملکرد جنسی بعد از مصرف دارو (در کل مقیاس و تک تک حوزه ها) تفاوت آماری معنی داری با هم نداشتند (05/ 0< P). نتیجه گیری: در مطالعه حاضر L – آرژنین موضعی (ژل فموره) و ژل دارونما هردو به یک نسبت باعث بهبودی عملکرد جنسی زنان گردید و بین این دو دارو تفاوتی وجود نداشت.
۱۱۷۹.

سنجش تأثیر اعتیاد و وضعیت سرپرستی بر کودک آزاری جنسی با تمرکز بر نمونه های به دست آمده از مراکز اورژانس اجتماعی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۰ تعداد دانلود : ۴۳۷
زمینه: هدف اصلی پژوهش حاضر شناخت علل مؤثر بر کودک آزاری جنسی کودکان دختر و پسر زیر پانزده سال در بین مراجعه کنندگان به چهار مرکز اورژانس اجتماعی واقع در استان تهران است. روش: بدین منظور دو شاخص اعتیاد والدین به الکل یا مواد مخدر و وضعیت سرپرستی کودکان، به عنوان عوامل مؤثر موردبررسی قرار گرفت. هریک از این عوامل با استفاده از پرسش نامه پژوهشگرساخته و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از نرم افزار spss و آزمون های آماری رابطه میان متغیرها موردسنجش واقع گردید و میزان همبستگی ها موردتجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل پرونده های کودک آزاری جنسی ارجاعی به اورژانس اجتماعی، بیانگر آن است که بین کودک آزاری جنسی و دو شاخص اعتیاد والدین به الکل یا مواد مخدر و وضعیت سرپرستی کودکان از نظر آماری رابطه معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: آزمون فرضیات حکایت از آن دارد که عوامل زیادی ازجمله علل خانوادگی و اجتماعی در بروز آزاردیدگی کودکان نقش دارند. خطر آزار جنسی در کودکانی که تک والد بوده یا والدین معتاد دارند، بیشتر است. باتوجه به ضرورت شناسایی این عوامل درجهت پیشگیری از بزه دیدگی کودکان، کمک به شناخت این عوامل ضروری است و تحقق این امر بدون همکاری نهادهای دولتی با سازمان های مردم نهاد غیردولتی و مشارکت فعال خانواده ها امکان پذیر نخواهد بود.
۱۱۸۰.

مقایسه ویژگی های شخصیتی، اختلالات روانی و اختلال هویت جنسی زوجین در معرض طلاق و زوجین عادی (مطالعه موردی: معلمان ابتدایی شهر صحنه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۴ تعداد دانلود : ۴۵۰
هدف از پژوهش حاضر مقایسه ویژگی های شخصیتی، اختلالات روانی و اختلال هویت جنسی زوجین در معرض طلاق و زوجین عادی در معلمان ابتدایی شهر صحنه هستیم. در پژوهش حاضر که به منظور بررسی و مقایسه ویژگی های شخصیتی، اختلالات روانی و اختلال هویت جنسی زوجین در معرض طلاق و زوجین عادی گرفته است، با توجه به هدف کاربردی و شیوه اجرا علی مقایسه ای است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه زوج های طلاق در بین معلمان ابتدایی شهر صحنه است که در فاصله زمانی بهمن ماه 1396 تا بهمن 1397 در شهر صحنه زندگی می کنند. در واقع، جامعه زوج های متقاضی طلاق آن زوج هایی هستند که در فاصله زمانی مذکور جهت تقاضای طلاق به دادگستری صحنه مراجعه نموده اند. نمونه تحقیق 15 نفر از زوجین متقاضی طلاق و 15 نفر از زوجین عادی ساکن شهر صحنه بودند که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه است در این پژوهش از پرسشنامه های پرسشنامه پنج عاملی شخصیت نئو (2004)، پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی خصوصیات مربوط به ازدواج، پرسشنامه بالینی چند محوری میلون (1997) و پرسشنامه سنجش اختلال هویت جنسیتی (1390) استفاده شد. نتایج نشان داد که بین بین ویژگی های شخصیتی در زوجین متقاضی طلاق با زوجین عادی، بین اختلالات روانی در زوجین متقاضی طلاق با زوجین عادی و بین اختلال هویت جنسی در زوجین متقاضی طلاق با زوجین عادی تفاوت معناداری وجود دارد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان